وطن درچمدان؛

بررسی ریشه فرهنگی اختلاس

بررسی ریشه فرهنگی اختلاس
در اخبار درباره اختلاس در کشور مطلع می‌شویم. کسانی که پول هنگفتی از بیت‌المال محرومان و مظلومان به جیب زده و بعضاً ب خارج گریخته‌اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمود آوینی جامع شناس در مطلب ارسالی به سپاس نوشت: این مختلسان که اخیراً با پسوند «گر» متصف شده و «اختلاس‌گر» می‌نامندشان، از زوایای مختلفی قابل تحلیل‌اند که تحلیل این یاداشت، نه قانونی که از نگاه جرم و بزه بررسی کند و نه اقتصادی است که از لحاظ ضرر و زیان ب اقتصاد مملکت بررسی کند. بلکه از زاویه وطن دوستی و هویتی در صدد چرایی این پدیده شوم است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سپاس ,

دزدی و اختلاس در چه ریشه دارند؟ سیاست آشفته؟ اقتصاد بهم ریخته؟ قوانین نارسا؟ و یا فرهنگ؟ و شاید همه‌ی این عوامل دخیل اند؟؟

,

البته عوامل متعددی موجود است اما آنچه اساساً، مبناست، فرهنگ است ک دیگر عوامل را متأثر ساخته.

,

وطندرچمدان لقب عده‌ای از منورالفکرانی بود که در عهد قاجاری و پس از جلای وطن، متوجه شدند که کشوری به نام «ایران» می‌توانسته است بروی نقشه جغرافیا وجود داشته باشد.

,

پس از آن در هنگامه تبعید رضا میرپنج (شهریور بیست) در ادبیات سیاسی رایج شد و کاملترین مصداقش پس از کودتای مرداد سی و دو و بازگشت محمدرضا از ایتالیا و بخصوص گران شدن نفت در اوایل دهه پنجاه، قوت گرفت.

,

در این دوره که ارتباط با خارج گسترش یافت و تصویری بهشت‌گونه از غرب متجدد ارائه می‌شد، ابتدا کارگزاران حکومتی و ابنائشان، تازه ب دوران رسیده‌ها و سپس تمامی غرب‌زدگان را تحت شعاع مغناطیس خود قرار داد. و مانور اشرافیت، برندنمایی، مارک‌پوشی، لوکس سواری، و ... سکه رایج شد. و از اینجا «پول» جای وطن و هرنوع ایدئولوژی و معنویتی را گرفت و راه‌گشای هر دلبخواهی‌ای معرفی شد.

,

مصداق امروزش، روحیه‌ی کاروانی و احساس موقتی است ک در دولت پیر و خسته شاهدیم و به هر چیزی، نگاه کوتاه مدت دارد. وزرای میلیاردی با دختران مظلومشان، یکی قاچاق پوشاک، دیگری دارو، سومی پیمانکاری راه‌آهن و پسران لاکچری با تابعیت های مضاعف، تداعی‌گر بی‌تابعیّتانی است که همیشه در سفر هستند و وطن در چمدان. این گزارش‌هایی که وزارت اطلاعات و مجلس و دیگر نهادها از مدیران دوتابعیتی منتشر کرده‌اند، گویای فرهنگ بی‌شرفی و وطن در چمدان است که این دولت، نماینده آن محسوب می‌شود.

,

کشور زمانی می تواند در مسیر پیشرفت حرکت کند که مردم بدانند چ چیزهایی را قدر بگذارند و ارزشهایشان را بزرگ دارند. اگر مردم، کشورشانْ ایران را نشناسند، نخواهند توانست به آن دلبستگی پیدا کنند و ارزشی قائل شوند. وقتی اینچنین شد، دوپاسپورته‌ها (دولتیان چندتابعیتی) به آن به چشم یک کانون ثروت‌اندوزی نگاه میکنند و نه بیشتر. کانونی که «تا توانی بخور به رانت خویش». شعار اینان در همیشه تاریخ این بوده است:

,

وطن آنجاست کازاری نباشد//کسی را با کسی کاری نباشد

, وطن آنجاست کازاری نباشد//کسی را با کسی کاری نباشد,

یک کشور بدون احساس همبستگی و مسئولیت اجتماعی، نمی‌تواند بر سرِ پا بماند، پس بیاییم با وحدت همه‌ی ایران‌دوستان و دلسوزان، ایران و انقلاب را در این ظلمات جهانی، ب پیش ببریم و حیات ملی را در پرتو تمدن نوین اسلامی رقم زنیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه