به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، چند روزی از دیدار رهبر انقلاب با خانواده شهدای امنیت میگذرد اما هنوز شور و نشاط این دیدار در بین خانوادهها به وضوح دیده میشود. دیداری که در آن خانواده شهدای امنیت با مقام معظم رهبری درد دل کردند و حضرت آقا به این خانوادهها توصیه نمودند همیشه با نشاط و پرانگیزه باشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,"حسن دستگیرزاده" جانباز تبریزی و یکی از چهرههایی است که در دیدار با رهبر معظم انقلاب به همراه خانوادهاش حضور داشت. وی با همسر شهید صفری که از شهدای امنیت است ازدواج کرده و حاصل این ازدواج فرزند کوچکی به نام محمد طاهاست. پای حرف این جانباز روشندل که در سال 86 در منطقهای نزدیک به سلماس دو چشم ظاهریاش را از دست داده نشستیم تا از حال و هوای دیدار خانواده شهدای امنیت با رهبر انقلاب سخن بگوید.
,آناج: دیدار با مقام معظم رهبری چه حال و هوایی داشت؟
,این دیدار بسیار ساده و صمیمی برگزار شد و بنده نیز که به عنوان همسرِ، همسر شهید و جانباز حضور داشتم شعری خواندم که رهبر انقلاب بسیار از آن خوششان آمد:
,الله یولوندا اولدولار قرآنه قربان گوزلریم/ ظاهر ده گرچه گورمیری، پنهان دا بینا گوزلریم
,چوخ گوزلی وار گورمز ولی/ نور حقیق گورماخلیغا، بینا دیر الان گوزلریم
,نامحرمی گورماخلیغا یوخ اشتیاقیم ذرهای/ مهدی جمالین گورماغا، لایق دی الان گوزلریم
,ایشان از قسمت "چوخ گوزلی وار، گورمز ولی" بسیار خوششان آمد و آن را مورد بحث قرار دادند.
,آناج: آیا برای اولین بار بود که با مقام معظم رهبری دیدار داشتید؟
,خیر قبلا در دیدارهای عمومی مردم آذربایجان به مناسبت 29 بهمن به دیدار رهبر انقلاب آمده بودم اما وقتی در اتاقی که حضرت آقا حضور دارند قرار میگیری به واقع بسیار خوشحالتر میشوی. فکر نمیکردم که بتوانیم حضرت آقا را از این فاصله نزدیک ببینیم اما وقتی برای نماز ظهر منتظر ایشان بودیم همه به سمت جلو برگشته بودند که رهبری از این سو خواهند آمد اما ایشان از قسمت پشت به جمعیت آمدند و خانوادهها به صورت کوچه مانند کنار رفتند و ایشان وارد شدند و اولین نفری که ایشان احوال پرسی کردند من بودم و بنده را در آغوش گرفتند.
,باورم نمیشد از این نزدیک با حضرت آقا دیدار داشته باشم چون اکثر میگفتند اجازه نمیدهند ایشان را در آغوش بگیریم اما این اتفاق افتاد و وقتی ایشان میخواستند حرکت کنند دستشان را بوسیدم که ایشان دست مرا گرفتند و انگشترشان را به من هدیه کردند و این تنها دیدار ایشان قبل از نماز بود که باعث افتخار من شد.
,بعد از نماز گرد حضرت آقا نشستیم و دو کودکی که ایستادند؛ محمدطاها پسر من بود که عکس قبل از مجروحیت من را در دست داشت و زهرا فرزند شهید صفری که عکس پدر شهیدش را در دست داشت.
,

, آناج: مقام معظم رهبری در این دیدار چه توصیهای به شما و دیگر خانوادههای شهدا داشت؟
,پدر یکی از شهدا برای ایشان تعریف میکردند که پیر شده و دیگر توان کار ندارم اما حضرت آقا به آن پدر شهید و ما توصیه کردند که هر قدر کار کنید بهتر است و یکجا نایستید تا در جامعه عقب نمانیم. ایشان مدام تاکید داشتند که خدا سایه شما خانواده شهدا را از سر ما کم نکند و ما پنج خانواده را مورد تفقد قرار دادند.
,بسیاری از کسانیکه در این دیدار بودند طلب انگشتر و یا حتی عبا از ایشان میکردند و من هم به عنوان همسرِ، همسر شهید شعری برایشان خواندم و از فعالیت جانبازان بصیر و حرکت دوچرخه سواری تبریز تا تهران برای بزرگداشت ارتحال امام را توضیح دادم. برایشان توضیح دادم که اگرچه نابینا هستیم اما دوبار به قلههای سبلان و دماوند صعود کردیم و حتی برایشات توضیح دادم که زمانی که در سال 93 که ایشان نقاهتی داشتند در صعود به دماوند برایشان دعا میکردم. حضرت آقا نیز به محافظشان اشاره کردند که بله آن زمان من در بیمارستان بودم.
,آناج: کلیدیترین توصیهای که حضرت آقا به شما و سایرین داشتند چه بود؟
,ایشان مدام تاکید داشتند که خدا سایه خانواده شهدا را از سرما کم نکند و خطاب به یکی از پدران شهدا فرمودند جایی که شما نام بردید تپه جاسوسان نیست بلکه مانند دیواری است که من تعجب کردم که ایشان چطور به خوبی اینجا را میشناسند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه