چقدر این پیرهن کهنه ، میاید به تنت…

چقدر این پیرهن کهنه ، میاید به تنت…
اسماعیل ملایی شاعری از جنوب کرمان با شعر خود یاد شهدا را در هفته دفاع مقدس زنده کرد .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کرمان  هنر ، شعر زیر از اسماعیل ملایی شاعر کرمانی در رابطه با شهدا می باشد که در هفته دفاع مقدس سروده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کرمان  هنر,

چشم واکن که رسیده است تنت در وطنت

,

چقدر این پیرهن کهنه ، میاید به تنت

,

آمدی از سفر اما چه غریبانه ، چه دیر

,

همچو قنداقه ی اصغر شده خونین کفنت

,

سالها چشم به دردوخته بودم بابا

,

تا مگر زنده کند چشم مرا پیرهنت

,

چشم واکن که درختان تو رعنا شده اند

,

قد کشیده پسر کوچک شیرین سخنت

,

انتظار تو شکیبا شکسته کمر پیر مرا

,

مادرت تاب نیاورد ببوسد دهنت

,

کاش لیکو بزند ، راه بخواند خورشید

,

ماه تکرار کند لحظه ی پرپر زدنت

,

روبه افق ننشستم که بیایی روزی

,

سر این کوچه بسازم قفسی از بدنت

,

سرو برگشته ی پیروز من آسوده بخواب

,

چشم بر هم بده در خاک زمین وطنت

,

لازم به ذکر است لیکو وراه  نوعی عزاداری درجنوب کرمان می باشد.

,

انتهای پیام/ه

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه