یادداشت/
شب چله
شبی که فرصت جمع شدن کوچک و بزرگ فامیل را در خانههای باصفا فراهم کرده بود همان "شب چله" دوستداشتنی بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ آنطور که نوشتهشده شب یلدا یا به قول اراکیها شب "چله" در اراک رسوم خاص خود را دارد، بدین شکل که اراکیها از قدیم یلدا را در سه شب متوالی "چله بزرگه"، "چله وسطی" و "چلهکوچیکه" برگزار میکردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,همین موضوع بهانه باهم بودن و جمع شدن خویشان و آشنایان را به دور کرسیهایی که جزء جداییناپذیر خانههای آن روزها در حوالی زمستان بود، را فراهم میکرده است.
در این شبها کوچکترهای فامیل دیدار خود را با بزرگترها و سالخوردگان، با پدربزرگ و مادربزرگها تازه میکردند دور کرسی جمع میشدند اما منبع اصلی گرما صفا و محبتی بود که حضور بزرگان به جمع میبخشید.
در آستانه این شب از بزرگ و کوچک همه در تکاپوی مهیای تنقلات شب یلدا بودند. پدربزرگها و پدرها با خرید میوه و خشکبار مختصر و مادربزرگها و مادرها با آمیختن مواد مختلف باذوق و سلیقه خود شور و شوق خود را از رسیدن آن شب به نمایش میگذاشتند. آجیل که اجزای اصلی آن نخودچی و کشمش و میوههای خشکشده از برگ هلو و زردآلو بود. ظرفهای اناردانه شده، ظرفهای کَف لَمه ، باسلقهای خانگی و کدوهای پخته، زردک و لبو و تخمهها و مغزهای بادام و گردو که در خانه آماده میشد زینتبخش سینیهای مسی کنگرهدار آن زمان بود.
شبی که فرصت جمع شدن کوچک و بزرگ فامیل را در خانههای باصفا فراهم کرده بود همان "شب چله" دوستداشتنی بود که بچههای کوچک و بازیگوش بیش از دیگران انتظارش را کشیده بودند چراکه فرصت خوبی بود که از خود مفصل پذیرایی کنند و دلی از عزای تنقلات دوستداشتنی دربیاورند.
خواندن شعرهای کهن و داستانهای افسانهای شاهنامه و حافظ و سعدی و یاد بزرگان تاریخ نُقل شیرین مجلس بود.
آن روزها که خبری از آجیلها لاکچری نبود، روزهایی که ارمغان پستههای خندان غم خجالت بر چهره پدران زحمتکش نبود، روزهایی که بهجای شکلاتهای برند کشمشهای سایهخشک کام همگان را شیرین میکرد همه برای رسیدن به این شب شوق وافر داشتند. خانمهای خانه با کدبانوگری خود با همان مختصر خوراکیهایی که در خانه داشتند سفرههایی چنان رنگین برای این شب مهیا میکردند که نهتنها بزرگ و کوچک را به دور خود میخواند که هنوز که هنوز است وقتی بزرگترها یاد قدیم میکنند طعم بینظیر آن را دردهان خود حس میکنند و همین طعمهای خاص نوستالژیک است که بین خاطرهها لبخندی میشود که در نگاه گوینده جا خوش میکند.
الآن دیگر خبری از شب چله بزرگ و کوچک و متوسط نیست، الآن چله ها فقط کوچکاند، خیلی کوچک.
روزهایی بود که بهجای تلویزیونهای چند اینچی پدربزرگها و مادربزرگهایی که سینهشان مخزن تجربه و حکایت بود، مرکز توجه بودند.
آن زمان که خبری از گوشی و پیامرسان و اپلیکیشن و چه و چه نبود و گوشها هنوز با هندزفری ها پر نشده بود، شب یلدا فرصتی بود برای اینکه بیشتر از همنشینی با یکدیگر بهره ببرند. در این روزها و شبها "شوقات" بود که شوق همنشینی را دوچندان میکرد.
اکرم شهوه
انتهای پیام/
همین موضوع بهانه باهم بودن و جمع شدن خویشان و آشنایان را به دور کرسیهایی که جزء جداییناپذیر خانههای آن روزها در حوالی زمستان بود، را فراهم میکرده است.
,در این شبها کوچکترهای فامیل دیدار خود را با بزرگترها و سالخوردگان، با پدربزرگ و مادربزرگها تازه میکردند دور کرسی جمع میشدند اما منبع اصلی گرما صفا و محبتی بود که حضور بزرگان به جمع میبخشید.
,در آستانه این شب از بزرگ و کوچک همه در تکاپوی مهیای تنقلات شب یلدا بودند. پدربزرگها و پدرها با خرید میوه و خشکبار مختصر و مادربزرگها و مادرها با آمیختن مواد مختلف باذوق و سلیقه خود شور و شوق خود را از رسیدن آن شب به نمایش میگذاشتند. آجیل که اجزای اصلی آن نخودچی و کشمش و میوههای خشکشده از برگ هلو و زردآلو بود. ظرفهای اناردانه شده، ظرفهای کَف لَمه ، باسلقهای خانگی و کدوهای پخته، زردک و لبو و تخمهها و مغزهای بادام و گردو که در خانه آماده میشد زینتبخش سینیهای مسی کنگرهدار آن زمان بود.
,شبی که فرصت جمع شدن کوچک و بزرگ فامیل را در خانههای باصفا فراهم کرده بود همان "شب چله" دوستداشتنی بود که بچههای کوچک و بازیگوش بیش از دیگران انتظارش را کشیده بودند چراکه فرصت خوبی بود که از خود مفصل پذیرایی کنند و دلی از عزای تنقلات دوستداشتنی دربیاورند.
,خواندن شعرهای کهن و داستانهای افسانهای شاهنامه و حافظ و سعدی و یاد بزرگان تاریخ نُقل شیرین مجلس بود.
,آن روزها که خبری از آجیلها لاکچری نبود، روزهایی که ارمغان پستههای خندان غم خجالت بر چهره پدران زحمتکش نبود، روزهایی که بهجای شکلاتهای برند کشمشهای سایهخشک کام همگان را شیرین میکرد همه برای رسیدن به این شب شوق وافر داشتند. خانمهای خانه با کدبانوگری خود با همان مختصر خوراکیهایی که در خانه داشتند سفرههایی چنان رنگین برای این شب مهیا میکردند که نهتنها بزرگ و کوچک را به دور خود میخواند که هنوز که هنوز است وقتی بزرگترها یاد قدیم میکنند طعم بینظیر آن را دردهان خود حس میکنند و همین طعمهای خاص نوستالژیک است که بین خاطرهها لبخندی میشود که در نگاه گوینده جا خوش میکند.
,الآن دیگر خبری از شب چله بزرگ و کوچک و متوسط نیست، الآن چله ها فقط کوچکاند، خیلی کوچک.
,روزهایی بود که بهجای تلویزیونهای چند اینچی پدربزرگها و مادربزرگهایی که سینهشان مخزن تجربه و حکایت بود، مرکز توجه بودند.
,آن زمان که خبری از گوشی و پیامرسان و اپلیکیشن و چه و چه نبود و گوشها هنوز با هندزفری ها پر نشده بود، شب یلدا فرصتی بود برای اینکه بیشتر از همنشینی با یکدیگر بهره ببرند. در این روزها و شبها "شوقات" بود که شوق همنشینی را دوچندان میکرد.
,اکرم شهوه
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه