طنزنامه صبح زاگرس:

ماجرای ننه سرما، شب یلدا و کلید عمو حسن!

ماجرای ننه سرما، شب یلدا و کلید عمو حسن!
قیمت پسته و میوه شده بود قیمت خون آدم ها !! ننه پسته ها امروز به ریش مش رحمت هم خندیدند و ابروهاشون رو بالا انداختند، و گفتند: حالا منم شاد شاد حالا تویی دردمند! ماهم از خجالت که دیدیم پسته ها حق دارند، دست و پا شکسته برگشتیم خونه و در رو قفل کردیم که مبادا پسته ها برای مسخره کردن ما تا دم در خونه هم بیان.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح زاگرس؛ گروه طنز - یلدا خانم موهای بلندش را شانه زده حرکت کرد، به سمت خونه مادر بزرگ و بابابزرگ تا حسابی دلشون رو شاد کنه.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس؛, , گروه طنز, گروه طنز, گروه طنز, - ,

 

,

تا دم در خونه اومد، اما هیچ صدایی نمی شنید، همه جا را سکوت فرا گرفته بود؛ نه صدایی نه هواری یلدا خانوم که تا حالا این منظره را به چشم خود ندیده بود، اومدکه برگرده که ننه سرما اومد، و دستشو گرفت گفت: بیا بیا!! ببین که این عمو زنجیرباف چنان بدبختی بر سرما آورده، از خجالت و شرم نمی خواستیم در را برات باز کنیم.

,

 

,

یلدا گفت: ننه جون چی شده آخه؟ دلت میاد عمو حسن رو میگی؟ عمو به این ماهی کی دیده کی دیده؟ گفت هیچی ننه جون  با مش رحمت رفته بودیم خرید میوه و پسته که تو امشب مهمان مایی ازت پذیرایی کنیم.

,

 

,

اما ننه جون چشت روز بدنبینه قیمت پسته و میوه شده بود، قیمت خون آدم ها !!  ننه پسته ها امروز به ریش مش رحمت هم خندیدند و ابروهاشون رو بالا انداختند، و گفتند: حالا منم شاد شاد حالا تویی دردمند! ماهم از خجالت که دیدیم پسته ها حق دارند، دست و پا شکسته برگشتیم خونه و در رو قفل کردیم که مبادا پسته ها برای مسخره کردن ما تا دم در خونه هم بیان.

,

 

,

وقتی تو اومدی فکر کردیم، عمو حسن اومده باکلید های قلابی ترسیدیم در را باز کنیم، اما مش رحمت می گفت: این صدای پای یلداجونه برو دررو باز کن تا برنگشته.

,

 

,

 امشب هم هیچی توخونه نداریم و به جای هندونه سیب زمینی آب پز برات گذاشتیم ببخش که هنوز نپخته ، چون دیگه گازهم نداریم، گازمون رو صدقه سری عموحسن قطع کردند.

,

 

,

امشب عمو حسن به مش رحمت پیام داده که کسایی که شب یلدا پسته و میوه نگرفتند، فردا پسته ها رو می ریزیم توعلف های جلوی خونه گاو ها به جای ریشخند امروز پسته ها شما هم فردا بیاین به پسته ها بخندین و برید، ولی حق ندارید به پسته ها دست بزنید، چون خیلی حساسن و امکان داره که این بار باصدای بلندتری بهتون بخندن که شب ها هم نتونید دیگه حتی توخونه تون بخوابید، پس فردا صبح بیاین به جای اون یارانه این ماه تون پسته ها رو یه دل سیر بهشون بخندین.

,

 

,

  نوش جونتون  دیگه هم غصه نخوریدعزیزای دل عمو تا کلیدای عموحسن هست، شما که نباید غصه بخورید.

,

 

,

تا فرداشب و وعده عموحسن کلید ساز و یه یلدای دیگه و یه کلید قلابی از دست عموحسن خدانگهدارتون.

, تا فرداشب و وعده عموحسن کلید ساز و یه یلدای دیگه و یه کلید قلابی از دست عموحسن خدانگهدارتون., تا فرداشب و وعده عموحسن کلید ساز و یه یلدای دیگه و یه کلید قلابی از دست عموحسن خدانگهدارتون.,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه