همینکه تو مادر زهرایی کافی است
تو واسطهای تا امابیها را، ام الائمه را، همسر علی(ع) را، مادر حسنین(ع) را و ختم کلام، سیده النساء العالمین را به دنیا بیاوری. تو کیستی خدیجه(س) که این چنین فرصتی را به تو بخشیدهاند؟![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ ده سال که از بعثت پیامبر خدا گذشت، زمان رفتنت فرارسیده بود. رفتنی که غم را در کنار تمامی مشکلات رسول خدا همسایه او میساخت. غمی که تسکینش ساده نبود و گویا قلب پیامبر خدا فقط به بشارتها و مژدههای جبرئیل آرام میگرفت. البته که نظاره در دختری که از تو بود هم بخشش آرامشی داشت شگرف، زیرا دختر تو زهرا(س) بود، دختری که تو فقط باید او را مادری میکردی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,همینکه تو مادر زهرایی کافی است
اینکه چه میشود و اینکه از کدامین دامان پاک رشد یافتهای که تو را برمیگزینند برای مادری زهرا(س) خود گویای بسیار کراماتی است که اصلاً نیاز به بیان ندارد. اینکه قرار است برترین زنان عالم را حمل کنی و به دنیا بیاوری و رشد دهی خود تمام ماجرا را بیان میکند. همینکه گویند فاطمه (س) از همان دوران جنینی تو را همصحبت خود برگزید و سنگ صبور تنهاییها و گرفتاریهای برآمده از بیمهریهای زنان قریش بود برای هر اهلدلی کافی است که بفهمد تو کیستی. توهمانی که فقط تو میتوانستی مادر زهرا باشی و توهمانی که فقط چون فاطمه زهرایی میتوانست فرزند تو باشد. توهمانی که چون پیامبری میتوانست همسر تو و چون تویی میتوانستی همسر پیامبر خدا باشی.
خدیجه توهمانی که ساره و آسیه و دختر عمران و دختر شعیب به بالینت میآیند تا کوثر عطاشده از طرف خدا را آسوده و خالی از هر تنهایی و ترسی بر زمین بگذاری. تو واسطهای تا امابیها را، ام الائمه را، همسر علی(ع) را، مادر حسنین(ع) را و ختم کلام، سیده النساء العالمین را به دنیا بیاوری. تو کیستی خدیجه که این چنین فرصتی را به تو بخشیدهاند؟!
تو را به بهشت چه بشارتها که ندادند
چگونه هم پای پیامبر خدا راه پیمودی و همراهیاش کردی و چگونه شدی محرم اسرار او، که خدا جبرئیلش را برای مژده دادن به تو مأمور میکند. مژدهای زن، که تو را بهترینها در انتظار است.
آری توهمانی که پیامبر (صلی الله علیه واله) فرمود: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! این خدیجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان و بشرها بیت فی الجنه من قصب لاصخب و لانصب، و او را به خانهای از یک قطعه (از زبرجد) در بهشت که در آن رنج و ناآرامی نیست، مژده بده»
چه خوب که در کنار بهترین زنان عالم خواهی بود و مژده از این بالاتر که زهرا از تو باشد و تو از زهرا و تو با زهرا باشی و زهرا با تو. مریم بنت عمران با تو باشد و تو با او و تو چه کراماتی داری که در کنار چنین زنانی جایت میدهند.
امیر مؤمنان علی (علیهالسلام) فرمود: «سادات نساء العالمین اربع: خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم و مریم بنت عمران؛ سرور بانوان دو جهان چهار بانو است که عبارتند از: خدیجه، فاطمه، آسیه و مریم»
بهشت در انتظار توست
اصلاً بهشت تو را در انتظار است. بهشت پاکی از تو میگیرد و خاضعانه به مسیر قدمهایت بهترین فرشهای بهشتی را و در مسیر نگاهت پرعمقترین انوار را میگستراند. بهشت آنچنان به دیدار تو مشتاق ست که گویا خود را آماده بهترین مهمانیها و بهترین پذیراییهایش کرده. بهترین خانههایش را و بهترین لباسهایش را آماده ساخته تا تو را پذیرا باشد چراکه تویی حرمت بهشت و بهشت به چون شما زنانی حرمت مییابد و همین است که رسول خدا (ص) فرمود: «اشتاقت الجنه إلی أربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم زوجه فرعون و هی زوجه النبی، فی الجنه و خدیجه بنت خویلد زوجه النبی فی الدنیا و آلاخره و فاطمه بنت محمد»
بهشت مشتاق چهار زن است: ۱- مریم دختر عمران ۲- آسیه دختر مزاحم- همسر فرعون، که همسر پیامبر در بهشت است. ۳- خدیجه دختر خویلد همسر رسول خدا در دنیا و آخرت ۴- فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه واله)
گویا زنی مانند خدیجه(س) نبوده است
تو همانی که پیامبر خدا خود تو را غسل داد، کفنت کرد، به درون قبر رفت و خود تو را در قبر گذاشت و سنگ لحد چید و برایت گریست و دعا کرد و آمرزش طلبید.
خدیجه تو کدامین مقام را داشتی که این چنین سعادت ها نصیبت شد. کدامین آغاز را داشتی که این چنین پایان یافت. کدامین آغاز را داشتی که خدا پیامبرش را سر راه تو قرارمی دهد و و تو را با او و او را با تو همراه می سازد. خدیجه تو کیستی که پیامبر خدا از نبودت سالی را به حزن فرو می رود و مرگت را از دخترت پنهان می دارد و خود تمام حزن تو را به دوش می کشد تا که از جانب خدا خبر می رسد« به فاطمه (س) بگو که مادرش خدیجه (س) در بهشت جای گرفته است.»
تو که بودی برای پیامبر خدا که از عایشه، زوجه پیامبر ( ص )، نقل شده است که گفت: " احترام هیچ یک از زنان به پایه حرمت و عزت خدیجه نمی رسید. رسول الله ( ص ) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است "
و تو چه کردی که پیامبر(ص) فرمود:‹‹ اسلام با شمشیر علی(ع)و مال خدیجه(س) بر پا و استوار شد واستقامت یافت.»
همین که زینب (س) و زین العابدین (ع) و حسین بن علی (ع) هر کدام به قسمتی از کربلا تو را واسطه معرفی خود قرار می دهند و خود را فرزندان تو می دانند گویای تمام کلام است و اصلا بیجا به نوشتم ادامه می دهیم.
و حسین (ع ) در روز عاشورا در ضمن خطبه ای این چنین خود را به دشمن معرفی می کرد: «شما را به خدا سوگند، آیا می دانید که جده من خدیجه (ع ) دختر خویلد است؟ » و نیز خطاب به دشمن فرمود: «آیا می دانید که من فرزند همسر پیامبر شما خدیجه (ع ) هستم؟ »
این چه جایگاهی است که در سخت ترین دوران اسلام با حمایت های مادی و معنوی ات پیامبری را یاری کردی که پیام و کلامش تا ابد عالم هستی را پوشش می دهد.
خدیجه تو همانی که در زمانه ای که پیامبر خدا را دروغ گو و ساحر می نامیدند و تنها می گذاشتند و آزارش می دادند به او ایمان آوردی و تمام خودت و زندگی ات را برای او گذاشتی.
راستش نمی دانم چه بگویم از تو... شاید برای تو هم باید گفت خدیجه خدیجه است ...
انتهای پیام/
همینکه تو مادر زهرایی کافی است
, همینکه تو مادر زهرایی کافی است, همینکه تو مادر زهرایی کافی است,اینکه چه میشود و اینکه از کدامین دامان پاک رشد یافتهای که تو را برمیگزینند برای مادری زهرا(س) خود گویای بسیار کراماتی است که اصلاً نیاز به بیان ندارد. اینکه قرار است برترین زنان عالم را حمل کنی و به دنیا بیاوری و رشد دهی خود تمام ماجرا را بیان میکند. همینکه گویند فاطمه (س) از همان دوران جنینی تو را همصحبت خود برگزید و سنگ صبور تنهاییها و گرفتاریهای برآمده از بیمهریهای زنان قریش بود برای هر اهلدلی کافی است که بفهمد تو کیستی. توهمانی که فقط تو میتوانستی مادر زهرا باشی و توهمانی که فقط چون فاطمه زهرایی میتوانست فرزند تو باشد. توهمانی که چون پیامبری میتوانست همسر تو و چون تویی میتوانستی همسر پیامبر خدا باشی.
,خدیجه توهمانی که ساره و آسیه و دختر عمران و دختر شعیب به بالینت میآیند تا کوثر عطاشده از طرف خدا را آسوده و خالی از هر تنهایی و ترسی بر زمین بگذاری. تو واسطهای تا امابیها را، ام الائمه را، همسر علی(ع) را، مادر حسنین(ع) را و ختم کلام، سیده النساء العالمین را به دنیا بیاوری. تو کیستی خدیجه که این چنین فرصتی را به تو بخشیدهاند؟!
,تو را به بهشت چه بشارتها که ندادند
, تو را به بهشت چه بشارتها که ندادند, تو را به بهشت چه بشارتها که ندادند,چگونه هم پای پیامبر خدا راه پیمودی و همراهیاش کردی و چگونه شدی محرم اسرار او، که خدا جبرئیلش را برای مژده دادن به تو مأمور میکند. مژدهای زن، که تو را بهترینها در انتظار است.
,آری توهمانی که پیامبر (صلی الله علیه واله) فرمود: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! این خدیجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان و بشرها بیت فی الجنه من قصب لاصخب و لانصب، و او را به خانهای از یک قطعه (از زبرجد) در بهشت که در آن رنج و ناآرامی نیست، مژده بده»
,چه خوب که در کنار بهترین زنان عالم خواهی بود و مژده از این بالاتر که زهرا از تو باشد و تو از زهرا و تو با زهرا باشی و زهرا با تو. مریم بنت عمران با تو باشد و تو با او و تو چه کراماتی داری که در کنار چنین زنانی جایت میدهند.
,امیر مؤمنان علی (علیهالسلام) فرمود: «سادات نساء العالمین اربع: خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم و مریم بنت عمران؛ سرور بانوان دو جهان چهار بانو است که عبارتند از: خدیجه، فاطمه، آسیه و مریم»
,بهشت در انتظار توست
, بهشت در انتظار توست, بهشت در انتظار توست,اصلاً بهشت تو را در انتظار است. بهشت پاکی از تو میگیرد و خاضعانه به مسیر قدمهایت بهترین فرشهای بهشتی را و در مسیر نگاهت پرعمقترین انوار را میگستراند. بهشت آنچنان به دیدار تو مشتاق ست که گویا خود را آماده بهترین مهمانیها و بهترین پذیراییهایش کرده. بهترین خانههایش را و بهترین لباسهایش را آماده ساخته تا تو را پذیرا باشد چراکه تویی حرمت بهشت و بهشت به چون شما زنانی حرمت مییابد و همین است که رسول خدا (ص) فرمود: «اشتاقت الجنه إلی أربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم زوجه فرعون و هی زوجه النبی، فی الجنه و خدیجه بنت خویلد زوجه النبی فی الدنیا و آلاخره و فاطمه بنت محمد»
,بهشت مشتاق چهار زن است: ۱- مریم دختر عمران ۲- آسیه دختر مزاحم- همسر فرعون، که همسر پیامبر در بهشت است. ۳- خدیجه دختر خویلد همسر رسول خدا در دنیا و آخرت ۴- فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه واله)
,گویا زنی مانند خدیجه(س) نبوده است
, گویا زنی مانند خدیجه(س) نبوده است, گویا زنی مانند خدیجه(س) نبوده است,تو همانی که پیامبر خدا خود تو را غسل داد، کفنت کرد، به درون قبر رفت و خود تو را در قبر گذاشت و سنگ لحد چید و برایت گریست و دعا کرد و آمرزش طلبید.
,خدیجه تو کدامین مقام را داشتی که این چنین سعادت ها نصیبت شد. کدامین آغاز را داشتی که این چنین پایان یافت. کدامین آغاز را داشتی که خدا پیامبرش را سر راه تو قرارمی دهد و و تو را با او و او را با تو همراه می سازد. خدیجه تو کیستی که پیامبر خدا از نبودت سالی را به حزن فرو می رود و مرگت را از دخترت پنهان می دارد و خود تمام حزن تو را به دوش می کشد تا که از جانب خدا خبر می رسد« به فاطمه (س) بگو که مادرش خدیجه (س) در بهشت جای گرفته است.»
,تو که بودی برای پیامبر خدا که از عایشه، زوجه پیامبر ( ص )، نقل شده است که گفت: " احترام هیچ یک از زنان به پایه حرمت و عزت خدیجه نمی رسید. رسول الله ( ص ) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است "
,و تو چه کردی که پیامبر(ص) فرمود:‹‹ اسلام با شمشیر علی(ع)و مال خدیجه(س) بر پا و استوار شد واستقامت یافت.»
,همین که زینب (س) و زین العابدین (ع) و حسین بن علی (ع) هر کدام به قسمتی از کربلا تو را واسطه معرفی خود قرار می دهند و خود را فرزندان تو می دانند گویای تمام کلام است و اصلا بیجا به نوشتم ادامه می دهیم.
,و حسین (ع ) در روز عاشورا در ضمن خطبه ای این چنین خود را به دشمن معرفی می کرد: «شما را به خدا سوگند، آیا می دانید که جده من خدیجه (ع ) دختر خویلد است؟ » و نیز خطاب به دشمن فرمود: «آیا می دانید که من فرزند همسر پیامبر شما خدیجه (ع ) هستم؟ »
,این چه جایگاهی است که در سخت ترین دوران اسلام با حمایت های مادی و معنوی ات پیامبری را یاری کردی که پیام و کلامش تا ابد عالم هستی را پوشش می دهد.
,خدیجه تو همانی که در زمانه ای که پیامبر خدا را دروغ گو و ساحر می نامیدند و تنها می گذاشتند و آزارش می دادند به او ایمان آوردی و تمام خودت و زندگی ات را برای او گذاشتی.
,راستش نمی دانم چه بگویم از تو... شاید برای تو هم باید گفت خدیجه خدیجه است ...
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه