یادداشت؛
مدیران ناکاربلد و بحران در اقتصاد
کارشناس مسائل سیاسی در خصوص دلایل ایجاد بحران اقتصادی در کشور و آرایش جنگی دشمن برای ضربه زدن به اقتصاد جمهوری اسلامی نوشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ سعیده کدخدا، کارشناس مسائل سیاسی در خصوص جنگ اقتصادی ترامپ با جمهوری اسلامی ایران و دلایل ایجاد بحران اقتصادی در کشور نوشت: یکی از مولفههای مهم اقتصاد پویا و کارآمد، مدیران اقتصادی با برنامه است. خصوصاً این که این مدیران در شرایط بحران و مشکلات اقتصادی کشور برنامه قوی و پویا را برای اداره کشور ارائه نمایند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,
اقدامات چند ماه اخیر آمریکا در هجمههای اقتصادی علیه ملت ایران هیچ تردیدی حتی برای «خوش خیالان» باقی نگذاشته است که آمریکا یک جنگ تمام عیار اقتصادی را علیه ایران به راه انداخته است.
در این رهگذر تمام امکانات اقتصادی و حتی ابزار جنگ تبلیغاتی و روانی خود را نیز به کار گرفته است. اما علیرغم این واقعیت اکثر کارشناسان حوزه اقتصادی معتقدند زمینهها و بسترهای اقتصادی ایران و شرکای آن، چنان گسترده است که فشارهای آمریکا بین ۳۰ تا ۴۰ درصد عامل تشدید این نابسامانی است.
علل دیگر را در شرایط فعلی، باید در نوع مدیریت اقتصادی دولت باید جستجو کرد. براساس آمار موجود درآمد گردشگری ایران در سال گذشته حدود ۵۰ درصد درآمد پیشبینی شده از صادرات نفت برای سال ۱۳۹۸ بوده، یعنی 8/11 میلیارد دلار درآمد گردشگری ایران در سال گذشته بوده است.
این عدد را هم باید افزود که ذخیره صندوق توسعه ارزی کشور هم اکنون بیش از ۱۰۳ میلیارد دلار است و کشورهای پیرامونی کاملا آمادهاند در دور زدن تحریمها با ایران همکاری نمایند؛ مانند مبادله کالا با پول رایج این کشورها و ایران.
لذا عوامل اصلی نابسامانی اقتصادی را باید در نوع مدیریت این حوزه در داخل جستجو کرد.
اگر دکتر ظریف میگوید ما در دور زدن تحریمها «دکتری» داریم، این سخن درستی است، اما به شرطی که مدیران حوزه اقتصادی اراده لازم برای این امر را داشته باشند.
اعتقاد و التزام به مؤلفههای اقتصاد مقاومتی، بهرهگیری از ظرفیتها و امکانات درونی، مقابله با واردات غیرضروری، حمایت از مشاغل کوچک و زودبازده، مبارزه با عوامل مخل تولید و قطع امید از غرب و گشودن تعامل با اقتصاد شرق و در یک کلام اتخاذ آرایش جنگی در حوزه اقتصادی از سوی مدیران مربوطه، به کاهش قابل ملاحظه مشکلات اقتصادی منجر خواهد شد.
البته باید اذعان کرد که در دو ماه گذشته مدیران حوزه اقتصادی تا حد زیادی اراده لازم برای تغییر رویه و اهتمام به گشودن تعاملات جدید منهای غرب را یافتهاند و این امید وجود دارد که تحرک لازم از آنها در رفع مشکلات دیده شود.
به طور خلاصه علل ناکارآمدی برخی مدیران را میتوان در بروننگری به جای دروننگری، عدم شایستهگزینی و نداشتن تخصص، عدم تجربه کافی در مدیریت حوزه مربوطه، عدم تحرک و پویایی لازم، ترجیح منافع حزبی و گروهی به منافع ملی، روحیه اشرافیگری و بیتوجهی به عدالت اجتماعی و عدم نظارت جدی بر مدیر مربوطه برشمرد.
بطور خلاصه و در یک کلام آنکه در خوشبینانهترین حالت ویژگیهای فوق، یک مدیر ناکارآمد را تحویل جامعه میدهد در حالی که در شرایط امروز ما نیازمند مدیران انقلابی هستیم.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه