یاداشت/
خوب شد رفتی
"گمان ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...."[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از "نسیم خنداب"نه سید جان، ما را با حقیقت کاری نیست.حقیقت یعنی دیدن باید ها و نباید ها، ما آنقدر کوچک شده ایم که فقط هست ها و نیست ها را می بینیم و پُزش را میدهیم و اسمش را میگذاریم رئالیسم،ما را گمان خودمان فقط عشق است و بس، و تو.....و تو خوب شد رفتی، خوب شد رفتی و این روزها را که با چشم دلت دیده بودی با چشم سر ندیدی.سید این روزها عینک خوش بینی هم دیگر جواب نمی دهد، روزهای سگ و سگ بازی بچه های بالای شهر و اداهای بچه های پایین شهر،روزهایی که عفت را از زنانمان گرفتند و غیرت را از مردانمان،روزهایی که عده ای به اسم دین، دین را سر می بُرند و پزش را میدهند و اسمش را میگذارند اسلام ناب و عده ای دیگر خدا را در پستوی خانه ها پنهان کرده اند و پزش را میدهند و اسمش را میگذارند اسلام ناز(سکولاریسم).
روزهایی که بیداد میکند اختلاف طبقاتی. بیداد میکند دزدی از بیت المال. بیداد میکند ریا. بیداد میکند تزویر.
سید خوب شد رفتی و ندیدی مسئولینی را که سالهاست مثل مرغ کرچ گوشه اتاقهایشان خزیده اند وانتظار بی پایان و مرگ آور جوجه شدن تخم های گندیده مصلحت اندیشی را میکشند. خوب شد ندیدی آنارشیست هایی را که در به در به دنبال رهبر میگردند، جانیانی را که مرگ بر فاشیسم میگویند.ملی گراهای پرمدعایی را که امروز برگشته اند و ارث طلب دارند انگار از همه. همان کراوات پوش های وطن فروش، دلارشناسان خدا نشناس، همان ها که با اعلام رسمی جنگ چمدان به دست راهی فرودگاه مهرآباد شدند و سوراخ موش را به بهایی گزاف خریدند که مبادا قطره ای از خونشان بریزد و هدیه به ملتشان شود؛ حالا دل می سوزانند برای ما.
سید جان این روزها هیولای بی حجابی دوره افتاده و همه را می بلعد.دختری را که در بدو ورودش به دانشگاه مریم وار راه میرود، مریم وار میپوشد، مریم وار می خندد و مریم وار حرف می زند، نه تنها حجاب از سر او می رباید و او را به قهقهه زدن های مستانه و جیغ کشیدن های سرخپوستانه در مقابل چشمان نامحرمان وادار میکند، بلکه تا جایی می کشاندش که با شنیدن صدای بوق ماشینی که جلوی او پارک میکند لبخندی می زند و به پیشنهاد آن اختاپوس نر هزارچشم بله میگوید.و خانواده دلشان خوش است دخترشان را به دانشگاه فرستاده اند برای کسب علم و دانش.
این روزها ویروس خوکی آمده، این روزها تیر سه شعبه ماهواره رگ غیرت همه مان را نشانه رفته است،صدا و سیمای خودمان؟؟؟؟چه گویم؟ چه گویم که ناگفتنش بهتر است!!!
سید جان هیچ نفهمیدیم عده ای آمدند ضاعقه هامان را عوض کردند.هیچ نفهمیدیم کی سبک زندگیمان سبُک شد،هیچ نفهمیدیم وقصد فهمیدن هم گویا نداریم.
سید جان تو ما را دعا کن،که رها شویم از روزمرگی های هرروزه. رها شویم از این فقر فرهنگی، رها شویم از این جنگ ناعادلانه فقر و غنا.
دعایمان کن که عبادت هایمان رنگ شناخت بگیرد و فقط برای ارضای حس پرستشی نباشد که در بوشمن های علی ندیده و اسلام نشنیده آفریقا هم به نوعی وجود دارد.
اصلا همه را بی خیال، فقط دعایمان کن که نمازهایمان رنگ ولایت بگیرد. چرا که:
نماز بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بتخانه سازیست
چرا بعضی نمیخواهند بدانند؟
وضوی بی ولایت آب بازیست
نوشته آذر اسدی از دانشگاه رازی کرمانشاه-شهرستان خنداب
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه