به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ بسیاری از اندیشمندان ایجاد حس هویت را یکی از کارکرد های نماد ها می دانند. نماد ها تجلی حس تعلق افراد جامعه به فرهنگ و هویتی خاص است. تکرار شدن نمادها و به عبارتی روزمرگی آنها حس خاصی از معنا و هویت را تقویت می کنند. برخی، نماد ها را ابزاری برای تعامل بین افراد جامعه می دانند که زندگی بشر را احاطه کرده و عدم فهم آن ها منجر به گوشه نشینی اجتماعی می شود. همچنین باید گفت که انسجام بخشی و ایجاد مشارکت و نمایش تعلق جامعه به فرهنگ خاص از دیگر کارکردهای نماد هاست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,بر این اساس می توان حذف نماد ها از هر جامعه را با جدا شدن آن جامعه از هویت و فرهنگ اصیل خود برابر دانست و در نتیجه آن با جامعه ای روبه رو شد که یا دچار انحطاط فرهنگی و هویتی است و یا اینکه به هویت سازی و نمادسازی های دروغین روی می آورد و در برهه ای از زمان قهرمانان دروغین را برای افراد جامعه تعریف می کند.
,پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پایه گذاری قوانین و ابعاد مختلف جامعه براساس مبانی اسلامی، فرهنگ جهاد به معنای مجاهدت در تمامی عرصه ها با غایتی متعالی و پس از وقوع جنگ تحمیلی، فرهنگ شهادت به عنوان جلوه ای از فرهنگ جهاد، با تکیه بر اندیشه عاشورایی در جامعه شکل گرفتند. در این عرصه ها بود که قهرمانان بسیاری وارد میدان شدند و بر اساس فرهنگ و هویت اسلامی شهید نام گرفتند. به عبارتی می توان گفت که واژه شهید خود به عنوان یک نماد برای معرفی هویت و فرهنگ جامعه ایرانی اسلامی و از طرفی به عنوان نیرو محرکه نسل های بعد، در فضای ذهنی جامعه تعریف شد.
,

, شهید نمادی شد که در اذهان عموم به انسان های پاک، فداکار و از خود گذشته و از همه مهمتر متصل به مبدا آفرینش اطلاق می شود که برای نجات جامعه از عزیزترینِ چیز ها که جانشان باشد می گذرند و نتیجه چنین جانمایی در اذهان الگو گیری در شاخصه های اخلاقی و رفتاری ذکر شده در بالا بود. همچنین این مهم خود به عنوان یکی از الگوهای تاثیر گذار در دیگر شاخه های فرهنگ مجاهدت، نقش ایفا کرد.
,بر اساس آنچه که گفته شد نماد ها، فریاد هویت یک جامعه اند. پس طبیعی بود که بعد از دوران دفاع مقدس، آرام آرام نماد شهید بر دیوار های شهر نقش بست تا پس از تکرار این نام برای مردم، اشتراک هویتی، انسجام و تعلق به فرهنگ خاص در زندگی روزمره، برای آنها جا بیفتد، تا از طرفی مجاهدت های گذشته یک ملت فراموش نشود و از طرفی دیگر انسان های مجاهد در عرصه های مختلف اجتماعی تربیت شوند. چرا که برای حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی و مبارزه با زورگویانی که در مقابل این حرکت می ایستند باید دانست که جنگ تمام شد اما مبارزه همچنان ادامه دارد.
,

, واضح است که بهترین راه حل برای آنانی که می خواهند کشور را در مسیری جدای از مسیر مبارزه و مقاومت پیش ببرند، از بین بردن نماد های هویتی فرهنگی است. نماد هایی که مسیر مقاومت را تعیین می کند و حتی با ارائه ی قهرمان هایی از دنیای واقعی به عنوان نیرو محرکه ای برای جامعه وارد عمل می شود. اما این نوع نگاه ترمزی است برای کسانی که مسیر حرکت کشور را از راهی دیگر دنبال می کنند و به عبارتی در اسارت لیبرالیسم از جنس های فرهنگی، اقتصادی و ... هستند.
,این نوع نگاه که زندگی توسعه محور و بر پایه تجملات را دنبال می کند تمام تلاش خود را به کار می گیرد که جامعه را از هویت مقاومتی خود دور سازد و با بهانه های واهی سعی می کند نام و شعار مبارزه علیه طاغوتیان را از چهره کشور پاک کند و شهر را به فضایی مدرن و عاری از هرگونه پیشینه هویتی پیش ببرد و فقط در آرزوی آینده ای شیک و عاری از نماد جنگ بنشیند!
,این جریان در راستای تخریب تفکر مقاومت و مبارزه راه را برای تفکرات و فرهنگ های وارداتی باز می گذارد تا جانشین مناسبی برای فرهنگ و هویت اصیل یک ملت داشته باشد. همین می شود که در برهه ای از زمان عکس های شهدا، از جامعه حذف می شود و آرام آرام به جای آن بیلبورد های بزرگ تبلیغاتی می نشیند. به عبارتی دیگر اصالت را به سرمایه و جنگ تبلیغاتی می دهند نه مجاهدت و فداکاری در راه دفاع از ارزش ها و اندیشه. دیگر رقابت به عرصه دنیوی کشیده می شود و معنویت در بین شلوغی های شهر کم ترین نقش را دارد.
,

, شاید باید گفت که برای عکس شهدا عمل کردن باید عکس شهدا را از خیابان ها بر می داشتند. بعد از این مهم دیگر نفوذ به افکار مردم و تغییر و تحول فرهنگی آنچنان اتفاق شگرفی نبود. مردمی که بر اساس فداکاری و از خود گذشتگی پیش می روند و به عبارتی دقیق تر جامعه و وطن را از خود مهم تر می دانند در اندک تهاجم فکری ای؛ خود محور می شوند و دیگر خودشان برای خودشان مهم اند. این جاست که پایه ریزی بی اعتمادی آغاز می شود و جامعه یک آستانه تحمل پایین را تجربه می کند.
,حادثه ناگوار این است که استفاده از حربه های تبلیغاتی پر رنگ و لعاب سوار بر شهر می شود تا نماد ها با قهرمان های پر افتخارش پشت این چهره رنگی شهر گم شوند و در زندگی تجملی، رقابت دنیوی بالا می گیرد و برند های تبلیغاتی جای نماد های هویتی را می گیرند. برند هایی که لحظه به لحظه اختلاف طبقاتی ایجاد می کنند و به صورت طبیعی جامعه را دو بخشی می کنند و در مقابلِ نماد هایی که متعلق به همه جامعه هستند قرار می گیرند. اینجاست که دیگر جامعه هیچ قهرمان فداکاری ندارد که بتواند از آن الگوگیری کند. پس فداکاری و گذشت در جامعه بی معنا می شود و بی اعتمادی نسبت به یکدیگر اوج می گیرد.
,جریانی که نهایتش غرب است، الگویی جز غرب نخواهد داشت و سعی می کند که به دنبال هویت های آن جامعه بگردد اما تعدد نماد ها و قهرمان های دروغین جامعه غربی خود نشان می دهد که غرب خالی از هویت انسانی است و مسئله قابل رویت در آن پرده ای شیک بر گند آبی عظیم است. اما این افراد سعی دارند که کپی برداری لازم را از آنها داشته باشند و حتی برنامه های تربیتی خود را از آنها بگیرند. حتی حاضرند ارزش ها و آرمان های خود را مصداق بارز خشونت طلبی برشمرند و بی سرو صدا از شهر، کوچه هایش و کتاب های بچه های مدرسه ی شهر نیز حذف کنند. انگار نه انگار فریاد از مقاومت و مبارزه و فریاد از مجاهدت، ترویج خشونت نیست بلکه تربیت انسانی است چند وجهی برای طی مسیری چند وجهی تر.
,

, اما این هویت آن قدر پایدار است که برای حفظ خود در امتداد تاریخ و در صفحه های مختلف آن قهرمانانی را به جامعه اش معرفی می کند که حتی اگر نام هایشان از خیابان های شهر حذف شود و برند های تبلیغاتی جای آن بنشیند، اگر قهرمانان دروغین جای قهرمانان حقیقی را بگیرند. اگر اختلاس بر مجاهدت سوار شود حتی اگر بی اعتمادی به اوج برسد هیچ گاه این قهرمانان به جامعه خیانت نمی کنند و به عنوان نمادی از هویت اصیل این جامعه خود را به نسل های سوم و چهارم و چندم و چندم معرفی می کنند و کافی است که این نسلی ها گوش شنوا باشند. مهم نیست در کجا؛ روزی در خاک های شلمچه و روزی در زینبیه. نماد های هویتی هر جا و هر زمان که لازم باشد سر، بلند می کنند و ملتی را سربلند می کنند.
,

, این روزها اگر نمادی را از کوچه هایمان بر می دارند تا که دیگر در چشممان نباشد باید بدانند که این نمادهای هویتی در جان و دل نسل های جدید ثبت شده است و هر لیبرالیستِ ۲۰۳۰ زده ای نمی تواند نماد های هویتی جامعه را از نسل های جوانش جدا کند. نسل های جوانی که دفاع مقدس را ندیده اند، دفاع از حرم اهل بیت(ع) را دیده اند. اگر همت را ندیده اند، حججی را دیده اند. این نسلی ها شاید در گرد و غبار فتنه زندگی کنند اما قلبهای شفاف آنها صیقل خورده به نام شهیدان است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه