بشنو از نی چون حکایت میکند...
گذری بر زندگی مولانا/ از بلخ تا قله عرفان
ایران زمین از دیرباز مهد شاعران و ادیبانی بوده است که شعر و ادب جهان را به تسخیر خود در آورده اند، یکی از این شعرا، مولاناست که در زمره بزرگترین شاعران پارسی گو قرار دارد، شاعر پارسی زبانی که در خارج از ایران طرفداران بیشتری دارد و آنگونه که باید، در داخل کشور به خوبی معرفی نشده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرصاد، محمد جلال الدین رومی، ملقب به مولانا در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ که آن زمان جزو خراسان امروزی بود، متولد شد ، وی که نیاکانش همه از مردم خراسان بودند عمرش در قونیه گذشت اما همواره از خراسان یاد می کرد و مردم آن سامان را همشهری خود می خواند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, محمد جلال الدین رومی، ملقب به مولانا در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ که آن زمان جزو خراسان امروزی بود، متولد شد ، وی که نیاکانش همه از مردم خراسان بودند عمرش در قونیه گذشت اما همواره از خراسان یاد می کرد و مردم آن سامان را همشهری خود می خواند., محمد جلال الدین رومی، ملقب به مولانا در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ که آن زمان جزو خراسان امروزی بود، متولد شد ، وی که نیاکانش همه از مردم خراسان بودند عمرش در قونیه گذشت اما همواره از خراسان یاد می کرد و مردم آن سامان را همشهری خود می خواند.,,
پس از آنکه پدر مولانا که خود اهل شعر و معرفت بود از دنیا می رود، وی بنا به خواهش مریدان یا شاید هم وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت و نزدیک پنج سال به تدریس علوم دینی می پرداخت، چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد در حلقه درس وی جمع می شدند.
, پس از آنکه پدر مولانا که خود اهل شعر و معرفت بود از دنیا می رود، وی بنا به خواهش مریدان یا شاید هم وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت و نزدیک پنج سال به تدریس علوم دینی می پرداخت، چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد در حلقه درس وی جمع می شدند., پس از آنکه پدر مولانا که خود اهل شعر و معرفت بود از دنیا می رود، وی بنا به خواهش مریدان یا شاید هم وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت و نزدیک پنج سال به تدریس علوم دینی می پرداخت، چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد در حلقه درس وی جمع می شدند.,,
مولانا و شعر فارسی
شعر فارسی در دوره های پیش از مولانا با طلوع امثال رودکی، عنصری، ناصر خسرو، مسعود سعد، خیام، انوری، نظامی، خاقانی راه درازی سپرده ودر قرن هفتم هجری که زمان زندگانی مولوی است به کمال خود رسیده بود. شعر عرفانی هم در همین دوره به پیشرفت های بزرگ نائل آمده و بدست عرفای مشهوری همچون سنایی ، عطار و دیگران آثار با ارزشی مانندحدیقه، منطق الطیر، مصیبت نامه، اسرار نامه و … پدید آمده بود.
,
,
مولوی را نمی توان نماینده دانشی ویژه و محدود به شمار آورد، اگر تنها شاعرش بنامیم یا فیلسوف یا مورخ یا عالم دین, در این کار به راه صواب نرفته ایم، زیرا با اینکه از بیشتر این علوم بهره وافی داشته و گاه حتی در مقام استادی معجزه گر در نوسازی و تکمیل اغلب آنها در جامعه شعرگامهای اساسی برداشته، اما به تنهایی هیچ یک از اینها نیست، زیرا روح متعالی و ذوق سرشار، بینش ژرف موجب شده تادر هیچ غالبی متداول نگنجد.
, مولوی را نمی توان نماینده دانشی ویژه و محدود به شمار آورد، اگر تنها شاعرش بنامیم یا فیلسوف یا مورخ یا عالم دین, در این کار به راه صواب نرفته ایم، زیرا با اینکه از بیشتر این علوم بهره وافی داشته و گاه حتی در مقام استادی معجزه گر در نوسازی و تکمیل اغلب آنها در جامعه شعرگامهای اساسی برداشته، اما به تنهایی هیچ یک از اینها نیست، زیرا روح متعالی و ذوق سرشار، بینش ژرف موجب شده تادر هیچ غالبی متداول نگنجد., مولوی را نمی توان نماینده دانشی ویژه و محدود به شمار آورد، اگر تنها شاعرش بنامیم یا فیلسوف یا مورخ یا عالم دین, در این کار به راه صواب نرفته ایم، زیرا با اینکه از بیشتر این علوم بهره وافی داشته و گاه حتی در مقام استادی معجزه گر در نوسازی و تکمیل اغلب آنها در جامعه شعرگامهای اساسی برداشته، اما به تنهایی هیچ یک از اینها نیست، زیرا روح متعالی و ذوق سرشار، بینش ژرف موجب شده تادر هیچ غالبی متداول نگنجد.,,
شهرت بی مانند مولوی بعنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیرعلم و ادب جهان بدان سبب است که وی گذشته از وقوف کامل به علوم وفنون گوناگون، عارفی است دل اگاه، شاعری است درد شناس، پر شور وبی پروا و اندیشه وری است پویا که آدمیان را از طریق خوار شمردن تمام پدیده های عینی و ذهنی این جهان، همچون علوم ظاهری ، لذایذ زود گذر جسمانی، مقامات و تعلقات دنیوی ، تعصبات نژادی و دینی و ملی به جستجوی کمال و ارام و قرار فرا می خواند.
, شهرت بی مانند مولوی بعنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیرعلم و ادب جهان بدان سبب است که وی گذشته از وقوف کامل به علوم وفنون گوناگون، عارفی است دل اگاه، شاعری است درد شناس، پر شور وبی پروا و اندیشه وری است پویا که آدمیان را از طریق خوار شمردن تمام پدیده های عینی و ذهنی این جهان، همچون علوم ظاهری ، لذایذ زود گذر جسمانی، مقامات و تعلقات دنیوی ، تعصبات نژادی و دینی و ملی به جستجوی کمال و ارام و قرار فرا می خواند., شهرت بی مانند مولوی بعنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیرعلم و ادب جهان بدان سبب است که وی گذشته از وقوف کامل به علوم وفنون گوناگون، عارفی است دل اگاه، شاعری است درد شناس، پر شور وبی پروا و اندیشه وری است پویا که آدمیان را از طریق خوار شمردن تمام پدیده های عینی و ذهنی این جهان، همچون علوم ظاهری ، لذایذ زود گذر جسمانی، مقامات و تعلقات دنیوی ، تعصبات نژادی و دینی و ملی به جستجوی کمال و ارام و قرار فرا می خواند.,,
هنر بزرگ مولوی بحث و برسی های دلنشین و جاودانه ای است که به دنبال داستان ها پیش می آورد و اندیشه های درخشان عرفانی و فلسفی خود را در قالب آنها قرار میدهد، داستان بهانه ای است تا بهتر بتواند در پی حوادثی که در قصه وصف شده ، مقاصد عالی خود را بیان دارد.
, هنر بزرگ مولوی بحث و برسی های دلنشین و جاودانه ای است که به دنبال داستان ها پیش می آورد و اندیشه های درخشان عرفانی و فلسفی خود را در قالب آنها قرار میدهد، داستان بهانه ای است تا بهتر بتواند در پی حوادثی که در قصه وصف شده ، مقاصد عالی خود را بیان دارد., هنر بزرگ مولوی بحث و برسی های دلنشین و جاودانه ای است که به دنبال داستان ها پیش می آورد و اندیشه های درخشان عرفانی و فلسفی خود را در قالب آنها قرار میدهد، داستان بهانه ای است تا بهتر بتواند در پی حوادثی که در قصه وصف شده ، مقاصد عالی خود را بیان دارد.,,
آغاز شیدایی
تولد دیگر مولانا را می توان در لحظه ای جستجو کرد که با شمس تبریزی آشنا شد، مولانا درباره اش می گوید: "شمس تبریز ، تو را عشق شناسد نه خرد". اما پرتو این خورشید در مولانا ما را از روایات مجعول تذکره نویسان و مریدان قصه باره بی نیاز می سازد. اگر تولد دوباره مولانا مرهون برخورد با شمس است ، جاودانگی نام شمس نیز حاصل ملاقات او با مولاناست، هر چند شمس از زمره وارستگانی بود که می گوید : گو نماند زمن این نام ، چه خواهد بودن؟
تولد دیگر مولانا را می توان در لحظه ای جستجو کرد که با شمس تبریزی آشنا شد، مولانا درباره اش می گوید: "شمس تبریز ، تو را عشق شناسد نه خرد". اما پرتو این خورشید در مولانا ما را از روایات مجعول تذکره نویسان و مریدان قصه باره بی نیاز می سازد. اگر تولد دوباره مولانا مرهون برخورد با شمس است ، جاودانگی نام شمس نیز حاصل ملاقات او با مولاناست، هر چند شمس از زمره وارستگانی بود که می گوید : گو نماند زمن این نام ، چه خواهد بودن؟, آغاز شیدایی
تولد دیگر مولانا را می توان در لحظه ای جستجو کرد که با شمس تبریزی آشنا شد، مولانا درباره اش می گوید: "شمس تبریز ، تو را عشق شناسد نه خرد". اما پرتو این خورشید در مولانا ما را از روایات مجعول تذکره نویسان و مریدان قصه باره بی نیاز می سازد. اگر تولد دوباره مولانا مرهون برخورد با شمس است ، جاودانگی نام شمس نیز حاصل ملاقات او با مولاناست، هر چند شمس از زمره وارستگانی بود که می گوید : گو نماند زمن این نام ، چه خواهد بودن؟, آغاز شیدایی,
,
,
آنچه مسلم است شمس در بیست و هفتم جمادی الثانی سال ۶۴۲ هجری قمری از قونیه بار سفر بست و بدین سان ،در این بار ،حداکثر شانزده ماه با مولانا همراه بوده است . علت رفتن شمس از قونیه روشن نیست . این قدر هست که مردم جادوگر و ساحرش می دانستند و مریدان بر او تشنیع می زدند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدینگونه جانش در خطر بوده است . باری آن غریب جهان معنی به دمشق پناه برد و مولانا را به درد فراق گرفتار ساخت .در شعر مولانا طوماری است به درازای ابد که نقش "تومرو"در آن تکرار شده است .
, آنچه مسلم است شمس در بیست و هفتم جمادی الثانی سال ۶۴۲ هجری قمری از قونیه بار سفر بست و بدین سان ،در این بار ،حداکثر شانزده ماه با مولانا همراه بوده است . علت رفتن شمس از قونیه روشن نیست . این قدر هست که مردم جادوگر و ساحرش می دانستند و مریدان بر او تشنیع می زدند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدینگونه جانش در خطر بوده است . باری آن غریب جهان معنی به دمشق پناه برد و مولانا را به درد فراق گرفتار ساخت .در شعر مولانا طوماری است به درازای ابد که نقش "تومرو"در آن تکرار شده است ., آنچه مسلم است شمس در بیست و هفتم جمادی الثانی سال ۶۴۲ هجری قمری از قونیه بار سفر بست و بدین سان ،در این بار ،حداکثر شانزده ماه با مولانا همراه بوده است . علت رفتن شمس از قونیه روشن نیست . این قدر هست که مردم جادوگر و ساحرش می دانستند و مریدان بر او تشنیع می زدند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدینگونه جانش در خطر بوده است . باری آن غریب جهان معنی به دمشق پناه برد و مولانا را به درد فراق گرفتار ساخت .در شعر مولانا طوماری است به درازای ابد که نقش "تومرو"در آن تکرار شده است .,,
گویا تنها پس از یک ماه، مولانا خبر می یابد که شمس در دمشق است و نامه ها و پیامهای بسیاری برایش فرستاد . مریدان و یاران از ملال خاطر مولانا ناراحت بودند و از رفتاری که نسبت به شمس داشتند پشیمان و عذر خواه گشتند ، پس مولانا فرزند خود،سلطان ولد،را به جستجوی شمس به دمشق فرستاد . شمس پس از حدود پانزده ماه که در آنجا بود پذیرفت و روانه قونیه شد .اما این بار نیز با جهل و تعصب عوام روبرو و ناگزیر در سال ۶۴۵ از قونیه سفر بست. مولانا پس از جستجوی بسیار،سر به شیدایی بر آورد، انبوهی از شعرهای دیوان در حقیقت گزارش همین روزها و لحظات شیدایی است .
, گویا تنها پس از یک ماه، مولانا خبر می یابد که شمس در دمشق است و نامه ها و پیامهای بسیاری برایش فرستاد . مریدان و یاران از ملال خاطر مولانا ناراحت بودند و از رفتاری که نسبت به شمس داشتند پشیمان و عذر خواه گشتند ، پس مولانا فرزند خود،سلطان ولد،را به جستجوی شمس به دمشق فرستاد . شمس پس از حدود پانزده ماه که در آنجا بود پذیرفت و روانه قونیه شد .اما این بار نیز با جهل و تعصب عوام روبرو و ناگزیر در سال ۶۴۵ از قونیه سفر بست. مولانا پس از جستجوی بسیار،سر به شیدایی بر آورد، انبوهی از شعرهای دیوان در حقیقت گزارش همین روزها و لحظات شیدایی است ., گویا تنها پس از یک ماه، مولانا خبر می یابد که شمس در دمشق است و نامه ها و پیامهای بسیاری برایش فرستاد . مریدان و یاران از ملال خاطر مولانا ناراحت بودند و از رفتاری که نسبت به شمس داشتند پشیمان و عذر خواه گشتند ، پس مولانا فرزند خود،سلطان ولد،را به جستجوی شمس به دمشق فرستاد . شمس پس از حدود پانزده ماه که در آنجا بود پذیرفت و روانه قونیه شد .اما این بار نیز با جهل و تعصب عوام روبرو و ناگزیر در سال ۶۴۵ از قونیه سفر بست. مولانا پس از جستجوی بسیار،سر به شیدایی بر آورد، انبوهی از شعرهای دیوان در حقیقت گزارش همین روزها و لحظات شیدایی است .,,
از مولانا آثار زیادی به یادگار مانده است که از مهمترین آن ها می توان به کتاب هاب دبوان شمس، مثنوی معنوی و فیه ما فیه اشاره کرد.
, از مولانا آثار زیادی به یادگار مانده است که از مهمترین آن ها می توان به کتاب هاب دبوان شمس، مثنوی معنوی و فیه ما فیه اشاره کرد., از مولانا آثار زیادی به یادگار مانده است که از مهمترین آن ها می توان به کتاب هاب دبوان شمس، مثنوی معنوی و فیه ما فیه اشاره کرد.,,
محبوبیت آثار مولانا و بویژه «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس» او به فارسیزبانان و ایرانیان محدود نبوده است، آثار مولانا همواره در قونیه و ترکیه امروزی به صورت ترجمهشده مورد توجه قرار گرفتهاند، ترجمه آثار مولانا به زبان انگلیسی هم توجه مردم مغربزمین را به خود جلب کرده است، اما بسیاری از اهل ادبیات معتقدند، کوتاهی ایرانیان در شناختن و شناساندن مولانا موجب شده است که کشوری همچون ترکیه بکوشد و تا حدودی موفق شود که با برنامههای مختلف مولانا را به عنوان چهره فرهنگی کشور خود به جهان معرفی کند.
,,
در همین رابطه محمد رضائیان یکی از اساتید ادبیات دانشگاه های کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار مرصاد، اظهار داشت: توجه به کرامت انسانی ، عدالت ، صبر ، بردباری و تفاهم میان انسانها و پاسداری از حرمت و رعایت حقوق معنوی و مادی و آزادیهای مشروع بشریت در آثار مولانا به چشم می خورد.
,,
وی خاطرنشان کرد: مولانا با ادب سکوت هم در مقام طریقت و هم در مقام حقیقت نیک آشنا بود چرا که وی خود اهل سکوتورزی بود، و نهایتاً سیمای حقیقت انفسی را در ماورای پرده سکوت به تماشا می نشست .
,,
رضائیان ادامه داد: پیام نظری و میراث معنوی مولانا که ریشه در عمق درک وی از حساسیتها و دغدغههای انسانی دارد با توجه به تاکید بر مفاهیم بنیادین چون تعالی انسانی ، عدالت ، مهرورزی و روامداری زمینه تبادل نظر و اندیشه بین فرهنگها و تمدنهای مختلف را فراهم ساخته است.
,,
این استاد ادبیات مولانا را به عنوان یکی از طلایه داران اندیشه بلند "دانایی و توانایی" معرفی کرد که با تاکید بر اهمیت اخلاق در جوامع دانش مدار، ضمن دلداری دادن به ملل مظلوم جهان، آنان را به شناخت ، اگاهی و اندیشه ورزی و بیداری فرا میخواند.
,,
رضائیان ادامه داد:مولانا وضعیت وجودی خود را در دوران جوشش معنوی و آفرینش هنریاش در واژه "خاموش" بیان میکند، مولانا خود را در مقام آفرینش هنری و خلق معانی همچون یک نی میبیند که بر لبان مرد نایی نهاده شده است و از منظر وی، عارف همچون نی به خودی خود بینواست.
,,
وی یادآور شد: از منظر مولانا آن کس که از خود خالی میشود و به مقام خاموشی میرسد خالی نمیماند، از خداوند پر میشود به همین خاطر او آشکارا خلاء و خاموشی وجود خود را از این دست میدانست.
,
پایان زندگی
و سرانجام در غروب روز پنجم جمادی الاخر ۶۷۲ هجری قمری در سن ۶۸ سالگی در قونیه وفات یافت و مقبره این شاعر برزگ قرن ششم در قونیه (ترکیه امروزی) محل زیارت عاشقان و شیفتگان آن شاعر بزرگ است.
, پایان زندگی
و سرانجام در غروب روز پنجم جمادی الاخر ۶۷۲ هجری قمری در سن ۶۸ سالگی در قونیه وفات یافت و مقبره این شاعر برزگ قرن ششم در قونیه (ترکیه امروزی) محل زیارت عاشقان و شیفتگان آن شاعر بزرگ است., پایان زندگی
و سرانجام در غروب روز پنجم جمادی الاخر ۶۷۲ هجری قمری در سن ۶۸ سالگی در قونیه وفات یافت و مقبره این شاعر برزگ قرن ششم در قونیه (ترکیه امروزی) محل زیارت عاشقان و شیفتگان آن شاعر بزرگ است., پایان زندگی ,
,
,
انتهای پیام/خ
, انتهای پیام/خ, انتهای پیام/خ]
ارسال دیدگاه