پاسخی به مقاله خلیل موحد/

کثرت گرایی آیین اندیشمندان اباحه گرا

کثرت گرایی آیین اندیشمندان اباحه گرا
این معلم پیش کسوت تمام تلاش خود را در این نوشتار به خرج داده تا اندیشه کثرت گرایی را که امثال سروش سعی در ترویج آن نموده اند را به نوعی صلح خواهی و عدالت طلبی عنوان کند و ما را نیز دعوت به کثرت گرایی نماید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از "سپاس"، هفته گذشته مطلبی با عنوان ((کثرت گرایی، پیام آور صلح)) در یکی از سایت های اصلاح طلب استان بوشهر  از خلیل موحد از معلمان قدیمی و دوم خردادی استان درج شد که بوی روشنفکر مابی و گرایش های لیبرال مسلکانه از سر و روی آن می بارد. جناب موحد در بسته ای کادو پیچ شده با زرورق کلمات غربی و مثلا علمی تمام تلاش خود را نموده بود تا یکی از بنیان های تفکر لیبرالیستی را موجه جلوه داده و به خورد مخاطب خود دهد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "سپاس"، ,

این معلم پیش کسوت تمام تلاش خود را در این نوشتار به خرج داده تا اندیشه کثرت گرایی را که امثال سروش سعی در ترویج آن نموده اند را به نوعی صلح خواهی و عدالت طلبی عنوان کند و ما را نیز دعوت به کثرت گرایی نماید.

,

موحد با کلماتی ادبی و گاها سخت سعی دارد که کار را بر تفکر کثرت گرایی آسان کند وی در بخشی از مطلب خود می گوید:

,

((پنداشت تئوریک به عبارت های زبرین و التزام عملی به آن ادعاها، واجد این توانمندی است که جوامع انسانی را از آفات گاه ویرانگر مولود سرک کشی خودسرانه به عرصه ی خصوصی( نگرش ها و بینش ها، مناسک و سبک های زندگی دینی و غیردینی) دیگران پاک کرده و در این حوزه، زندگی مسالمت آمیز و عاری از حق کشی را برای بشریت به ارمغان آورد. در جهان کنونی و عصر مدرن نیز به سان گذشته ی دراز دوران پیشامدرن، کثرت نظرگاه های انسان شناسی و جهان شناسی، تفاوت انگاره های کلان دینی، رنگارنگی احکام و مقررات مذهبی، گونه گونی آیین ها و مناسک و تنوع شیوه های زندگی مردمان، نه فقط واقعیتی انکارناپذیر است؛ بلکه تجربه های انضمامی دیروز و امروز تاریخ پرماجرای بشری نیز به مثابه ی معلمی هوشمند به همگان می آموزد که تلاش زورمدارانه و ستمکارانه برای همانند سازی عقیدتی،سیاسی، روشی و زیستی مردمان و برپایی نظمی تک صدایی نیز محکوم به نامرادی و نمونه ی آب در هاون کوبیدن است.))

,

او در نوشتار خود تلاش برای ارائه اندیشه صحیح و دینی را کاری بیهوده عنوان می کند هرچند که وعده خداوند مبنی بر حاکمیت صالحان بر زمین است و بارها  و بارها در قرآن کریم تاکیده شده است که نسبت به ترویج اندیشه دینی بایستی با دیدی جهانی اقدام نمود.

,

از سویی دیگر نتیجه منطقی تکثرگرایی، الزاما صلح و دوستی نمی تواند باشد؛ بلکه مکتبی فلسفی است که متناسب با فضای اجتماعی-مذهبی رنسانس و آغاز جنبش پروتستانیسم شکل گرفت. و راه حلی برای خروج از برون رفت جامعه پراکنده و پریشان اروپای آن زمان بود که پس از آن هم به دلیل اقتضائات بومی، ادامه یافت.

,

ما در این نوشتار قصد پرداختن به تاریخ پلورالیسم نداریم و فقط در پی بررسی نکات مطروحه در پاراگراف نخست مقاله فوق، از جهت تنویر افکار عمومی می باشیم. زیرا که مقاله نامبرده ارزش نقد علمی ندارد و کلمات آن عاریتی هستند. و نتیجه آن رونوشتی و «از هر چمن گلی» است.

,

اول آنک بطور خلاصه کثرت گرایان معتقدند همه ادیان راهی به حقیقت دارند و چنین نیست که تنها یک دین خاص ما را به حقیقت برساند. اعتقاد دینی به این گزاره در مخالفت با نص صریح قرآن است که فقط دین اسلام را از خداپرستان قبول می کند (آیه 19 آل عمران).

,

وی با دو ضرب المثل نوشته خود را آغاز کرده و آنها را مستند به فرهنگ مردم بوشهر می کند. دومین نکته آن است که این دو ضرب المثل را « بیانگر باور نظری این سنخ از آدمیان به کثرت گرایی(pluralism) مذهبی» می داند، و غافل از آنکه مبانی معرفت شناختی پلورالیسم زمینه ای کاملا متفاوت با فولکلور بوشهر دارد و اینکه تلاش کرد این دو را بهم رساند، لغونویسی ای آشکار است. همانا این سنخ سخنان از تازگی برخوردار نیستند و تکرار موهومات است، چه در بیست و پنج سال گذشته از طرف برخی اشخاص دین گریز با صراحت بیشتری صادر شده است. و در این زمان ارزشی جزء تکرار مکررات ندارد.

,

وی در سومین موضع خود اشاره به «گزاره های یادشده را می توان نمودی شگرف از آیین رواداری، صلح خواهی و خشونت گریزی حاملان این اندیشه به شمار آورد» دارد و این رویکرد، یادآور همانگویی های روشن فکرنماهایی است که سعی در نشان دادن قدرت واژگانی خود دارند. زیرا که در سنت های فلسفی- علمی، هیچگاه از دو ضرب المثل، یک اصل و موضوع را به عنوان دلیلِ مدعا مطرح نمی کنند.

,

موحد در فراز پایانی پاراگراف اول با «هرکس بار مسئولیت خود را بر دوش می کشد»، به دنبال استخراج استنتاج منطقی از دو ضرب المثل پیش گفته است، در صورتی که این دو معنایی دیگر را مراد دارند و نشان دهنده آشتی اجتماعی به طور تلویحی هستند. از سویی دیگر، در یک جامعه انسانی، همه افراد نسبت به یکدیگر موظف هستند و اینکه هرکس بار مسئولیت خود را به دوش کشد، باعث سقوط سرمایه اجتماعی شهروندان می شود (کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیّته).

,

یاداشت: نیما دشتی

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه