انقلاب انریکه از جنس خیال بود

انقلاب انریکه از جنس خیال بود
ال‌کلاسبکو در شرایطی با نتیجه سه بر یک به سود تیم فوتبال رئال مادرید تمام شد که در هشت هفته ابتدایی لالیگا، دروزاه "عمر براوو" دروازه‌بان شیلیایی تیم فوتبال بارسلونا هرگز باز نشده بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا اما چگونه چنین تیمی ناگهان در یک بازی سه گل می خورد و سه گل دیگر با خوش شانسی دریافت نمی‌‎کند. سهم لوئیز انریکه در این باخت چیست و پرسش های دیگر که همه و همه یک پاسخ روشن دارد؛ بارسلونا بر خلاف شعارهایش انقلابی عمل نکرد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

بدتر از باخت در ال کلاسیکو، عذاب‌آورتر از به یادآوردن اینکه چگونه بازی یک بر صفر برده را سه بر یک باختند و کلا تلخ تر از هر چیز دیگری برای هواداران بارسا، امیدی بود که آنها به لوئیزانریکه بسته بودند و فکر می‌کردند گواردیولای دیگر در راه است که با تحول انقلابی از یک بارسای متفاوت پرده‌برداری می‌کند.

,

اما در دو زمین سفت آنهایی که می بایست لوئیز انریکه را محک واقعی می‌زند به صورت تمام قد از او نا اُمید شدند. هشت هفته گل نخوردن در لالیگا  تنها یک ویترین فریبنده بود که شنبه شب در برنابئو فرو ریخت. البته پیش از این مقابل یک تیم مدعی دیگر، دفاع بارسا نشان داد واکنشش برابر بازیکنان بزرگ همانند فصل قبل شکننده است.

,

پی اس جی کمتر از یک ماه پیش در خانه اش سه بار دروازه بارسا را گشود تا در همان دورانی که کاتالان ها به حفظ دروازه‌شان در لیگ داخلی فخر می‌فروختند، مشخص شود انقلاب انریکه از جنس تمام واقع نیست. نباید هم می ‌شد چون اصولا به غیر از تعویض دروازه‌بان هیچ تغییری در استراتژی دفاعی بارسا به وقوع نپیوسته بود.

,

همه آنهایی که همچنان به انقلاب انریکه اعتقاد داشتند و باخت در پاریس را تنها یک اتفاق می پنداشتند در پایان ال کلاسیکو اگر قصد خودفریبی مجدد نداشته باشند باید در قضاوت شان تجدید نظر کنند.

,

بارسا پولی را که می بایست صرف مدافعان جدیدش می‌کرد تا در زمین سفت، دیگر شاهد شاهکارهای تمام نشدنی پیکه نباشد، سرمایه ای که باید خرج خروج ماسچرانو از باکس هجده قدم می‌شد به هر دلیلی در دو فصل اخیر به نیمار و سوارز رسید تا بارسا کماکان برابر رئال از روی ضربات ایستگاهی دروازه اش باز شود. هر کرنر یک خطر و یک موقعیت گل. 

,

در دو فصل اخیر یک پای ثابت همه باخت های مفتضحانه بارسا و اسپانیا جرارد پیکه بوده و در مسیر انقلاب عقیم مانده انریکه او کماکان مرد شماره یک خط دفاع است.

,

آنچه تلخ تر از شکست سه گله در مادرید است قماری بود که هواداران بارسا روی انریکه کردند و او در همین ابتدای راه نشان می دهد دست کم در این فصل خبری از انقلاب حقیقی نیست. تنها حربه اش استفاده از متئو در دفاع چپ بود تا به همین راحتی از پاشنه آشیل رئال در منطقه دفاع راست و کارواخال نقطه قوت حریف را بسازد!

,

مصدومیت بی موقع اینیستا که بدترین هافبک بارسا بود و ژاوی به جایش اشتباه تعویض شد، کاری کرد که متئو به خاطر پایان تعویض‌ها 90 دقیقه به صورت تمام وقت جناح چپ بارسا را مبدل به منطقه واگذاری توپ کند. بدون حتی طرح‌ریزی یک حمله. به همین راحتی نیمار 90 دقیقه تنها و خنثی بود.

,

انقلاب انریکه یعنی بازی کردن تکراری دنی آلوز در همان پست همیشگی و سانترهای بی سرانجام. او همچنان در زمین است چون داگلاس برزیلی بدتر از آن چیزی از آب در آمد که همه تصور می کردند.

,

انقلابی در کار نیست، بازی دادن به صورت یک باره آن هم از ابتدای بازی به سوارز و خارج کردن مسی از فرم همیشگی اش تنها سوپرایزهای لوئیز انریکه برای هواداران بارسا بود. فرق پپ با انریکه همینجاست؛ گواردیولا اگر بود به منیر الحدادی اعتماد می‌کرد نه مهاجمی که پس از ۴ ماه در یک بازی رسمی پایش به توپ می‌خورد.

,

وقتی تاتا مارتینو برای آخرین بار بارسلونا را هدایت کرد و آنها با تساوی مقابل آتلتیکو قهرمانی را به راحتی در خانه به رقیب مادریدی هدیه دادند همه در انتظار یک تحول اساسی بودند اما حالا اواخر اکتبر ٢٠١٤ است و کماکان جرارد پیکه در حال تکرار اشتباهات سلسه وارش در دو سال قبل است، ماسچرانو با وجود نمایش تحسین برانگیز در جام جهانی در باکس دفاعی محبوس تا همچنان بوسکتس یکی از دلایل اصلی باخت در ال کلاسیکو لقب بگیرد.

,

تنها سوپرایز انریکه مربوط به عقب افتادن تاریخی مسی مقابل رونالدو در جدول گلزنان است و تبدیل او به بی اثرترین مسی ده ساله اخیر در همه ال کلاسیکوها.

,

نه لوئیز انریکه همانند پپ تفکرات انقلابی دارد و نه خریدها و جا به جایی های مدیران بارسا در پنجره نقل و انتقالات تابستانی این اجازه را به وی می دهد؛ هشت هفته گل نخوردن در لالیگا را فراموش کنید، بارسا در دو بازی مقابل پی اس جی و رئال شش بار دروازه اش با دو دروازه بان متفاوت باز شد و این بزرگترین دلیل است که به همه ثابت کند برای انقلاب واقعی بارسا یک انقلابی حقیقی از جنس خوان لاپورتا می خواهد و پپ گواردیولا.

,

اگر صرفا با خرید ستاره هایی مثل نیمار و سوارز انقلابی شکل می گرفت که هم اینک سیتی باید چگوارای فوتبال جهان می‌شد.

,

انتهای خبر

,
  •  
,
  •  
,
  •  
,
  •  
  • ,

     

    ]
    • برچسب ها
    • #
    • #
    • #

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه