توصیه یک شهید به مادرش؛

با حفظ حجاب زینب وار زندگی کنید

با حفظ حجاب زینب وار زندگی کنید
شهید پیرولی در وصیت نامه خود آورده است: اگر شهید شدم چنگ به مو و صورت خود نزنید و به مادرش می‌گوید هر وقت به یاد من خواستی گریه کنی سرت را بالا بگیر که اشکت بر زمین نریزد دلم می‌خواهد زینب وار زندگی کنید و فرزندانم را آنگونه که در شان اسلام است تربیت کنید. به حرمت خون شهیدان حجاب اسلامی خود را حفظ کنید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از منار، ندا کریمی از اقوام شهید، خاطرات شهید پیرولی نثاری را این‌گونه آغاز می‌کند:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, منار, شهید پیرولی نثاری,

شهید قلب تاریخ است

,

با سلام و درود به روان پاک رهبر مسلمانان جهان امام خمینی(ره) و با سلام به روح پاک شهدای گلگون‌کفن که خالصانه جان خود را نثار اسلام عزیز و رهبر کبیر انقلاب و قلب ایران کردند. ما زندگی‌مان را به کشور عزیزمان و شهدا مدیون هستیم و باید به آنها احترام بگذاریم و اجازه ندهیم که خون این عزیزان پایمال شود.

,

 

,

خاطرات دوران کودکی تا انقلاب

,

پیرولی در زمان کودکی بسیار زرنگ و باهوش بود. وضع مالی پدرش چندان خوب نبود، اما مغازه بسیار کوچکی داشت که در آن مغازه کوچک مایحتاج مردم را فراهم می‌کرد و به مردم می‌فروخت شهید در کارهای مغازه به پدرش کمک می‌کرد چون او مریض بود و مشغول درس خواندن هم بود.

,

وی تا کلاس سوم راهنمایی را با نمرات خوب قبول شد ولی به‌علت وضعیت بد مالی نتوانست به تحصیلاتش ادامه دهد و در همان مغازه مشغول کار شد. طولی نکشید که پدرش درگذشت و بار سنگین زندگی به عهده ایشان واگذار شد.

,

او دارای سه خواهر و دو برادر بود. پس از مدتی راننده شد البته مدتی شاگردی را طی و پس از آن ضمن اخذ گواهینامه رانندگی شروع به کار کرد و بعد از مدتی موفق شد تا خودش یک دستگاه کامیون خریداری کند.

,

, ,

سپس با دختر خاله خودش ازدواج کرد و در طول 5 سال زندگی مشترک صاحب 2 فرزند دختر شد.

,

شهید در تمام دوران انقلاب حضور فعال و چشم‌گیر داشت. در تظاهرات و جنگ‌های خیابانی علیه مزدوران شاه مبارزه می‌کرد تا زمانی‌که انقلاب پیروز شد یک لحظه هم از مبارزه دست برنداشت تا اینکه به‌دستور امام سپاه تشکیل شد، شهید پیرولی به جبهه اعزام شد

,

او چند ماهی مشغول رساندن تدارکات و مهمات به رزمندگان بود و تغییر شغل داد و یک رزمنده بسیجی شد و در حملات علیه دشمن شرکت می‌کرد، هر وقت در جبهه بود کمتر به خانواده سر می‌زد.

,

وی در حمله بستان در سال 1360 هنگامی‌که مشغول مخابره خبر بی‌سیم بود، با شروع عملیات راننده بلدوزر مورد هدف بعثی‌ها قرار می‌گیرد و شهید می‌شود.

,

شهید پیرولی با دیدن این صحنه وقتی که متوجه می‌شود تانک‌های دشمن در حال پیشروی هستند بی‌سیم را رها کرده و بر پشت بلدوزر می‌نشیند و مشغول کندن خاکریز می‌شود تا شاید بتواند رزمندگان را از دید دشمن محفوظ بدارد.

, شهید پیرولی,

اما دست خصم کینه‌توز او را مورد هدف قرار داده و به شهادت می‌رساند هنگامی که عملیات تمام می‌شود، برادرش دولت‌علی نثاری که یکی از فرماندهان این عملیات بود مطلع میشود به جستجوی پیکر پاک برادرش می‌رود.

,

پیش از شناسایی پیکر آن شهید بزرگوار را در آغوش گرفته و با آمبولانس او را به اهواز و سپس با سایر شهیدان به خرم آباد می‌آورند.

,

آخرین باری که شهید به منزل مراجعه کرده بود وقتی مشغول خوردن غذا بود بر سر سفره به مادرش گفته بود شاید این آخرین غذایی باشد که با شما می‌خوریم و به خانواده‌اش خصوصاٌ مادر و همسرش سفارش می‌کند اگر شهید شدم چنگ به مو و صورت خود نزنید و به مادرش می‌گوید هر وقت به یاد من خواستی گریه کنی سرت را بالا بگیر که اشکت بر زمین نریزد دلم می‌خواهد زینب وار زندگی کنید و فرزندانم را آنگونه که در شان اسلام است تربیت کنید. به حرمت خون شهیدان حجاب اسلامی خود را حفظ کنید.

, آخرین باری که شهید به منزل مراجعه کرده بود وقتی مشغول خوردن غذا بود بر سر سفره به مادرش گفته بود شاید این آخرین غذایی باشد که با شما می‌خوریم و به خانواده‌اش خصوصاٌ مادر و همسرش سفارش می‌کند اگر شهید شدم چنگ به مو و صورت خود نزنید و به مادرش می‌گوید هر وقت به یاد من خواستی گریه کنی سرت را بالا بگیر که اشکت بر زمین نریزد دلم می‌خواهد زینب وار زندگی کنید و فرزندانم را آنگونه که در شان اسلام است تربیت کنید. به حرمت خون شهیدان حجاب اسلامی خود را حفظ کنید.,

آنگاه خداحافظی می‌کند و به جبهه بازگشت می‌گردد. هنگامی که مراسم این شهید برپا بود زن به همراه چند فرزندش آنچنان که شایسته شان یک شهید باشد مراسم را اجرا کردند.

,

در پایان باید بگویم که لازم است ما راه این عزیزان را ادامه دهیم و نگذاریم که خونشان پایمال شود و با حفظ حجاب خود نگهبان و نگهدار اسلام عزیز باشیم.

,

انتهای پیام/ف

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه