فرهاد پردخته:

رسالت عاشورا و نگرانی تحریف دوباره آن

رسالت عاشورا و نگرانی تحریف دوباره آن
پس اول باید قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگریید وگرنه رثاى یک آدم نفله شده بیچاره بی دست و پاى مظلوم که دیگر گریه ندارد و گریه ملتى براى او معنى ندارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سرویس یادداشت «لاهیجان» ، قیام امام حسین (ع) عمل به امر به معروف و نهی از منکر بود تا مانع بی عفتی ها و بی ناموسی ها شود و منکرها را از جامعه پاک کند و ارزش های دینی را بر جامعه حاکم سازد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «لاهیجان»,

ملت ما که پرچم دار نهضت حسینی است باید با عوامل ضداسلامی مقابله کند و عامر به معروف و ناهی منکرات بوده و عظمت ایران اسلامی را به گونه ای به نمایش گذارد که الگویی برای دیگر جوامع باشد.

,

از نگاه شهید مطهرى حادثه عاشورا و تاریخچه آن، دو صفحه دارد؛ یک صفحه سفید و نورانى و یک صفحه تاریک، سیاه و ظلمانى. در نگاه دوم، قهرمان حادثه یزید بن‏معاویه، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، شمر وامثال اینها است.

,

وقتى این صفحه تاریک مطالعه شود فقط ظلم است، جنایت است و رثاء بشریت، که هیچ چیز غیر از گریه، زارى و مرثیه را نمی طلبد اما اگر صفحه مقابل مطالعه شود قهرمان این صفحه نورانى حسین(ع) است و اهل بیت و اصحاب او.

,

این صفحه دیگر جنایت وتراژدى نیست بلکه حماسه است، افتخار و نورانیت است، تجلى حقیقت، انسانیت و حق پرستى است.

,

البته هر دو صفحه این واقعه یا بی نظیر است یا کم‏ نظیر و باید به هر دوى آنها پرداخت و آن را مورد تجزیه و تحلیل عبرت‏ آموز قرارداد، اما به قول آن استاد فرزانه: «چرا ما صفحه نورانى این داستان را کمتر مطالعه می کنیم در حالى که جنبه حماسى این‏ داستان صد برابر بر جنبه جنایى آن می چربد و نورانیت این حادثه بر تاریکى آن خیلى‏ مى‏ چربد» ؛ «اگر ما صفحه نورانى تاریخ حسینى را خواندیم آن وقت از جنبه رثائى‏اش می توانیم استفاده کنیم و گرنه بیهوده است».

,

«پس اول باید قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگریید وگرنه رثاى یک آدم نفله شده بیچاره بی دست و پاى مظلوم که دیگر گریه ندارد و گریه ملتى براى او معنى ندارد.

,

در رثاى قهرمان بگریید براى اینکه احساسات قهرمانى پیدا کنید، براى اینکه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‏اى نسبت به حق وحقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالت‏ خواه بشوید. شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادى‏ خواه باشید، براى آزادى احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنى چه، شرف و انسانیت یعنى چه، کرامت یعنى چه؟».

,

بنابراین بر اساس یک تفسیر که متاسفانه رواج هم یافته است پاسخ پرسش فوق این مى‏شود که ترغیب ائمه(ع) و اهتمام آنان در برپایى عزاى حسینى «براى این است که تسلى خاطرى براى حضرت زهرا باشد.» در این صورت «خیال می کنیم حسین بن على در آن دنیا منتظر است که مردم برایش دل‏سوزى کنند یا – العیاذ بالله – حضرت زهرا(س) بعد از هزار وسیصد سال آن هم در جوار رحمت الهى منتظر است که چهار تا آدم فکسنى براى او گریه کنند تا تسلى خاطر پیدا کند!».

,

این نگاه نه تنها حیات‏بخش، پویا و حرکت‏زا نیست بلکه به تعبیر شهید مطهرى ، نتیجه‏ اى جز خرابى دین و رکود در جامعه ندارد. اما در تفسیر دیگر، حرکت سیدالشهدا(ع) اسوه است و براى همه آزادى‏ خواهان وغیرتمندان عالم طوفنده و جوشان است.
در این تفسیر «حسین بن على درس غیرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شداید و سختی ها به مردم داد.
اینها براى ملت درس هاى بسیار بزرگى بود. پس این‏که میگویند حسین بن على چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد، جوابش همین است که حسین بن على روح تازه دمید، خونها را به جوش آورد، غیرت ها را تحریک کرد، عشق و ایده‏ آل به مردم داد، حسّ استغنا در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ایستادگى در مقابل شداید به مردم داد، ترس را ریخت، همان مردمى که تا آن مقدار می ترسیدند، تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.»

,
,
,

از این منظر امام‏ حسین(ع) پیام‏ آور اسلام است، عاشورا نمایشگاهى می شود که ابعاد مختلف اسلام به نمایش گذاشته شده تا انسانهاى دیگر از آن الگو بردارى کنند و در هر جامعه‏ اى که شرائط زمان امام حسین را پیدا کرد قیام حسینى به راه افتد. با این تفسیر امام‏ حسین(ع) دیگر مختص به یک زمان و مکان خاص نیست، براى همیشه تاریخ است وچون روحى در کالبد اجتماع حضور دارد.

,

براى همین درس هاى بزرگ است که استاد مطهرى اصرار دارد حادثه کربلا در وجهه حماسى آن مورد تحلیل قرار گیرد و به یک سوژه بزرگ براى مسلمانان تبدیل گردد.

,

اساساً از نگاه شهید مطهرى این عامل ارزش بسیار بسیار بیشترى از عوامل دیگر به نهضت حسینى داده و موجب ماندگارى این قیام شده است: «به موجب همین عامل است که این نهضت شایستگى پیدا کرده است که براى همیشه زنده بماند، براى همیشه یادآورى شود و آموزنده باشد. البته همه عوامل آموزنده هستند ولى این عامل آموزندگى بیشترى دارد، زیرا نه متکى به دعوت است و نه متکى به تقاضاى بیعت ؛ یعنى اگر دعوتى از امام نمى‏ شد، حسین بن على(ع) به موجب قانون امر به معروف و نهى از منکر نهضت مى‏ کرد. اگر هم تقاضاى بیعت از او نمى‏ کردند، باز ساکت نمى‏ نشست، موضوع خیلى فرق مى‏ کند و تفاوت پیدا مى‏ شود.».

,

در نگاه حماسى و سازنده به این قیام است که «حسین(ع) یک مرد معترض و منتقد است،مردى است انقلابى و قیام کننده، یک مرد مثبت است. دیگر انگیزه دیگرى لازم نیست.همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده است، بیت‏ المال‏ مسلمین در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضاى خدا مصرف‏ می شود، پیغمبر اکرم فرمود: هر کس چنین اوضاع و احوالى را ببیند «فلم یُغیّر علیه‏بفعلٍ و لا قولٍ» و در صدد دگرگونى آن نباشد، در مقام اعتراض بر نیاید «کان حقاً على الله‏ان یُدْخِلَهُ مُدْخَلَه».

,

شایسته است (ثابت است در قانون الهى) که خدا چنین کسى را به آنجا ببرد که ظالمان، جابران، ستمکاران و تغییر دهندگان دین خدا مى‏ روند، و سرنوشت مشترک با آنها دارد.».

,

از این‏جا است که معلوم می شود وظیفه امر به معروف و نهى از منکر مختص به امام‏ حسین(ع) نبوده هر کسى که در چنین شرایطى قرار گیرد باید به آن قیام نماید و نباید این وظیفه را به عهده دیگرى بداند و الّا باید منتظر عذاب الهى بماند چنان که امام رضا(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل کردند:
«اذا تواکلت الناس الامر بالمعروف و النهى عن المنکر فلیأذنوا بوقاع من الله؛ «هرگاه مردم امر به معروف و نهى از منکر را به عهده همدیگر بگذارند پس براى عذاب الهى منتظر و آماده باشند». اهمیت تأسى به حرکت امام‏ حسین(ع) در این زمینه از آنجا بیشتر مى‏ شود که ببینیم با همه عنایتى که اسلام به امر به معروف و نهى از منکر داشته و آیات متعددى از قرآن در اهمیت آن وارد شده است و ملت اسلام را به خاطر آن بهترین امت نامیده و حسین(ع) هم براى احیاى آن جان خود را فدا کرده است اما این امر هر روز در جامعه اسلامى کم رنگ‏تر شده و از اهمیت آن کاسته مى‏ شود: «از همین جا به قول منطقیین به عکس نقیض باید بفهمیم: پس ما امت اسلام و بهترین امت ها براى بشر نیستیم چون ما آمر به معروف و ناهى از منکر نیستیم. در نتیجه نمى‏توانیم‏ ادعاى شرف و بزرگى کنیم، نمى‏ توانیم افتخارى داشته باشیم، اسلام ما اسلام واقعى نیست.» نکته حائز اهمیت در اینجا این است که فهم منطق حسینى داراى مراتب مختلف است. اولین مرتبه آن تعلق احساسى و عاطفى است که براى عامه مردم بسیار مفید است و باید هم در بین مردم وجود داشته باشد و اصل طراحى این مرحله در پاسداشت نهضت حسینى بسیار ماهرانه و از روى حکمت بوده است اما قطعاً زمانى این عواطف و احساسات، مفید خواهد بود که در طریقِ عقلانیتِ نهفته در نهضت عاشورا قرار گیرد و به پل ترقى براى دست‏یابى به فهم مراتب بالاتر این واقعه تبدیل شود و الّا اگر در همین سطح باقى بماند مخرب خواهد بود.

,
,

بر علما است که این معارف را از سطح عوامانه فراتر برده و با موانع احتمالى مبارزه کنند. عالمان برجسته‏ اى نیز بوده‏ اند که حقاً در تحریف‏ زدایى از ساحت عاشورا تلاش کرده‏ اند. در دهه‏ هاى اخیر مبارزه و مجاهده عملى حضرت امام‏ خمینى(ره)و رهبر معظم انقلاب، مثال زدنى است. ایشان با تأسى از سرور و سالار کربلا عملاً ثابت کرد که مى‏ توان در تمامى گستره تاریخ نداى «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را بلند کرد و به رهبر آزادگان جهان اقتدا کرد.

,

شهید بزرگوار مطهرى نیز در مواجهه فکرى با پدیده تحریف عالمانه و دلسوزانه به وظیفه‏ خود عمل کرده است. حال وظیفه دیگر عالمان و روشنفکران دلسوز اسلام ناب است که در مقابل بدعت‏ها قد علم‏ کنند و با آن به قدر مقدور مبارزه نمایند اگر مردم و علما وظیفه فردى دارند که دراین‏ زمینه نهى از منکر کنند، مسئولیت نظام اسلامى به عنوان پاسدار ایمان و اعتقادات‏ صحیح و دست‏ آوردهاى اسلام ناب محمدى، بیشتر است چرا که امکانات تبلیغى‏ نظام اسلامى در این زمینه گسترده است، رسانه‏ هاى نظام در این زمینه مسئولیت مضاعفى دارند و باید در این مسیر به کار گرفته شوند. با این حال اگر به هر دلیل امکانات نظام اسلامى در بدعت‏ زدایى از تفسیر و تبیین قیام پاک عاشورا به‏ کار گرفته نشود لااقل نباید اجازه داد ابزار دامن زدن به این امور شود. و این مسؤولیتى نیست که ساده بتوان از آن گذشت و با «اما» و «اگر» امر به معروف ونهی از منکر نادیده گرفت . پیام یزیدیان را داعشیان لبیک گفته اند ما مسلمانان پیام عاشورا را چقدر درک کرده ایم!!؟

,

پایان پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه