الفبای کربلا+ شعر منصور عقیلی
الف. ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود / ب. بر روی نیزار ستم ابرو کمانم می رود[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سفیر آشتیان، منصور عقیلی شاعر جوان و خوش ذوق آشتیانی در وصف کربلا شعری سروده که در زیر می خوانید :
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیر آشتیان, سفیر آشتیان, سفیر آشتیان,,
,

, ,
الفبای کربلا
, الفبای کربلا, الفبای کربلا,,
الف. ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود
,ب. بر روی نیزار ستم ابرو کمانم می رود
,,
پ. پیدا و پنهان، کوبه کو، منزل به منزل، پیش رو
,ت. تن روی خاک و سر به روی خیزرانم می رود
,,
ث. ثار الله است و جان به جان، تسلیم بر خاک و به نی
,ج. جان می کنم از آنکه جان از دلستانم می رود
,,
چ. چشم و چراغ خانه ام خاموش و چشمم بی فروغ
,ح. حالی ندارم چون حسین، آن باغبانم می رود
,,
خ. خورشید و خاموشی و خاک، خولی و خنجر، خیزران
,دال. دل می رود از دست و آن صاحب دلانم می رود
,,
ذال. ذرات عالم یک به یک، پا در رکاب و سر به خاک
,ر. روح و روانم از زمین، تا آسمانم می رود
,,
ز. زنجیر و پا، زردی و رو، زخم زبان و زنگیان
,ژ. ژولیده احوالم که او از آشیانم می رود
,,
س. سر نیزه و سر، سیم و زر، سودای سرداب و سراب
,ش. شب، شیون و زاری که شاه انس و جانم می رود
,,
ص. صیاد و صید صحنه های صورت و سیلی و خون
,ض. ضعفی که از آن می رسد، تاب و توانم می رود
,,
ط. طوفان و طغیان بلا و طشت خونین و طلا
,ظ. ظرف ظهورش می رسد، صاحب زمانم می رود
,,
ع. عباس علمدار ادب، عالی اعلی می رسد
,غ. غرق به خون غمخوار من، وقت اذانم می رسد
,,
ف. فرق شکفته یکطرف، فکر فراق و فاصله
,ق. قبل از غروب آفتاب، روح از روانم می رود
,,
ک. کوفه کمال کوری و کینه کلاف کربلا
,گ. گودال و گرداب و گلو، سرو چمانم می رود
,,
ل. لحظه به لحظه قافله، جان می کند از کربلا
,م. منزل به منزل، کو به کو، پیر و جوانم می رود
,,
ن. نامردی و ناپختگی، نا اهلی و نامردمی
,و. وقت وداع آن کودک دردانه جانم می رود
,,
ه. هستی به خاک افتاده و پستی به دنیا آمده
,ی. یکدانه و دردانه و شیرین زبان می رود
,,
«منصور عقیلی»
,,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه