سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
وقت هجوم ماست نه سازش/بسیج، از جنگ با دشمن تا خدمت بی منت به مردم
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,
,

, ,
وقت هجوم ماست نه سازش
, وقت هجوم ماست نه سازش,سعد الله زارعی در کیهان نوشت:
, سعد الله زارعی در کیهان نوشت: ,بیانیه اخیر سه کشور اروپایی را میتوان بازتاب سخنان نادرست بعضی از مسئولان ایرانی دانست که بدون توجه به شکست چندباره مذاکره با غرب بار دیگر از آمادگی خود برای مذاکره با آمریکا و اروپا خبر دادهاند. موضع اروپا مبنی بر اینکه باید در برجام تغییراتی به وجود آید تا نگرانیهای غرب از لغو تحریمهای تسلیحاتی و نیز از اقدامات ایران برای گسترش توانمندیهای نظامی و نفوذ منطقهای ایران برطرف شود در واقع پاسخ به تمناهای مذاکره از سوی مقامات دولتی جمهوری اسلامی بود. غرب میگوید شرط انجام این مذاکره، تن دادن ایران به دست برداشتن ایران از برنامههای هستهای و غیرهستهای خود است. این به آن معناست که ما نه تنها نباید از لغو تحریمها بهعنوان پیششرط مذاکرات مجدد حرف بزنیم بلکه باید پیش شرطهای غرب را هم پیش از هر مذاکرهای تامین نمائیم.
,در این میان روی کارآمدن جو بایدن و ادعای تأثیر مثبت آن بر ایران، توهمی است که گرفتاران به آن در ایران را به ادبیاتی کشانده است که باعث مطالبهگرایی کشورهایی شده که در زیر پا گذاشتن تعهدات برجامی خود تفاوتی با «آمریکای ترامپ» ندارند. همین بیانیه وضع «آمریکای بایدن» را هم در رابطه با برجام و بطور کلی مسایل ایران نشان میدهد. به این معنا که حداکثر اتفاقی که با روی کار آمدن بایدن میافتد این است که در موضوع برجام و غیر آن موضعی شبیه انگلیس، فرانسه و آلمان داشته باشد یعنی نه تنها گامی در جهت لغو تحریمهای ظالمانه- علیرغم انجام افراطگرایانه تعهدات از سوی ایران- برنمیدارد بلکه در موضوعات حساسی نظیر قدرت نظامی و امنیت منطقهای ایران درصدد تحمیل شرایط خود و تداوم و حتی تشدید تحریمهای فعلی است. پس چه تفاوت واقعی میان آمریکای بایدن با آمریکای ترامپ وجود دارد؟ چرا بعضی از مسئولین محترم کشور به این حقایق آشکار که دشمنان آمریکایی و اروپایی بر منارهها فریاد میزنند، توجه نکرده و باز کشور را به سمت دالان تهدیدات و محرومیتهای بیشتر سوق میدهند؟
,و جالب این است که آمریکای بایدن با همه زیادهخواهیهایی که در مورد ایران مطرح میکند در شرایط بسیار ضعیفی قرار دارد و بطور واقعی قادر به کار جدیدی علیه ایران نیست و ما میتوانیم با استفاده از ضعفهای مفرط آمریکا و اروپا شرایط پیروزمندانهای را برای کشور خود رقم بزنیم.
,آمریکای دوره بایدن، به خصوص درگیر مشکلات فزاینده اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی خواهد بود. آمریکا چه با تصویری که خود بایدن در مناظرات تلویزیونی ارائه داد و حاکی از وضع بحرانی اقتصاد آمریکا و نیاز فوری آن به دستکم پنج تریلیون دلار -یعنی حدود دو برابر بودجه سالانه- برای هزینه در موارد بحرانی بود و چه با تصویری که باراک اوباما پس از انتخاب بایدن مطرح کرد و حاکی از درگیر شدن آمریکا در بحران عمیق اجتماعی و امنیتی است، ناگزیر به «درون» خود سرگرم میشود و رفع بحران اقتصادی را در اولویت قرار میدهد. براین اساس «هنری کیسینجر» که معدل عقل جامعه سیاسی آمریکاست، به بایدن گفت: «اولین اولویت تو باید حل اختلافات با چین باشد چرا که آمریکا توان مدیریت درست چنین اختلافاتی به نفع خود ندارد.» دعوت وزیر خارجه اسبق آمریکا بیانگر آن است که آمریکا باید صحنه رقابت با «قدرتها» را ترک کند و وارد چالشهای خارجی که توان اثرگذاری جدی بر آن ندارد، نشود. پس نکته اول این است که آمریکای دوره بایدن بیش از هر زمان دیگری، ناگزیر به وقتگذاری در حل مسایل داخلی خود است و این میتواند برای کشوری مانند ایران که سیاست فعال بینالمللی و منطقهای داشته و بر گسترش آن اصرار دارد، یک «فرصت جدید» باشد.
,
دوره ترامپ، دوره «گسستن از پیمانها» بود. اما سادهلوحی است اگر گمان کنیم این از بداخلاقی رئیسجمهوری کنونی آمریکا ناشی شده و از پشتوانه کارشناسی برخوردار نبوده است. چرا که اقدامات او در گسستن توافقات دو یا چندجانبه و حتی چندین معاهده بینالمللی در زمینههای امنیتی، محیطزیست و... مورد حمایت هیئت حاکمه آمریکا بوده و در متن جامعه نیز میلیونها نفر هوادار داشته است.
الان بایدن و بسیاری دیگر حتی بسیاری از جمهوریخواهان اعتراف میکنند که این «سیاست متهورانه» کمکی به آمریکا در برونرفت از شرایط دشوار نکرده است. یکی از این موارد هم بالا گرفتن بحث شکست سیاست «اعمال فشار حداکثری علیه ایران» در آمریکا و اروپاست. آن روزی که سیاست فشار حداکثری به عنوان «راهحل» مواجهه با ایران در نظر گرفته شد، جامعه آمریکا وحتی اروپا با آن همراهی کرد، همراهی اروپا این بود که علیرغم آنکه خود را در حفظ برجام جدی نشان میداد، اما حتی از باز کردن یک روزنه کوچک روی ایران خودداری کرد. پس سیاست فشار حداکثری یک سیاست دونالد ترامپی نبود، سیاستی بود که از سوی همه غرب مورد حمایت قرار گرفته است. الان اعتراف به شکست دوره چهار ساله اخیر آمریکا، اعتراف به شکست آمریکا و حتی شکست غرب در مقابل «مقاومت ملت ایران» است.
,
از چند دهه قبل بر تعداد کشورهایی که نمیخواهند آمریکا موفق شود دائماً افزوده شده است. در دهههای 1340، 1350 و 1360 آمریکا در اوج اقتدار خود بود و اکثر کشورها نظام سیاسی آمریکا را «مطلوب» ارزیابی میکردند که بخشی از این به دلیل تبلیغات سیاسی (Propaganda) کمپانیهای تبلیغاتی آمریکا و به ویژههالیوود روی وضع عمومی آمریکا بود و بخشی هم ناشی از نمایش اقتداری بود که آمریکا در جنگ جهانی دوم از خود نشان داده بود. الان از آن آمریکای پرابهت چیز زیادی باقی نمانده است؛ نه در سطح حکومتها و نه در سطح ملتها. هماینک اکثر کشورهای غرب و شرق آسیا نه به سیستم سیاسی (دموکراسی) آمریکا اعتمادی دارند و نه اقتداری برای آن قایل هستند. آمریکا حتی در آمریکای لاتین در وضعیت انزوا قرار گرفته است. کشورها در این منطقه به میزانی که به خاک آمریکا نزدیکتر باشند، از نظر سیاسی با آن فاصله بیشتری دارند؛ مکزیک، کوبا، نیکاراگوا، ونزوئلا و... و جالب این است که دولت آمریکا دهها سال است تلاش میکند تا حلقه اول متصل به ایالات متحده در آمریکای لاتین را از دولتهای مخالف خود پاک کند ولی علیرغم هزینه زیاد موفق نشده است. بیاعتباری آمریکا در سطح ملتها از این هم عمیقتر است. آمریکاییها در هیچ کشور دنیا حتی کشوری نظیر انگلستان که از یکسو خود را پدر و از سوی دیگر خود را شریک آمریکا میداند محبوبیتی بیش از 40 درصد ندارد و این عدد در کشورهای مسلمان غرب آسیا بیشتر از 15 درصد نیست و حال آنکه در بعضی از کشورهای منطقه شامل ترکیه به یک درصد رسیده است.
,پس به هیچ وجه نباید تصویر آمریکای دهههای 40 تا 60 را به آمریکای امروز تعمیم داد. بله آمریکا یک «قدرت آمره» دارد و با این قدرت یک سلسله اقداماتی را انجام میدهد. در اختیار داشتن مرکزیت پولی و مالی دنیا (بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول) به دولت آمریکا امکان تحت فشار گذاشتن کشورهایی نظیر ایران را داده است ولی از آنجا که این قدرت ذاتی نیست تحت فعل و انفعالات زیادی قرار میگیرد. کما اینکه طی سالهای اخیر ضمن رشد ارزهای رقیبی مثل یورو، یوان و روبل، زمزمه کنار گذاشته شدن دلار از حجم وسیعی از مبادلات بینالمللی به گوش میرسد و دنیا در حال آماده کردن شرایطی است که مؤسسات بزرگی نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، انحصار خود را از دست میدهند و تحتالشعاع بنگاههای مشابه در آسیا و اروپا قرار میگیرند.
,آنچه که ما مشاهده میکنیم، قرار داشتن آمریکا در وضعیتی است که نظریهپردازان اقتصادی از آن به «سراشیبی شیطانی» یاد میکنند به این معنا که امکان توقف این روند وجود ندارد. مزاحمت آمریکای بایدن روی دنیا کمتر خواهد شد. به این دلیل که آمریکا دیگر قدرت مهار خود را از دست داده است. ارتش آمریکا هماینک ناگزیر است در مواجهه با گروههای مردمی نظیر عصائب اهل حق و فصایل حزبالله، عراق را ترک کند آمریکا نمیتواند روند کنونی تحریم کشورهایی مثل ایران را برای مدت زیادی ادامه دهد؛ چون شرایط جهان به سرعت در حال تغییر است؛ آمریکا نمیتواند کمک مؤثری به سعودی برای غلبه بر مردم مظلوم یمن نماید. آمریکا نمیتواند به پاشینیان در جنگ کمک برساند؛ آمریکا نمیتواند در لبنان، حزبالله را از مشارکت در دولت بازدارد؛ آمریکا نمیتواند بشار اسد را از گردونه سیاسی سوریه خارج کند؛ آمریکا نمیتواند سیاستی را در ایران تغییر دهد کما اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی 17 ربیع الاول فرمودند هر کسی در آمریکا سر کار بیاید تأثیری روی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت. آنچه پیش روی ماست صحنه پیروزی و غلبه بر آمریکاست، ما شرایط سخت را با شکست سیاستمداران آمریکا پشتسر گذاشته و در نقطهای قرار گرفتهایم که میتوانیم سیاستهای آینده آمریکا علیه خود را راحتتر از گذشته شکست بدهیم. این موفقیت به ما میگوید، باید فشارها را بر آمریکای بایدن افزایش دهیم تا منطقهای سالمتر و همگراتر داشته باشیم.
,
زمزمه آمادگی ایران برای مذاکره مجدد با آمریکا که البته به جایی نمیرسد چرا که این با سیاست قطعی نظام که مورد پشتیبانی قاطبه ملت و رهبر معظم انقلاب است، منافات دارد، باعث ضعف جبهه داخلی و به توهم افتادن آمریکا و اروپا برای اعمال فشارهایی متراکمتر میشود. ما در برجام بعد از هزینههای بسیار سنگینی که پرداختهایم و نباید میپرداختیم، هم اینک لااقل از نظر تبلیغاتی و سیاسی دست برتر داریم چرا که طرف نقض کننده برجام اروپا و آمریکاست اما زمزمه بعضی از مسئولین ایران این حربه که میتواند در استیفای حقوق ملت به کار گرفته شود را از بین میبرند.
زمزمه فارغ از حکمت و مصلحت مذاکره، راههای غیر آمریکا و اروپا را هم برای ما ناامن میکند چرا که باعث سردرگمی کشورهایی نظیر چین، روسیه و هند میشود. آنان با این زمزمهها درباره صداقت ما در اصلاح سیاست خارجی و روی کردن به «سیاست اولویت شرق» شک میکنند کما اینکه شک کرده و بیرغبتی نشان دادهاند تا جایی که وزیر محترم امور خارجه ناگزیر شد پیغامهای اطمینانبخشی برای مقامات چینی بفرستد اما چه فاید وقتی مذاکره مجدد با آمریکا و اروپا از زبان آقایان نمیافتد.
,
,

, 
, با پیروزی انقلاب اسلامی این بسیج بود که با دستان خالی به مصاف گروهکهای تجزیهطلب از گنبد گرفته تا کردستان شتافت و هنوز از دفع جریان برانداز داخلی فارغ نشده بود که با پدیده جنگ ناخواسته از سوی دشمن زبونی همچون صدام مواجه شد و هشت سال جانانه ایستاد و با تقدیم دهها هزار شهید که فقط در قشر دانشآموزی آن نزدیک به ۳۳ هزار شهید تقدیم انقلاب شد، حماسه ماندگار خود را برای همیشه در تاریخ مبارزه ملت ایران ثبت کرد.
آنچه در سالهای پس از جنگ در بسیج شاهد بودیم فقط خدمت بوده و بس. شاهد این خدمات را میتوان در ریشهکنی فلج اطفال در همان سالهای اولیه پس از جنگ، کمک به محرومان و نیازمندان در دورترین و صعبالعبورترین نقاط این سرزمین، تلاش خستگیناپذیر در اتفاقات غیرمنتظرهای همچون سیل و زلزله و بسیاری از حوادث ناگوار دیگر در طول این ۴۱ سال دید. اکنون نیز حضور مستمر در کنار کادر درمان برای مبارزه با ویروس منحوس کرونا و اجرای طرحهایی همچون «مواسات» برای کم کردن درد مردم در حالی انجام میشود که آنها با این ویروس دست و پنجه نرم میکنند.
اما چه شاخصههایی باعث شده که امروز بسیج در اجرای مأموریتهای خود توفیق داشته باشد و هر جا کشور با چالش یا مشکلی مواجه میشود به این نیروی آماده به جانفشانی مراجعه میشود و دیدیم که در برابر همین ویروس کرونا رهبر معظم انقلاب به سپاه و بسیج دستور میدهند به کمک دستگاه سلامت کشور بشتابند.
علل موفقیتهای بسیج در انجام رسالت و وظایف ذاتی خود به مواردی باز میگردد که در سازمانهای مشابه آن به هیچ وجه وجود ندارد. برخی از این عوامل عبارتند از:
۱. داشتن تفکر بسیجی
از علل اصلی توفیق بسیج در عرصههای مختلف، بخش نرمافزاری آن، یعنی تفکر حاکم بر نیروهای بسیجی است که به «تفکر بسیجی» شناخته میشود. تفکر بسیجی در مواردی چون؛ تعبد و خدامحوری، ولایتمداری و تابع حقیقی ولایت بودن، عدالتخواه عدالتگستر، تکلیف گرای معطوف به نتیجه، بصیرت و بصیرت افزا، متوکل و متوسل، اهل عمل و علم، حق محور به جای شخصیت گرا، عقلانیت محور و معنویتگرا، سادهزیست و فساد ستیز، ترجیح دهنده منافع جمعی بر منافع فردی و گروهی، نوآور و بنبست شکن، قانون گرا و پاکدست، دشمنشناس و استکبارستیز، آرمانخواه و واقعگرا، استقلالطلب و وابسته گریز، کمتوقع و پرتلاش، محرومیت زدا و فقرستیز تبلور مییابد.
۲. مردمی بودن بسیج
مردمی بودن بسیج شاخصه اصلی این نهاد ارزشمند است. آنچنانکه این نهاد را به گنجینهای تمام ناشدنی وصل کرده و ذخایر ارزشمندی را در اختیار آن نهاده است. بسیج به دلیل برخورداری از اقشار متعدد مردمی با سازماندهی مناسب و مدیریت قوی در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، هنری، امنیتی و نظامی نقش ایفا میکند. این ویژگی بسیج کارکردهای مختلفی به آن در عرصه اجتماعی بخشیده است که از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره داشت: ۱. دارای قدرت بسیج کنندگی بالا در بدنه جامعه؛ ۲. انسجام بخش و منسجم کننده سرمایه اجتماعی کشور؛ ۳. امنیت بخش و نشاطآفرین در بخش جوان جامعه؛ ۴. امیدبخش و امیدآفرین در طبقات محروم و ضعیف جامعه؛ ۵. اعتماد ساز، نشاطآفرین و شادیبخش سرمایه اجتماعی کشور؛ ۶. روشنگر و هدایت بخش در اقشار مختلف جامعه؛ ۷. مؤثر در مسئولیت پذیرکردن اعضای جامعه و ۸- بصیرت بخشی قابلاتکا به جامعه.
رهبر معظم انقلاب در زمینه بصیرت این قشر الهی میفرمایند: «بسیج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معیار بسیج، بصیرت است و ایمان. ایمان از دل او میجوشد، او را به کار وادار میکند؛ بصیرت هم به او تفهیم میکند که چگونه حرکت کند، معیارها را چگونه تشخیص بدهد، راه را چگونه طی کند. این معنای بسیجی است.» (۴ /۹ /۸۸)
۳. اخلاص در عمل بسیج
بسیجی برای خدمت طلب مزد نداشته و منتی بر جامعه ندارد. بسیجی در عمل جهادی خود با خدا معامله کرده است و ارزش و اجر کار او قابل پرداخت با پاداشهای دنیوی نیست. مقام معظم رهبری در این زمینه میفرمایند: «شرط دیگر این است که در مقابل این حرکت و کار، از کسی مزد نخواهد. مزد، مربوط به جایی است که کسی از بیرون به ما انگیزه میدهد - این کار را بکن، این پول را بگیر - وقتی ما از درون و عمق جان و از عشقمان انگیزه میگیریم، از چه کسی میخواهیم مزد بگیریم؟ مزد دادن، تحقیر ماست؛ تحقیر انسانی است که از درون دارد میجوشد. اینها خصوصیات یک انسان بسیجی است؛ فرهنگ بسیج یعنی این.» (۵ /۳ /۸۴)
۴. ولایتپذیری بسیج
از ویژگیهای کلیدی مشی بسیج و بسیجیان ولایتپذیری و تبعیت از فرمانها و رهنمودهای، ولی فقیه زمان است. باورهای سیاسی بسیج برگرفته از نظریه سیاسی حضرت امام (ره) است که حکومت اسلامی را در عصر غیبت مبتنی بر مدل حاکمیت ولایتفقیه مشروع میداند. مبتنی بر این الگو، در رأس حکومت اسلامی فقیه عالیقدری قرار دارد که ضمن آگاهی به فرامین اسلامی، تکیه بر تقوا دارد و با بصیرت و درایت و تدبیر توان اداره کشور و جامعه اسلامی را داراست. در این نظام تصمیمات کلان و راهبردی و جهتگیری اساسی جامعه با تأیید و مدیریت رهبری اتخاذ میشود و بسیجی خود را سرباز ولایت میداند که در جهت پیشبرد این برنامهها در صحنه حاضر است. بنابراین، مشی سیاسی بسیج مستقل و متفاوت از رهنمودها و تدابیر رهبری نیست.
۵. پیشرو بودن بسیج
ویژگی ممتاز دیگر بسیج، پیشرو بودن است. جرئت و جسارت حضور در عرصههایی که تا به حال کسی بدان وارد نشده است، فقط برای ارادههای بلندی ممکن است که دل در گرو ایمان الهی داشته و از غیرخدا ترسی ندارد. در این میان بیشک بسیج، خطشکن میادین خطرناک و عرصههای درنوردیده نشده است و این حقیقتی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی بدان چنین اشاره میکنند: «بسیجی یک فرهنگ است و اگر بخواهیم این فرهنگ را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم بسیج، پیشرو در همه عرصههای اساسی زندگی است».
این پیشرو بودن و خط شکنی بسیجی در میدانهای سیاست از جایگاه ممتازی برخوردار است، چرا که روحیه محافظهکاری و منفعتگرایی و تقدم ملاحظات جناحی و گروهی بر منافع ملی آفت بزرگ گروهها و جریانهای سیاسی است که گاه حرکت رو به جلو نظام را در این میدان کند میکند. اما اگر تفکر و روحیه بسیجی فراگیر شود، نظام در تحقق اهداف خود در گام سوم تشکیل دولت اسلامی با سرعت بیشتری قدم خواهد گذاشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی این بسیج بود که با دستان خالی به مصاف گروهکهای تجزیهطلب از گنبد گرفته تا کردستان شتافت و هنوز از دفع جریان برانداز داخلی فارغ نشده بود که با پدیده جنگ ناخواسته از سوی دشمن زبونی همچون صدام مواجه شد و هشت سال جانانه ایستاد و با تقدیم دهها هزار شهید که فقط در قشر دانشآموزی آن نزدیک به ۳۳ هزار شهید تقدیم انقلاب شد، حماسه ماندگار خود را برای همیشه در تاریخ مبارزه ملت ایران ثبت کرد.
,
آنچه در سالهای پس از جنگ در بسیج شاهد بودیم فقط خدمت بوده و بس. شاهد این خدمات را میتوان در ریشهکنی فلج اطفال در همان سالهای اولیه پس از جنگ، کمک به محرومان و نیازمندان در دورترین و صعبالعبورترین نقاط این سرزمین، تلاش خستگیناپذیر در اتفاقات غیرمنتظرهای همچون سیل و زلزله و بسیاری از حوادث ناگوار دیگر در طول این ۴۱ سال دید. اکنون نیز حضور مستمر در کنار کادر درمان برای مبارزه با ویروس منحوس کرونا و اجرای طرحهایی همچون «مواسات» برای کم کردن درد مردم در حالی انجام میشود که آنها با این ویروس دست و پنجه نرم میکنند.
,
اما چه شاخصههایی باعث شده که امروز بسیج در اجرای مأموریتهای خود توفیق داشته باشد و هر جا کشور با چالش یا مشکلی مواجه میشود به این نیروی آماده به جانفشانی مراجعه میشود و دیدیم که در برابر همین ویروس کرونا رهبر معظم انقلاب به سپاه و بسیج دستور میدهند به کمک دستگاه سلامت کشور بشتابند.
,
علل موفقیتهای بسیج در انجام رسالت و وظایف ذاتی خود به مواردی باز میگردد که در سازمانهای مشابه آن به هیچ وجه وجود ندارد. برخی از این عوامل عبارتند از:
,
۱. داشتن تفکر بسیجی
, ۱. داشتن تفکر بسیجی,
از علل اصلی توفیق بسیج در عرصههای مختلف، بخش نرمافزاری آن، یعنی تفکر حاکم بر نیروهای بسیجی است که به «تفکر بسیجی» شناخته میشود. تفکر بسیجی در مواردی چون؛ تعبد و خدامحوری، ولایتمداری و تابع حقیقی ولایت بودن، عدالتخواه عدالتگستر، تکلیف گرای معطوف به نتیجه، بصیرت و بصیرت افزا، متوکل و متوسل، اهل عمل و علم، حق محور به جای شخصیت گرا، عقلانیت محور و معنویتگرا، سادهزیست و فساد ستیز، ترجیح دهنده منافع جمعی بر منافع فردی و گروهی، نوآور و بنبست شکن، قانون گرا و پاکدست، دشمنشناس و استکبارستیز، آرمانخواه و واقعگرا، استقلالطلب و وابسته گریز، کمتوقع و پرتلاش، محرومیت زدا و فقرستیز تبلور مییابد.
,
۲. مردمی بودن بسیج
, ۲. مردمی بودن بسیج,
مردمی بودن بسیج شاخصه اصلی این نهاد ارزشمند است. آنچنانکه این نهاد را به گنجینهای تمام ناشدنی وصل کرده و ذخایر ارزشمندی را در اختیار آن نهاده است. بسیج به دلیل برخورداری از اقشار متعدد مردمی با سازماندهی مناسب و مدیریت قوی در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، هنری، امنیتی و نظامی نقش ایفا میکند. این ویژگی بسیج کارکردهای مختلفی به آن در عرصه اجتماعی بخشیده است که از جمله آنها میتوان به این موارد اشاره داشت: ۱. دارای قدرت بسیج کنندگی بالا در بدنه جامعه؛ ۲. انسجام بخش و منسجم کننده سرمایه اجتماعی کشور؛ ۳. امنیت بخش و نشاطآفرین در بخش جوان جامعه؛ ۴. امیدبخش و امیدآفرین در طبقات محروم و ضعیف جامعه؛ ۵. اعتماد ساز، نشاطآفرین و شادیبخش سرمایه اجتماعی کشور؛ ۶. روشنگر و هدایت بخش در اقشار مختلف جامعه؛ ۷. مؤثر در مسئولیت پذیرکردن اعضای جامعه و ۸- بصیرت بخشی قابلاتکا به جامعه.
,
رهبر معظم انقلاب در زمینه بصیرت این قشر الهی میفرمایند: «بسیج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معیار بسیج، بصیرت است و ایمان. ایمان از دل او میجوشد، او را به کار وادار میکند؛ بصیرت هم به او تفهیم میکند که چگونه حرکت کند، معیارها را چگونه تشخیص بدهد، راه را چگونه طی کند. این معنای بسیجی است.» (۴ /۹ /۸۸)
,
۳. اخلاص در عمل بسیج
, ۳. اخلاص در عمل بسیج,
بسیجی برای خدمت طلب مزد نداشته و منتی بر جامعه ندارد. بسیجی در عمل جهادی خود با خدا معامله کرده است و ارزش و اجر کار او قابل پرداخت با پاداشهای دنیوی نیست. مقام معظم رهبری در این زمینه میفرمایند: «شرط دیگر این است که در مقابل این حرکت و کار، از کسی مزد نخواهد. مزد، مربوط به جایی است که کسی از بیرون به ما انگیزه میدهد - این کار را بکن، این پول را بگیر - وقتی ما از درون و عمق جان و از عشقمان انگیزه میگیریم، از چه کسی میخواهیم مزد بگیریم؟ مزد دادن، تحقیر ماست؛ تحقیر انسانی است که از درون دارد میجوشد. اینها خصوصیات یک انسان بسیجی است؛ فرهنگ بسیج یعنی این.» (۵ /۳ /۸۴)
,
۴. ولایتپذیری بسیج
, ۴. ولایتپذیری بسیج,
از ویژگیهای کلیدی مشی بسیج و بسیجیان ولایتپذیری و تبعیت از فرمانها و رهنمودهای، ولی فقیه زمان است. باورهای سیاسی بسیج برگرفته از نظریه سیاسی حضرت امام (ره) است که حکومت اسلامی را در عصر غیبت مبتنی بر مدل حاکمیت ولایتفقیه مشروع میداند. مبتنی بر این الگو، در رأس حکومت اسلامی فقیه عالیقدری قرار دارد که ضمن آگاهی به فرامین اسلامی، تکیه بر تقوا دارد و با بصیرت و درایت و تدبیر توان اداره کشور و جامعه اسلامی را داراست. در این نظام تصمیمات کلان و راهبردی و جهتگیری اساسی جامعه با تأیید و مدیریت رهبری اتخاذ میشود و بسیجی خود را سرباز ولایت میداند که در جهت پیشبرد این برنامهها در صحنه حاضر است. بنابراین، مشی سیاسی بسیج مستقل و متفاوت از رهنمودها و تدابیر رهبری نیست.
,
۵. پیشرو بودن بسیج
, ۵. پیشرو بودن بسیج,
ویژگی ممتاز دیگر بسیج، پیشرو بودن است. جرئت و جسارت حضور در عرصههایی که تا به حال کسی بدان وارد نشده است، فقط برای ارادههای بلندی ممکن است که دل در گرو ایمان الهی داشته و از غیرخدا ترسی ندارد. در این میان بیشک بسیج، خطشکن میادین خطرناک و عرصههای درنوردیده نشده است و این حقیقتی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی بدان چنین اشاره میکنند: «بسیجی یک فرهنگ است و اگر بخواهیم این فرهنگ را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم بسیج، پیشرو در همه عرصههای اساسی زندگی است».
این پیشرو بودن و خط شکنی بسیجی در میدانهای سیاست از جایگاه ممتازی برخوردار است، چرا که روحیه محافظهکاری و منفعتگرایی و تقدم ملاحظات جناحی و گروهی بر منافع ملی آفت بزرگ گروهها و جریانهای سیاسی است که گاه حرکت رو به جلو نظام را در این میدان کند میکند. اما اگر تفکر و روحیه بسیجی فراگیر شود، نظام در تحقق اهداف خود در گام سوم تشکیل دولت اسلامی با سرعت بیشتری قدم خواهد گذاشت.
,
,

, 
, ,
به همین علت، ستاد عالی کرونا تصمیم گرفت از امروز اول آذر بیش از صدو پنجاه شهر و کلانشهر را تعطیل کند. تصمیمی که بعد از کش و قوس فراوان در معادله سخت سلامت-معیشت گرفته شد. بالاخره در این معادله، در تصمیم اخیر، سهم سلامت بیشتر شد تا به قول وزیر بهداشت، گرفتار مرگهای روزانه چهار رقمی نشویم.
,
ارسال دیدگاه