سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
چرا در تورم این قدر غیر عادی ایم؟/ضرورت اولویتبخشی به مبارزه با فساد در تمام قوا
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

, ,
انقلاب اسلامی پایان تاریخ!
, انقلاب اسلامی پایان تاریخ! ,
محمدسعید مدنی
محمدسعید مدنی
, محمدسعید مدنی, ,
۱- هر روز بعد از نماز که از کوچهای میگذشت پیرمردی یهودی از بالای بام خانهاش طشتی خاکستر گرم بر سر او میریخت، پیامبر(ص) بدون آنکه عصبانی شود در گوشهای سر و صورت و عبایش را میتکاند و به راهش ادامه میداد. یک روز در گذر از همان محل از پیرمرد و خاکستر گرمش خبری نشد. پرسید «از رفیق ما چه خبر؟» همراهان پاسخ دادند شکر خدا بیمار و بستری است. گفت باید به عیادتش رفت... «مرد یهودی در برابر چنین چشمه زلال و جوشانی از صفا و مهربانی و خیر، یکباره احساس کرد که روحش شسته شد و لکههای شوم بدپسندی و آزارپرستی و میل به کجی و خیانت از ضمیرش پاک شد...»(منابع و تحقیقات تاریخی مثل تفسیر نمونه، شناخت محمد(ص) و...)
,
۲- «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَهًٌْ »... چشم در برابر چشم! این منطق اسلام در برابر قلدری مستکبران و خباثت جنایتکاران است. دینی که آغازگر حمله و جنگ نیست. این سخن تجسم عینی اسلام حسین بن علی(ع) در معرکه عاشوراست: «انی اکره ان ابداهم القتال...»! اما همانقدر که در این مکتب مومنان خاصه کسانی که صاحبمنصب هستند و جایگاههای قدرت و حکومت را برعهده دارند به مدارا و ملاطفت با ضعیفان و طبقات پایین و مردم عادی سفارش و توصیه اکید شدهاند(... الله الله فی طبقه السفلی!) به ایستادگی و کوتاه نیامدن در برابر زیادهخواهان و قدارهبندان و ظالمان تأکید کرده است(...کونوا للظالمین خصما!) و این سیره رسول خداست بهویژه پس از هجرت و شروع جامعهسازی. ایشان برای ساختن جامعه از همان اولین روز و روزها فرمان کار همگانی و سازندگی صادر میکند(مسجدسازی) اعلام وحدت و برادری میکند(انما المومنون اخوه)، اداره جامعه را بر مبنای قانون، آن هم قانونی که جوهر و محورش «عدالت» است،(لیقوم الناس بالقسط)... و آنگاه در برابر چشمان نگران پیروان سایر ادیان بر اصل آزادی در چارچوب قانون تأکید میکند(لا اکراه فی الدین) و... در کنار همه اینها به بسیج نظامی و تقویت امور دفاعی و امنیتی جامعه دست میزند تا اگر متجاوز و جنایتکاری پایش را از گلیم خود درازتر کرد و خواست امنیت جامعه نوپا را بر هم زند و عرض و ناموس آن را هدف قرار دهد، ضربه را با ضربهای محکمتر پاسخ دهد و چنان به دهانش بکوبد که دیگر هیچگاه جرأت گستاخی و شرارت درباره جامعه اسلامی حتی به ذهنش خطور نکند. پیامبر(ص) در دوران دهساله مدینه، همه اصول و شرایط دولت و جامعهسازی را رعایت کرد و فراهم آورد... و در اواخر عمر سرتاسر جزیرهًْالعرب را زیر پرچم اسلام متحد ساخت تا... همهچیز برای برپایی تمدنی خیرهکننده و شکوهمند فراهم و آماده باشد...
,
۳- اصل وجود حرکتهای عدالتخواهانه و نهضتهای توحیدی و تداوم توفنده آن در طول تاریخ خاری بوده است در چشم زورگویان و قلدران و تیری بر قلب حاکمان شیطانصفت. انقلاب اعتقادی و تاریخی مردم ایران بساط قلدران و مستکبران را در منطقه مهمی که خاورمیانهاش مینامند برهم زده است. خوابهای شیرین آنها را به کابوس مبدل ساخته و آرزوهای دور و دراز آنها را درباره این منطقه مهم و ثروتمند که مرکز بزرگترین تمدنهای عالم (سومر، عیلام، بابل، ایران، مصر و...) بوده برهم زده است. آنها طی دویست و خردهای سال درباره سیطره همیشگی و غصب ثروت و منابع این قسمت از زمین نقشهها کشیده و طراحیها کرده بودند. پروژه «از نیل تا فرات» یکی از این پروژهها و شاید مهمترین آنها بود. در اجرای این نقشهها ایران تحت حاکمیت رژیمهای دستنشانده نقش حساسی را بهعنوان «ژاندارم منطقه» بازی میکرد. مستکبران خیالشان از ایران کاملاً راحت بود و آن را چون «موم» در دستان خود داشتند... اما ناگهان با خروش خمینی و خیزش ملت غیور و شجاع ایران همهچیز به هم ریخت و ایران به جای «موم» به «خار چشم» ظالمان و غارتگران متمدننما تبدیل شد و بهطور ذاتی و ماهیتی به بزرگترین سد و مانع جولان و زیادهخواهیهای تمامنشدنی آنها درآمد... و بار دیگر پیکار همیشه تاریخ آغاز شد: جنود حق و باطل به شکلی عیان و روشن در برابر یکدیگر صفآرایی کردند.
,
۴- اکنون دشمنان این ملک و ملت، بدخواهان اسلام و فرهنگ توحید، نزدیک چهل و دو سال است که علیرغم دست زدن به هر ترفند و توطئه و تاکتیکی در مصاف با انقلاب «اللهاکبر» مردم ایران راه به جایی نبردهاند و بدتر از همه حیثیت ناداشته و دروغین خود را از دست دادهاند چرا که آنها برای شکست این انقلاب هر چقدر تلاش کردهاند نتیجه معکوس گرفته و فقط ماهیت و ذات شیطانی و «گرگصفت» خود را افشا کردهاند. حاصل این همه شرارت و خباثت علیه انقلاب توحیدی مردم ایران، از تطمیع و تحقیر و تمسخر گرفته تا تجاوز نظامی و تحریم اقتصادی و به شهادت رساندن دانشمندان و مجاهدان اسلامی (از شهید مطهری و شهید بهشتی تا... شهید سلیمانی و شهید فخریزاده) این شده که امروز بر جهانیان و البته جز کسانی که خود را به خواب زده یا رسماً پادو و عمله شیاطیناند، روشن و ثابت شده است که قدرتها و سلطهگرانی که تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی خود را پشت شعارهایی چون سیانتیسم و اومانیسم و لیبرالیسم و مدرنیسم و... پنهان کرده بودند، قلدران و چپاولگرانی بیش نیستند که برای رسیدن به منافع شوم خود از دست زدن به هیچ شرارت و جنایتی ابا ندارند و... کار به جایی رسیده که خود اینها رسما و صریحا اعتراف میکنند.(مثل اعتراف ترامپ به ترور سردار دلها شهید سلیمانی و اعتراف تلویحی مقامات رژیم صهیونیستی به ترور دانشمند شهید فخریزاده) و این یکی دیگر از برکات کمنظیر انقلاب اسلامی است که نه فقط در بحثهای تئوریک و محافل دانشگاهی و... که در صحنه واقعیت و میدان عمل موجب ارتقای بصیرت و شناخت مردم دنیا شده و ماهیت واقعی «گرگ»های متمدننما را از پشتپرده فریب و تحریف و تبلیغ و... بیرون انداخته است. امروز حتی خود سیاستمداران و اندیشمندان و عقلای غرب به نزدیکی زمان فروپاشی تمدن غرب و زوال قدرت آمریکا اعتراف میکنند و درباره «جابهجایی قدرت» از غرب به چین یا روسیه یا... هشدار میدهند. و جالبتر آن است که دشمنان کینهتوز و بدخواهان ایران اسلامی و دشمنان قسمخورده آن نیز درباره ظهور قدرتی به نام ایران و ایجاد تمدن اسلامی صریحا اظهار نگرانی و ترس میکنند. نخستوزیر تروریست رژیم کودککش صهیونیستی در مصاحبهای در پاسخ به این سوال که از چه میترسی؟ پاسخ داد: «ایران... ایران... ایران! آنها در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری هستند!» این حرف و امثال آن گویی آن پیشبینی آرنولد توینبی فیلسوف صاحبنام تاریخ را ثابت میکند که چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوایل دهه هفتاد میلادی در کتاب «تمدن در بوته آزمایش» (ص ۱۱۷ ترجمه) نوشت و گفت: «اسلام ممکن است بار دیگر برای ایفای نقش تاریخی خود قیام کند.»
,
۵- درباره شهید سرفراز و دانشمند انقلابی دکتر محسن فخریزاده بسیار گفته و نوشتهاند، یکی هم اینکه ایشان را دشمنان و بیگانگان بیشتر از خیلی از خودیها و هموطنان میشناختند. این توصیفی است که در سطح وسیعتر اصل انقلاب اسلامی را هم شامل میشود. به این معنی که متأسفانه انقلاب اسلامی و ذات ضد سلطهپذیری و آرمانهای متعالی و سازنده آن را دشمنان و مستکبران بهتر از برخی از خودیها شناختهاند و اگر بیست سال در فکر و نقشه ترور این شهید سرفراز بودند چهل و دو سال است که در پی محو و نابودی انقلاب اسلامی هستند...
,
۶- انقلاب اسلامی ادامه نهضت پیامبر خاتم(ص) است. آمده است تا ملتها را عزت و آزادی بخشد و به آنان استقلال و شکوفایی هدیه دهد و... امتی را از خواب سنگین قرون بیدار کند و... تمدنی بزرگ و انسانی را برپا نماید و بشریت را از قید اسارت و جاهلیت مدرن برهاند و... انقلاب اسلامی برای ساختن آمده است نه ویران کردن. انسانسازی، جامعهسازی، تمدن(دنیا)سازی و... سرانجام آخرتسازی. این همان مأموریت رسولان بزرگ الهی و از جمله، آخرین آنهاست.
,
اما ساختن و آباد کردن دشمنان بسیار در کمین دارد، قدرتهای باطلی که آبادی کاخها و دنیای آلوده به لذت و شهوت خود را در گروی حاکمیت جاهلیت و محو انسانیت و عدالت و ویرانی زندگی دیگران میدانند از هر حرکتی که رو به سازندگی و عدالت و ظلمستیزی داشته باشد برآشفته شده و علیه آن دست به شمشیر میبرند. و جنگ و ویرانی به پا میکنند تحریم میکنند، ترور میکنند... علیرغم همه اینها راهی به جایی نمیبرند اما چون تداوم این حرکات (مثل انقلاب اسلامی) را برخلاف نظر امثال «فوکویاما»، به معنای پایان خود تلقی میکنند بر دشمنیها و شرارت خود و استفاده از حربههای ناکارآمد اصرار دارند.
,
۷ - توماس فریدمن چند روز پیش در کنفرانس سالانه سیاستگذاران اندیشکده شورای ملی روابط اعراب و آمریکا گفته است «رژیمهایی مثل رژیم ایران از بالا دچار گسست و شکست میشوند، این رژیمها از پایین شکست نمیخورند... نحوه فروپاشی این رژیمها از بالاست...» او که مثل خیلی از همپالکیهایش دغدغه و دلمشغولی درباره ایران جز «تغییر رژیم»(regim change) ندارد در ادامه پیشنهاد میکند «شما باید در بالاترین سطوح رژیم ایران جنگ و درگیری راه بیندازید، نباید به اصطلاح «شل و ول» بود، باید پیشنهادی روی میز گذاشت که برای بخشی از حاکمیت ایران وسوسهانگیز باشد». این حرف یعنی که دشمن برای تحقق هدف شومش از مردم هشیار و صاحب تشخیص ایران کاملاً ناامید است و به وسوسه و تفرقه در بین مدیران و مسئولان ارشد(بالاترین سطوح رژیم) و اختلافاندازی میان آنها طمع کرده است.
,
بنابراین تکلیف کاملاً مشخص است: هر چقدر از «درون» محکم و قویتر باشیم، و وحدت و همدلی میان دوستداران انقلاب بهویژه میان آنهایی که در این مملکت صاحب پست و منصب هستند و ردای مسئولیت بر تن دارند(خاصه در «بالاترین سطوح») بیشتر و برادرانهتر باشد؛ هر چقدر بیشتر اسباب دلگرمی و امید مردم فراهم آید و دست رانتخواران و فرصتطلبان و حرامخواران از بیتالمال کوتاه شود و حضور مردم در صحنه دفاع از انقلاب پرشورتر باشد، جبهه انقلاب مستحکمتر شده و راه رخنه نفوذیهای ظاهرا خودی برای تغییر محاسبات و تفرقهافکنی در صفوف یاران انقلاب و مسئولان مسدودتر شده و دشمن از ایجاد تفرقه و اختلافافکنی میان آنان- که از بزرگترین حربههای او علیه انقلاب است- نومیدتر میشود... این کشندهترین انتقام و مرگبارترین مجازاتی است که میتوان درباره دشمنان این سرزمین تصور کرد! همینجا باید تاکید کرد که «انتقام سخت» و جداگانه از جنایتکاران و مسببان شهادت شهیدان والامقام سلیمانی و فخریزاده تا رسیدن به نتیجه یکی از عوامل ایجاد وحدت است و باید دنبال شود...
, ,

, ,
,
ضرورت اولویتبخشی به مبارزه با فساد در تمام قوا
, ضرورت اولویتبخشی به مبارزه با فساد در تمام قوا,
رسول سنائیراد در جوان نوشت:
رسول سنائیراد در جوان نوشت:
, رسول سنائیراد در جوان نوشت:,
سخنگوی قوه قضائیه در گفتگو با خبرنگاران که اخیراً بهصورت فضای مجازی انجام شد، اعلام داشت که مبارزه با مفاسد اقتصادی همچنان اولویت نخست دستگاه قضایی است. وی در ادامه به چند نمونه از اقدامات عملی و رسیدگیهای قضایی به تعدادی از مفسدان اشاره کرد که صدور احکام سنگین برای ۱۰ نفر از کارکنان متخلف و رشوهبگیر گمرک یکی از مناطق شمال غرب کشور و محکومیت مدیرعامل سابق بانک سرمایه به ۱۲ سال حبس، جزای نقدی و ضبط اموال تحصیل شده از طرق نامشروع و همچنین برگشت شش شرکت بزرگ دولتی به دولت به ارزش حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان، از آن موارد به حساب میآید.
,
همچنین پس از آبگرفتگی مناطقی از استان خوزستان در بارندگیهای اخیر، سه نفر از مدیران آن مناطق نیز به دلیل کمکاری یا اقدامات غیرمجاز از کار برکنار یا بازداشت شدند که اقدام عملی دیگری در برخورد با فساد و کمکاری مدیران محسوب میشود.
,
انجام اینگونه اقدامات از سوی قوه قضائیه یکی از ضرورتهای ترمیم سرمایه اجتماعی نظام و کمک به ارتقای کارآمدی است که حاصل فهم دقیق از وضعیت آسیبی حاکم بر ادارات و دستگاههای دولتی، شجاعت و اراده رفع آسیبها و حل مشکلات مردم میباشد.
,
خوشبختانه در دوره ریاست آیتالله رئیسی این اقدامات بهعنوان یک اولویت در دستور کار قوهقضائیه قرار گرفته و یکی از دلایل موفقیت در پیشبرد این اولویت، رنگ باختن مصلحتاندیشیها و مرزبندیهای کاذب است. رسیدگی به پرونده طبری و محکومیت و مجازات قضات و کارمندان خاطی دستگاه قضا نشاندهنده صداقت و عزم و اراده محکم این قوه برای مبارزه با مفاسد و مفسدان و نگاه برابر برای اجرای قانون و مجازات متخلفان، فراتر از هرگونه مصلحتاندیشی است.
,
این رویه مبارک، اعتبار این قوه و ریاست آن را در افکار عمومی و مردم قدرشناس افزایش داده و امید رسیدگی به مفاسد و بیعدالتی را بیشتر کرده و به نفع سرمایه اجتماعی نظام نیز بوده است.
,
اما واقعیت این است که ریشهکنی فساد مستلزم اولویتبخشی آن در همه قوا بهویژه قوه مجریه است. اگر زمینههای فساد در روند اجرایی از بین برود و در عزل و نصب مسئولان، سلامت و پاکی و تعهد به انجام وظایف و توان انجام آن بهعنوان معیارهای شایستهگزینی مراعات شود، نظارت بر نحوه اجرای وظایف بهعمل آید و فرآیندهای انجام وظایف شفاف باشد، فسادی صورت نخواهد گرفت؛ همانگونه که لازم است مجلس با بررسی قبلی و شرایط فعلی به حذف قوانین زائد و وضع قوانین لازم همت گمارده و ساز و کار نظارتی مجلس را نیز تقویت و کارآمد سازد تا به روانسازی و تسهیل انجام وظایف ادارات و دستگاههای دولتی کمک کند و از هرگونه انحراف و فساد اداری و مدیریتی ممانعت به عمل آورد.
,
بهعبارتی برخورد قهری و قضایی با فساد را باید گام پایانی و آخر دانست و قبل از آن پیشگیری و هدایت انجام وظایف و افعال اداری و مدیریتی در کانالها و سازوکارهای قانونی، صحیح و سالم است که خروجی آن کارآمدی دستگاهها و سازمانهای دولتی و رضایتمندی مردم خواهد بود.
,
نکته کلیدی و مهم دیگر اینکه ریشهکنی فساد مستلزم همکاری، هماهنگی و همافزایی بین تمام قوا و آن هم با تمام قواست چرا که متأسفانه مفسدان طی چندسال توانستهاند شبکههایی برای اقدامات خلاف، غیرقانونی و غیرشرعی خویش بهوجود آوردند یا با قرار گرفتن در مناصب و جایگاههای برخوردار از نفوذ و قدرت برای خود و همدستانشان حاشیههای امن و مصونیتهای کذایی پدید آورند، بهگونهای که همین وضعیت موجب شکلگیری ذهنیت فساد سیستمی در افکار عمومی یا بخشهایی از جامعه شده که گاه جرئت شکایت و طرح مسئله را نزد مراجع مسئول ندارند.
,
برای در هم شکستن این ذهنیت که میتواند اراده عمومی و مشارکت همگانی برای مبارزه با فساد را پدید آورد، لازم است ساز و کار دریافت گزارشات مردمی و ضمانتبخشی برای پیگیری آن را نیز فراهم کرد و برای پیادهسازی سوتزنی سازمانی و حتی غیرسازمانی چارهاندیشی و اقدام کرد.
, 
,
چرا در تورم این قدر غیر عادی ایم؟
محمد حقگو در خراسان نوشت:
سازمان برنامه و بودجه در گزارش مبانی بودجه 1400 نمودار قابل تاملی از اختلاف فاحش تورم در اقتصاد ایران نسبت به جهان ارائه کرده است. گزارش های کارشناسی داخلی نیز نرخ تورم بلندمدت در اقتصاد ایران را سالانه 20 درصد اعلام کرده اند. با این حال، سوال مهمی که وجود دارد این است که چرا کشور ما در شاخص تورم این قدر غیرعادی است و چه راه هایی برای عادی سازی نرخ تورم نسبت به دیگر کشورها وجود دارد؟ به نظر می رسدبا توجه به سه حوزه پولی، مالی و ارزی، سه راهکار را می توان بر شمرد:
رفع تحریم ها: یک پاسخ به مسئله فوق، قطعا می تواند رفع تحریم های نفتی و بانکی اقتصاد ایران باشد. با این حال، این موضوع گزاره ای نیست که راه چاره اصلی را به ما نشان دهد، چرا که قطعاً اغلب کشورهای جهان از داشتن موهبت نفت محروم اند و بدون نفت اقتصاد خود را اداره می کنند. از سوی دیگر وجود بازار 80 میلیون نفری، هر چه باشد، حداقل محرکی قوی برای رشد اقتصادی مطمئن و کم تورم در حوزه های نیازهای ضروری و ابتدایی از قبیل خوراک، پوشاک و مسکن است، بنابراین در مقام راه حل، به نظر می رسد باید به ابعاد دیگری از اقتصاد ایران توجه کرد.
متوقف کردن سونامی نقدینگی: بررسی های بلندمدت نشان می دهد که نقدینگی در نظام بانکی کشور کماکان به سرعت به پیش می تازد. به طوری که در طول 20 سال اخیر حجم نقدینگی به طور متوسط در حدود 27.7 درصد رشد داشته است. این به آن معناست که ضریبی قابل توجه از رشد اقتصادی برای هضم این نقدینگی و جلوگیری از تورم بالا باید وجود داشته باشد که قطعاً این گونه نبوده است. به عنوان مثال محاسبات مرکز پژوهش های مجلس، متوسط رشد اقتصادی کشور از سال 91 تا 98 را نزدیک به صفر درصد برآورد کرده است! در این زمینه رشد بدهی بانک ها و به خصوص بانک های خصوصی به بانک مرکزی قابل توجه است. موضوعی که یک وجه آن به وجود ناترازی در نظام بانکی مرتبط است. این در شرایطی است که نظام بانکی کشورهای پیشرو به هیچ عنوان اجازه ریشه دوانی ناترازی ولو در کوتاه مدت را به بانک ها نمی دهند. از سوی دیگر وابستگی نسبی بانک مرکزی به تصمیمات دولت نیز از دیگر عوامل رشد نقدینگی است. تسهیلات تکلیفی یا استقراض از منابع صندوق توسعه ملی که در عمل تفاوتی با استقراض از بانک مرکزی ندارد، گوشه هایی از وابستگی یادشده هستند که ناخواسته از ناترازی در دخل و خرج دولت نشئت می گیرند. متاسفانه در سال های اخیر، تلاش هایی برای بهبود طرح اصلاح نظام بانکی تاثیر قابل توجهی بر مسئله نقدینگی نداشته و حتی طرح های بنیادین اصلاح نظام بانکی نیز به حاشیه رانده شده اند.
به سامان آوردن کسری بودجه مزمن: اما دست نخورده ترین بخش برای اصلاح و بهبود اقتصاد ایران سیاست های مالی دولت است. برخی محاسبات نشان می دهند که در دو دهه گذشته نزدیک به 40 درصد مخارج دولت از طریق درآمدهای نفتی جبران شده است. این به معنای گره خوردن سنتی نرخ تورم با تحولات غیرقابل کنترل نرخ ارز و نفت و میزان فروش آن در بودجه دولت است. در خصوص ریشه های کسری مزمن بودجه باید گفت دولت اگر چه بزرگ ترین بازیگر اقتصاد ایران به شمار می رود، اما درباره اصلاح ساختار دخل و خرج خود از بابت اقتصاد سیاسی، دارای تضاد منافع است. از سوی دیگر برخلاف انتظارها نهاد مسئول حوزه نقدینگی یعنی بانک مرکزی، اقدام قابل توجهی برای شفافیت در حوزه های مربوط به بودجه نیز انجام نداده است. به عنوان مهم ترین نمونه، هوشمندسازی نظام مالیاتی پس از سالیان بسیار از آغاز دولت یازدهم به فرجامی نرسیده و حتی آمارهای نگران کننده ای از وضعیت شفافیت مالیاتی منتشر می شود. روند صعودی نسبت هزینه های جاری مالیات ستانی به درآمدهای مالیاتی که یکی از شاخص های بهره وری مالیاتی است، وجه دیگری از ماجراست. بهره وری پایین شرکت های دولتی، انقطاع سیاست های حمایتی از نظام مالیاتی و ضعف مفرط در هدایت صحیح یارانه های پنهان انرژی از دیگر مصادیق کارهای نکرده دولت دراین رابطه اند.
البته در این میان، نباید از کم کاری نهادهای ناظر نظیر مجلس نیز چشم پوشی کرد. به طوری که به نظر می رسد در سایه ضعف، تعدد و تزاحم و پایین بودن کیفیت قوانین و همچنین ارتباط سست وجه نظارتی با تقنینی مجلس، دولت ها بهترین مجال را برای ادامه ولنگاری بودجه ای پیدا کرده اند.در مجموع و در شرایطی که به نظر می رسد تاکنون بیشترین نگاه ها به بهبود وضعیت اقتصادی کشور و به سامان رساندن تورم، به ترتیب موارد یادشده بوده، باید گفت پربازده ترین و اتفاقاً مهجورترین اقدامات، به عکس و در موارد سوم، دوم و سپس اول جای دارند. این مسئله در هفته های پیش رو که مجلس بودجه سال آینده را بررسی می کند، حائز اهمیت بسیار است. بودجه ای که یکی از ضعیف ترین بودجه ها در سال های اخیر از منظر شاخص هایی نظیر استقلال از نفت، سهم مالیات در بودجه عمومی، سهم بودجه عمرانی از مخارج دولت و بهینه سازی مخارج جاری به شمار می رود. با این حال رویکردهای جدید مجلس در این زمینه، بارقه های امید را زنده کرده است.
چرا در تورم این قدر غیر عادی ایم؟
, چرا در تورم این قدر غیر عادی ایم؟,
محمد حقگو در خراسان نوشت:
, محمد حقگو در خراسان نوشت:,
سازمان برنامه و بودجه در گزارش مبانی بودجه 1400 نمودار قابل تاملی از اختلاف فاحش تورم در اقتصاد ایران نسبت به جهان ارائه کرده است. گزارش های کارشناسی داخلی نیز نرخ تورم بلندمدت در اقتصاد ایران را سالانه 20 درصد اعلام کرده اند. با این حال، سوال مهمی که وجود دارد این است که چرا کشور ما در شاخص تورم این قدر غیرعادی است و چه راه هایی برای عادی سازی نرخ تورم نسبت به دیگر کشورها وجود دارد؟ به نظر می رسدبا توجه به سه حوزه پولی، مالی و ارزی، سه راهکار را می توان بر شمرد:
,
رفع تحریم ها: یک پاسخ به مسئله فوق، قطعا می تواند رفع تحریم های نفتی و بانکی اقتصاد ایران باشد. با این حال، این موضوع گزاره ای نیست که راه چاره اصلی را به ما نشان دهد، چرا که قطعاً اغلب کشورهای جهان از داشتن موهبت نفت محروم اند و بدون نفت اقتصاد خود را اداره می کنند. از سوی دیگر وجود بازار 80 میلیون نفری، هر چه باشد، حداقل محرکی قوی برای رشد اقتصادی مطمئن و کم تورم در حوزه های نیازهای ضروری و ابتدایی از قبیل خوراک، پوشاک و مسکن است، بنابراین در مقام راه حل، به نظر می رسد باید به ابعاد دیگری از اقتصاد ایران توجه کرد.
,
متوقف کردن سونامی نقدینگی: بررسی های بلندمدت نشان می دهد که نقدینگی در نظام بانکی کشور کماکان به سرعت به پیش می تازد. به طوری که در طول 20 سال اخیر حجم نقدینگی به طور متوسط در حدود 27.7 درصد رشد داشته است. این به آن معناست که ضریبی قابل توجه از رشد اقتصادی برای هضم این نقدینگی و جلوگیری از تورم بالا باید وجود داشته باشد که قطعاً این گونه نبوده است. به عنوان مثال محاسبات مرکز پژوهش های مجلس، متوسط رشد اقتصادی کشور از سال 91 تا 98 را نزدیک به صفر درصد برآورد کرده است! در این زمینه رشد بدهی بانک ها و به خصوص بانک های خصوصی به بانک مرکزی قابل توجه است. موضوعی که یک وجه آن به وجود ناترازی در نظام بانکی مرتبط است. این در شرایطی است که نظام بانکی کشورهای پیشرو به هیچ عنوان اجازه ریشه دوانی ناترازی ولو در کوتاه مدت را به بانک ها نمی دهند. از سوی دیگر وابستگی نسبی بانک مرکزی به تصمیمات دولت نیز از دیگر عوامل رشد نقدینگی است. تسهیلات تکلیفی یا استقراض از منابع صندوق توسعه ملی که در عمل تفاوتی با استقراض از بانک مرکزی ندارد، گوشه هایی از وابستگی یادشده هستند که ناخواسته از ناترازی در دخل و خرج دولت نشئت می گیرند. متاسفانه در سال های اخیر، تلاش هایی برای بهبود طرح اصلاح نظام بانکی تاثیر قابل توجهی بر مسئله نقدینگی نداشته و حتی طرح های بنیادین اصلاح نظام بانکی نیز به حاشیه رانده شده اند.
,
به سامان آوردن کسری بودجه مزمن: اما دست نخورده ترین بخش برای اصلاح و بهبود اقتصاد ایران سیاست های مالی دولت است. برخی محاسبات نشان می دهند که در دو دهه گذشته نزدیک به 40 درصد مخارج دولت از طریق درآمدهای نفتی جبران شده است. این به معنای گره خوردن سنتی نرخ تورم با تحولات غیرقابل کنترل نرخ ارز و نفت و میزان فروش آن در بودجه دولت است. در خصوص ریشه های کسری مزمن بودجه باید گفت دولت اگر چه بزرگ ترین بازیگر اقتصاد ایران به شمار می رود، اما درباره اصلاح ساختار دخل و خرج خود از بابت اقتصاد سیاسی، دارای تضاد منافع است. از سوی دیگر برخلاف انتظارها نهاد مسئول حوزه نقدینگی یعنی بانک مرکزی، اقدام قابل توجهی برای شفافیت در حوزه های مربوط به بودجه نیز انجام نداده است. به عنوان مهم ترین نمونه، هوشمندسازی نظام مالیاتی پس از سالیان بسیار از آغاز دولت یازدهم به فرجامی نرسیده و حتی آمارهای نگران کننده ای از وضعیت شفافیت مالیاتی منتشر می شود. روند صعودی نسبت هزینه های جاری مالیات ستانی به درآمدهای مالیاتی که یکی از شاخص های بهره وری مالیاتی است، وجه دیگری از ماجراست. بهره وری پایین شرکت های دولتی، انقطاع سیاست های حمایتی از نظام مالیاتی و ضعف مفرط در هدایت صحیح یارانه های پنهان انرژی از دیگر مصادیق کارهای نکرده دولت دراین رابطه اند.
,
البته در این میان، نباید از کم کاری نهادهای ناظر نظیر مجلس نیز چشم پوشی کرد. به طوری که به نظر می رسد در سایه ضعف، تعدد و تزاحم و پایین بودن کیفیت قوانین و همچنین ارتباط سست وجه نظارتی با تقنینی مجلس، دولت ها بهترین مجال را برای ادامه ولنگاری بودجه ای پیدا کرده اند.در مجموع و در شرایطی که به نظر می رسد تاکنون بیشترین نگاه ها به بهبود وضعیت اقتصادی کشور و به سامان رساندن تورم، به ترتیب موارد یادشده بوده، باید گفت پربازده ترین و اتفاقاً مهجورترین اقدامات، به عکس و در موارد سوم، دوم و سپس اول جای دارند. این مسئله در هفته های پیش رو که مجلس بودجه سال آینده را بررسی می کند، حائز اهمیت بسیار است. بودجه ای که یکی از ضعیف ترین بودجه ها در سال های اخیر از منظر شاخص هایی نظیر استقلال از نفت، سهم مالیات در بودجه عمومی، سهم بودجه عمرانی از مخارج دولت و بهینه سازی مخارج جاری به شمار می رود. با این حال رویکردهای جدید مجلس در این زمینه، بارقه های امید را زنده کرده است.
, 
,
اندکی صبر...
مرتضی مکی در آرمان نوشت:
قانون اقدام راهبردی که توسط مجلس برای لغو تحریمها ابلاغ شده، در عنوان با محتوا تفاوت دارد و نتیجه آن ظاهرا ماندگاری خواهد بود تا لغو تحریمها. بههرحال پس از نزدیک به سه سال صبر استراتژیک در برابر سیاست فشار حداکثری آمریکا، الان این فرصت بود که حتی برای چند ماه دیگر هم شده این صبر استرتژیک را ادامه دهیم و ببینیم دولت جدید آمریکا چه راهبرد یا رویکردی را در قبال ایران اتخاذ میکند و آیا آنچنان که در دوران مبارزات انتخاباتی اعلام کردند در زمان حضور در کاخ سفید هم به این وعدهها و اظهارنظرهای خودشان در قبال برجام عمل میکنند یا نه؟ ولی اقدام مجلس فعلا موضوع در هالهای از ابهام قرار داده است و فرصت زمان کوتاهی که برای اجرای این قانون و مجازاتی که برای اجرا نشدن این قانون وضع کردهاند، با واقعیتهای روز جهان و وضعیت اقتصادی و فشاری که روی مردم هست، مطابقت صددرصدی ندارد.
مدافعان قانون مجلس شورای اسلامی به مسائلی استناد میکنند که با منافع و امنیت توازن حداکثری ندارد. بههرحال برجام یک موضوع مهم، حساس و حیاتی در بیش از 41 سال از عمر جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع میطلبید که در یک سطح فراقوهای و فضای ملی به این موضوع نگریسته شود؛ آنهم در یک برهه حساس و تاریخی در وضعیت جمهوری اسلامی ایران و نظام بینالملل که ایران میتواند در این فضا و گذار نظام بینالمللی و در این بینظمی، بیشترین بهرهبرداری را بکند با یک سیاست چندجانبهگرایانه که کف بازی نه روسها و چینیها باشد و نه بخواهد هدف اجماعسازی آمریکاییها و اروپاییها قرار بگیرد. ولی این اقدام با شناختی که با وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور وجود دارد، باید منتظر و امیدوار بود که اتفاق مثبتی بیفتد تا با دوراندیشی بیشتری به برجام نگاه کنند. دولتهای اروپایی در زمان ترامپ، تلاش کردند برجام را حفظ کنند؛ آن هم به این دلیل که میدانستند بازی در زمین ترامپ میتواند منافع و امنیت ملی آنها را به مخاطره بیندازند و ازهمپاشیدگی برجام چیزی نبود که آنها بخواهند در قبالش از آمریکا امتیاز و بهرهای ببرند.
و این اقدام مجلس شاید بتواند تاثیری در دیدگاه دولتهای اروپایی بگذارد. به هرحال آنها در آن زمان هم اراده سیاسی را داشتند ولی عملا از لحاظ اقتصادی به طریقی که گفته میشد شرکتهای اقتصادی اروپایی تحت نفوذ و قلمرو دولتها نیستند، راه دولتهایشان را در پیش نمیگیرند و منافع مالی خودشان را در انتخابها در نظر گرفتند. اما با توجه به شرایط جدیدی که حاکم شده و تغییراتی که در کاخ سفید قرار است صورت بگیرد، موضع دولتهای اروپایی در قبال ایران مهم است چراکه میخواهند در حوزههایی که نتوانستند در زمان مذاکرات برجام بهدست آورند و مذاکرات دوجانبهای که بین ایران و آمریکا وجود داشت، عملا آنها را در حاشیه قرار داده بود، میکوشند اکنون اهداف سیاسی مدنظر خود را در دوره دولت بایدن پیش ببرند. این اقدام مجلس شاید اتفاقا اجماعسازی اروپا و آمریکا در قبال ایران را بیشتر بکند و آنچه ایران تلاش کرد از شکاف میان اروپا و آمریکا استفاده تا ازهمپاشیدگی برجام جلوگیری کند و دوبار آمریکا را در شورای امنیت سازمان ملل شکست داد، عملا در دوره بایدن این مسائل با طرح مجلس منجر به تغییر فضای اروپا با ایران از یکسو و اروپا و آمریکا از سوی دیگر خو اهد شد.
اندکی صبر...
, اندکی صبر...,
مرتضی مکی در آرمان نوشت:
, مرتضی مکی در آرمان نوشت:,
قانون اقدام راهبردی که توسط مجلس برای لغو تحریمها ابلاغ شده، در عنوان با محتوا تفاوت دارد و نتیجه آن ظاهرا ماندگاری خواهد بود تا لغو تحریمها. بههرحال پس از نزدیک به سه سال صبر استراتژیک در برابر سیاست فشار حداکثری آمریکا، الان این فرصت بود که حتی برای چند ماه دیگر هم شده این صبر استرتژیک را ادامه دهیم و ببینیم دولت جدید آمریکا چه راهبرد یا رویکردی را در قبال ایران اتخاذ میکند و آیا آنچنان که در دوران مبارزات انتخاباتی اعلام کردند در زمان حضور در کاخ سفید هم به این وعدهها و اظهارنظرهای خودشان در قبال برجام عمل میکنند یا نه؟ ولی اقدام مجلس فعلا موضوع در هالهای از ابهام قرار داده است و فرصت زمان کوتاهی که برای اجرای این قانون و مجازاتی که برای اجرا نشدن این قانون وضع کردهاند، با واقعیتهای روز جهان و وضعیت اقتصادی و فشاری که روی مردم هست، مطابقت صددرصدی ندارد.
,
مدافعان قانون مجلس شورای اسلامی به مسائلی استناد میکنند که با منافع و امنیت توازن حداکثری ندارد. بههرحال برجام یک موضوع مهم، حساس و حیاتی در بیش از 41 سال از عمر جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع میطلبید که در یک سطح فراقوهای و فضای ملی به این موضوع نگریسته شود؛ آنهم در یک برهه حساس و تاریخی در وضعیت جمهوری اسلامی ایران و نظام بینالملل که ایران میتواند در این فضا و گذار نظام بینالمللی و در این بینظمی، بیشترین بهرهبرداری را بکند با یک سیاست چندجانبهگرایانه که کف بازی نه روسها و چینیها باشد و نه بخواهد هدف اجماعسازی آمریکاییها و اروپاییها قرار بگیرد. ولی این اقدام با شناختی که با وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور وجود دارد، باید منتظر و امیدوار بود که اتفاق مثبتی بیفتد تا با دوراندیشی بیشتری به برجام نگاه کنند. دولتهای اروپایی در زمان ترامپ، تلاش کردند برجام را حفظ کنند؛ آن هم به این دلیل که میدانستند بازی در زمین ترامپ میتواند منافع و امنیت ملی آنها را به مخاطره بیندازند و ازهمپاشیدگی برجام چیزی نبود که آنها بخواهند در قبالش از آمریکا امتیاز و بهرهای ببرند.
,
و این اقدام مجلس شاید بتواند تاثیری در دیدگاه دولتهای اروپایی بگذارد. به هرحال آنها در آن زمان هم اراده سیاسی را داشتند ولی عملا از لحاظ اقتصادی به طریقی که گفته میشد شرکتهای اقتصادی اروپایی تحت نفوذ و قلمرو دولتها نیستند، راه دولتهایشان را در پیش نمیگیرند و منافع مالی خودشان را در انتخابها در نظر گرفتند. اما با توجه به شرایط جدیدی که حاکم شده و تغییراتی که در کاخ سفید قرار است صورت بگیرد، موضع دولتهای اروپایی در قبال ایران مهم است چراکه میخواهند در حوزههایی که نتوانستند در زمان مذاکرات برجام بهدست آورند و مذاکرات دوجانبهای که بین ایران و آمریکا وجود داشت، عملا آنها را در حاشیه قرار داده بود، میکوشند اکنون اهداف سیاسی مدنظر خود را در دوره دولت بایدن پیش ببرند. این اقدام مجلس شاید اتفاقا اجماعسازی اروپا و آمریکا در قبال ایران را بیشتر بکند و آنچه ایران تلاش کرد از شکاف میان اروپا و آمریکا استفاده تا ازهمپاشیدگی برجام جلوگیری کند و دوبار آمریکا را در شورای امنیت سازمان ملل شکست داد، عملا در دوره بایدن این مسائل با طرح مجلس منجر به تغییر فضای اروپا با ایران از یکسو و اروپا و آمریکا از سوی دیگر خو اهد شد.
, 
,
جرئت و حقیقت یارانه ای
, جرئت و حقیقت یارانه ای,
رضا دهکی در ابتکار نوشت:
, رضا دهکی در ابتکار نوشت:,
ده سال از روزهایی که محمود احمدینژاد مقابل دوربین تلویزیون نشست و چنان که دوست داشت و دارد به ساختارشکنی مشهور شود، بنیان ریاضیات را هم لرزاند تا نتیجه بگیرد با جمع کردن چند ساله پول یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی، چه کارها که میشود کرد، گذشته است. از پس سالها چالش درباره یارانهگیرندگان، آنها که یارانهشان حذف شد، طرحهای خوداظهاری و انصراف داوطلبانه از یارانه و بحث بر سر قطع یا افزایش یارانهها و البته اخبار وام و جریمه به پشتوانه یارانه، حالا امروز میشود نشست و ارزش ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان را نسبت به ۱۰ سال پیش سنجید و البته بررسی کرد که چقدر از اهداف مطرح شده برای هدفمندسازی یارانهها محقق شدهاند و آیا به این همه هزینه برای جنبههای گوناگونش میارزیدند یا نه.
هر چند دولت یازدهم در حالی بر سر کار آمد که اقتصادیهای حامی آن، بارها به سیاست یارانهای دولت دهم تازیده بودند، اما گویا نه در دولت یازدهم و نه در دنباله آن در دولت دوازدهم، هیچ گاه جرات غلبه با وجه پوپولیستی یارانه نقدی وجود نداشت. چنان که در لایحه بودجه ۱۴۰۰ هم بیش از ۴۲ هزار میلیارد تومان برای یارانهها تعیین شده است.
در طرح هدفمندی یارانهها قرار بود با اصلاح قیمت سوخت ۵۰ درصد سهم درآمدی حاصله صرف رفاه اجتماعی و پوشش آسیبهای ناشی از حذف یارانه شده، ۳۰ درصد به تولید و مابقی به دولت به ویژه در بخش عمرانی اختصاص یابد. نتیجه اما تبدیل به یک کاریکاتور از طرح اولیه شده است! امروز نه تنها از سهم باقی بخشهای طرح به جز یارانه نقدی خبری نیست که یارانههای نقدی هم در برابر افزایش قیمت ارز و به تبع آن افزایش نرخ فوب خلیجفارس برای قیمتگذاری بنزین و البته افزایش قیمت سوخت در آبان ۹۸ محل درآمدی خود را از دست دادهاند و سهم دیگر بخشها هم که به طور کلی فراموش شده است. سال گذشته هنگام افزایش قیمت بنزین، بهانهها مشابه بود؛ این که درآمدهای حاصله برای رفاه عمومی هزینه میشود؛ اما عملا تورم چنان نفس ریال را گرفته است که اصولا خبری از درآمد نیست و یارانه تبدیل به یک هزینه صرف شده است.
یارانه به طور کلی درگیر یک مثلث است که هر وجه آن از میان دو گزینه پیش رویشان، گزینه بد را انتخاب میکنند: دولتی که میان یارانه بی خاصیت مبتنی بر پوپولیسم و هزینه کردن البته واقعی آن در زیرساختهای مناسب، اولی را انتخاب میکند. مردمی که در میان چالشهای اقتصادی که مقصر آن را دولت میدانند، فارغ از میزان نیازشان، یارانه را هر چند کم ارزش اما یک راه التیام میبینند به جای آن که اجازه دهند منابع صرف هزینههای مفیدتر و لازمتری شود بر تداوم و حتی افزایشش متمایلترند و در نهایت اقتصادی که ناچار است میان خود آسیب دیده و قشر آسیبپذیر حرکتی منفعل را انتخاب کند.
در این مثلث بیشک مردم کم تقصیرترینند. مردم نه مسئول تورم و افزایش نرخ ارز و تحریمهایند و نه تصمیمگیرنده سیاستهای اقتصادی. حتی این نگاه که «یک مو از خرس کندن غنیمت است» نیز از نتایج سازوکارهای دولت رانتیر و البته اخبار بریز و بپاشهای بیجا و بیهوده و فسادهای اقتصادی ناشی میشود. در نتیجه راهحل مساله یارانه را نباید نزد مردم جست و به راههایی مثل دعوت به انصراف داوطلبان دل خوش داشت.
دولتهای یازدهم و دوازدهم که جرات حذف یارانه را از خود نشان ندادهاند. بعید به نظر میرسد مجلس یازدهمی که برخواسته از تفکر حامی دولتهای نهم و دهم است هم در این باره کار خاصی انجام دهد. در واقع جرات حذف یارانه تا زمانی که سایر زمینههای آن حل نشود در هیچ کس وجود ندارد. راهحل مساله یارانه در بهبود سایر ارکان اقتصاد مثل افزایش نرخ رشد و کاهش نرخ بیکاری و تورم است. البته این بدان معنی نیست که برای حل این مساله، مهلتی نامحدود پیش روی دولت قرار دارد. دیر یا زود هر دولت و مجلسی باید با حقیقت خطرهای ناشی از یارانهها مواجه شود. طبیعتا جراحی در شرایط غیراورژانسی بهتر از جراحی اورژانسی جواب خواهد داشت. مگر آن که بی جراتی کار را تا آن جا پیش ببرد که حقیقت تلخ شدن کار از دست به تصمیمگیرندگان سیلی بزند.
ده سال از روزهایی که محمود احمدینژاد مقابل دوربین تلویزیون نشست و چنان که دوست داشت و دارد به ساختارشکنی مشهور شود، بنیان ریاضیات را هم لرزاند تا نتیجه بگیرد با جمع کردن چند ساله پول یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی، چه کارها که میشود کرد، گذشته است. از پس سالها چالش درباره یارانهگیرندگان، آنها که یارانهشان حذف شد، طرحهای خوداظهاری و انصراف داوطلبانه از یارانه و بحث بر سر قطع یا افزایش یارانهها و البته اخبار وام و جریمه به پشتوانه یارانه، حالا امروز میشود نشست و ارزش ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان را نسبت به ۱۰ سال پیش سنجید و البته بررسی کرد که چقدر از اهداف مطرح شده برای هدفمندسازی یارانهها محقق شدهاند و آیا به این همه هزینه برای جنبههای گوناگونش میارزیدند یا نه.
,
هر چند دولت یازدهم در حالی بر سر کار آمد که اقتصادیهای حامی آن، بارها به سیاست یارانهای دولت دهم تازیده بودند، اما گویا نه در دولت یازدهم و نه در دنباله آن در دولت دوازدهم، هیچ گاه جرات غلبه با وجه پوپولیستی یارانه نقدی وجود نداشت. چنان که در لایحه بودجه ۱۴۰۰ هم بیش از ۴۲ هزار میلیارد تومان برای یارانهها تعیین شده است.
,
در طرح هدفمندی یارانهها قرار بود با اصلاح قیمت سوخت ۵۰ درصد سهم درآمدی حاصله صرف رفاه اجتماعی و پوشش آسیبهای ناشی از حذف یارانه شده، ۳۰ درصد به تولید و مابقی به دولت به ویژه در بخش عمرانی اختصاص یابد. نتیجه اما تبدیل به یک کاریکاتور از طرح اولیه شده است! امروز نه تنها از سهم باقی بخشهای طرح به جز یارانه نقدی خبری نیست که یارانههای نقدی هم در برابر افزایش قیمت ارز و به تبع آن افزایش نرخ فوب خلیجفارس برای قیمتگذاری بنزین و البته افزایش قیمت سوخت در آبان ۹۸ محل درآمدی خود را از دست دادهاند و سهم دیگر بخشها هم که به طور کلی فراموش شده است. سال گذشته هنگام افزایش قیمت بنزین، بهانهها مشابه بود؛ این که درآمدهای حاصله برای رفاه عمومی هزینه میشود؛ اما عملا تورم چنان نفس ریال را گرفته است که اصولا خبری از درآمد نیست و یارانه تبدیل به یک هزینه صرف شده است.
,
یارانه به طور کلی درگیر یک مثلث است که هر وجه آن از میان دو گزینه پیش رویشان، گزینه بد را انتخاب میکنند: دولتی که میان یارانه بی خاصیت مبتنی بر پوپولیسم و هزینه کردن البته واقعی آن در زیرساختهای مناسب، اولی را انتخاب میکند. مردمی که در میان چالشهای اقتصادی که مقصر آن را دولت میدانند، فارغ از میزان نیازشان، یارانه را هر چند کم ارزش اما یک راه التیام میبینند به جای آن که اجازه دهند منابع صرف هزینههای مفیدتر و لازمتری شود بر تداوم و حتی افزایشش متمایلترند و در نهایت اقتصادی که ناچار است میان خود آسیب دیده و قشر آسیبپذیر حرکتی منفعل را انتخاب کند.
,
در این مثلث بیشک مردم کم تقصیرترینند. مردم نه مسئول تورم و افزایش نرخ ارز و تحریمهایند و نه تصمیمگیرنده سیاستهای اقتصادی. حتی این نگاه که «یک مو از خرس کندن غنیمت است» نیز از نتایج سازوکارهای دولت رانتیر و البته اخبار بریز و بپاشهای بیجا و بیهوده و فسادهای اقتصادی ناشی میشود. در نتیجه راهحل مساله یارانه را نباید نزد مردم جست و به راههایی مثل دعوت به انصراف داوطلبان دل خوش داشت.
,
دولتهای یازدهم و دوازدهم که جرات حذف یارانه را از خود نشان ندادهاند. بعید به نظر میرسد مجلس یازدهمی که برخواسته از تفکر حامی دولتهای نهم و دهم است هم در این باره کار خاصی انجام دهد. در واقع جرات حذف یارانه تا زمانی که سایر زمینههای آن حل نشود در هیچ کس وجود ندارد. راهحل مساله یارانه در بهبود سایر ارکان اقتصاد مثل افزایش نرخ رشد و کاهش نرخ بیکاری و تورم است. البته این بدان معنی نیست که برای حل این مساله، مهلتی نامحدود پیش روی دولت قرار دارد. دیر یا زود هر دولت و مجلسی باید با حقیقت خطرهای ناشی از یارانهها مواجه شود. طبیعتا جراحی در شرایط غیراورژانسی بهتر از جراحی اورژانسی جواب خواهد داشت. مگر آن که بی جراتی کار را تا آن جا پیش ببرد که حقیقت تلخ شدن کار از دست به تصمیمگیرندگان سیلی بزند.
, ,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه