روایتی خواندنی از خانواده یک پرستار قزوینی؛

دلتنگی‌های دختر ۶ ساله‌‌ای که از دیدن پدرش محروم است

دلتنگی‌های دختر ۶ ساله‌‌ای که از دیدن پدرش محروم است
دلتنگی‌های حسنای شش ساله با رویای بازنشستگی پدرش عجین شده تا این بازنشستگی، بهانه‌ای برای دورهمی بیشتر خانواده و ابراز بیشتر مهرپدرانه به دختر باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح قزوین، این روزها که کرونا ویروس منحوس و خطرآفرین، میهمان جهانیان شده شاید زحمت و خدمت پرستاران و پزشکان در جامعه بیشتر از گذشته احساس شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین,

با شیوع ویروس کووید ۱۹ و تاخت و تاز این ویروس و طی یک سال گذشته از پرستاران و کادر درمان به عنوان مدافعان سلامت یاد می‌شود که همانند رزمندگان دوران دفاع مقدس برای مقابله با این ویروس، در خط مقدم قرار دارند.

در روز‌های بحرانی که حتی اعضای یک خانواده در اثر ابتلای یک عضو در قرنطینه هستند این افراد از نزدیک حال روحی و جسمی کرونایی‌ها را درک می‌کنند.

اگر بگوییم ویروس کرونا بیش از سایر افراد حال دل والدین و خانواده پرستاران را تحت تأثیر قرار داده و بیشترین نگرانی را متوجه آنها کرده است، اغراق نکردیم. این روز‌ها دعای هر پدر و مادری سلامتی فرزندش است و بس!

روز «پرستار» هرساله همزمان با تولد حضرت زینب سلام الله است، امسال بیماری کرونا زمینه ای شده خدمت مدافعان سلامت در این روزها رنگ و بوی متفاوت‌تری از سال‌های گذشته به خود بگیرد.

در آستانه روز پرستار، روایت یک پرستار قزوینی و خانواده‌اش را دنبال می‌کنیم که دلتنگی‌های حسنای پنج ساله با رویای بازنشستگی پدرش عجین شده است تا این بازنشستگی، بهانه‌ای برای ابراز بیشتر مهرپدرانه به دختر باشد.

روایت زندگی شغلی و خدمت در عرصه بهداشت و درمان علی کشاورز، پرستار قزوینی از ۲۰سال گذشته در بیمارستان امیرالمؤمنین شهرستان بوئین زهرا آغاز شد که با سابقه خدمت چند ساله در بیمارستان‌های مختلف استان از جمله شهیدرجایی، هم‌اکنون در بخش اورژانس مرکز آموزشی درمانی ولایت قزوین پابه‌پای سایر مدافعان سلامت، مشغول خدمت به بیماران کرونایی است.

یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که برای آغاز هرشغلی، انگیزه‌ای باید در آن نهفته باشد، این پرستار قزوینی از انگیزه‌اش برای انتخاب شغل پرستاری به خبرنگار اجتماعی صبح قزوین می‌گوید: از همان دوران کودکی علاقه خاصی به انجام کارهای درمانی و بالینی بیماران داشتم و همین انگیزه موجب شد به این شغل روی آورده و مشغول فعالیت در آن شوم.

از وی درباره سختی شغل پرستاری در دوران کرونا می‌گوید: از آنجا که در بخش اورژانس بیمارستان فعالیت می‌کنم، از همان روزهای ابتدائی شیوع کرونا با بیماران کرونایی سروکار داشته‌ایم.

کشاورز ادامه می‌دهد: هرشغلی سختی‌های متناسب با خود را دارد، اما گاها این سختی‌ها، فشار مضاعفی در افراد ایجاد می‌کند؛ کرونا هم از این دسته فشارهاست.

پرستار قزوینی تصریح می‌کند: تصور کنید در یک شیفت شب که حداقل ۱۲ساعت طول می‌کشد، برای هربار لمس کردن سر و صورت بیمار کرونایی باید دست‌ها را ضدعفونی کرد، پوشیدن لباس‌های سرهمی و گان، زدن ماسک و شیلد و استفاده از دستکش هم که داستان جداگانه‌ای دارد!

وی ادامه می‌دهد: یکی از سخت‌ترین کارها در شرایط موجود، مواجه شدن با بیماران کرونایی است؛ چراکه هم پرستار و هم بیمار ماسک زده و ماسک زدن موجب می‌شود صدا به خوبی به طرفین نرسد.

کشاورز درباره سایر سختی‌های شغل پرستاری می‌گوید: برای حفظ سلامتی افراد جامعه، از نگه داشتن همراه در کنار بیمار معذوریم، براین اساس تقریبا بخش قابل توجهی از مراقبت‌های بیمار برعهده کادر درمان و پرستار است.

این پرستار قزوینی تصریح می‌کند: برای نمونه، اگر بیمار حتی یک لیوان آب آشامیدنی هم بخواهد باید از پرسنل کمک بگیرد؛ این در شرایطی است که بیشترین افراد بستری افراد مسنی هستند که نیاز به مراقبت بیشتری دارند.

اتفاق‌هایی که در زندگی انسان رقم می‌خورد، می‌تواند امیدوارکننده و خوشحال کننده باشد اما در کنار این اتفاق‌های شیرین، گاه اتفاق‌های بدی هم روی می‌دهد که از آن با عنوان خاطرات تلخ یاد می‌شود.

با تولد فرزند دوم خانواده، تلخی کرونا برایمان شیرین شد

شغل پرستاری و کار در بیمارستان هم پر از خاطرات تلخ و شیرین است؛ وی درباره تلخ‌ترین خاطره‌اش بیان می‌کند: تلخ‌ترین خاطره‌ام در دوران کرونا، فوت برادر و مادر همکارم بود که هر دو نفر آنها به فاصله کمتر از یک ماه فوت شدند.

کشاورز یادآور می‌شود: هیچ یک از ما دوست نداریم با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو شویم؛ مرگ بیماران کرونایی از یک سو، مرگ همکارانمان از سوی دیگر روح و روان ما را آزار می‌دهد.

در گذر از روایت زندگی این پرستار قزوینی، با خاطره‌ای شیرین مواجه می‌شویم که در توصیفش عنوان می‌کند: تقریبا در پنج ماه گذشته، در چنین روزهایی منتظر تولد دومین فرزند خانواده و پسرم بودیم. صبح روز بیست و ششم تیرماه سال‌جاری تازه از بیمارستان به منزل رسیده بودم، بعد از استراحت کوتاهی، همسرم عنوان کرد که امروز وقت تولد سیناست.

وی اضافه می‌کند: فاصله بستری همسرم تا تولد فرزندمان فاصله زیادی نبود و بعد از چند ساعت و نزدیک ظهر سینا متولد شد؛ این تولد در شرایط کرونا واقعا برایم شیرین و لذت بخش بود.

کشاورز تصریح می‌کند: با تولد سینا و اضافه شدن تعداد اعضای خانوادمان، گویی همه تلخی‌های کرونا برایم شیرین شد، البته خاطرات خوب ما پرستاران در جای دیگر هم رقم می‌خورد؛ وقتی می‌بینیم بیمار کرونایی بهبود یافته و با پای خویش از بیمارستان خارج می‌شود، برایمان به اندازه دنیا ارزش دارد و خوشحال کننده است.

بزرگترین دغدغه کادر درمان و پرستاری، رعایت پروتکل‌های بهداشتی توسط جامعه است؛ این پرستار قزوینی در این باره عنوان می‌کند: تقریبا امروز رعایت پروتکل‎‌ها به یک فرهنگ بین مردم تبدیل شده اما انتظار می‌رود این موضوع با جدیت بیشتری دنبال شود تا خستگی بر تن کادر درمان نماند؛ از مسئولان هم درخواست داریم همت بیشتر در این‌باره داشته باشند.

کشاورز بیان می‌کند: میزان حقوق و دستمزد ما مانند بسیاری از کارمندان ادارات است. در ایام کرونا تقریبا میزان ساعت کاری و فشار آن برای افراد در ادارات کاسته شده اما برای کادر درمان به ویژه پرستاران دقیقا عکس این موضوع است.

پرستار قزوینی تصریح می‌کند: در مورد افزایش حقوق و مزایای پرستاران هیچ اتفاق خاصی صورت نگرفته و میزان دریافتی ما مانند گذشته بوده که تنها شکل پرداختی تغییر کرده است؛ حتی کارانه پرستاران هم کاهش یافته و به عنوان پاداش پرداخت شده است، نمی‌دانیم نیت متولیان از این امر چیست؟

از کشاورز نظرش را درباره شب یلدا و دورهمی خانواده‌ها می‌پرسم، می‌گوید: در شرایط امروز که با کرونا درگیر هستیم، تقریبا تمام بایدها و نبایدها عنوان شده است؛ از مردم درخواست داریم برای حفظ جان خود و حقوق عزیزانشان در شب یلدای امسال دورهم جمع نشوند.

وی ادامه می‌دهد: در بخش اورژانس بیمارستان فعالیت می‌کنم و هر روز شاهد شیون و ناله خانواده‌های داغدار در حیاط بیمارستان هستم؛ از همکاران سوال می‌کنم تا چه زمانی باید شاهد این صحنه‌ها باشیم؟

پرستار قزوینی تصریح می‌کند: ما با خستگی بر بالین بیماران بدحال کرونایی مشغول ارائه خدمات درمانی هستیم و از فوت بیماران حیران مانده‌ایم؛ اما جالب اینکه عده‌ای بی تفاوت به این امورات حتی زحمت زدن یک ماسک را به خود نمی‌دهند.

شرایط موجود شاید برای جامعه کمی سخت باشد اما به خوبی می‌دانیم که وجود این شرایط برای خانواده‌‎های پرستاران به ویژه همسر و والدین آنها سختی دوچندان دارد.

از مادر این پرستار قزوینی درباره نگرانی از سلامتی فرزند پرستارش می‌پرسم، می‌گوید: تقریبا خانواده پرجمعیتی هستیم و همیشه آرزویم این بود یکی از فرزندانم به جبهه اعزام و شهید شود، اما گویا این توفیق نصیبم نشد.

وی عنوان می‌کند: حضور فرزندم در بیمارستان به عنوان پرستار و خدمت به مردم و بیماران گویی توانسته به رویای دیرینه‌ام رنگ واقعیت ببخشد؛ هرچند کار در بیمارستان در شرایط امروز کرونایی بسیار سخت و نگران‌کننده است، اما افتخار می‌کنم که فرزندم در این عرصه به مردم و جامعه خدمت می‌کند.

مادر این پرستار قزوینی عنوان می‌کند: فعالیت در شغل پرستاری در شرایط امروز کرونایی سخت است، اما فرزندم را به امید خدمت به مردم و با نیت رصای خداوند متعال، به امام زمان(عج) سپردم تا در این مسیر به خوبی خدمت کند.

وی یادآور می‌شود: خدمت فرزندم در بیمارستان به من امید و انگیزه می‌دهد؛ امیدوارم خداوند پشت و پناه پزشکان و کادردرمان در شرایط موجود باشد تا بتوانند تا زمان ریشه‌کنی ویروس، جانانه تلاش کنند.

سختی‌های زندگی مسلما با همراهی یک همراه همیشگی، شیرین می‌شود؛ مسلما زوجی که با تکیه بر خداوند متعال و با استعانت از امام زمان(عج)، زندگی را آغاز کرده باشند، سختی‌ها در این بین معنایی نخواهد داشت.

سیده رقیه حسینی فلاح، همسر پرستار قزوینی است که با الگوگیری از صبر زینبی در کنار همسر و فرزندانش بوده و با همدلی و همراهی همسرش را یاری می‌کند. وی می‌گوید: پرستاری به معنی از خودگذشتگی است و از زمان شروع زندگی مشترک، این ویژگی را در همسرم کاملا لمس کردم.

این بانوی قزوینی اضافه می‌کند: همسرم شغلی انتخاب کرده که به آن بسیار متعهد است و در این شغل مقدس پا به پای تمام پزشکان و همکاران پرستارش با بیماری کرونا مقابله می‌کند.

حضور کادردرمان و پرستاران در شیفت‌های مختلف بیمارستان، فرصت حضور در کنار خانواده را از آنها می‌گیرد؛ حسینی فلاح در این باره عنوان می‌کند: تقریبا همسرم، یک شب در میان شیفت شب دارد و این دوری موجب دلتنگی و بی تابی دختر شش ساله‌مان شده و به پدرش می‌گوید بابا می‌شود زودتر بازنشسته شوی و در منزل و در کنار ما بمانی و با من بازی کنی!

حسینی فلاح عنوان می‌کند: تمام صحبت‌های حسنای شش ساله، به علت وجود بیماری کروناست چراکه شیوع آن تفریح، بازی و سرگرمی بچه‌ها را در پارک‌ها و فضای آزاد گرفته است.

این بانوی قزوینی می‌گوید: کرونا موجب تعطیلی پارک، کلاس‌های آموزشی، دیدار با دوستان و رفتن به مسافرت شده و همین شرایط موجب زود رنجی دخترمان شده است.

وی اضافه می‌کند: همه فکر می‌کردیم کرونا شش ماه نشده رختش را می‌بندد و می‌رود، اما بی‌تدبیری برخی موجب عدم تحقق این امر شده و ویروس کرونا همچنان میهمان مردم است.

حسینی فلاح تصریح می‌کند: هر شبی که همسرم در بیمارستان، شیفت باشد دخترمان بی‌تابی کرده و برای جبران، تماس تصویری با پدرش برقرار می‌کند؛ ما با دیدن لباس‌های پوشیده، گان و ماسک چندلایه بر روی صورتش واقعا ناراحت و نگران می‌شویم.

این بانوی قزوینی اذعان می‌کند: اگر مردم رعایت کنند واقعا این بیماری از بین می‌رود و دیگر لازم نیست همسرم و همکارانش این سختی‌ها را متحمل شوند.

وی مطرح می‌کند: در روزهای نخست شیوع بیماری، مردم به ویژه کادر درمان و خانواده‌ آنها استرس داشتند؛ به گونه‌ای که وقتی همسرم از بیمارستان به منزل می‌آمد می‌گفت که به من نزدیک نشوید، حتی دختر کوچکمان را هم در آغوش نمی‌گرفت تا خدایی ناکرده ناقل ویروس کرونا نباشد، اما دخترم این را به پای دوست داشتن پدرش نمی‌‌نوشت و نشانه بی‌مهری پدر می‌دانست.

همسر پرستار قزوینی در پایان می‌گوید: خانواده کادر درمان با مشکلات زیادی مواجهند، اما اگر مردم در جریان این مسائل باشند و نکات بهداشتی را رعایت کنند این مشکلات کمتر یا حتی از بین می‌رود.

به گزارش صبح قزوین، شب یلدا نزدیک است و چه خوب است در این شب، با پرهیز از دورهمی خانوادگی و رعایت پروتکل‌های بهداشتی، حفظ آرامش روحی و روانی کادر درمان را به آنها هدیه دهیم.
انتهای پیام/

,

با شیوع ویروس کووید ۱۹ و تاخت و تاز این ویروس و طی یک سال گذشته از پرستاران و کادر درمان به عنوان مدافعان سلامت یاد می‌شود که همانند رزمندگان دوران دفاع مقدس برای مقابله با این ویروس، در خط مقدم قرار دارند.

,

در روز‌های بحرانی که حتی اعضای یک خانواده در اثر ابتلای یک عضو در قرنطینه هستند این افراد از نزدیک حال روحی و جسمی کرونایی‌ها را درک می‌کنند.

,

اگر بگوییم ویروس کرونا بیش از سایر افراد حال دل والدین و خانواده پرستاران را تحت تأثیر قرار داده و بیشترین نگرانی را متوجه آنها کرده است، اغراق نکردیم. این روز‌ها دعای هر پدر و مادری سلامتی فرزندش است و بس!

,

روز «پرستار» هرساله همزمان با تولد حضرت زینب سلام الله است، امسال بیماری کرونا زمینه ای شده خدمت مدافعان سلامت در این روزها رنگ و بوی متفاوت‌تری از سال‌های گذشته به خود بگیرد.

,

در آستانه روز پرستار، روایت یک پرستار قزوینی و خانواده‌اش را دنبال می‌کنیم که دلتنگی‌های حسنای پنج ساله با رویای بازنشستگی پدرش عجین شده است تا این بازنشستگی، بهانه‌ای برای ابراز بیشتر مهرپدرانه به دختر باشد.

,

روایت زندگی شغلی و خدمت در عرصه بهداشت و درمان علی کشاورز، پرستار قزوینی از ۲۰سال گذشته در بیمارستان امیرالمؤمنین شهرستان بوئین زهرا آغاز شد که با سابقه خدمت چند ساله در بیمارستان‌های مختلف استان از جمله شهیدرجایی، هم‌اکنون در بخش اورژانس مرکز آموزشی درمانی ولایت قزوین پابه‌پای سایر مدافعان سلامت، مشغول خدمت به بیماران کرونایی است.

,

, ,

یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که برای آغاز هرشغلی، انگیزه‌ای باید در آن نهفته باشد، این پرستار قزوینی از انگیزه‌اش برای انتخاب شغل پرستاری به خبرنگار اجتماعی صبح قزوین می‌گوید: از همان دوران کودکی علاقه خاصی به انجام کارهای درمانی و بالینی بیماران داشتم و همین انگیزه موجب شد به این شغل روی آورده و مشغول فعالیت در آن شوم.

,

از وی درباره سختی شغل پرستاری در دوران کرونا می‌گوید: از آنجا که در بخش اورژانس بیمارستان فعالیت می‌کنم، از همان روزهای ابتدائی شیوع کرونا با بیماران کرونایی سروکار داشته‌ایم.

,

کشاورز ادامه می‌دهد: هرشغلی سختی‌های متناسب با خود را دارد، اما گاها این سختی‌ها، فشار مضاعفی در افراد ایجاد می‌کند؛ کرونا هم از این دسته فشارهاست.

,

پرستار قزوینی تصریح می‌کند: تصور کنید در یک شیفت شب که حداقل ۱۲ساعت طول می‌کشد، برای هربار لمس کردن سر و صورت بیمار کرونایی باید دست‌ها را ضدعفونی کرد، پوشیدن لباس‌های سرهمی و گان، زدن ماسک و شیلد و استفاده از دستکش هم که داستان جداگانه‌ای دارد!

,

وی ادامه می‌دهد: یکی از سخت‌ترین کارها در شرایط موجود، مواجه شدن با بیماران کرونایی است؛ چراکه هم پرستار و هم بیمار ماسک زده و ماسک زدن موجب می‌شود صدا به خوبی به طرفین نرسد.

,

کشاورز درباره سایر سختی‌های شغل پرستاری می‌گوید: برای حفظ سلامتی افراد جامعه، از نگه داشتن همراه در کنار بیمار معذوریم، براین اساس تقریبا بخش قابل توجهی از مراقبت‌های بیمار برعهده کادر درمان و پرستار است.

,

این پرستار قزوینی تصریح می‌کند: برای نمونه، اگر بیمار حتی یک لیوان آب آشامیدنی هم بخواهد باید از پرسنل کمک بگیرد؛ این در شرایطی است که بیشترین افراد بستری افراد مسنی هستند که نیاز به مراقبت بیشتری دارند.

,

اتفاق‌هایی که در زندگی انسان رقم می‌خورد، می‌تواند امیدوارکننده و خوشحال کننده باشد اما در کنار این اتفاق‌های شیرین، گاه اتفاق‌های بدی هم روی می‌دهد که از آن با عنوان خاطرات تلخ یاد می‌شود.

,

با تولد فرزند دوم خانواده، تلخی کرونا برایمان شیرین شد

, با تولد فرزند دوم خانواده، تلخی کرونا برایمان شیرین شد,

شغل پرستاری و کار در بیمارستان هم پر از خاطرات تلخ و شیرین است؛ وی درباره تلخ‌ترین خاطره‌اش بیان می‌کند: تلخ‌ترین خاطره‌ام در دوران کرونا، فوت برادر و مادر همکارم بود که هر دو نفر آنها به فاصله کمتر از یک ماه فوت شدند.

,

کشاورز یادآور می‌شود: هیچ یک از ما دوست نداریم با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو شویم؛ مرگ بیماران کرونایی از یک سو، مرگ همکارانمان از سوی دیگر روح و روان ما را آزار می‌دهد.

,

در گذر از روایت زندگی این پرستار قزوینی، با خاطره‌ای شیرین مواجه می‌شویم که در توصیفش عنوان می‌کند: تقریبا در پنج ماه گذشته، در چنین روزهایی منتظر تولد دومین فرزند خانواده و پسرم بودیم. صبح روز بیست و ششم تیرماه سال‌جاری تازه از بیمارستان به منزل رسیده بودم، بعد از استراحت کوتاهی، همسرم عنوان کرد که امروز وقت تولد سیناست.

,

وی اضافه می‌کند: فاصله بستری همسرم تا تولد فرزندمان فاصله زیادی نبود و بعد از چند ساعت و نزدیک ظهر سینا متولد شد؛ این تولد در شرایط کرونا واقعا برایم شیرین و لذت بخش بود.

,

کشاورز تصریح می‌کند: با تولد سینا و اضافه شدن تعداد اعضای خانوادمان، گویی همه تلخی‌های کرونا برایم شیرین شد، البته خاطرات خوب ما پرستاران در جای دیگر هم رقم می‌خورد؛ وقتی می‌بینیم بیمار کرونایی بهبود یافته و با پای خویش از بیمارستان خارج می‌شود، برایمان به اندازه دنیا ارزش دارد و خوشحال کننده است.

,

بزرگترین دغدغه کادر درمان و پرستاری، رعایت پروتکل‌های بهداشتی توسط جامعه است؛ این پرستار قزوینی در این باره عنوان می‌کند: تقریبا امروز رعایت پروتکل‎‌ها به یک فرهنگ بین مردم تبدیل شده اما انتظار می‌رود این موضوع با جدیت بیشتری دنبال شود تا خستگی بر تن کادر درمان نماند؛ از مسئولان هم درخواست داریم همت بیشتر در این‌باره داشته باشند.

,

کشاورز بیان می‌کند: میزان حقوق و دستمزد ما مانند بسیاری از کارمندان ادارات است. در ایام کرونا تقریبا میزان ساعت کاری و فشار آن برای افراد در ادارات کاسته شده اما برای کادر درمان به ویژه پرستاران دقیقا عکس این موضوع است.

,

پرستار قزوینی تصریح می‌کند: در مورد افزایش حقوق و مزایای پرستاران هیچ اتفاق خاصی صورت نگرفته و میزان دریافتی ما مانند گذشته بوده که تنها شکل پرداختی تغییر کرده است؛ حتی کارانه پرستاران هم کاهش یافته و به عنوان پاداش پرداخت شده است، نمی‌دانیم نیت متولیان از این امر چیست؟

,

از کشاورز نظرش را درباره شب یلدا و دورهمی خانواده‌ها می‌پرسم، می‌گوید: در شرایط امروز که با کرونا درگیر هستیم، تقریبا تمام بایدها و نبایدها عنوان شده است؛ از مردم درخواست داریم برای حفظ جان خود و حقوق عزیزانشان در شب یلدای امسال دورهم جمع نشوند.

,

, ,

وی ادامه می‌دهد: در بخش اورژانس بیمارستان فعالیت می‌کنم و هر روز شاهد شیون و ناله خانواده‌های داغدار در حیاط بیمارستان هستم؛ از همکاران سوال می‌کنم تا چه زمانی باید شاهد این صحنه‌ها باشیم؟

,

پرستار قزوینی تصریح می‌کند: ما با خستگی بر بالین بیماران بدحال کرونایی مشغول ارائه خدمات درمانی هستیم و از فوت بیماران حیران مانده‌ایم؛ اما جالب اینکه عده‌ای بی تفاوت به این امورات حتی زحمت زدن یک ماسک را به خود نمی‌دهند.

,

شرایط موجود شاید برای جامعه کمی سخت باشد اما به خوبی می‌دانیم که وجود این شرایط برای خانواده‌‎های پرستاران به ویژه همسر و والدین آنها سختی دوچندان دارد.

,

از مادر این پرستار قزوینی درباره نگرانی از سلامتی فرزند پرستارش می‌پرسم، می‌گوید: تقریبا خانواده پرجمعیتی هستیم و همیشه آرزویم این بود یکی از فرزندانم به جبهه اعزام و شهید شود، اما گویا این توفیق نصیبم نشد.

,

وی عنوان می‌کند: حضور فرزندم در بیمارستان به عنوان پرستار و خدمت به مردم و بیماران گویی توانسته به رویای دیرینه‌ام رنگ واقعیت ببخشد؛ هرچند کار در بیمارستان در شرایط امروز کرونایی بسیار سخت و نگران‌کننده است، اما افتخار می‌کنم که فرزندم در این عرصه به مردم و جامعه خدمت می‌کند.

,

مادر این پرستار قزوینی عنوان می‌کند: فعالیت در شغل پرستاری در شرایط امروز کرونایی سخت است، اما فرزندم را به امید خدمت به مردم و با نیت رصای خداوند متعال، به امام زمان(عج) سپردم تا در این مسیر به خوبی خدمت کند.

,

وی یادآور می‌شود: خدمت فرزندم در بیمارستان به من امید و انگیزه می‌دهد؛ امیدوارم خداوند پشت و پناه پزشکان و کادردرمان در شرایط موجود باشد تا بتوانند تا زمان ریشه‌کنی ویروس، جانانه تلاش کنند.

,

سختی‌های زندگی مسلما با همراهی یک همراه همیشگی، شیرین می‌شود؛ مسلما زوجی که با تکیه بر خداوند متعال و با استعانت از امام زمان(عج)، زندگی را آغاز کرده باشند، سختی‌ها در این بین معنایی نخواهد داشت.

,

سیده رقیه حسینی فلاح، همسر پرستار قزوینی است که با الگوگیری از صبر زینبی در کنار همسر و فرزندانش بوده و با همدلی و همراهی همسرش را یاری می‌کند. وی می‌گوید: پرستاری به معنی از خودگذشتگی است و از زمان شروع زندگی مشترک، این ویژگی را در همسرم کاملا لمس کردم.

,

این بانوی قزوینی اضافه می‌کند: همسرم شغلی انتخاب کرده که به آن بسیار متعهد است و در این شغل مقدس پا به پای تمام پزشکان و همکاران پرستارش با بیماری کرونا مقابله می‌کند.

,

حضور کادردرمان و پرستاران در شیفت‌های مختلف بیمارستان، فرصت حضور در کنار خانواده را از آنها می‌گیرد؛ حسینی فلاح در این باره عنوان می‌کند: تقریبا همسرم، یک شب در میان شیفت شب دارد و این دوری موجب دلتنگی و بی تابی دختر شش ساله‌مان شده و به پدرش می‌گوید بابا می‌شود زودتر بازنشسته شوی و در منزل و در کنار ما بمانی و با من بازی کنی!

,

حسینی فلاح عنوان می‌کند: تمام صحبت‌های حسنای شش ساله، به علت وجود بیماری کروناست چراکه شیوع آن تفریح، بازی و سرگرمی بچه‌ها را در پارک‌ها و فضای آزاد گرفته است.

,

این بانوی قزوینی می‌گوید: کرونا موجب تعطیلی پارک، کلاس‌های آموزشی، دیدار با دوستان و رفتن به مسافرت شده و همین شرایط موجب زود رنجی دخترمان شده است.

,

وی اضافه می‌کند: همه فکر می‌کردیم کرونا شش ماه نشده رختش را می‌بندد و می‌رود، اما بی‌تدبیری برخی موجب عدم تحقق این امر شده و ویروس کرونا همچنان میهمان مردم است.

,

, ,

حسینی فلاح تصریح می‌کند: هر شبی که همسرم در بیمارستان، شیفت باشد دخترمان بی‌تابی کرده و برای جبران، تماس تصویری با پدرش برقرار می‌کند؛ ما با دیدن لباس‌های پوشیده، گان و ماسک چندلایه بر روی صورتش واقعا ناراحت و نگران می‌شویم.

,

این بانوی قزوینی اذعان می‌کند: اگر مردم رعایت کنند واقعا این بیماری از بین می‌رود و دیگر لازم نیست همسرم و همکارانش این سختی‌ها را متحمل شوند.

,

وی مطرح می‌کند: در روزهای نخست شیوع بیماری، مردم به ویژه کادر درمان و خانواده‌ آنها استرس داشتند؛ به گونه‌ای که وقتی همسرم از بیمارستان به منزل می‌آمد می‌گفت که به من نزدیک نشوید، حتی دختر کوچکمان را هم در آغوش نمی‌گرفت تا خدایی ناکرده ناقل ویروس کرونا نباشد، اما دخترم این را به پای دوست داشتن پدرش نمی‌‌نوشت و نشانه بی‌مهری پدر می‌دانست.

,

همسر پرستار قزوینی در پایان می‌گوید: خانواده کادر درمان با مشکلات زیادی مواجهند، اما اگر مردم در جریان این مسائل باشند و نکات بهداشتی را رعایت کنند این مشکلات کمتر یا حتی از بین می‌رود.

,

به گزارش صبح قزوین، شب یلدا نزدیک است و چه خوب است در این شب، با پرهیز از دورهمی خانوادگی و رعایت پروتکل‌های بهداشتی، حفظ آرامش روحی و روانی کادر درمان را به آنها هدیه دهیم.
انتهای پیام/

,
,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه