فرمانده دوران دفاع مقدس:
دشمن با فعالیت اطلاعاتی رزمندگان در«والفجر ۸» فریب خورد
فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: ما طرح فریب را در جای دیگر هم پیاده کرده بودیم و شب ها خودروها را با چراغ روشن به آن منطقه می فرستادیم تا دشمن را به اشتباه بینداریم. عراق دیگر مطمئن بود که عملیات ایران از منطقه فاو نیست. و دشمن اصلاً نمی دانست که قرار است عملیاتی از این منطقه صورت بگیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گلستان ما؛ جانشین سابق اطلاعات عملیات لشکر خطشکن ۲۵ کربلا در کتاب تلخ و شیرین(۲۹۲۰ روز، روایتگر گرگانی) به نوشته علی اصغر مقسمی خاطرات عملیات غرور آفرین والفجر ۸ را باز گو کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما؛,عیسی اتراچالی معتقد است؛ عملیات والفجر ۸ هوشمندانه و دارای ابعاد گسترده ای بود که بابد برای نسل جوان بازگو شود و نسل جدید باید تاریخ را مطالعه کند تا به این برسند که کسانی که در جنگ تحمیلی بودند، چه افرادی بودند و چگونه یک بچه روستایی توانست حاج قاسم سلیمانی شود.
این فرمانده دفاع مقدس اضافه کرد: عقلانیت و تدبیر در جنگ که توسط فرماندهان ما اعمال شد که و بسیاری از فرماندهان با مشورت با یکدیگر بهترین استراتژی را اتخاذ می کردند.

جانشین سابق اطلاعات عملیات لشکر خط شکن ۲۵ کربلا گفت: در عملیات والفجر ۸، گردان ما موج دوم بود. نیروهای ما سوار بر قایق بودند. شب عملیات بود. غواصان در رودخانه رها شده بودند. زمانی فرا رسیده بود که باید قایق ها را روشن و حرکت می کردیم.همه نگران بودیم. دشمن از یک هفته قبل، تعدادی کارشناسان نظامی آورده بود و آن ها گفته بودند که عملیات بعدی ایران از منطقه فاو است و البته یادآوری کرده بودند که این جا فریب است و عملیات اصلی در این جا نیست.
ما طرح فریب را در جای دیگر هم پیاده کرده بودیم و شب ها خودروها را با چراغ روشن به آن منطقه می فرستادیم تا دشمن را به اشتباه بینداریم. عراق دیگر مطمئن بود که عملیات ایران از منطقه فاو نیست. از سوی دیگر، ما مسائل حفاظت اطلاعات را به خوبی رعایت کرده بودیم و دشمن اصلاً نمی دانست که قرار است عملیاتی از این منطقه صورت بگیرد. به همین علت، آن خطوط را هم زیاد تقویت نکرده بود و توجه خاصی هم به این نیروها داشتند که ممکن است.، ایرانی ها از این نقطه عملیات فریب داشته باشند.
به هر حال، حدود ۲۵ دقیقه طول کشید تا غواص ها به آن طرف رودخانه رسیدند. خدای بزرگ دقیقاً در همان زمان و درست در همان سرزمین عملیات والفجر۸، باران بسیار آرام و زیبایی فرستاد و از این طریق به نیروهای ما کمک کرد تا دشمن صدای آب را که از حرکت غواصان ایجاد می شد، تشخیص ندهد.
از شب قبل از عملیات، تعدادی پل شناور در کانال ها گذاشته بودند که بولدوزر و تانک و پی ام پی روی آن قرار داشت. غواصان نزدیک ساحل بودند که ما موج دوم را یگان های قایق سوار بودند، حرکت دادیم. هر لشکری چند نهر را در اختیار داشت که از آن نهرها قایق های خود را حرکت می دادند.
خداوند در هر لحظه از دفاع مقدس حضورش را به ما نشان می داد
ما در نهر خودمان بودیم که یکی از نیروها آمد و گفت: آقای اتراچالی، بولدوزری که روی پل بوده، باعث شده پل بیفتد و نهر را ببندد و عبور قایق ها را غیرممکن کرده است. پدرم در جنگ همیشه همراهم بود. او یکی از چاووشی خوان های ماهر و قدیمی بود. او را صدا زدم و از او خواستم تا چاووشی بخواند. بچه ها را جمع کردیم و پدرم در تاریکی شروع به خواندن چاووشی کرد.
آن قدر زیبا خواند که تمام شد، دیدم یکی از نیروها دوان دوان می آید. گفت: آقای اتراچالی، راه باز شد! ما لحظاتی را در صحنه های نبرد می دیدیم که مطمئن بودیم آن صحنه ها و اتفاقات به دست انسان رخ نداده است. فقط خدا می توانست آن ها را خلق کند. در واقع این ها امدادهای غیبی بود که ما به چشم خود می دیدیم و با همه وجود تجربه اش می کردیم.
شاید اگر در آن لحظه، پل، نهر را مسدود نمی کرد، نیروهای ما عجله می کردند و قایق ها را زود روشن می کردند و ما در مسیر به مشکل برخوردیم. خداوند در هر لحظه از دفاع مقدس حضورش را به ما نشان می داد.

بیش از ۷۵ روز نبرد سنگین در فاو
بیش از ۷۵ روز نبرد سنگین در فاو داشتیم، نبرد انسان با تانک و روز سوم تسخیر فاو، تازه جنگ شروع شد. عراقی ها آمده بودند که شهر را پس بگیرند و ما باید تلاش می کردیم که پیروزیمان را تثبیت کنیم. آن ها هنوز هم باور نکرده بودند که عملیات اصلی ما این جا بوده و همچنان بر این باور بودند که عملیات فریب است.
روز سوم، عراقی ها همه ی نیروهای پشتیبانی و یگان های خود را از جاهای مختلف( از منطقه رو به روی اندیمشک، بین دهلران تا خرمشهر که نیرو داشت و از شلمچه، فکه و طلائیه) آرام آرام به سمت فاو آوردند تا آن جا را پس بگیرند.
در واقع جنگ واقعی ما با عراقی ها از روز سوم شروع شد. عراقی ها بیش از ۶۰۰، ۷۰۰ دستگاه توپ و تانک و نفربر آوردند که فاو را پس بگیرند. روزی دو یا سه حمله را طراحی و اجرا می کردند. ولی مقاومت نیروهای ما باعث شد هیچ کدام از این حملات به سرانجام نرسد.
این فرمانده دفاع مقدس اما مقدمات عملیات والفجر ۸ را اینطور بازگو کرده است؛ نیروی اطلاعات ۶ ماه قبل برای عملیات کار می کردند. نیروهای اطلاعات ما گاهی به شهر فاو می رفتند و روزها در آن جا می ماندند تا بتوانند منطقه را به طور کامل شناسایی کنند. نیروهای دیگرمان هم شرایط سختی داشتند.
در برخی از شب های سرد زمستان، بچه ها تا کمر در باتلاق فرو می رفتند؛ این باتلاق ها به دلیل جزر و مد زیاد رودخانه بود. هنگام جزر، در ساحل اروند حدود ۱۵۰ متر باتلاق ایجاد می شد.عبور از این باتلاق ها کار سختی بود. از بین بردن رد پا بر باتلاق هم خودش از ظرایفی بود که باید رعایت می شد و با همه سختی ها انجام شد.
انتهای پیام/
عیسی اتراچالی معتقد است؛ عملیات والفجر ۸ هوشمندانه و دارای ابعاد گسترده ای بود که بابد برای نسل جوان بازگو شود و نسل جدید باید تاریخ را مطالعه کند تا به این برسند که کسانی که در جنگ تحمیلی بودند، چه افرادی بودند و چگونه یک بچه روستایی توانست حاج قاسم سلیمانی شود.
,این فرمانده دفاع مقدس اضافه کرد: عقلانیت و تدبیر در جنگ که توسط فرماندهان ما اعمال شد که و بسیاری از فرماندهان با مشورت با یکدیگر بهترین استراتژی را اتخاذ می کردند.
,

, جانشین سابق اطلاعات عملیات لشکر خط شکن ۲۵ کربلا گفت: در عملیات والفجر ۸، گردان ما موج دوم بود. نیروهای ما سوار بر قایق بودند. شب عملیات بود. غواصان در رودخانه رها شده بودند. زمانی فرا رسیده بود که باید قایق ها را روشن و حرکت می کردیم.همه نگران بودیم. دشمن از یک هفته قبل، تعدادی کارشناسان نظامی آورده بود و آن ها گفته بودند که عملیات بعدی ایران از منطقه فاو است و البته یادآوری کرده بودند که این جا فریب است و عملیات اصلی در این جا نیست.
,ما طرح فریب را در جای دیگر هم پیاده کرده بودیم و شب ها خودروها را با چراغ روشن به آن منطقه می فرستادیم تا دشمن را به اشتباه بینداریم. عراق دیگر مطمئن بود که عملیات ایران از منطقه فاو نیست. از سوی دیگر، ما مسائل حفاظت اطلاعات را به خوبی رعایت کرده بودیم و دشمن اصلاً نمی دانست که قرار است عملیاتی از این منطقه صورت بگیرد. به همین علت، آن خطوط را هم زیاد تقویت نکرده بود و توجه خاصی هم به این نیروها داشتند که ممکن است.، ایرانی ها از این نقطه عملیات فریب داشته باشند.
,به هر حال، حدود ۲۵ دقیقه طول کشید تا غواص ها به آن طرف رودخانه رسیدند. خدای بزرگ دقیقاً در همان زمان و درست در همان سرزمین عملیات والفجر۸، باران بسیار آرام و زیبایی فرستاد و از این طریق به نیروهای ما کمک کرد تا دشمن صدای آب را که از حرکت غواصان ایجاد می شد، تشخیص ندهد.
,از شب قبل از عملیات، تعدادی پل شناور در کانال ها گذاشته بودند که بولدوزر و تانک و پی ام پی روی آن قرار داشت. غواصان نزدیک ساحل بودند که ما موج دوم را یگان های قایق سوار بودند، حرکت دادیم. هر لشکری چند نهر را در اختیار داشت که از آن نهرها قایق های خود را حرکت می دادند.
,خداوند در هر لحظه از دفاع مقدس حضورش را به ما نشان می داد
, خداوند در هر لحظه از دفاع مقدس حضورش را به ما نشان می داد, خداوند در هر لحظه از دفاع مقدس حضورش را به ما نشان می داد,ما در نهر خودمان بودیم که یکی از نیروها آمد و گفت: آقای اتراچالی، بولدوزری که روی پل بوده، باعث شده پل بیفتد و نهر را ببندد و عبور قایق ها را غیرممکن کرده است. پدرم در جنگ همیشه همراهم بود. او یکی از چاووشی خوان های ماهر و قدیمی بود. او را صدا زدم و از او خواستم تا چاووشی بخواند. بچه ها را جمع کردیم و پدرم در تاریکی شروع به خواندن چاووشی کرد.
,آن قدر زیبا خواند که تمام شد، دیدم یکی از نیروها دوان دوان می آید. گفت: آقای اتراچالی، راه باز شد! ما لحظاتی را در صحنه های نبرد می دیدیم که مطمئن بودیم آن صحنه ها و اتفاقات به دست انسان رخ نداده است. فقط خدا می توانست آن ها را خلق کند. در واقع این ها امدادهای غیبی بود که ما به چشم خود می دیدیم و با همه وجود تجربه اش می کردیم.
,شاید اگر در آن لحظه، پل، نهر را مسدود نمی کرد، نیروهای ما عجله می کردند و قایق ها را زود روشن می کردند و ما در مسیر به مشکل برخوردیم. خداوند در هر لحظه از دفاع مقدس حضورش را به ما نشان می داد.
,

, بیش از ۷۵ روز نبرد سنگین در فاو
, بیش از ۷۵ روز نبرد سنگین در فاو, بیش از ۷۵ روز نبرد سنگین در فاو,بیش از ۷۵ روز نبرد سنگین در فاو داشتیم، نبرد انسان با تانک و روز سوم تسخیر فاو، تازه جنگ شروع شد. عراقی ها آمده بودند که شهر را پس بگیرند و ما باید تلاش می کردیم که پیروزیمان را تثبیت کنیم. آن ها هنوز هم باور نکرده بودند که عملیات اصلی ما این جا بوده و همچنان بر این باور بودند که عملیات فریب است.
,روز سوم، عراقی ها همه ی نیروهای پشتیبانی و یگان های خود را از جاهای مختلف( از منطقه رو به روی اندیمشک، بین دهلران تا خرمشهر که نیرو داشت و از شلمچه، فکه و طلائیه) آرام آرام به سمت فاو آوردند تا آن جا را پس بگیرند.
,در واقع جنگ واقعی ما با عراقی ها از روز سوم شروع شد. عراقی ها بیش از ۶۰۰، ۷۰۰ دستگاه توپ و تانک و نفربر آوردند که فاو را پس بگیرند. روزی دو یا سه حمله را طراحی و اجرا می کردند. ولی مقاومت نیروهای ما باعث شد هیچ کدام از این حملات به سرانجام نرسد.
,این فرمانده دفاع مقدس اما مقدمات عملیات والفجر ۸ را اینطور بازگو کرده است؛ نیروی اطلاعات ۶ ماه قبل برای عملیات کار می کردند. نیروهای اطلاعات ما گاهی به شهر فاو می رفتند و روزها در آن جا می ماندند تا بتوانند منطقه را به طور کامل شناسایی کنند. نیروهای دیگرمان هم شرایط سختی داشتند.
,در برخی از شب های سرد زمستان، بچه ها تا کمر در باتلاق فرو می رفتند؛ این باتلاق ها به دلیل جزر و مد زیاد رودخانه بود. هنگام جزر، در ساحل اروند حدود ۱۵۰ متر باتلاق ایجاد می شد.عبور از این باتلاق ها کار سختی بود. از بین بردن رد پا بر باتلاق هم خودش از ظرایفی بود که باید رعایت می شد و با همه سختی ها انجام شد.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه