سردار دلها التیام بخش دلتنگی فرزندان شهدا بود
حاج قاسم با تمام مشغله ها از خانواده شهدا غافل نمی شد
از توجه ویژه و عطوفت شهید سلیمانی به همسر و فرزندان شهدا، پدران و ماردان شهدا روایت های بسیاری را دیده ایم و شنیده ایم هر چند بسیاری از آنها در سینه حاج قاسم ماند اما شاید آنجا که حاج قاسم بعنوان یک فرمانده عالی نظامی خم شد تا پای مادر شهیدی را ببوسد خواست ارزش همین تکریم خانواده شهدا را به ما گوشزد کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ از توجه ویژه و عطوفت شهید سلیمانی به همسر و فرزندان شهدا، پدران و ماردان شهدا روایت های بسیاری را دیده ایم و شنیده ایم هر چند بسیاری از آنها در سینه حاج قاسم ماند اما شاید آنجا که حاج قاسم بعنوان یک فرمانده عالی نظامی خم شد تا پای مادر شهیدی را ببوسد خواست ارزش همین تکریم خانواده شهدا را به ما گوشزد کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب؛,حاج قاسم پدر بود، همه او را بابا صدا می کردند، در جمع خانواده و فرزندان شهدای مدافع حرم نقش آرامش بخش پدرانه را به خوبی ایفا می نمود. فرزندان شهدا در نبود پدر نیاز به مهر و محبت و نوازش پدرانه داشتند و حاج قاسم چه خوب با آنها انس و الفت می گرفت. سالها بود که حضور حاجقاسم التیامبخش درد دوری و دلتنگی پدرانشان بود و حالا یکسال است که گویی فرزندان شهدا بار دیگر یتیم شدهاند و داغ دلشان تازه شده است.
یکی از بارزترین شاخصههای اخلاقی شهید سلیمانی توجه ویژه به خانوادههای شهدا بهخصوص فرزندان شهدا بود. این را میشود در جای جای زندگی او حتی در وصیت نامه اش به وضوح یافت، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی ارادت ویژه و خاصی به خانواده شهدا داشتند، ایشان با وجود مشغلههای کاری تا جایی که میتوانستند به دیدار خانواده شهدا میرفتند و در مراسمها و یادوارههایی که برگزار میشد شرکت میکردند.
حاج قاسم سلیمانی در وصیتنامه ارزشمند خود به تفصیل در مورد گروهها و اقشار خاصی صحبت کرده است، از جمله این سفارش به مردم در خصوص خانواده و فرزندان شهدا که میگوید: «به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادب و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید. همانگونه که از فرزندان خود با اغماض میگذرید. آنها را در نبود پدران و مادران و همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.»

وی همچنین در قسمت دیگری از وصیتنامه خود سخنی با فرزندان و خانواده شهدا دارد و میگوید: «فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا، ای چراغهای فروزان کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدین شهدا! در این عالم، صوتی که روزانه من میشنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود میدانستم و روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای فرزندان شهدا بود که بعضا رورانه با آن مأنوس بودم، صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم.
عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید، به طوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خوِد شهید را احساس کند، با همان معنویت، صلابت و خصوصیت.
خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی فرزندان شهیدتان اداء کنم، هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم.
دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها بر جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.»
اما درخواست حاج قاسم از خانواده شهدا چه بود؟
گاهی خدای متعال اراده میکند که شخصی را محبوب قلبهای مردم کند، حاج قاسم با این خصوصیات و رفتارها مصداق «الّذین آمنوا و عملوا اصّالحات» بود و خداوند، خود وعده داده که اگر کسی به این سطح از ایمان و عمل صالح برسد محبوب قلوب خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی بارها و بارها، شهید سلیمانی را با صفت «اخلاص» معرفی کردهاند و آنجا که در دیدار با خانواده این شهید عزیز فرمودند: «میبینید مردم چه کار دارند میکنند برای حاج قاسم؛ این برای شما تسلّی است... بدانید که مردم قدر پدر شما را دانستند و این ناشی از اخلاص است؛ این اخلاص است. اگر اخلاص نباشد، این جور دلهای مردم متوجّه نمیشود؛ دلها دست خدا است؛ این که دلها این جور همه متوجّه میشوند، نشاندهنده این است که یک اخلاص بزرگی در آن مرد وجود داشت.»
حالا در و دیوار شهرها و خانه ها پر از عکس یک شهید بزرگ است؛ عکس هایی با یک دنیا حرف، یک دنیا دلتنگی؛ خانواده شهدا اما سردارحاج قاسم سلیمانی را متفاوت تر از ما می شناختند؛ آدم هایی که یک حس متفاوت تر به او داشتند.
سردار سلیمانی اما در درون خود پیوسته برای شهادت میسوخت و همواره از عزیزترینهایش که خانواده شهدا بودند میخواست تا برای شهادتش دعا کنند. حاج قاسم میدانست برای خواسته قلبی اش چه کسانی را واسطه قرار دهد، کسانی که نفسشان حق است و به واسطه آبروی شهیدشان خداوند اجابشان می کند.

حتی در مراسم اهدای نشان ذوالفقار از مقام معظم رهبری نیز میخواهد برای شهادتش دعا کند. آقا در جواب این درخواست میفرمایند: «خداوند متعال به این برادر بسیار عزیز ما، آقای سلیمانی که مخلصاً لله مجاهدت کرده اجر بدهد و تفضل کند و زندگی ایشان را با سعادت و عاقبت ایشان را با شهادت قرار بدهد؛ البته نه حالا».
شوق حاج قاسم برای شهادت در لحظه به لحظه رفتارش و خط به خط وصیت نامه اش متبلور است، جملاتی در وصیتنامه سردار که شاید برای خانواده شهدا بیش از هر کس دیگری آشنا باشد، آنجا که می گوید: «خداوند، ای عزیز! من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.
عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.»
امروز اما سخن از حاج قاسم سخن از تمام خوبیهاست؛ فرمانده باایمان و سلحشوری که بیش از ۴۰ سال از عمر بابرکتش را صرف جهاد در راه خدا کرد و سرانجام به سبب اخلاص، خداوند او را به نهایت آرزویش یعنی شهادت نائل کرد و حالا ثمره ی این سالهای مجاهدت برای اعتلای اسلام و برپا ماندن خیمه ولایت، سیر انسان سازی است که رهبر انقلاب آن را «مکتب حاج قاسم» نامیدند.
سالها باید بگذرد تا کسانی پیدا شوند و بتوانند برخی از نقاط ناشناخته کارنامه درخشان این مجاهد نستوه را برای همگان آشکار کنند، اما برخی ویژگی های حاج قاسم سلیمانی آنچنان برجسته و بارز بود که باعث شد شهید سلیمانی بر قلب ها بنشید و سردار دلها لقب بگیرد.
انتهای پیام/
حاج قاسم پدر بود، همه او را بابا صدا می کردند، در جمع خانواده و فرزندان شهدای مدافع حرم نقش آرامش بخش پدرانه را به خوبی ایفا می نمود. فرزندان شهدا در نبود پدر نیاز به مهر و محبت و نوازش پدرانه داشتند و حاج قاسم چه خوب با آنها انس و الفت می گرفت. سالها بود که حضور حاجقاسم التیامبخش درد دوری و دلتنگی پدرانشان بود و حالا یکسال است که گویی فرزندان شهدا بار دیگر یتیم شدهاند و داغ دلشان تازه شده است.
,یکی از بارزترین شاخصههای اخلاقی شهید سلیمانی توجه ویژه به خانوادههای شهدا بهخصوص فرزندان شهدا بود. این را میشود در جای جای زندگی او حتی در وصیت نامه اش به وضوح یافت، سردار شهید حاج قاسم سلیمانی ارادت ویژه و خاصی به خانواده شهدا داشتند، ایشان با وجود مشغلههای کاری تا جایی که میتوانستند به دیدار خانواده شهدا میرفتند و در مراسمها و یادوارههایی که برگزار میشد شرکت میکردند.
,حاج قاسم سلیمانی در وصیتنامه ارزشمند خود به تفصیل در مورد گروهها و اقشار خاصی صحبت کرده است، از جمله این سفارش به مردم در خصوص خانواده و فرزندان شهدا که میگوید: «به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادب و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید. همانگونه که از فرزندان خود با اغماض میگذرید. آنها را در نبود پدران و مادران و همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.»
,

, وی همچنین در قسمت دیگری از وصیتنامه خود سخنی با فرزندان و خانواده شهدا دارد و میگوید: «فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا، ای چراغهای فروزان کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدین شهدا! در این عالم، صوتی که روزانه من میشنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود میدانستم و روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای فرزندان شهدا بود که بعضا رورانه با آن مأنوس بودم، صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم.
,عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید، به طوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خوِد شهید را احساس کند، با همان معنویت، صلابت و خصوصیت.
,خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی فرزندان شهیدتان اداء کنم، هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم.
,دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها بر جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.»
,اما درخواست حاج قاسم از خانواده شهدا چه بود؟
, اما درخواست حاج قاسم از خانواده شهدا چه بود؟, اما درخواست حاج قاسم از خانواده شهدا چه بود؟,گاهی خدای متعال اراده میکند که شخصی را محبوب قلبهای مردم کند، حاج قاسم با این خصوصیات و رفتارها مصداق «الّذین آمنوا و عملوا اصّالحات» بود و خداوند، خود وعده داده که اگر کسی به این سطح از ایمان و عمل صالح برسد محبوب قلوب خواهد شد.
,رهبر انقلاب اسلامی بارها و بارها، شهید سلیمانی را با صفت «اخلاص» معرفی کردهاند و آنجا که در دیدار با خانواده این شهید عزیز فرمودند: «میبینید مردم چه کار دارند میکنند برای حاج قاسم؛ این برای شما تسلّی است... بدانید که مردم قدر پدر شما را دانستند و این ناشی از اخلاص است؛ این اخلاص است. اگر اخلاص نباشد، این جور دلهای مردم متوجّه نمیشود؛ دلها دست خدا است؛ این که دلها این جور همه متوجّه میشوند، نشاندهنده این است که یک اخلاص بزرگی در آن مرد وجود داشت.»
,حالا در و دیوار شهرها و خانه ها پر از عکس یک شهید بزرگ است؛ عکس هایی با یک دنیا حرف، یک دنیا دلتنگی؛ خانواده شهدا اما سردارحاج قاسم سلیمانی را متفاوت تر از ما می شناختند؛ آدم هایی که یک حس متفاوت تر به او داشتند.
,سردار سلیمانی اما در درون خود پیوسته برای شهادت میسوخت و همواره از عزیزترینهایش که خانواده شهدا بودند میخواست تا برای شهادتش دعا کنند. حاج قاسم میدانست برای خواسته قلبی اش چه کسانی را واسطه قرار دهد، کسانی که نفسشان حق است و به واسطه آبروی شهیدشان خداوند اجابشان می کند.
,

, حتی در مراسم اهدای نشان ذوالفقار از مقام معظم رهبری نیز میخواهد برای شهادتش دعا کند. آقا در جواب این درخواست میفرمایند: «خداوند متعال به این برادر بسیار عزیز ما، آقای سلیمانی که مخلصاً لله مجاهدت کرده اجر بدهد و تفضل کند و زندگی ایشان را با سعادت و عاقبت ایشان را با شهادت قرار بدهد؛ البته نه حالا».
,شوق حاج قاسم برای شهادت در لحظه به لحظه رفتارش و خط به خط وصیت نامه اش متبلور است، جملاتی در وصیتنامه سردار که شاید برای خانواده شهدا بیش از هر کس دیگری آشنا باشد، آنجا که می گوید: «خداوند، ای عزیز! من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.
,عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.»
,امروز اما سخن از حاج قاسم سخن از تمام خوبیهاست؛ فرمانده باایمان و سلحشوری که بیش از ۴۰ سال از عمر بابرکتش را صرف جهاد در راه خدا کرد و سرانجام به سبب اخلاص، خداوند او را به نهایت آرزویش یعنی شهادت نائل کرد و حالا ثمره ی این سالهای مجاهدت برای اعتلای اسلام و برپا ماندن خیمه ولایت، سیر انسان سازی است که رهبر انقلاب آن را «مکتب حاج قاسم» نامیدند.
,سالها باید بگذرد تا کسانی پیدا شوند و بتوانند برخی از نقاط ناشناخته کارنامه درخشان این مجاهد نستوه را برای همگان آشکار کنند، اما برخی ویژگی های حاج قاسم سلیمانی آنچنان برجسته و بارز بود که باعث شد شهید سلیمانی بر قلب ها بنشید و سردار دلها لقب بگیرد.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه