یادداشت/
نقش و جایگاه خانواده در اسلام
نظام خانواده، یک نهاد اساسی و محوری در جامعه است و به عنوان هسته اولیه برای سایر نهادهای اجتماعی به شمار می رود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از بصیرنیوز از مازندران؛ نظام خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که اساس و زیرساخت واحدهای بزرگ اجتماعی بشری به شمار می رود. افرادی که در این واحد کوچک اجتماعی رشد می یابند و تربیت می شوند به میزان رشد و شکوفایی شان، سهم در واحدهای اجتماعی بزرگ انسانی دارند
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بصیرنیوز,افرادی که روزی به عنوان فرمانروای مقتدر و سیاستمدار سترگ، مدیر نیرومند و مبتکر توانا در جامعه ظهور می کنند و مسئولیت های سنگین و خطیری را به عهده می گیرند، نظام خانواده و کانون گرم پدر و مادر تربیتگاه نخستین آنها است.
,خانوادۀ خوب، خانوادهای است که اعضایش نیازهای هم را تأمین کنند نه اینکه همدیگر را تحمل کنند
, خانوادۀ خوب، خانوادهای است که اعضایش نیازهای هم را تأمین کنند نه اینکه همدیگر را تحمل کنند,خانوادۀ خوب خانوادهای نیست که صرفاً در آن دعوا نباشد، بلکه خانوادهای است که محصولات این خانواده به لحاظ جسمی و روحی کاملاً تأمین باشند. اعضای این خانواده نباید کمبودهای روحی، روانی و عاطفی داشته باشند، این نیازها باید در خانواده تأمین شده باشد.
,خانوادۀ خوب، خانوادهای است که بیشترین نیاز و لذتهای روحی و جسمانی اعضای خانوده را تأمین کند. هم فرزندان در روابط خانوادگی بیشترین لذتهایشان تأمین شود و هم زن و شوهر واقعاً لبریز و سرشار باشند. خانوادۀ خوب، خانوادهای است که نیازهای همدیگر را کاملاً تأمین کنند.
,از یک خانوادۀ خوب، معمولاً آدمی با کمبودهای روحی و روانی و عاطفی بیرون نمی آید
, از یک خانوادۀ خوب، معمولاً آدمی با کمبودهای روحی و روانی و عاطفی بیرون نمی آید,
خانوادۀ خوب، استاندارهای خیلی بالایی دارد. از یک خانوادۀ خوب، معمولاً آدمهایی با کمبودهای روحی و روانی و عاطفی بیرون نمی آید. متاسفانه بعضیها آنقدر در خانوادههای خود کمبود محبت و کمبود عاطفه دارند که در خیابان دنبال تأمین آن هستند و بعد به جای اینکه نام آن را بیحیایی بگذارند نامش را عشق و محبت میگذارند! به جای اینکه بگویند من مشکل دارم و بیمار شدهام، با افتخار میگویند «من عاشق شدهام!»
امام صادق(ع) میفرماید: کسی که دلش از ذکر و محبت خدا خالی شد، خداوند او را مجازات میکند به اینکه محبت غیرخدا را در دلش میاندازد. (سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْعِشْقِ قَالَ قُلُوبٌ خَلَتْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَیْرِهِ)
در یک خانوادۀ خوب زن و شوهر بعد از سی سال زندگی مشترک، علاقه و محبتشان نسبت به هم خیلی بیشتر از ماه عسل خواهد بود. لذا وقتی یک ماشین عروس از کنار این خانم رد شود، هرگز حسرت روزهای اول زندگی مشترک خود را نمیخورد چون این زن و شوهر الان بعد از سی سال به مراتب احساس محبت بیشتری نسبت به هم دارند.
,
,
,
اما یکی از مسائلی که اسلام بسیار بر آن اهمیت قرار داده و در قرآن و روایات متعددی به آن پرداخته است مسئله خانواده می باشد. جایگاه خانواده در اسلام جایگاه متفاوت از نگاه عرفی بشریت و یا مذاهب دیگر است رسول خدا می فرماید: "ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله واعز من التزویج" در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد که نزد خداوند محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد. در حدیث دیگر از همان حضرت است که ازدواج سنت من است و هر کس از سنت من روی گرداند از امت من نیست.
,در روایت دیگر حضرت می فرمایند:هرگاه کسی ازدواج کند نصف دینش را کامل کرده است وبرای حفظ نصف دیگر باید تقوای خدا پیشه کند. یا در حدیث دیگر است که فرد همسردار خفته نزد خدا فضیلت دارد بر بی همسر روزه گیر شب زنده دار.
,امام صادق فرمود: دو رکعت نمازی که فرد همسردار می خواند برتر از هفتاد رکعتی است که فرد بی همسر بخواند. در حدیث دیگری از امام صادق آمده: کسی که اهمیت به تشکیل خانواده ندهد از نگاه اسلام بدترین افراد است . پیامبر فرمود: "شرارکم عزابکم". بنابراین از این روایات و صدها روایت دیگر برمی آید که جایگاه خانواده و تشکیل آن از نظر اسلام بسیار جایگاه پراهمیت و مهمی است .
,در آیه ای قرآن همه مردم را مخاطب قرار داده و دستور داده که کمک کنید تا افرادی که ازدواج نکرده اند ازدواج کنند و حتی اگر از فقر هم می ترسند خداوند داناست و از فضل خود آنان را بی نیاز می کند «و أنکحوا الأیامى منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم» 32، سوره نور.
,این آیه نشان می دهد که حتی اگر مشکلی از جمله فقر و نداری سبب عدم تشکیل خانواده می شود باید همگی کمک کنند تا این مشکل رفع شود وحتی خداوند هم وعده می دهد که از فقر نترسید و بواسطه ازدواج رزق و روزی شما را زیاد می کنم چرا که در حدیثی پیامبر فرمود: ازدواج کنید زیرا که این کار روزی شما را بیشتر می کند.
,همچنین ازدواج سبب حفظ تقوى و عفاف و همچنین سبب اجتناب از بسیارى از کبائر مثل زنا و استمنا مى شود.
,یکی از مسائل مهم دیگری که اسلام روی آن به سبب تشکیل خانواده تأکید می کند کسب آرامش است. با ایجاد خانواده زن و مرد احساس آرامش و سکونت می کنند، بد نیست بدانیم همه چیز در عالم طبق نقل قرآن کریم به صورت زوج خلق شده است انسان هم از این قاعده مستثنی نیست.
,خداوند در سوره نبا آیه۸ چنین می فرماید:« و خلقناکم ازواجا؛ ما شما را جفت جفت آفریدیم » تعبیر به جفت یعنی آنکه هر یک از جفتها به تنهایی ناقصند و هر وقت در کنار هم قرار گیرند وتشکیل خانواده دهند آنگاه مکمل هم خواهند بود. بنابراین زن و مرد کامل کننده یکدیگرند و با وجود هر یک، دیگری به کمال رسیده وهمین که یکدیگر را از نظر روانی، جسمی و بقیه ابعاد کامل می کنند مایه آرامش هم خواهند بود.
,خداوند در آیه دیگر می فرماید: "هو الّذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها" یا در سوره روم آیه 21 می فرماید: "و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها وجعل بینکم موده ورحمه" یکی از نشانه های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا درکنارشان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد .
,از مجموع این آیات می توان فهمید که فلسفه وجودی تشکیل خانواده رسیدن به آرامش برای زوجین است پس از نگاه اسلام ازدواج برپایه آرامش وسکونت است. البته این آرامش در همه ابعاد روحی و جسمی و اجتماعی وسایر ابعاد است، زیرا به طور مطلق فرمود تا در کنارهم به آرامش برسید، بنابراین از نظر اسلام اصل در زندگی خانوادگی وجود فضایی آرام ومحبت آمیز است که زن و شوهر یاید سعی کنند در محیط خانواده میان اعضا آرامش بوجود آید و روز به روز این آرامش و محبت بیشتر شود.
,دشمن با روشهای مختلفی از جمله تهاجم فرهنگی و نفوذ به اعتقادات و ارزشهای دینی از طریق کانالهای ماهوارهای گام به گام اثرات مخرب اجتماعی خود را در میان خانوادهها به جای میگذارد، آنان با طرح نقشههای شوم به تدریج شیوه و سبک زندگی ما را تغییر داده و باورهای دینی ما را مورد هدف قرار دادهاند به طوری که در حال حاضر بسیاری از اختلافات درون خانوادهها متأثر از این موضوع است، لذا مواظب خانواده هایمان باشیم تا به دام دشمنانمان نیفتن
,و در آخر:
, و در آخر,امام حسین(ع) ادب فرزندانش را در کربلا و کوفه و شام به رخ کشیده است. این بچهها به حدّی با ادب بودند که یکی از فرماندههای لشکر یزید که از کوفه تا شام همراه کاروان اسرای کربلا بود، وقتی قرار شد اسرا از شام به مدینه برگردند به یزید گفت: حالا که قصه تمام شده است اجازه بده یک چیزی بگویم: «در راه کوفه تا شام، ما خیلی این بچهها را اذیت کردیم و کتک زدیم، ولی من دقت کردم حتی یکی از بچههای حسین(ع) هم یک حرف بد یا ناسزا به ما نگفت! اینها خیلی خانوادۀ نجیبی بودند» این درحالی است که امام زینالعابدین(ع) میفرماید: هر کدام از بچهها که شروع به گریه میکردند با چوب نیزه به سرش میکوبیدند...
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه