یادداشت اختصاصی به مناسبت روز جهانی معلولان/
اینجا سرزمین بچه های بهشت است
بیجار بام ایران- مرکز نگهداری معلولان سرزمین بچه های بهشت است ،داستان معلولان ذهنی، داستان فرشتگانی است که قطعه ای از وجودشان نزد خدای مهربان جا مانده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بام ایران، داستان معلولان ذهنی، داستان فرشتگانی است که قطعه ای از وجودشان نزد خدای مهربان جا مانده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بام ایران,
روز 12 آذر که همزمان با روز جهانی معلولان است را در کنار معلولان ذهنی مرکز مراقبتی و توانبخشی بهزیستی بیجار آغاز نمودیم، معلولانی که مرواریدهای غلتان بر روی گونه هایشان حکایت از دلتنگی دارد، دلتنگی ای که نمی دانم منشاش را بی تفاوتی پدر و مادر بدانیم یا قسمت خودشان.
در همان ابتدای ورود به داخل مرکز حضور این فرشتگان که چشم به آسمان پر ستاره دوخته اند و به قول خودشان نقطه هایش را می شمارند جلب توجه می کند، تازه دانستم به چه جایی قدم گذاشتم، جایی که بهترین فرصت برای یادآوری داشتن سلامت جسم و عقل که بهترین نعمت های خدا است.
با حضور در جمع این فرشتگان قدر خود را دانستم که چقدر خوشبخت هستم که می توانم روی دوپایم راه بروم و به میل خود غذا بخورم ، و به راحتی نفس بکشم.
اینجا که می آیی می فهمی چقدر بهشت نزدیک بوده و تو نمی دانستی و بالاخره اینجا که می آیی تازه می فهمی که آدم ها خدا را فقط وقت از دست دادنی هایشان صدا می زنند، اما این فرشتگان با هر نفشان یاد خدا را درون خود متجلی می کنند.
اینجا سرشاز از معصومیت، مهربانی،سادگی است، اینجا سرزمین بچه های بهشت است.
در مرکز مراقبتی و توانبخشی معلولان جسمی و ذهنی بهزیستی بیجار 37 نفر از معلولان ذهنی و جسمی این شهر حضور دارند.
با ورود به سالن حضور مونا کوچولو موجب بغضی پنهان در گلویم شد، مونا با صدای که از ته گلویش طنین اندار می شد خواستار این بود که لیوان شیر به همراه خرما را به دستش بدهم.
نمی دانستم آرزوی مونا چه بود، از او پرسیدم خدا را دوست دارید، دستان کوچکش را رو به آسمان کرد و آن موقع دانستم اینها فرشتگانی بر روی زمین هستند که قطعه ای از خوبیهایشان را نزد خدای مهربان به امانت گذاشته اند.
با حضور در سالن و دیدن از معلولان عقب مانده جسمی و ذهنی یکبار دیگر شکر سلامتی که خداوند به ما اعطاء نموده بجا اوردم .
دست در دست علیرضا کوچولو و مونا فاصله حیاط مرکز تا اتاق های محل نگهداری این فرشتگان را طی کردیم، در بدور ورود سینا کوچولو با صدای شنیدن ما چشم های را باز کرد و با خنده ای ملیحانه ما را به سر تخت خود دعوت کرد.
آنچه که انسان را در اتاق های این مرکز به فکر فرو می برد،مسئولان و پرسنل دلسوز و صمیمی این بچه ها است که نه از سر وظیفه بلکه به خاطر احترام به کرامت انسانی با تمام وجود خود را صرف نگهداری از این معلولین کرده اند.
خانم سبزیخانی پرستار کودکان عقب مانده جسمی با آرامشی که آن را نشات گرفته از توکل به خدا می داند گفت: اگر خدا قبول کند 17 سال در این مرکز مشغول خدمت هستم، حضور در میان این بچه ها برایم یک عادت شده اگر یک روز آنها را نبیم نمی توانم زندگی کنم.
خانم قدمی یکی دیگر از پرستار بچه های معلول است که می گوید هنگام حضور در بین این بچه ها احساس می کنم به خدا خیلی نزدیکتر هستم و هر چه از او می خواهم به نیت این فرشتگان به من عطا می کند.
با بازدید از تک تک اتاق های این مرکز، و گرفتن عکس یادگاری در کنار این فرشتگان، و شنیدن سخنان مسئولین و مددکاران، به خیلی چیزها فکر می کنم، به همشهریانی که با تمام وجود خود را وقف این فرشتگان کرده اند، به پرستارانی که با تمام وجود به این بچه ها می اندیشند و افراد خیر و هیئت امناء که تمام فکرشان تاسیس یک مرکز مناسب با امکانات مجهز برای نگهداری معلولین جسمی و ذهنی این شهرستان است.
انتهای پیام/پ
روز 12 آذر که همزمان با روز جهانی معلولان است را در کنار معلولان ذهنی مرکز مراقبتی و توانبخشی بهزیستی بیجار آغاز نمودیم، معلولانی که مرواریدهای غلتان بر روی گونه هایشان حکایت از دلتنگی دارد، دلتنگی ای که نمی دانم منشاش را بی تفاوتی پدر و مادر بدانیم یا قسمت خودشان.
,
در همان ابتدای ورود به داخل مرکز حضور این فرشتگان که چشم به آسمان پر ستاره دوخته اند و به قول خودشان نقطه هایش را می شمارند جلب توجه می کند، تازه دانستم به چه جایی قدم گذاشتم، جایی که بهترین فرصت برای یادآوری داشتن سلامت جسم و عقل که بهترین نعمت های خدا است.
,
با حضور در جمع این فرشتگان قدر خود را دانستم که چقدر خوشبخت هستم که می توانم روی دوپایم راه بروم و به میل خود غذا بخورم ، و به راحتی نفس بکشم.
,
اینجا که می آیی می فهمی چقدر بهشت نزدیک بوده و تو نمی دانستی و بالاخره اینجا که می آیی تازه می فهمی که آدم ها خدا را فقط وقت از دست دادنی هایشان صدا می زنند، اما این فرشتگان با هر نفشان یاد خدا را درون خود متجلی می کنند.
,
اینجا سرشاز از معصومیت، مهربانی،سادگی است، اینجا سرزمین بچه های بهشت است.
,
در مرکز مراقبتی و توانبخشی معلولان جسمی و ذهنی بهزیستی بیجار 37 نفر از معلولان ذهنی و جسمی این شهر حضور دارند.
,
با ورود به سالن حضور مونا کوچولو موجب بغضی پنهان در گلویم شد، مونا با صدای که از ته گلویش طنین اندار می شد خواستار این بود که لیوان شیر به همراه خرما را به دستش بدهم.
,
نمی دانستم آرزوی مونا چه بود، از او پرسیدم خدا را دوست دارید، دستان کوچکش را رو به آسمان کرد و آن موقع دانستم اینها فرشتگانی بر روی زمین هستند که قطعه ای از خوبیهایشان را نزد خدای مهربان به امانت گذاشته اند.
,
با حضور در سالن و دیدن از معلولان عقب مانده جسمی و ذهنی یکبار دیگر شکر سلامتی که خداوند به ما اعطاء نموده بجا اوردم .
,
دست در دست علیرضا کوچولو و مونا فاصله حیاط مرکز تا اتاق های محل نگهداری این فرشتگان را طی کردیم، در بدور ورود سینا کوچولو با صدای شنیدن ما چشم های را باز کرد و با خنده ای ملیحانه ما را به سر تخت خود دعوت کرد.
,
آنچه که انسان را در اتاق های این مرکز به فکر فرو می برد،مسئولان و پرسنل دلسوز و صمیمی این بچه ها است که نه از سر وظیفه بلکه به خاطر احترام به کرامت انسانی با تمام وجود خود را صرف نگهداری از این معلولین کرده اند.
,
خانم سبزیخانی پرستار کودکان عقب مانده جسمی با آرامشی که آن را نشات گرفته از توکل به خدا می داند گفت: اگر خدا قبول کند 17 سال در این مرکز مشغول خدمت هستم، حضور در میان این بچه ها برایم یک عادت شده اگر یک روز آنها را نبیم نمی توانم زندگی کنم.
,
خانم قدمی یکی دیگر از پرستار بچه های معلول است که می گوید هنگام حضور در بین این بچه ها احساس می کنم به خدا خیلی نزدیکتر هستم و هر چه از او می خواهم به نیت این فرشتگان به من عطا می کند.
,
با بازدید از تک تک اتاق های این مرکز، و گرفتن عکس یادگاری در کنار این فرشتگان، و شنیدن سخنان مسئولین و مددکاران، به خیلی چیزها فکر می کنم، به همشهریانی که با تمام وجود خود را وقف این فرشتگان کرده اند، به پرستارانی که با تمام وجود به این بچه ها می اندیشند و افراد خیر و هیئت امناء که تمام فکرشان تاسیس یک مرکز مناسب با امکانات مجهز برای نگهداری معلولین جسمی و ذهنی این شهرستان است.
,
انتهای پیام/پ
, ]
ارسال دیدگاه