به بهانه 16 آذر/
جنبش دانشجویی مرجع خلق گفتمان
شکلهای دانشجویی ضمن رعایت مقررات وزارت علوم و سازمانهای بالادستی خود، خود را عاری از وابستگی جناحی ببینند و تفکر و عقلانیت معرفتی خود را در راستای اصول انقلاب اسلامی و گفتمان آن فراتر از تحمیلها و تجویزها به کار گیرند و به گونهای دست پیشی را از تعیین تکلیفهای سیاسی و تحزبی بگیرند و خود را به صراط مستقیم جنبش دانشجویی بیاورند و خود، مرجع تصمیمسازی و خلق گفتمان باشند.[
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا: فرهاد نظریان سامانی در یادداشتی به بهانه روز دانشجو نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهاد نظریان سامانی در یادداشتی به بهانه روز دانشجو نوشت:,
بهرغم سابقه تشکیل جنبشهای دانشجویی در سراسر دنیا که عمدتاً با مشی چپگرایی (چپگرایی به مفهوم علمی آن) یعنی تمایل به عدالتخواهی، مساوات، تغییر وضع موجود حاصل شد، بررسی سبقه ایجاد و حضور جنبش دانشجویی در ایران به پیش از انقلاب اسلامی و در برخورد با رژیم دیکتاتور پهلوی و امپریالیسم آن زمان بود. این جنبش پس از انقلاب مسیر خود را در راستای مطالبهگری و کپسوله کردن خواستههای مردمی و انتقال آن به بدنه قدرت اجرایی کشور خلاصه کرد و به گونهای این مأموریت را به عنوان یک بازوی ریزنقش اما بسیار مهم ایفا کرده است.
این مأموریت با تشکیل و حضور تشکلهای دانشجویی به عنوان یک سیستم ساختارمند و هدایت شده و با برنامهریزی مدون به صورت منسجم و ادامهدار پیش رفت. به هر حال آنجا که نقش پررنگ جنبش دانشجویی در اجتماع و سیاست چشم نواز بود، قطع به یقین مصادره به مطلوب کردن این جریان مؤثر برای احزاب و سیاستبازان بسیار نافع به نظر میرسید.
آنچه که در ابتدا جنبش دانشجویی را از مسیر ابتدایی خود منحرف کرد، رسوخ افراد ضعیفالنفس و کمسواد در لایههای مرکزی برخی تشکلهای دانشجویی بود تا در معرض تحریک و تطمیع برخی سودجویان واقع شوند. حضور این افراد در کنار فقدان یا ضعف مطالعاتی و عقیدتی نسبت به اصول و گفتمان انقلاب و حتی مرامنامه جنبش دانشجویی، ورطه انحراف را فراختر کرد و دستان سیاست بازی و تحزبگرایی را در میان جنبش و تشکلهای دانشجویی گشود.
این موضوع مسبوق به حضور اصلاحطلبان بر اریکه قدرت اجرایی میباشد. تشکل هایی نظیر تحکیم وحدت طیف علامه که مبنای فکری و عقیدتی خود را برای سست کردن پایههای نظام قرار داده بودند به جای تحکیم به تضعیف وحدت پرداخته و به گونهای واضح، شان و جایگاه خود را در سطح پیاده نظام بودن برای احزاب سیاسی موجود در کشور تعریف کردند. آنجایی که میبایست در راستای مطالبات صنفی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی خود به عنوان یک بازوی مستقل و نخبه عمل کنند، تنها جنبش خود را صرف مقاصد احزاب منفعت جو خرج کرده و هویت خود را زیر سؤال بردند.
این دوران سرد جنبش دانشجویی که به زعم برخی- که میخواهند همان دوران برای جنبش تکرار شود- تعریف جنبش دانشجویی در آن متبلور شده است، زمانی بود که میشد دانشگاه را به صد پله ترقی داد و حافظ اصول انقلاب بود ولی غوغاسالاری و تحصنهای سیاسی و اغتشاشهای بیهوده و شالوده شکن، همه آن چیزی بود که سیاستمداران اصلاحطلب تندرو از قشر دانشجو انتظار داشتند؛ بدین معنی که دانشجو را احساسی و فاقد بینش و تفکر و تندرو خطاب کردند.
به هر حال جنبش در طول هشت سال پس از اصلاحات رنگ تازهای به خود گرفت و کم کم در مسیر اصلی خود حاضر شد و جبران آن روزها را جدیتر در پیش گرفت. دیگر خبری از آن هیاهوها و تندرویها وجود نداشت و صدای عقلانیت و محاسبهگری بود که از جنبش و تشکل دانشجویی به گوش میرسید و بسیاری از مطالبات و انتقادهای تمام تشکلها در راستای منافع ملی بود. هرچند روح جنبش دانشجویی در کالبد خود قرار گرفته بود ولی همچنان سمپاشیهای مهلک برای زدودن این تمثال توحشزا از جنبش دانشجویی برای سیاست بازان، از سوی بسیاری از احزاب وجود داشت.
جنبش دانشجویی امتحانهای زیادی را به خود دیده است و کماکان مسیر خود را در فراز و نشیبهای انقلاب پیش برده است. امروز خطر از بین رفتن تلألؤ و درخشش سالهای پیش، بسیاری از مسئولان را به تکاپو واداشته و در پی دور ساختن این خطر از بدنه تشکلهای دانشجویی میباشند. در این میان مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردمی این رکن نظام، بیشترین جهد را در راستای جهلزدایی از دانشگاه انجام دادند و بالاخره با سماجتها و مقاومتها گزینه نزدیک به مطلوب، مجوز سکان داری را اخذ کرد.
آنچه که هویداست، چشم طمع اصلاحطلبان به این عرصه ظریف و مهم کشور است که حال تقریباً به نظر میرسد توان نفوذ این گروه کمتر خواهد شد ولی نکته حائز اهمیت این است که دانشجو نباید به واسطه تصمیمسازی مسئولان منفعل شود. تشکلهای دانشجویی ضمن رعایت مقررات وزارت علوم و سازمانهای بالادستی خود، خود را عاری از وابستگی جناحی ببینند و تفکر و عقلانیت معرفتی خود را در راستای اصول انقلاب اسلامی و گفتمان آن فراتر از تحمیلها و تجویزها به کار گیرند و به گونهای دست پیشی را از تعیین تکلیفهای سیاسی و تحزبی بگیرند و خود را به صراط مستقیم جنبش دانشجویی بیاورند و خود، مرجع تصمیمسازی و خلق گفتمان باشند.
آنچه که به عنوان نمونه میتوان از سالهای درخشش جنبش دانشجویی مثال آورد، طرح مسئله جهت رسیدن به راهکار برای شرایط اقتصادی امروز بود که نسخه اقتصاد مقاومتی به محضر رهبر معظم انقلاب پیشنهاد شد که معظم له با مداقه بر این طرح آن را مؤثر خطاب کردند و به تئوریپردازی آن پرداختند و همچنین است نقشه جامع علمی کشور یا بسیاری از تحولات عظیم علمی که نه تنها محدود به محیط دانشگاه نشد بلکه در راستای منافع ملی کشور صرف شد. امروز راه افتادن تشکلهایی با عناوین مختلف در دانشگاههای کشور به گونهای احساس میشود که جریان افراطیگری و منفعل از جنب و جوشهای اصیل دانشجویی، خود را در ذیل چنین عناوینی پنهان کرده و کمکم در صدد تبلور و نمایش خود میباشد. . انتظار است که در راستای تشکیل تشکلهای دانشجویی اخذ مبانی تفکری و اعتقادی تشکلها و حتی بررسی هویت و سابقه افراد تشکیل دهنده مورد ملاحظه جدی قرار گیرد و کوچکترین اغماض در این مسیر منجر به تبدیل شدن دانشگاه به عنوان ابزار رسیدن به هدف برای احزاب سیاسی گردد در صورتی که دانشگاه ظرفیت عظیمی است که بهتر و موثرتر می توان از آن در رسیدن به اهداف عالیه کشور استعانت گرفت.
, این مأموریت با تشکیل و حضور تشکلهای دانشجویی به عنوان یک سیستم ساختارمند و هدایت شده و با برنامهریزی مدون به صورت منسجم و ادامهدار پیش رفت. به هر حال آنجا که نقش پررنگ جنبش دانشجویی در اجتماع و سیاست چشم نواز بود، قطع به یقین مصادره به مطلوب کردن این جریان مؤثر برای احزاب و سیاستبازان بسیار نافع به نظر میرسید. ,
, آنچه که در ابتدا جنبش دانشجویی را از مسیر ابتدایی خود منحرف کرد، رسوخ افراد ضعیفالنفس و کمسواد در لایههای مرکزی برخی تشکلهای دانشجویی بود تا در معرض تحریک و تطمیع برخی سودجویان واقع شوند. حضور این افراد در کنار فقدان یا ضعف مطالعاتی و عقیدتی نسبت به اصول و گفتمان انقلاب و حتی مرامنامه جنبش دانشجویی، ورطه انحراف را فراختر کرد و دستان سیاست بازی و تحزبگرایی را در میان جنبش و تشکلهای دانشجویی گشود. ,
, ا, ین موضوع مسبوق به حضور اصلاحطلبان بر اریکه قدرت اجرایی میباشد. تشکل هایی نظیر تحکیم وحدت طیف علامه که مبنای فکری و عقیدتی خود را برای سست کردن پایههای نظام قرار داده بودند به جای تحکیم به تضعیف وحدت پرداخته و به گونهای واضح، شان و جایگاه خود را در سطح پیاده نظام بودن برای احزاب سیاسی موجود در کشور تعریف کردند. آنجایی که میبایست در راستای مطالبات صنفی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی خود به عنوان یک بازوی مستقل و نخبه عمل کنند، تنها جنبش خود را صرف مقاصد احزاب منفعت جو خرج کرده و هویت خود را زیر سؤال بردند. , ین موضوع مسبوق به حضور اصلاحطلبان بر اریکه قدرت اجرایی میباشد. تشکل هایی نظیر تحکیم وحدت طیف علامه که مبنای فکری و عقیدتی خود را برای سست کردن پایههای نظام قرار داده بودند به جای تحکیم به تضعیف وحدت پرداخته و به گونهای واضح، شان و جایگاه خود را در سطح پیاده نظام بودن برای احزاب سیاسی موجود در کشور تعریف کردند. آنجایی که میبایست در راستای مطالبات صنفی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی خود به عنوان یک بازوی مستقل و نخبه عمل کنند، تنها جنبش خود را صرف مقاصد احزاب منفعت جو خرج کرده و هویت خود را زیر سؤال بردند. ,
, این دوران سرد جنبش دانشجویی که به زعم برخی- که میخواهند همان دوران برای جنبش تکرار شود- تعریف جنبش دانشجویی در آن متبلور شده است، زمانی بود که میشد دانشگاه را به صد پله ترقی داد و حافظ اصول انقلاب بود ولی غوغاسالاری و تحصنهای سیاسی و اغتشاشهای بیهوده و شالوده شکن، همه آن چیزی بود که سیاستمداران اصلاحطلب تندرو از قشر دانشجو انتظار داشتند؛ بدین معنی که دانشجو را احساسی و فاقد بینش و تفکر و تندرو خطاب کردند. ,
, به هر حال جنبش در طول هشت سال پس از اصلاحات رنگ تازهای به خود گرفت و کم کم در مسیر اصلی خود حاضر شد و جبران آن روزها را جدیتر در پیش گرفت. دیگر خبری از آن هیاهوها و تندرویها وجود نداشت و صدای عقلانیت و محاسبهگری بود که از جنبش و تشکل دانشجویی به گوش میرسید و بسیاری از مطالبات و انتقادهای تمام تشکلها در راستای منافع ملی بود. هرچند روح جنبش دانشجویی در کالبد خود قرار گرفته بود ولی همچنان سمپاشیهای مهلک برای زدودن این تمثال توحشزا از جنبش دانشجویی برای سیاست بازان، از سوی بسیاری از احزاب وجود داشت. ,
, جنبش دانشجویی امتحانهای زیادی را به خود دیده است و کماکان مسیر خود را در فراز و نشیبهای انقلاب پیش برده است. امروز خطر از بین رفتن تلألؤ و درخشش سالهای پیش، بسیاری از مسئولان را به تکاپو واداشته و در پی دور ساختن این خطر از بدنه تشکلهای دانشجویی میباشند. در این میان مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردمی این رکن نظام، بیشترین جهد را در راستای جهلزدایی از دانشگاه انجام دادند و بالاخره با سماجتها و مقاومتها گزینه نزدیک به مطلوب، مجوز سکان داری را اخذ کرد. ,
, آنچه که هویداست، چشم طمع اصلاحطلبان به این عرصه ظریف و مهم کشور است که حال تقریباً به نظر میرسد توان نفوذ این گروه کمتر خواهد شد ولی , نکته حائز اهمیت این است که دانشجو نباید به واسطه تصمیمسازی مسئولان منفعل شود. تشکلهای دانشجویی ضمن رعایت مقررات وزارت علوم و سازمانهای بالادستی خود، خود را عاری از وابستگی جناحی ببینند و تفکر و عقلانیت معرفتی خود را در راستای اصول انقلاب اسلامی و گفتمان آن فراتر از تحمیلها و تجویزها به کار گیرند و به گونهای دست پیشی را از تعیین تکلیفهای سیاسی و تحزبی بگیرند و خود را به صراط مستقیم جنبش دانشجویی بیاورند و خود، مرجع تصمیمسازی و خلق گفتمان باشند. , نکته حائز اهمیت این است که دانشجو نباید به واسطه تصمیمسازی مسئولان منفعل شود. تشکلهای دانشجویی ضمن رعایت مقررات وزارت علوم و سازمانهای بالادستی خود، خود را عاری از وابستگی جناحی ببینند و تفکر و عقلانیت معرفتی خود را در راستای اصول انقلاب اسلامی و گفتمان آن فراتر از تحمیلها و تجویزها به کار گیرند و به گونهای دست پیشی را از تعیین تکلیفهای سیاسی و تحزبی بگیرند و خود را به صراط مستقیم جنبش دانشجویی بیاورند و خود، مرجع تصمیمسازی و خلق گفتمان باشند. ,
, آنچه که به عنوان نمونه میتوان از سالهای درخشش جنبش دانشجویی مثال آورد، طرح مسئله جهت رسیدن به راهکار برای شرایط اقتصادی امروز بود که نسخه اقتصاد مقاومتی به محضر رهبر معظم انقلاب پیشنهاد شد که معظم له با مداقه بر این طرح آن را مؤثر خطاب کردند و به تئوریپردازی آن پرداختند و همچنین است نقشه جامع علمی کشور یا بسیاری از تحولات عظیم علمی که نه تنها محدود به محیط دانشگاه نشد بلکه در راستای منافع ملی کشور صرف شد. امروز راه افتادن تشکلهایی با عناوین مختلف در دانشگاههای کشور به گونهای احساس میشود که جریان افراطیگری و منفعل از جنب و جوشهای اصیل دانشجویی، خود را در ذیل چنین عناوینی پنهان کرده و کمکم در صدد تبلور و نمایش خود میباشد. ,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه