وقتی خبری از احترام به سنت‌ها نیست؛

جایِ خالی فرهنگ‌سازی بومی و ملی در فوتبال ایران/ غفلت مدیران باشگاه‌ها از اشاعه فرهنگ در قالب فوتبال

جایِ خالی فرهنگ‌سازی بومی و ملی در فوتبال ایران/ غفلت مدیران باشگاه‌ها از اشاعه فرهنگ در قالب فوتبال
غفلت مدیران باشگاه‌های پرهوادار در فوتبال ایران از فرهنگ‌سازی در قالب البسه ورزشی باعث افت فاحش بومی‌گرایی و پردازش به سنت‌های محلی شده است.
[
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانا؛ فوتبال از دیرباز تاکنون به‌عنوان پدیده‌ای شناخته شده که به علت برخورداری از پتاسیل عظیم هواداری و جلب توجه افکار عمومی، توانایی جا دادن فرهنگ و انگاره‌های سنتی را در بطن خود داشته و خودش را در قامت یک سفیر فرهنگی، بومی، سنتی و پیش‌رو نشان داده.
,
 
,
این ظرفیت خودش را در قالب‌ها و چارچوب‌هایی نظیر لوگو یا نشان‌واره تیم‌های فوتبال، پرچم، نماد، البسه ورزشی و حتی استادیوم‌ها نشان داده و می‌بینیم که حتی در فوتبال مدرن اروپا و آمریکای جنوبی هم علی‌رغم پیشرفت بسیار، این پتانسیل ارزش‌مند نادیده گرفته نشده و چه بسا که پی‌رنگ‌های اجتماعی آن تشدید هم یافته.
,
 
,
فوتبال باشگاهی و ملی به جهت دارا بودن قدرت جمع‌آوری خیل بی‌شماری از طیف‌های مختلف جامعه و تجمیع اضداد، به محلی برای یک‌پارچگی هویتی و اشتراکات تبدیل شده اما این ظرفیت نمادسازی و بهره‌گیری از آن مانند بسیاری از ظرفیت‌ها در فوتبال ایران، به طرز عجیبی مغفول مانده و شاید هم نادیده انگاشته شده.
,
 
,
کیت‌های رسمی و لوگوهای باشگاه‌های فوتبال تا بوده و هست با اِلِمان‌هایی از نمادهای شهر باشگاه، فرهنگ بومی مردم منطقه و سنت‌های محلی آمیخته شده‌اند. این موضوع در سال‌های ابتدایی فوتبال باشگاهی در ایران هم رواج داشته و باشگاه‌های نظیر شاهین، هُما، عقاب، پرسپولیس و یا ملوان در این زمینه دستی بر آتش داشته‌اند.
,
 
,
پرسپولیس با وام‌گیری لوگویِ خود از شیرِدال تخت‌جمشید، ملوان با استفاده از لوگوی قوی‌سپید دریای خزر و لنگر یا سکان هدایت کشتی، هما، عقاب و شاهین با بهره‌گیری از پرنده‌های در اسم‌شان به عنوان نماد اصلی باشگاه و امثالهم توانسته‌ بودند لوگو و حتی کیت‌های خود را در عین سادگی، به نمادی مستحکم برای جامعه هواداری تبدیل کنند.
,
 
,
رفته رفته این موضوع به فراموشی سپرده شد و با ظهور تیم‌های خلق‌الساعه، بی‌ریشه و فاقد عقبه مردمی؛ به کل از یادها رفت. اشاعه فرهنگ‌های بومی و سنتی در قالب فوتبال، مسئله‌ای بود که به بهانه مدرنیته از چشم افتاد و به یک‌باره فوتبال ایران با اسامی، لوگوها و کیت‌هایی مواجه شد که کپی دست‌چندمی از سایر فرهنگ‌ها بودند و ابداً نشانی از فرهنگ بومی نداشتند.
,
 
,
اگر چه طی سال‌های اخیر با پیدایش چند تیم طراحی باانگیزه و مبتکر و البته اعتماد مدیران چند باشگاه به آن‌ها وضعیت کمی امیدوارکننده شده اما نباید فراموش کرد از این که البسه رسمی تیم‌های پرطرفداری نظیر استقلال، پرسپولیس و تراکتور از این پتانسیل مهم فرهنگی – بومی غافل هستند و اهتمامی هم برای ترمیم این وضعیت نابه‌سامان وجود ندارد.
,
 
,
برای مثال استفاده از نقشه هوایی شهر رفسنجان و غنچه پسته در کیت فصل گذشته تیم فوتبال مس، بهره‌گیری از نمادهای بندرانزلی و ملوانان دریای خزر در کیت فصل گذشته تیم فوتبال ملوان، استفاده از نقش امیرکبیر برای کیت تیم فوتبال آلومینیوم و یا نقش بستن عقاب معروف تیم فوتبال چوکای تالش بر روی البسه از مهم‌ترین هاست.
,
 
,
با علم به این که جذابیت بصری البسه در وایرال‌شدن اخبار تیم و فروش بالاتر آن در جهت کمک مالی بهتر به باشگاه نقش زیادی خواهد داشت، مدیران باشگاه‌های مهم لیگ برتری به این ظرفیت بی‌اهمیت‌گونه نگاه می‌کنند و وظیفه‌شان در مسئله فرهنگ‌سازی اجتماعی را هم به طرز غریبی نادیده می‌گیرند.
,
 
,
واضح است که با به‌کارگیری افراد متخصص در جایگاه‌های درست و اعتماد به ظرفیت‌های بومی و تحصیل‌کرده داخلی در این راستا، قطعاً به چشم‌گیر شدن اشاعه فرهنگ‌های بومی هر استان در کانسپت تیم‌های فوتبال کمک شایانی خواهد کرد اما تمام این‌ها به شرطی رخ خواهد داد که اهتمامی برای فرهنگ‌سازی و اعتماد به جوانان در باشگاه‌ها پیدا شود.
,
 
,
قطع به یقین برای یک بار هم که شده؛ بد نیست به جای خریدن طرح‌های آماده و خام از تولیدکنندگان البسه ورزشی، مسائل گرافیکی را به طراحان آن سپرد تا با استفاده از نقوش خاص و سنتی هم به جذابیت کار نهایی بیافزایند و هم فوتبال باشگاهی و حتی ملی ایران را از این رنگ‌های تکراری و خسته‌کننده رها سازند.
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه