شکست کمپینهای ضدحجاب/ جنجالهای مجازی که در میدان به حضور ۴٠ نفر هم نرسید!
جالب آنکه جریان ضدانقلاب حتی در فضای مجازی هم نتوانست بر این شکست مفتضحانه سرپوش بگذارد و کلیدواژه این کمپین، هماکنون بین داغهای فضای مجازی هم قرار ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پس از هفتهها فضاسازی رسانهای گسترده جریان ضدانقلاب در خصوص کمپین «حجاب بیحجاب» که حتی از آن با تعابیری مانند «انقلاب زنان علیه جمهوری اسلامی!» یاد میکردند و پس از دروغپردازیهای گسترده در مورد برخوردهای گشت ارشاد با خانمها، بررسی صفحات مجازی شبکههای ضدانقلاب نشان میدهد که تنها کمتر از ۴٠ نفر از خانمهای ایرانی با ارسال فیلم کشف حجاب خود در این کمپین شرکت کردهاند!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
جالب آنکه جریان ضدانقلاب حتی در فضای مجازی هم نتوانست بر این شکست مفتضحانه سرپوش بگذارد و کلیدواژه این کمپین، هماکنون بین داغهای فضای مجازی هم قرار ندارد.
,
اما مسئله چیست و چه باید کرد؟
, اما مسئله چیست و چه باید کرد؟,
مسئله پوشش زنان از چند منظر باید مورد توجه قرار گیرد و در چند لایه نسبت به آن اظهار نظر کرد و مبتنی بر این دیدگاهها زنان را به سمت هویت خویش هدایت کرد. لایه نخست «مدرنیته و گسترش فرد گرایی» است. لایه پس از آن «جایگاه اجتماعی زنان» است و شاید مهمترین لایه هویتی که هم سابقه تاریخی دارد و هم دینی، لایه بررسی «قانون و شرع» نسبت به پوشش زنان است.
,
مرور یکصد سال اخیر و تحولات زندگی شهر نشینی نشان میدهد که مدرنیته از آنچه که تصور میشد سریعتر رشد داشته است و خانوادهها و شهروندان بسیاری را تحت تأثیر لایههای رفتاری خود قرار داده است. کلیدواژههایی چون «جهانی سازی»، «فردگرایی»، «میل به دیده شدن»، و... همه از جمله رفتارهایی است که در پی این رشد بیضابطه بر جامعه ایرانی نیز تحمیل شد است، لذا از گذرگاه این ایده، رفتارهای شهروندی نیز متأثر از آن شده است. برخی از رفتارهایی که امروز در سطح جامعه شهری قابل طرح و بررسی است از این منظر باید دید. گاه باید نوع و نحوه رفتار زنان این سرزمین را از زاویهها و ابعاد مؤلفههای مدرنیته بر هویت اجتماعی مورد ارزیابی قرار داد که البته در سالهای اخیر تا حدودی مورد پرداخت و اشاره جامعه شناسان قرار داشته است.
,
برخی از افرادی تلاش میکنند تا فارغ از دیدگاه و نظرهای اعتقادی خود، تصویر مطلوب از الگوی زندگی و حیات انسانی را به نمایش بگذارند. از همین رو نزدیکترین تصویر به رویای خود را که برای آنها روایت میشود را به نمایش میگذارند. البته این پدیده صرفاً در مسئله پوشش بروز و ظهور ندارد و میتوان در سایر رفتارهای اجتماعی نیز نظاره گر آن بود؛ نمونه آن تناقض رفتاری مشاهده شده در حمایت از بشر است. مسئله جنگ اوکراین نشان داد که علیرغم شعارهای در ظاهر زیبای حقوق بشری انسانها دسته بندی دارند و درجه بندی! چه بسا که برای خیل مردم جهان زن، کودک و مرد اوکراینی با زن، کودک و مرد افغانی و یا سوری و یا آفریقایی تفاوتهای جدی دارد. این مسئله در رفتار برخی از ایرانیها نیز قابل روئیت بود.
,
جهانیسازی به دنبال از بین بردن عقلانیت است؛ آنچه مرحوم حائری شیرازی در کتاب تفکر خود آن گونه عنوان میکند: «استعمار یعنی تعطیلی فکر نه به آن معنا که اجازه ندهند شما فکر کنید، بلکه به آن معنا که فرصت ندهند شما فکر کنید... استعمار نو استعمار رسیدن به جواب قبل از رسیدن به سؤال است».
,
لایه دوم رفتاری که بروز و ظهور اجتماعی دارد و قرابت نزدیکی نیز با مسئله مدرنیته پیدا میکند، مسئله جایگاه اجتماعی زنان در آینده پیش رو است. برگ برگ تاریخ در سرزمینهای کهن که دارای فرهنگ و هویت مستقل بودهاند، نشان دهنده حضور جدی زنان در سطح جامعه بوده است، هرچند که این حضور بنا به رفتار حکما و یا تحمیل جفا بیرونی و تهدیدهای سرزمینی، فراز و فرودهایی را تجربه کرده باشد اما هیچ گاه جایگاه خود را از دست نداده است.
,
طی دهههای اخیر و با گسترش ارتباطات اجتماعی اما مسئله نقشآفرینی زنان به گونهای دیگر در حال روایت شدن است. زنان در جوامع مختلف تلاش کردهاند تا تعریفی از خود ارائه کنند، گویی که پیش از آن این تعریف وجود نداشته است! و در تأیید این رفتار، بخشی از جریان سرمایه داری بسیار خرسند است تا در بازتعریف جایگاه اجتماعی زنان خود را دخیل کند. اینکه چه تعریفی از «جایگاه زنان» ارائه شود بسیار مهم است. چگونگی تعریف جایگاه «زن در عرصه اجتماع» میتواند برای بسیاری از جریانهای قدرت و ثروت آورده داشته باشد و شاید اساس اختلاف دیدگاه جامعه مستقلِ هویت مدار ایرانی از همین جا نشأت میگیرد.
,
از همین روز رشد روز افزون دیدگاههای فمینیستی را شاهد هستیم، برخی از تعریفهای متأخر که در تناقض جدی با دیدگاههای متقدم آنهاست، صرفاً زنان شاغل را دارای جایگاه اجتماعی میداند! که با گذر از هویت زنانگی به بهرهبرداری اقتصادی بپردازد. در واقع آنچه از این دست تعریفها برآمده نادیده گرفتن مسائل زنان در موضوعات حقوق و دستمزد، نظام بیمه و در حقیقت استثمار مدرن زن با هدف رساندن آن به عرصه اقتصادی و سود آفرینی است. دیدگاهی که آورده چندانی برای زن اجتماعی ندارد. شاید لازم باشد که این سؤال اساسی و تکراری را مطرح کرد که «اساساً زن گزینش گر و انتخابگر است که چگونه به عرصه جامعه ورود کند و یا از جبرهای موجود اعم از معیشتی، دیده شدن و... وارد عرصه اشتغال میشود؟»
,
البته در نوع دیگر نیز شاهد هستیم که با تقلیل مفاهیم «آزادی و برابری» به شعارهای سیاسی، استثماری ذهنی برای زنان شکل دادهاند که با روشهای ارائهشده این طیف افراد «عملی نخواهد شد» و در لایه شو رسانهای و بهرهبرداری سیاسی از زنان مانده است! در حقیقت با مسئله فریب زنان با تبدیلشدن مفاهیم حقیقی به شعارهای سیاسی روبهرو هستیم. این نقص و نگاه بهرهبردارانِ از فعالیت اجتماعی زنان «اشتغال، پُست وزارت، ورود به ورزشگاه و...» موجب شده است که زنان دچار آسیبهای گستردهای شوند. یکی از خروجیهای این آسیب خود را در مسئله پوشش و میل به رفتارهای مردانه بروز میدهد. آنچنان که میبینیم زنان پس از آنکه به اهداف خود نمیرسند، و در جایی که حس رهاشدگی به آنها دست میدهد، روی به رفتارهایی میآورد که انواع نومه های آن در جامعه قابل مشاهده است، هرچند که گسترده نباشد.
,
مسئلهای که در بین نباید از آن گذر کرد، مسئله گفتگو است. باید با مردان و زنان این جامعه نسبت به آنچه هستند و آنچه باید باشند، «گفتگو» کرد. گاه گفتگوهای چهره به چهره با محوریت «چیستی، چرایی و چگونگی هویت ایرانی» آنچنان تأثیر عمیقی در باب رفتاری مردم دارد که هیچ روایت بیرونی و تحمیلی نمیتواند به آن نفوذ کند.
,
مقوله بعد نیز «درک از مسئله دین» و «فهم جایگاه قانون» است. البته این دو مسئله تنها به مسئله پوشش خلاصه نمیشود و نباید نیز آن را به مسئله پوشش تقلیل داد. گاه نافرمانیهای مدنی چه از باب پوشش باشد و چه از گذرگاه فساد آمده باشد، ناشی از عدم آگاهی جامعه نسبت به مسائل قانونی است. حال آنکه درباره «دین اسلام» نیز آنچنان که باید و شاید با مردم سخن نگفتهایم.
,
همواره پوشش زنان از منظر حیا و عفت روایتشده است که با وجود درست بودن این مسئله، برای افرادی که خداباوری آنها در پی گسترش شبکههای فریب دهنده دچار آسیب شده است و رفتار کارگزاران نظام نیز به آن ضریب داده است، شاید ارائه مسائلی چون حجاب کمی غیرقابل درک باشد.
,
البته بیش از این نمیتوان وارد ادبیات دینی شد که چه بسا درک نویسنده این مقال از مقوله دین و اولویتهای دین برای جامعه درک ناقص و ضعیفی است.
,
آنچه در پایان باید بدان تاکید کرد، آنکه باید با آگاهی بخشی به جامعه، تلاش برای بازیابی هویت دینی و ایرانی و موقعیت مندی زن اجتماعی، نسبت به مسئله پوشش زنان فائق آمد.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه