چیستی فرهنگ، تمدن و جامعه
قبل از هر گونه بحث و صحبت پیرامون فرهنگ لازم است اقدام به تعریف فرهنگ نماییم و مفاهیمی که به نوعی به فرهنگ مربوط می شوند مانند تمدن و جامعه نیز لازم است تعریف شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنجانم، تمدن از مدینه گرفته شده است که به معنی شهر است و منظور شهر نشینی و آداب و رسوم مخصوص زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، دینی و … مربوط به شهرنشینی است که واژه انگلیسی معادل آن کلمه Civilisation است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,جامعه: به گروهی از مردم یک شهر، کشور و یا مردم جهان و یا صنفی از مردم اطلاق میشود در واقع میتوان گفت: جامعه گروه وسیع و پایداری از مردم مرکب از زن و مرد است که اشتراکات فراوانی دارند و برای بقا و ادامه حیات خود همکاری میکنند و سازمانهای مختلفی را برای رفع نیازمندیهای خود ایجاد نموده اند، جامعه در عین حالی که از افراد خود تشکیل شده است دارای هویت مستقل بوده و چیزی جدای از افراد خود است در واقع جامعه نتیجه روابطی است که میان افراد برقرار میشود.
,و اما فرهنگ، فرهنگ به معنی ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت، اداب و رسوم و هنرها و سنتهای مخصوص یک جامعه است که در طولهای سالیان دراز در وجود آنها شکل گرفته است و واژه انگلیسی معادل آن Culture است.
,البته در تعاریف تمدن و فرهنگ مطابق معمول همه مفاهیم، بین دانشمدان یک علوم یا علوم مختلف اختلافات زیادی وجود دارد و بعضی حتی قایل به تفکیک تعاریف فرهنگ و تمدن نیستند ولی فکر میکنم جهت سهولت فهم موضوع و رسیدن به یک تعریف مشخص به تعاریف بالا استناد کنیم و توضیحی که لازم است این است که فرهنگ بیشتر مربوط به ویژگیهایی از رفتارهای مردم است که به صورت نهادینه و در طول سالهای طولانی در آنها به وجود آمده و شکل گرفته است مانند آداب میهمانی، مراسمهای مختلف و غیره در صورتی که در تمدن بیشتر اشاره به رفتارهایی است که جنبه تکنیکی و ضرورتی داشته مانند بروکراسی حاکم بر دستگاه اداری، قوانین راهنمایی و رانندگی و غیره. البته امکان تفکیک همه این رفتارها به صورت مشخص و خط کشی شده وجود ندارد و حتی رفتارهای مردم در جوامع مختلف میتوانند با هم تفاوت داشته و در جایی جز فرهنگ آنها محسوب شده در صورتی که در جامعه دیگر ممکن است اختصاص به تمدن داشته باشد نمونه بازر آن میتوان استفاده از خودرو را نام برد که در جوامع صنعتی جز فرهنگ آنها بوده ولی در جامعه ما هنوز به صورت فرهنگ تبدیل نشده و همچنان جلوه ای از تمدن به حساب می آید.
,تعریف فرهنگ:
,۱- فرهنگ: مجموعه ای پیچیده از خصوصیات احساسی فکری و غیر مادی که به عنوان شاخص جامعه و یا گروهی اجتماعی مطرح می شود. (تعریف فرهنگ، ارائه شده توسط کمیسیون فرهنگی UNESCO/۱۹۸۳)
,۳- فرهنگ نظامی است متشکل از باورها، اعتقادات، رفتارها و آن چه که سبک و سیاق زندگی نامیده می شود و نیز بازتاب آن در آن چه که تولید می گردد. (دکتر فرزان سجودی)
,۳- فرهنگ نظامی است کم و بیش منسجم که از دوبخش مادی (تکنولوژی و محصولات تولید شده) و غیر مادی (باورها و اعتقادات) تشکیل می گردد.
,۵- فرهنگ مجموعه ای است از دانستنی ها، معارف، هنر، اعتقادات، آداب و رسوم و یادگاری های یک تمدن. (سید رضا صائمی، فرهنگ سازی در روابط عمومی، ۱۳۸۳)
,۶- فرهنگ را می توان مجموعه ویژگی های رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص تعریف کرد. جامعه، گروهی از افراد هستند که مدت زمان درازی با هم زندگی کرده باشند و سرزمینی را در اشغال خود داشته و خود را به عنوان یک واحد اجتماعی متمایز از گروه های دیگر، سازمان داده باشند.
,۷- فرهنگ عبارت است از ارزش هائی که اعضای یک گروه معین دارند. هنجار هائی که از آن پیروی می کنند و کالاهای مادی که تولید می کنند. (جامعه شناسی، گیدنز، ۱۹۸۹)
,۸- فرهنگ مجموعه ویژگی های رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص می باشد. (در آمدی برجامعه شناسی، بروس کوئن، ترجمه محسن ثلاثی)
,۹- فرهنگ ساز و کاری است، کم و بیش منسجم. مشتمل بر اجزای مادی و غیر مادی که در یکی از سه بخش شناختی، هنجاری و مادی قرار گرفته اند و با درجات آزادی مختلف بر یکدیگر تاثیر می گذارند تا در نهایت تعادل فرد، جامعه و محیط برقرار شود. (ارائه شده توسط مؤلف، مقدمه ای بر علم فرهنگ، ۱۳۸۳)
,ویژگی های مهم فرهنگ:
,۱- مشترک بودن:
,اشتراک عناصر فرهنگی در هر جامعه و یا گروه اجتماعی، عامل اصلی انسجام و نشان دهنده میزان مقبولیت آن عناصر در میان گروه و جامعه می باشد. ضمن آن که این ویژگی اساس کسب هویت جامعه و یا گروه را تشکیل می دهد.
,۲- اکتسابی بودن:
,بسیاری از عناصر فرهنگی، نه ذاتی، که اکتسابی اند و فرد از طریق تعامل با محیط انسانی و طبیعی مستقیم و غیر مستقیم، بسیاری از خصوصات فرهنگی را کسب می کند.
,۳- قابلیت انتقال :
,اکتسابی بودن مفاهیم و عناصر فرهنگی، نتیجه ای دیگر را نیز به دنبال دارد که آن قابل انتقال بودن و یا آموزشی بودن فرهنگ می باشد. انتقال ارزش های فرهنگی از نسلی به نسل دیگر در علم جامعه شناسی، باز تولید فرهنگی نام دارد. (cultural reproduction)
,
کارکرد های مهم فرهنگ:
۱- تامین نیاز های اساسی (فیزیولوژیک، روانی، اجتماعی و …) از طریق واسطه گری بین محیط و انسان:
,
انسان و گروه های انسانی نیازهائی دارند که از طریق محیط پیرامون خود (طبیعی و اجتماعی) به آن دست می یابند. فرهنگ ارضای نیاز فرد را در بستری مناسب با شرایط زمانی، مکانی و اجتماعی قرار داده و از این طریق به متعادل سازی دست می زند. به عنوان مثال نیاز به ارتباط با جنس مخالف در بستر فرهنگی از رفتاری بی قاعده به یکسری کنش ها و رفتارهای مناسب و منظم تبدیل می شود. (مثلا در جامعه ما؛ خواستگاری، نامزدی، عقد و ازدواج)
,۲- ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی:
,فرهنگ با به رسمیت شناختن و ارزش گذاری یک سری مبانی فکری و شناختی، دست به هنجار سازی می زند و با استفاده از ابزارهای پرقدرت فرهنگی از جمله مذهب و زبان مشترک که مطلوب اکثریت افراد گروه و یا جامعه است، در عمل به ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی دامن می زند.
,۳- ایجاد ارتباط جمعی و جامعه پذیری:
,نحوه تعامل و ارتباط اعضای یک جامعه انسانی توسط فرهنگ همان جامعه تعریف می شود. لذا فرهنگ علاوه بر ایجاد ارتباط اجتماعی با تعریف و مشخص کردن هنجارها، زمینه جامعه پذیری افراد را نیز فراهم می آورد.
,۴- هویت فردی، گروهی و اجتماعی:
,تعلق خاطر افراد به بخش شناختی و پایبندی به بخش هنجاری در مجموع حالتی از احساس رضایت مندی به فرهنگ را در افراد موجب می شود که آن را هویت فرهنگی می نامند.
,ابعاد فرهنگ:
,
۱- بعد غیرمادی: این بعد دارای دو بخش شناختی و هنجاری می باشد.
۲- بعد مادی و محیطی: در این بعد محصولات ابزار، محصولات تکنولوژیک و شرایط محیطی مورد توجه قرار می گیرند.
,
تبصره: باید توجه داشت که متعاقب ورود یک عنصر مادی از فرهنگی به فرهنگ دیگر، مدت زمانی طول می کشد تا فرهنگ آن عنصر مادی نیز به بستر فرهنگ میزبان وارد شود که به این تاخیر یا اختلاف زمان تاخر فرهنگی گفته می شود.
,مثال: متعاقب ورود تلفن همراه و پس از گذشت مدتی، فرهنگ نحوه استفاده مطلوب از این وسیله در سطح جامعه گسترش می یابد و یا تکنولوژی ساخت آن وارد می شود.
,مثال ۲: ابتدا اتوموبیل وارد می شود و بعد فرهنگ ترافیک (و شاید تکنولوژی ساخت خودرو)شکل می گیرد.
,
شاخصه های فرهنگ:
۱- شاخص های آماری:
,
داشتن اطلاعات و آمار در مورد مسائل و فعالیت های فرهنگی از جمله مواردی است که می توان از آن به عنوان یکی از شاخص های فرهنگ نام برد. به عنوان مثال میزان متوسط مطالعه شهروندان در یک دوره زمانی می تواند به عنوان شاخصی فرهنگی مورد استفاده و استناد قرار گیرد.
,۲- نهادینه شدن یا درونی شدن فرهنگ:
,آمار و استانداردها قادر به ترسیم دقیق شرایط فرهنگی یک گروه و یا جامعه انسانی نیستند، زیرا صرف داشتن اطلاعات در زمینه فرهنگ کافی نیست و عمل کردن به هنجارها و شناخت همراه با عمل که از آن به عنوان فرهیختگی فرهنگی یاد می شود، می تواند به عنوان ملاک و معیار فرهنگ یک گروه و یا جامعه مورد استناد قرار گیرد. به عنوان مثال چنان چه فردی مطالعات بسیاری در زمینه فرهنگ داشته یاشد اما فرهنگ ترافیک را رعایت نکند (به هنگام عبور ازعرض خیابان به چراغ عابر پیاده اهمیت ندهد و یا از محل خط کشی عابر پیاده استفاده ننماید) آن گاه می توانیم چنین نتیجه بگیریم که فرهنگ ترافیک در فرد مورد نظر درونی و نهادینه نشده است.
,۳- تعیین میزان کارائی فرهنگ در تامین نیازهای مادی، معنوی، روانی و اجتماعی افراد :
,فرهنگ از طریق واسطه گری میان انسان، گروه انسانی و محیط و بخش مادی تعادلی بین نیاز های فرد و توقعات اجتماع و شرایط مادی و محیطی برقرار می کند. این مهم ترین کارکرد فرهنگ به شمار می رود. پس میزان کارآئی فرهنگ به ارضای نیاز انسان در تعامل و تعادل به گروه و محیط و بخش مادی ارتباط پیدا می کند. در این بخش نقش هنجارها بسیار حائز اهمیت است. هرچند که از سوی دیگر، تقدیس هنجارها به جای تقدیس ارزش ها می تواند کارکرد فرهنگ را با وقفه و مشکلاتی بسیار روبرو کند (به عنوان مثال حجاب ارزش است و نحوه حجاب گذاشتن هنجار. اگر شکل خاصی از حجاب تقدیس شود، جامعه در عوض نگاهبانی فلسفه حجاب به حفظ و نگاهبانی آن شکل از حجاب می پردازد که این هنجار پرستی می تواند مشکلاتی را در پی داشته باشد).
,۳- قدرت سازگاری نظام فرهنگی:
,همه چیز در تغییر است و ارتباط جوامع بشری، روز به روز بیشتر و هجمه ورود عناصر اندیشه ها و هنجارهای بیگانه لحظه به لحظه افزایش می یابد. آن نظام فرهنگی که بتواند با تعدیل هنجارهای خود، از ارزش هایش نگاهبانی نماید، به رشد و بالندگی خواهد رسید و در غیر این صورت دچار مشکل شده ممکن است حتی مضمحل شود.
,۵- میزان انسجام فرهنگی :
,افراد جوامع بر اساس قواعد و انتظارات فکری و رفتاری می توانند در کنار هم زندگی کنند. این قواعد و انتظارات، هنجارهای فرهنگی خوانده می شود. اگر در بخش شناختی، هنجاری و مادی و محیطی تضاد و یا شکافی موجود باشد یا تناقض هائی غیر منطقی مشاهده شود میزان انسجام فرهنگی جامعه کاهش یافته، قدرت عمل هنجارها پائین آمده، انسجام اجتماعی و هویت گروهی نیز آسیب خواهد دید (در جامعه ای که از یک سو معنویت و گرایش به آن توصیه و تبلیغ می شود اما در هنجارها ثروت اندوزی و رفاه طلبی بدون در نظر داشتن معنویات اعمال می گردد، آنگاه چه بر سر اعضای آن جامعه خواهد آمد ؟).
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه