اسلام امریکایی در جبهه اصلاح طلبان امریکایی
محمدعلی ابطحی عضومجمع روحانیون مبارز درسخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسیدگی به جرایم پس ازانتخابات گفت «پس ازانتخابات درجلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی وخاتمی باهم، هم قسم شدند که پشت یکدیگر راخالی نکنند وبنده نمیدانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از منطقه آزاد: امام علی علیه السلام در خطبه 93 نهج البلاغه در جامعه شناسی فتنه و اصحاب فتنه می فرماید: فتنه ها هنگامی که روی می آورند شبیه حق می باشند و موجب اشتباه می شوند و وقتی می روند هشیار می سازند.
شاید اگر در بحبوحه انتخابات سال 88 به اغتشاشات و آشوب هایی که در کشور بخاطر مسئله انتخابات ریاست جمهوری ایجاد شد نگاهی بیندازیم به این نتیجه می رسیم که رسیدن به حقیقت برای هر کسی کار ساده ای نبود. خبرهای ضد و نقیض برگرفته از شایعات مطرح شده در جامعه و استفاده ابزاری منافقان از حقیقت به این صورت که بخشی از حوادثی را که در جامعه می افتاد با تفسیر غیر واقع گرایانه و منافقانه برای ایجاد التهاب و سرگردانی در بین مردم برای رسیدن به اهداف خود ترویج می کردند، تشخیص حقیقت را برای خیلی ها دشوار کرد، اما گذشت زمان پرده از بسیاری از رفتار ها و گفتار ها برداشت. با گذشت زمان و روشن شدن حقایق بسیاری حقیقت را تشخیص دادند و از صف فتنه گران خود را جدا کردند.
فتنه 88 امتحان و آزمایشی بود که درجه بسیاری از خواص جامعه را مشخص کرد، بنابراین از فتنه 88 درس های زیادی را برای واکسینه کردن نظام از فتنه های مشابه در آینده می توان یاد گرفت. علل پیدایش فتنه و هدف از فتنه در جامعه اسلامی چه بود؟ ابزار مورد استفاده در فتنه و نفش افراد در فتنه چه بود؟ واکنش نظام در مقابل فتنه گران و درس هایی که می گیریم چه هستند؟ و هزار و یک سوال دیگر که جواب درست به آنها مسیر آیندگان را در برخورد با حوادث مشابه روشن می کند. تفاوت مبنایی که نظام جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب با نظام های غربی و شرقی داشت همواره بیگانگان را بر آن داشته تا با تحریم و تحدید و تضعیف نظام حاشیه امنیت خود را گسترش دهند. نظامی که با آگاهی بخشی، پایه نظام های امپریالیستی را سست می کند و با ایجاد یک نظام اسلامی زمینه تحقق تمدن اسلامی را فراهم می کند.
بنا براین صف کشی عظیمی به سان جنگ احزاب در داخل و خارج برای تضعیف نظام ایجاد شد. مهمترین هدف فتنه گران در انتخابات 88 استحاله نظام از درون با ضربه زدن به اصل ولایت فقیه بود آنها که مهم ترین مانع عملی کردن اهداف خود در نظام اسلامی را رهبری می دانستند با یک پشتیبانی مالی و تبلیغاتی عظیم و با جلو انداختن سربازان داخلی برای رسیدن به هدف خود تلاش کردند در این بین رهبران احزاب و گروههای مختلفی در ایران که بن مایه فکری حاکم بر آنها بعد از انقلاب در طول زمان تحت تاثیر اشرافی گری و تفکرات اسلامی امریکایی قرار گرفته بود در کنار امکانات سخت افزاری نظام سلطه با نقشی که در جامعه داشتند فضا را ملتهب کردند. «ابطحی: انتخابات ریاست جمهوری اخیر،که قطعاً تمهیدی همه جانبه برای حذف رهبری بود، دارای عقبه قدرتمند وکینه توز داخلی درسطوح مدیریت های مختلف نظام هم بودکه مدیریت این پروژه را در موارد بسیاری به عهده گرفتند تا در انتخابات اعلام عملی پایان دوران رهبری رهبرمعظم انقلاب رامطرح کنند .(بازجویی هاصفحه 181)»
احزاب بسیاری و در راس آنها کارگزاران سازندگی، اصلاح طلبان، اعتماد ملی و مجمع روحانیون مبارز به سرکردگی افرادی مثل هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها، میرحسین موسوی، مهدی کروبی وبسیاری از کارگزاران این احزاب با جایگاهی که در جامعه داشتند و استفاده از ابزار و امکاناتشان از اعتماد نظام سوء استفاده کردند و با نقشی که رهبران آنها به عنوان خواص جامعه با سوابق بیشمار داشتند آرامش نظام را برهم زدند و با چالش سازی برای نظام خوراک بیگانگان را برای مدتها فراهم کردند و شیرینی مشارکتی که در فضای بین الملل قدرت چانه زنی مسئولان را زیاد می کرد به تلخی تبدیل کردند.
«موسوی خوئینی ها: می بایست ازقضیه ابطال انتخابات فراتر برویم واین یک راه جدیدی است واین جمعیت به عنوان بازیکنان این جریان هستند. بایدهزینه ها آنقدر بالا برود که حتما انتخابات ابطال شود چون معنی ابطال فراتر از بحث ریاست جمهوری است یعنی حاکمیت را مجبور به عقب نشینی کردیم، ازمردم می توان خواست به اشکال مختلف به مخالفت های مدنی بپردازند درقدم اول باید انتخابات ابطال وسپس شورای نگهبان عوض شود.( 26/3/88)»
اکبر هاشمی رفسنجانی برای بسط بیشتر قدرت خود و اعمال حاکمیت و ایفای نقش مطلق در کشور با نقش هماهنگ کننده ای که در صف مستکبران داخلی و خارجی در مقابل نظام ایجاد کرده بود و همچنین سید محمد خاتمی به عنوان شخص اول اصلاح طلبان با برنامه ریزی های قبلی که قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 داشتند بیشترین همراهی با بیگانگان و معاندان نظام در داخل و خارج را داشتند. همراهی و حمایتی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی را بر قانون گریزی و حرمت شکنی هایشان گستاخ تر کرد و هزینه های زیادی را برای نظام و مردم ایجاد کرد.
«ابطحی: خاتمی درایام کاندیداتوری موسوی چند نوع جلسه ثابت داشت 1- ترکیب حسن آقاخمینی و هاشمی(علی اکبررفسنجانی) تصمیمات اصلی را در اینجا می گرفتند. آنجاتصمیم می گرفتندکه حتی به موسوی پیشنهاد محور سخنرانی بدهند امکانات مالی را سامان بدهند حرفهاشان را مشترک می کردند.( بازجویی ها)»
مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری در دوم خرداد محل ظهور و بروز اندیشه هایی بود که معتقد بود دوم خرداد حرکت و تلاشی است از جنس انقلاب و نوعی مقاومت در برابر قرائت خاصی از جامعه و مناسبات آن که در توهم جامعه دینی می سوزد و قصد اصلاح آن را دارد در همین مرکز بود که تز انقلاب در انقلاب را تئوریزه می کردند تا با ایجاد هویتی ضد ارزشی برای نظام از درون آن را استحاله کنند. مرکز تحقیقاتی که مروج تفکرات و نظرات غربی و یهودی شده بود؛ فیلسوفان یهودی پیامبران اصلاحات بودند که مانند کرم مبنایی فکریشان را می خوردند و با اصلاحات امریکایی جایگزینش می کردند. اندیشه ای که از ذهن های فروخته شده و ذهن های بی خدا تراوش می شود نه تنها عطش تشنگان را التیام نمی بخشد که گرداب شرک و نفاق آنان را هر روز بیشتر در باتلاق انحراف فرو می برد.
تجویز نسخه های سکولاری برای انقلاب اسلامی و ترسیم چشم انداز رومی برای آینده جامعه شیعی از عینک فلاسفه یهودی همه و همه باعث و بنای دیواری است که اکنون مرثیه ای برای ویرانی اش باید نگاشت. مبنایی که غیر دینی باشد ولو از یک چهره دینی برای جامعه تجویز شود مبنایی است که باید بر سر خودشان خراب شود. اینان بعد از شکست در انتخابات گاهی با اتخاذ مواضع دوگانه و گاهی با سکوت این کودتای نافرجام علیه نظام را رهبری کردند. اعترافات بسیاری از فتنه گران دستگیر شده در دادگاه های بعد از فتنه 88 موید این مدعاست. محمدعلی ابطحی عضومجمع روحانیون مبارز درسخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسیدگی به جرایم پس ازانتخابات گفت «پس ازانتخابات درجلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی وخاتمی باهم، هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند وبنده نمیدانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.» همچنین در جای دیگر از سخنانش اشاره می کند که «هاشمی درذهن خود قصد انتقام از احمدینژاد ومقام معظم رهبری را داشت؛ اینها همه مسائلی بودکه درذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شکل گرفته بود. به همه دوستان میگویم و همه دوستانی که صدای ما را میشنوند بدانندکه موضوع تقلب درایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوبها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان وعراق بشود، تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود.»
بنابراین مهمترین درسی که از فتنه ها می گیریم شناسایی نفاق پیشگانی است که در لباس دین و مذهب با رهبری بر احزاب و گروههایی که زمینه دخالت بیگانگان را با پیروی از نظریات غربیشان فراهم می کند است. شاید بهترین نامی که می شود بر اینان گذاشت مروجان اسلام امریکایی در جبهه اصلاح طلبان امریکایی است. البته همه اصلاح طلبان اینطور نیستند ولی در حال حاضر افرادی دم از اصلاح طلبی میزنند( سید محمد خاتمی) که این تعبیر زیبنده آنهاست. آنهایی هم که هنوز با شنیدن نام آنها بعد از جنایاتی که در فتنه 88 انجام دادند حس همدردیشان گل می کنند به اسلام و احزابشان شک کنند. بعد از مسجل شدن خیانت هایی که توسط فتنه گران در آن برهه زمانی شد شورای امنیت ملی برخی از آنها را حصر کرد ولی برخی از آنها نیز همچنان درفضایی ازاد از رئوفت نظام سوء استفاده می کنند و با شعار رفع حصر سران فتنه دنبال برگشت دوباره خود به فضای مدیریتی کشور هستند. اما یکی دیگر از درسهایی که از فتنه می گیریم این است؛ آنهایی که شعار رفع حصر را می دهند همان هایی هستند که بسیاری از آشوب های بعد از انتخابات 88 را سازماندهی کردند وگرنه در کنار شعار رفع حصر باید محاکمه فتنه گران را می خواستند.
غفار موسایی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه