یادداشت/
ازدواج سفید یا ازدواج سیاه
ازدواج پدیده ایست مقدس که ریشه در طبع بشر دارد و یکی از مولفه های زندگی هر انسانی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از موج رسا, ازدواج پدیده ایست مقدس که ریشه در طبع بشر دارد و یکی از مولفه های زندگی هر انسانی است. با نگاه به تاریخ می بینیم که ازدواج در بین اقوام مختلف به شکلهای گونان صورت میگرفته است اما آنچه مهم است این است که در اسلام این امر یک تکلیف مقدس است برای آرامش و افزایش نسل بشر. به طوری که مجالس عقد و ازدواج به دلیل تاسیس خانواده از محبوب ترین مجالس نزد خداوند است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, موج رسا,,

, ,
امروزه نیز در اکثر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی، مردم نسبت به اهمیت این امر مقدس واقفند به طوری که حتی در کشورهای غیر اسلامی نیز ازدواج را بر اساس یک سبک و سیاق خاص که نشان دهنده یک اجتماع کوچک و مهم و در عین حال تربیتی است به آن نگاه می کنند .
,از منظری دیگر برخی از انسانها ازدواج را امری بیهوده و پوچ و دردسر زا می دانند و بخاطر همین تفکر به سمت بی بند و باری و فساد رو می آورند. یکی از مواردی که این روزها در برخی محافل کشورمان که یک کشور اسلامی ناب است شکل می گیرد ازدواج سفید یا به تعبیر بهتر ازدواج سیاه، جدای از اقسام ازدواج های شرعی مثل دائم و موقت و حتی صوری است چرا که در سه گزینه اخیر حداقل موازین شرعی بصورت نسبی رعایت می شود ولی در ازدواج سفید نشانی از شرع و مقدس بودن این امر مشاهده نمی شود.
,متن حاضر بر آن است تحلیلی کوتاه بر مقوله ازدواج سفید در جامعه امروز ارائه دهد.
,منظور از ازدواج سفید زندگی مشترک زن و مرد بدون ازدواج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقدی بصورت شرعی بینشان جاری شود با یکدیگر در زیر یک سقف زندگی می کنند. جالبتر اینکه این امر در برخی مواقع با اطلاع پدر و مادر صورت می گیرد بطوری که اگر همین ازدواج را بصورت موقت لحاظ کنند در بین مردم دچار حرف و حدیث میشوند.ضمن اینکه جامعه ایران یک جامعه اسلامی است و این مقولات در فکر ، ذهن و اجتماع نه تنها تعریفی ندارد بلکه کاملا قبیح نیز شمرده می شود.
,اما در کشورهای غربی زندگی در یک سقف بدون ثبت ازدواج ، پدیده ای عادی است از دهه 70 میلادی تاکنون تغییرات اساسی در تصویر زن در جوامع غربی مشاهده میشود با جنبش آزادی زن که به انقلاب جنسی معروف شد باعث متحول شدن موقعیت زنان در این جوامع گردید که باعث شد روابط بین زن و مرد نیز دچار تحول اساسی شود. یکی از این تحولات ازدواج غیر رسمی بین زن و مرد است . به گفته اکثر کارشناسان، در ایران برخلاف کشورهای غربی کاملا به ضرر دختران است. چرا که معمولا پسران در چنین مواقعی حاضر نمیشوند با چنین دخترانی بصورت دائم زیر یک سقف زندگی کنند و آنان را بعنوان مادران آینده فرزندان خود قلمداد کنند. فلذا دختران متضرر وارد مسیری برگشت ناپذیر و حتی گاهی فنا پذیر می افتند.
,,
دلایل گرایش :
, دلایل گرایش :,1- به اعتقاد برخی؛ طلاق، عاملی است برای گرایش به ازدواج سفید و معتقدند زن و مرد پس از جدا شدن از یکدیگر بر اساس تفکراتی که از دوران زندگی گذشته خود دارند ازدواج رسمی را به نوعی محدودیت تلقی کرده و برای فرار از این مقوله، خود را آزاد و رها در جامعه می بینند و به سمت چنین ازدواج هایی که هیچ قید و بندی برایش قائل نیستند رو می آورند. در یکی از مجلات مطلبی از یک خانم 30 ساله مطلقه آورده شده بود که تحلیلی با این عنوان که وقتی این اتفاقات و این تفکرات را مشاهده می کنی می بینی که کسانی که زندگی شان به طلاق منجر شده است دیگر تمایلی برای ازدواج مجدد در خود نمی یابند و به نوعی دچار ترس از آینده شده و خود را در بن بست می بینند و به همین دلیل به اینگونه ازدواج ها تن می دهند که هر وقت خودشان بخواهند خود را از قید و بند ازدواج و طرف مقابل رهایی دهند.؟؟!!
,با نگاهی به کلام الهی می بینیم که یکی از دلایل اینکه خداوند، بدترین حلال یعنی طلاق را جلو روی بشر قرار داده برای رساندن بشر به آرامش و معنویت است نه برای افتادن در بن بست. و حال چگونه است که برخی چنان القا می کنند که کسانی که طلاق گرفتند زندگیشان مساوی با تباهی و بن بست و وارد شدن در جرگه ازدواج های غیر شرعی. واین دوری از سبک زندگی اسلامی است که باعث بوجود آمدن چنین اتفاقات و چنین تفکراتی می شود.
,2- تحلیل دیگر اینکه برخی از اشخاصی که در دامن چنین ازدواج هایی افتاده اند معتقدند که فشارهای خانوادگی برای رعایت آداب و سنن معمول ازدواج از جمله دلایل گرایش به اینگونه ازدواج هاست . در حالی که نمی توان فراموش کرد که مهمترین استحکامات خانوادگی را می توان در رعایت این آداب و رسوم یافت چرا که اسلام برای تمام مراحل زندگی انسان از جمله ازدواج، راههای بسیار مفیدی پیش رو گذاشته است که می تواند بنیان خانواده را محکم و انسان را از افتادن در چنین دامهایی نجات دهد. گرچه برخی این نوع ازدواج ها را متعهدانه تر از ازدواج رسمی می دانند اما اگر فکر کنیم می بینیم که اگر تمامی مسائل شرعی در این مقوله رعایت شود و معیارهای اسلامی لحاظ گردد بنیان خانواده به هیچ وجه دچار نوسان و ناخوشی نمی گردد. وقتی به اطراف خود نگاه می کنیم می بینیم خانواده هایی که سالیان سال در کنار یکدیگر با زیبایی تمام زندگی می کنند و ذره ای از زندگی خود ناراضی نیستند .و نتیجه اینکه وارد شدن در این نوع ازدواج ها بعلت زیاده خواهی ها و توقعات بیش از اندازه طرفین و همچنین تنوع طلبی و رهایی از قیدها و اصول اخلاقی است.
, مفیدی,3- برخی دلایل گرایش به این نوع ازدواج را فقدان پذیرش اجتماعی و مشکلات این سبک زندگی میدانند و انتخاب سبک زندگی در چارچوب های به رسمیت شناخته شده جامعه را کاری سخت و پر هزینه می دانند .
,براستی باید قدری تامل کرد که اگر این چنین تفکراتی در جامعه واقعیت داشته باشد چه اتفاقی می افتد؟ آیا زندگی انسانهایی که اشرف مخلوقاتند به سمت خروج از جوهره اصلی انسانیت پیش نمی رود؟ انسان نسبت به تمامی اعمال و رفتار خود مسئول است و این نکته در احادیث و روایات ما مسلمانان بخوبی قابل مشاهده است و اینکه ازدواج یک عمل مقدس و الهی است . آنهایی که می پندارند با این نوع ازدواج خود را از مشکلات رهامی یابند باید قدری تامل کنند که با ورود به این نوع ازدواجها ، مشکلاتشان شروع خواهد شد. لذت باهم بودن، لذت تعهد، لذت فرزندآوری، لذت بزرگ شدن اولاد، و لذت تربیت که مهمترین مولفه رشد انسانهاست را نمیتوانند ببیند .اینچنین انسانهایی فقط و فقط خود را می بینند در حالیکه حتی خود را هم براساس آیه صریح قرآن با دست خود به تباهی می کشانند.(و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه) برخی به نوعی در جراید و مطبوعات اینگونه القا می کنند که این نوع ازدواج انسان را از مشکلات رهایی می دهد ولی متاسفانه باید گفت در خیلی از کشورهایی غربی که این سبک زندگی را انتخاب کردند به خوبی به این نتیجه رسیدند که پایانی جز خفت و خواری و فرو رفتن در منجلاب گناه و فساد چیزی عایدشان نشده است و حال آنکه چگونه است در کشور اسلامی این نوع تفکر و این نوع حرکتهای غلط تبلیغ می شود .با نگاه دقیق میتوان پی برد که عامل بسیاری از ناهنجاریهای کشورهای غربی عدم مسئولیت پذیری و فرار از تعهدات و قیود انسانی است ولا غیر.
, آیا زندگی انسانهایی که اشرف مخلوقاتند به سمت خروج از جوهره اصلی انسانیت پیش نمی رود؟ , تبلیغ می شود,4- یکی دیگر از دلایل که برخی از کارشناسان این روزها آن را از جمله موارد گرایش به ازدواج سفید یا به تعبیر دقیق تر ازدواج سیاه می پندارند شرایط بسیار دشوار ازدواج یا شرایط بسیار دشوار اقتصادی می دانند . اما باید درک کرد که اگر بنا باشد بدلیل فشارهای اقتصادی انسان خود را در تباهی و سیاهی و بدبختی بیندازد اکثر انسانها باید این چنین مسیرهایی را طی کنند در حالیکه چنین نیست. درست است در آموزه های دینی ما آمده است که اگر فقر از دری بیاید ایمان از در دیگر می رود اما این جمله همه آموزه های ما نیست چرا که در جایی حضرت پیامبر (ص) می فرمایند الفقر فخری .بنابر این نمیتوان فقط عامل اقتصادی را علت گرایش جوانان به این امر دانست چرا که بر اساس مشاهدات و اخباری که در جامعه وجود دارد خیلی از کسانی که در این وادی افتاده اند از طبقات متوسط به بالا بوده اند و فقط این بهانه را دستاویزی برای توجیه کارهای خودشان قرار می دهند. البته نگارنده منکر این قضیه نیست که مسائل اقتصادی و حتی بیکاری و تورم در این قضیه نقش ندارد ولی اینگونه نیست که با فرض وجود چنین مولفه هایی انسان زندگی خود را تباه نماید و خود را در سراشیبی تباهی رها سازد. خانواده ها می توانند بر اساس آموزه های دینی و اسلامی مسیر را برای ازدواج سالم در بین جوانان فراهم کنند .مگر نه این است که متاثر شدن جوانان از فرهنگ غرب و ولخرجی ها و توقعات بالا و همچنین چشم هم چشمی های بی مورد دلایلی است که باعث می شود هزینه ازدواجها بالا برود بنابراین چطور است وقتی می خواهیم علت اینچنین موارد را بر غربزدگی و استحاله ربط بدهیم صدای همه بلند می شود و می گویند مشکلات داخلی کشور است اما نگاهی به تفکرات ناب اسلام نمی اندازند و نمیبینند که کسانی که بر اساس آموزه های دینی حرکت می کنند در تمامی مراحل زندگی خود موفق و زندگیشان پایدار است. بنابراین این مورد نیز نمیتواند دلیل قانع کننده ای بر توجیه گرایش به این نوع ازدواجها باشد.
, ولی اینگونه نیست,5- برخی وجود تبعیض در بین زنان را عامل اصلی گرایش به ازدواج سیاه می دانند اما باید کسانی که چنین نگاهی نسبت به این مقوله دارند قدری فکر کنند که در اسلام هیچ تفاوتی بین زن و مرد در جامعه وجود ندارد اگر عدم یکسان بودن(عدم تشابه نه تبعیض) زن و مرد را منطقی ندانیم معلوم است مغرضیم یا جاهل. اسلام است که به زن عزت داد و آن را در کنار مرد تکمیل کننده اجتماع قلمداد نمود اگر ورقی به تاریخ بزنیم معلوم می شود که قبل از اسلام با زنان چگونه برخورد می کردند و بعد از اسلام چه تحولی در این خصوص رخ داده است؛ همه این بهانه ها برای ترویج نوعی بی بند و باری است .اگر به فرهنگ کشورهای غربی غیر اسلامی نگاه کنیم در میابیم که چگونه زنان را ابزار دست مردان هوس باز قرار می دهند و مانند یک کالا با او برخورد می کنند .حالا چطور شده است که آنها نسبت به زن ارزش قائلند و تبعیضی برای آن قائل نیستند ولی در ایران اسلامی تبعیض بین زن ومرد باعث بوجود آمدن چنین گرایشاتی نسبت به ازدواج سیاه شده است.
,چه باید کرد؟
, چه باید کرد؟,اینها تنها اشاراتی است که توسط برخی کارشناسان اجتماعی در برخی رسانه ها ، جراید و فضای مجازی مطرح میشود. اما آنچه مهم است این است که مهمترین دلیل گرایش جوانان به ازدواج سیاه به نظر نگارنده فاصله گرفتن جوانان از آموزه های اسلامی در امر مقدس ازدواج است .اگر جوانان ما بر اساس آموزه های دینی و اسلامی حرکت کنند میبینند که نه تنها ازدواج هزینه بر نیست نه تنها ازدواج مخرب کننده آزادی نیست نه تنها ازدواج فقر نمی آورد بلکه به فرموده قرآن کریم آرامشی را در درون زن و مرد قرار می دهد که برای همیشه پایدار است .اما متاسفانه برخی اشخاص بصورت مغرضانه قدم در تحلیلی نادرست برای جوانان این کشور آنها را به سمت و سوی دین گریزی سوق می دهند و نه تنها چاره ای برای علاج این واقعیتها ندارند بلکه به نوعی جهت ورود جوانان به این نوع ازدواج ها تبلیغ هم میکنند.
,نکته پایانی اینکه همه می دانند که آن که بیش از همه ضرر می کند دختران و زنان جامعه هستند. ضمن اینکه مردان نیز متضرر می شوند چرا که در آینده در زندگی زناشویی شان تاثیرات بسیار منفی ()خواهد گذاشت.مسئولان باید ریشه ها و دلایل شکل گیری این نوع ازدواج ها در جامعه را ببینند و بررسی کنند و در پی جلوگیری با منطق قوی در این راستا باشند ضمن اینکه خانواده ها می توانند نقشی بسیار مهم در زمینه آگاه سازی فرزندان خود داشته باشند .
,,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه