اعدام فتنه گران حکم دینی است نه خواست سیاسی
هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است، تمام اعضاء و هواداران آنکه موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را میدانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش مؤثر دارند، محارب محسوب میشوند، اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند. همچنین هر فرد یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار، امکانات مالی مؤثر و یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند، محارب و مفسد فیالارض هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از پایگاه خبری ثامن،فتنه 88 باعث آسیبهای بسیاری در کشور از جمله آسیب های اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی و حتی بینالمللی شد، حوادثی که هرگز از ذهن مردم و صفحات تاریخ پاک نمیشود، حوادثی که به دست مسئولین ختم به خیر میشود و به آن پایان داده میشود شاید از ذهن مردم پاک شود اما فتنه88 با بصیرت مردم در 9 دی خنثی شد که مطمئناً کاری که خود مردم انجام دادند در ذهنشان باقی خواهد ماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری ثامن,این صحبتها در این چند روز اخیر که حوادث88 را فراموش کنید و به مسائل اقتصادی بپردازید شاید کمی مضحک و خندهدار باشد که از مردم بخواهند حماسهآفرینی خود را فراموش کنند شاید فتنه گران نمیدانند بسیاری از این مشکلات اقتصادی را که دم از حل شدن آن میزنند به دست آنها و بهواسطه فتنه آنها به مردم تحمیلشده شاید ادعا شود واکنشها در برابر فتنه گران و درخواست مجازات برای آنها به دلیل اختلافات سیاسی و جناحی باشد درصورتیکه این تفسیرها نه به دلیل جناحبندیهای سیاسی و خواستهای احساسی بلکه بر اساس احکام الهی و اسلامی است.
,قرآن فتنه را صریحاً سختتر و بزرگتر از کشتن میداند چون کشتن انسانی را بهناحق مسلماً کبیره است پس کبیره بودن فتنه هم مسلم است، چون از کشتن بزرگترمیباشد. در شدت مبغوضیت فتنه، کافی است که خداوند برای برطرف شدن آن در قرآن مجید امر به جهاد فرموده و میفرماید: با مشرکین بجنگید تا فتنه برطرف شود.
, قرآن فتنه را صریحاً سختتر و بزرگتر از کشتن میداند چون کشتن انسانی را بهناحق مسلماً کبیره است پس کبیره بودن فتنه هم مسلم است، چون از کشتن بزرگترمیباشد. در شدت مبغوضیت فتنه، کافی است که خداوند برای برطرف شدن آن در قرآن مجید امر به جهاد فرموده و میفرماید: با مشرکین بجنگید تا فتنه برطرف شود.,امیر المومنین علی(ع)فرمود: «سرچشمه فتنه ها پیروی کردن از هوی و هوسهای آلوده و احکام و قوانین مجعولی و اختراعی است ؛ اگر باطل، عریان و خالص بیاید، کسانی که دنبال شناختن حق هستند، امر برایشان مشتبه نمیشود؛ میفهمند این باطل است. اگر باطل از آمیزش با حق خالص مى شد راه بر حق جویان پوشیده نمى ماند. ؛ حق هم اگر چنانچه بدون پیرایه بیاید توی میدان، معاند دیگر نمیتواند حق را متهم کند به حق نبودن. بعد میفرماید: «و لیکن یؤخذ من هذا ضغث و من ذاک ضغث فیمزجان»؛ فتنهگر یک تکه حق، یک تکه باطل را میگیرد، اینها را با هم مخلوط میکند، در کنار هم میگذارد؛ «فحینئذ یشتبه الحقّ علی اولیائه»؛ آن وقت کسانی که دنبال حقند، آنها هم برایشان امر مشتبه میشود.
,دنیاطلبان برای اینکه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد میکنند؛ جنگها، تبلیغات دروغین، سیاست بازی های ناجوانمردانه اینها ناشی از همین دنیاطلبیهاست. در محیط فتنه - محیط فتنه به معنای محیط غبارآلود است - و وقتی فتنه در جامعهای به وجود آمد، فضای ذهنی مردم مثل محیطِ غبارآلود و مهآلود است که گاهی انسان نمیتواند دو متری خودش را هم ببیند. یک چنین وضعی به وجود میآید. در یک چنین وضعیتی است که خیلیها اشتباه میکنند، بصیرتشان را از دست میدهند.تعصبهای بی خود بیخود، عصبیتهای جاهلی در چنین فضائی رشد پیدا میکند. آن وقت میبینید محور دنیاطلبانند، اما یک عده کسانی که اهل دنیا هم نیستند، به خاطر فتنه در جهت هدفهای آنها حرکت میکنند؛ وضع دنیا اینجور میشود.
,,
هرچند اهل لغت برای فتنه به اعتبار موارد استعمال آن، بیش از ده معنی ذکر کردهاند، لیکن مراد از فتنه در اینجا، همان معنای عرفی است اعم از آن آشوب کردن و سلب آسایش و آزادی و امنیت از فرد یا جمعیتی نمودن و دو نفر یا بیشتر را به هم انداختن و ایجاد دودستگی کردن و مردم را در شکنجه و آزار قرار دادن است. فتنه، یا در امور دینی است یا دنیوی- فتنه دینی هم چند قسم است: گاهی شخص سعی میکند که مردم را گمراه سازد و نگذارد دین حق را بپذیرند و به القای شبهات و شکوک در این راه بهوسیله زبان و قلم میکوشد. و گاهی بهوسیله اذیت کردن و شکنجه کسانی که دین پذیرفتهاند، مانع قبول کردن دیگران میشوند.
,فتنه دنیوی از قتل بدتر است. زیرا اولاً کسی که آتش فتنه را برمیافروزد وعدهای را به آن آتش میسوزاند، بهطوری آنها را ناراحت و در شکنجه میاندازد که هرروز برایشان قتل است و خلاصه اگر آنها را یکدفعه کشته بود، راحتتر بودند. و ثانیاً غالب فتنهها منجر به قتلها و ملحقات آن یعنی زخم زدن و ناقص کردن اعضا میگردد. و شهید دستغیب میفرماید: کشتن ناحق، گناه کبیره است و در حکم قتل نفس است جنایت رساندن به اعضای بدن (مانند دست، پا، چشم و غیره). باید دانست که هر فتنهای که مفسده و ضررش بیشتر باشد، گناهش نیز بزرگتر است.
,مفسران دینی فتنه گران را مفسد فیالارض میدانند،بر اساس تعریف قانون مجازات اسلامی هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد فیالارض است و میان سلاح سرد (همچون چاقو، قمه، شمشیر، نیزه و...) و سلاح گرم (تفنگ، هفتتیر، مسلسل و...) تفاوتی نیست.
,هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است، تمام اعضاء و هواداران آنکه موضع آن گروه یا جمعیت یا سازمان را میدانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش مؤثر دارند، محارب محسوب میشوند، اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند. همچنین هر فرد یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار، امکانات مالی مؤثر و یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند، محارب و مفسد فیالارض هستند.
,حد محاربه و افساد فیالارض یکی از چهار چیز زیر است: قتل، آویختن به دار، اول قطع دست راست و سپس پای چپ و نفی بلد.
,البته انتخاب هر یک از این امور چهارگانه به اختیار قاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچیک از این کارها را انجام نداده باشد.
,حد محاربه و افساد فیالارض با عفو صاحب حق ساقط نمیشود، زیرا محاربه از حقوق الله است و اگرچه ممکن است برخی اعمالی که از محارب صادر میشود جنبه حقالناسی داشته باشد و از این حیث قابل عفو و بخشش باشد، لیکن جنبه محارب بودن او جدای از این جنبه است.
, حد محاربه و افساد فیالارض با عفو صاحب حق ساقط نمیشود، زیرا محاربه از حقوق الله است و اگرچه ممکن است برخی اعمالی که از محارب صادر میشود جنبه حقالناسی داشته باشد و از این حیث قابل عفو و بخشش باشد، لیکن جنبه محارب بودن او جدای از این جنبه است.,,
به باور بسیاری از دین شناسان حکم رؤسای فتنه 88 به دلیل آنکه بهنوعی مفسد فیالارض هستند، اعدام است،بااینحال رأفت نظام، رهبری و ملت شامل حال آنها شده تا آنها تنها با محصور شدن شاید به گناه و خیانت خود بهنظام و ملت اعتراف کنند، اما بر اساس موقعیت در حقیقت حکم واقعی برای جلوگیری از سوءاستفادههای دشمنان انقلاب صادر نشده است تا جرم واضح فتنه گران بیشازپیش برای ملت روشن شود.
,آیه 33سوره مائده
, , إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ, إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ, إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ,جز این نیست که کیفر کسانی که با خدا و رسول او می جنگند و در زمین به فساد و تبهکاری می پویند ( با اسلحه سرد یا گرم به منظور ترساندن و سلب امنیت و تجاوز به حقوق مردم ظاهر می شوند ) این است که کشته شوند ، یا بر دار آویخته گردند ، یا دست ها و پاهایشان ( چهار انگشت یک دست با چهار انگشت یک پا ) بر خلاف جهت یکدیگر بریده شود و یا از آن سرزمین تبعید گردند. این برای آنها خفّت و خواریی در دنیاست و آنان را در آخرت عذابی بزرگ است.
,در شان نزول این آیه چنین نقل کردهاند که: جمعى از مشرکان خدمت پیامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواى مدینه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بیمار شد، پیامبر ص براى بهبودى آنها دستور داد به خارج مدینه در نقطه خوش آب و هوایى از صحرا که شتران زکات را در آنجا به چرا مىبردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواى آنجا از شیر تازه شتران به حد کافى استفاده کنند، آنها چنین کردند و بهبودى یافتند اما به جاى تشکر از پیامبر ص چوپانهاى مسلمان را دست و پا بریده و چشمان آنها را از بین بردند.
,
و سپس دست به کشتار آنها زدند و شتران زکاة را غارت کرده و از اسلام بیرون رفتند. پیامبر ص دستور داد آنها را دستگیر کردند و همان کارى که با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات در باره آنها انجام یافت، یعنى چشم آنها را کور کردند و دست و پاى آنها را بریدند و کشتند تا دیگران عبرت بگیرند و مرتکب این اعمال ضد انسانى نشوند، آیه فوق در باره این گونه اشخاص نازل گردید و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.
,
برای اصلاح جامعه پس از موعظه و ارشاد که بارها از سوی مسئولین و مقام معظم رهبری به سران فتنه 88 تذکر دادهشده، قدرت و قاطعیت نیز لازم است.
, برای اصلاح جامعه پس از موعظه و ارشاد که بارها از سوی مسئولین و مقام معظم رهبری به سران فتنه 88 تذکر دادهشده، قدرت و قاطعیت نیز لازم اس, ت.,بر اساس آیات قرآنی چون جنایات اشرار متفاوت است ،کیفرهای متفاوتی نیز برای آنان قرار دادهشده است که اختیار اجرای آن با حاکم اسلامی است که طبق عدالت و به مقدار جنایت و برطرف کردن وحشت و به هم زدن امنیت عمومی در شهرها و روستاها و جادهها تصمیم میگیرند.
,به فرموده روایات کسی که با اسلحه جان و ناموس مردم را تهدید میکند مشمول این کیفر خواهد شد و مهمتر آنکه این افراد را قرآن محاربین باخدا نامیده است.
,اگر در آیه 3سوره مائده قتل و به دار آویختن و قطع دستوپا و تبعید از طرف خداوند رحیم توسط پیامبر رحمت نازلشده به خاطر این است که بر هم زدن امنیت عمومی توسط اشرار چیزی نیست که با تذکر و فرستادن نامه و نماینده و گفتگو برطرف شود.
, اگر در آیه 3سوره مائده قتل و به دار آویختن و قطع دستوپا و تبعید از طرف خداوند رحیم توسط پیامبر رحمت نازلشده به خاطر این است که بر هم زدن امنیت عمومی توسط اشرار چیزی نیست که با تذکر و فرستادن نامه و نماینده و گفتگو برطرف شود.,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه