یکی از مجروحین معترض به اجرای کنسرت در بوشهر:

انتظار حمایت نیروی انتظامی از معترضین را داشتیم

انتظار حمایت نیروی انتظامی از معترضین را داشتیم
یکی از مجروحین معترض به اجرای کنسرت در بوشهر در تشریح حوادث جمعه شب در این شهر گفت: جمعیت معترض در حالی که آرام ایستاده بودند، یکی از مسئولان نیروی انتظامی اعلام کرد که "الان ولایت ما در ادامه ولایت فقیه است، و هرکس که اینجا در مقابل ما ایستاده، ضد ولی فقیه است" و بلافاصله به نیروهای خود دستور حمله و کنار کشیدن حزب اللهی ها را صادر کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا حسین بحرانی طلبه 21 ساله، یکی دیگر از مجروحین تجمع اعتراض آمیز جمعه شب بوشهر است که در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی "منبری ها" به شرح ماجرا و چگونگی مجروحیت خود توسط مامورین نیروی انتظامی پرداخته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , "منبری ها", "منبری ها",

بحرانی با اشاره به علت مخالفت معترضین با اجرای کنسرت گفت: از هفته های گذشته تبلیغات و بنرهای گسترده ای در سطح شهر از اجرای بامجوز کنسرت موسیقی توسط گروه لیان خبر می داد که باتوجه حوادث ناگوار روز بوشهر در سال گذشته، طی نامه هایی مکتوب و با بیان استدلال و مستندات از طریق مراجع قانونی نظیر استانداری، اداره فرهنگ و ارشاد بوشهر، شورای تامین امنیت استان و سایر نهادهای مربوطه مراتب اعتراض و مخالفت امت حزب الله را بیان کردیم.

,

وی افزود: خانم ماحوزی مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد بوشهر نیز به دنبال این اقدام ما مدعی شده بود که به این گروه جهت مقابله با تهاجم فرهنگی مجوز داده شده است ولی این جواب قابل قبولی نبود، چراکه اجرای چنین کنسرت هایی و توسط چنین اشخاصی خود عین تهاجم فرهنگی است و می خواهند به بهانه کنسرت و شادی، جوانان بوشهری را درگیر مسائل بی ارزش و بی محتوا کنند.

,

این جوان معترض اظهار داشت: پس از اینکه از طریق مراجع قانونی به اعتراض ما هیچ ترتیب اثری داده نشد، به مصداق این بیت که " حرف اگر حرف منو، گوش اگر گوش تو باشد  آنچه جایی نرسد،فریاد است"    تصمیم گرفتیم که با تجمع در محل برگزاری کنسرت، فریاد اعتراض خود را به گوش مسئولین زیربط برسانیم.

,

بحرانی خاطرنشان کرد: در اصل تجمع قرار بر این بود که هیچ کس به عنوان لیدر مشخص نشود و تجمع آرام و با سکوت کامل همراه باشد و با هیچ کس هم صحبت، بحث و استدلالی صورت نگیرد، چون قبلا استدلال و صحبت ها با مسئولین انجام شده بود، و الحمدلله همینطور هم شد و تا هنگام اذان مغرب تجمع در کمال آرامش انجام شد.

,

وی ادامه داد: پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، تا ساعت19:30 دوگروه از جمعیت، یکی کسانی که قصد رفتن به سالن سینما و شرکت در کنسرت را داشتند و گروه دیگر که معترضین به برگزاری کنسرت بودند، در صف هایی کاملا جدا و آرام ایستاده بودند و هر دو گروه هیچگونه اعتراضی نسبت به هم نمی کردند.

,

این مجروح بیان داشت: حدود ساعت 8 شب بود که نیروی انتظامی وارد شده و در اول خواستند معترضینی که وارد سینما شهیدآوینی شده بودند را خارج کنند که موفق نشده و سپس به سراغ ما آمدند.

,

بحرانی اضافه کرد: در ابتدا فکر می کردیم که نیروی انتظامی جهت همراهی با ما به محل تجمع آمده اند، چون طبق شواهد و قرائن تصور می شد که اگر هم کسی بخواهد وارد این قضیه شود، جهت کمک به ما و خواسته های به حقمان بیاید نه این که برای کمک به برگزاری کنسرت با معترضین برخورد کنند.

,

وی گفت: جمعیت همچنان آرام ایستاده بودند که در همین حال، یکی از مسئولان نیروی انتظامی بالای سکو رفته و اعلام کرد که "الان ولایت ما در ادامه ولایت فقیه است، و هرکس که اینجا در مقابل ما ایستاده، ضد ولی فقیه است" و بلافاصله به نیروهای خود دستور حمله و کنار کشیدن حزب اللهی ها را صادر کرد.

,

این جوان معترض ادامه داد: ماموران نیروی انتظامی با باتوم و ضرب و شتم شروع به هل دادن جمعیت کردند و من که در ردیف چهارم ایستاده بودم و نمی خواستیم راه ورودی به سالن سیمنا را باز کنیم، وقتی دستم را حایل سرم قرار دادم، باتوم به آرنجم اصابت کرد.

,

وی بیان داشت: وقتی اندکی عقب تر رفته و کنار داربست ها ایستاده و داربست ها را گرفته بودیم که مانع ورود مردم به سالن شویم، ماموران مجددا با باتوم و اسپری فلفل به ما حمله کرده و موجب مجروح و افتادن تعدادی از جمعیت شدند.

,

بحرانی اظهار داشت: اسپری فلفل را به سمت پای جمعیت می زدند که جمعیت متفرق شود و به قول یکی از دوستان که به شوخی می گفت برادران نیروی انتظامی با ما به جای دشمن فرضی رزمایش خود برخورد می کردند.

,

این مجروح افزود: وقتی که ماموران با مقاومت جمعیت مواجه شدند، اقدام به ضرب و شتم و استفاده از باتوم، اسپری فلفل و شوکر برقی برای متفرق کردن معترضین کردند که در همین حمله اسپری فلفل مستقیما به صورت من و چند تن دیگر خورد و درحالی که دیگر چشممان نمی دید، به زمین افتادیم که دوستان ما را از فضا دور و به بیمارستان منتقل کردند.

,

وی ادامه داد: وقتی که برای بار دوم و سوم اسپری فلفل به سمت ما پاشیده شد، عده ای مستقیم و عده ای غیرمستقیم در معرض آن قرار گرفتند و موجب سوختن چشم و اختلال در تنفس آن ها شد که از میان آن ها یک نفر هم بیماری آسم داشت که به بیمارستان منتقل شد.

,

بحرانی گفت: در بیمارستان خلیج فارس چشم هایم را با قطره مخصوص شستشو دادند و دستم که شکستگی کوچکی داشت را آتل بندی کردند؛ درحال حاضر هم وضعیت عمومی خوبی دارم، اما هنوز هم در بدنم دردهایی دارم.

,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه