زنانی که میان زندگی چین خورده کار می کنند
زنان کارگر، کار می کنند و نان آور خانواده هستند تا بتوانند قسط های زندگی شان را پرداخت کنند و سقفی برای آرزوهای خواهرها و برادرهایشان درست کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان، سرمای باد صبح و هوای دی ماه فروشندگان را به داخل مغازه ها می کشاند. کرکره ها بالا می رود و بخاری های کوچک روشن می شود. فروشندگان همگی زن هستند. وارد یک مغازه مانتو فروشی میشوم. دختر جوانی سرما امانش را بریده و دست هایش را بالای بخاری به هم تکان می دهد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,دختر جوان، فروشنده مغازه است. سریع و فرز کار می کند. بسیار لاغر است و چهره اش تنها پوستی است بر استخوان. نگاهی می اندازد و میگوید: برای خرید آمده اید؟ دشت اولم است. بی آنکه پاسخش را داده باشم؛ دست هایش را تند و تند به هم تکان می دهد.
,نگاهی به بخاری کهنه می اندازد:«پدرم بیمار است و از کارافتاده، مادرم هم خانهدار و مریض. تا دیپلم درس خواندم و چسبیدم به کار. یک مدتی در یک کافینت دوشیفت کار می کردم. آخر ماه فقط دویست هزارتومان حقوقم می شد و این دویست هزار را باید به سوراخ سنبه های زندگی زندگی می جسباندم.»
,

, با دویست هزار تومان نمی شود؛ زندگی کرد
,دختر فروشنده پس از سه ماه کار در کافی نت را رها میکند.«با دویست هزار تومان نمی شد زندگی کرد. داروهای پدرم گران است و با قرض بیشتر داروها را خریداری می کنم.» دو ماه بیکاری دختر جوان را به آگهی های روزنامه می کشاند. آگهی استخدام ها در شهرهای بزرگ است و او نمی تواند دور از پدر بیمار و مادرش باشد.
,مغازه کمی گرم تر شده است. دختر جوان روی صندلی می نشیند. هنوز دست هایش به بخاری نزدیک و دور می شود. دختر جوان، دست هایش را می برد لای روسری های رنگارنگ.«این کار جدیدم را با کمک دوستم پیدا کردم. حقوقش ۳۵۰ هزار تومان است؛ برای دو شیفت کاری و بدون بیمه. اگر شانس داشتم؛ الان در دانشگاه بودم و قرار نبود هنوز به ۲۰ سال نرسیده کار کنم.»
,دختر جوانی وارد مغازه می شود. نوک انگشت هایش روی یک مانتو می رود. قیمتش را می پرسد. فروشنده مانتو را پایین می آورد. دختر جوان مانتو را پرو می کند و 150 هزار را در دست فروشنده مچاله می کند. فروشنده پول را در کشوی میز می اندازد.«پنج ماه است در این جا کار می کنم؛ هنوز نتوانسته ام یک مانتو را بخرم.»
,نگاه دختر فروشنده با آینه ای که روبرویش است در هم آمیخته می شود. دختر جوان دستی به صورتش می کشد.«در اول جوانی پیر شدم.» به صورت در آینه اش نگاه می اندازم.«حقوقت کم نیست؟ با خنده میگوید:«حقوق همهجا همین است. تازه بعضی صاحبمغازهها خیلی از این کمتر میدهند. دوستم در یک دفتر بیمه دوشیفت کار میکند؛ 150 هزار تومان میگیرد.»
,اگر اعتراضی کنم؛ صاحبمغازه میگوید نمیخوای بفرما
,نگاهی میکند و با لبخند میگوید:«کار با حقوق بالا کجا بود؟ تازه اگر اعتراضی کنم؛ صاحبمغازه میگوید نمیخوای بفرما.» دختر جوان، حرفهایش را قطع می کند. گوشه ی چشم هایش کمی چین خورده است و حالا او میان بیماری پدر و ترک تحصیل روزهای جوانی اش را چین خورده می بیند.
,دختر جوان مجبور است برای گذران زندگی در مقابل این شرایط سکوت کند و به کار کردن در ساعات طولانی با حقوق و مزایای پایین تن بدهد. این زنان از صبح تا شب و با پاهایی که بیش تر روماتیسم گرفته است؛ کار می کنند و حتی نمی توانند دردهایشان را به پزشک ارجاع بدهند.
,

, در کنار حقوق کم و مزایای پایین، یکی از درهایی که این زنان را از پا در می آورد؛ حرف های خیابانی ای است که گاه از صاحب کار می شنوند و گاه از مشتریانی که نگاهشان روی آن ها می چرخد. حرف هایی که دختر جوان فرونشده می گفت تمامش را می شکند و او مجبور است به خاطر نان، سکوت کند و نمی تواند به این سرخوردگی ها و حقوق پایین نه بگوید.
,تقریباً اوایل دهه هفتاد بود که پای زنان به بازار کار باز شد و از آن سالها تاکنون همچنان به تعداد زنان شاغل اضافه میشود. بر اساس گزارش «مجمع جهانی اقتصاد» نرخ مشارکت زنان در ایران ۲۳درصد بوده و دستمزد زنان در ایران ۴۱درصد کمتر از مردان است.
,این در حالی است که براساس این گزارش، زنان ۴۶درصد نیروی کار حرفهای و تخصصی را به خود اختصاص دادهاند؛ علاوه بر این مادهی ۳۸ قانون کار تأکید میکند:«برای انجام کار مساوی که در شرایط ساده در یک کارگاه انجام میپذیرد باید به زن و مرد مزد، مساوی پرداخت شود.» در صورتی که در برداشت از این ماده میان وضعیت قانونی و موقعیت واقعی زنان کارگر، تفاوت رخ داده است. علاوه بر این آخرین اطلاعات منتشر شده در سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ نشان میدهد که حدود ۸/۲ میلیون نفر (۶/۱۳) از شاغلان کشور را زن تشکیل میدهند و حدود ۳۶ درصد آنان تحصیلات عالی دارند.
,

, این اطلاعات نشاندهندهی سهم کم زنان و به خصوص زنانی با تحصیلات عالی از جمعیت شاغل کشور است؛ زنان کارگری که گاه از مزایای حق بیمه هم برخوردار نیستند. طبق ماده ۱۴۸ قانون کار«کارفرمایان کارگاههای مشمول قانون کار مکلفاند بر اساس قانون تامیناجتماعی نسبت به بیمه نمودن کارگران واحد خود اقدام کنند؛ علاوه بر این تأمین اجتماعی مکلف است از طریق بازرسیهایی که انجام میدهد جاهایی را که کارگرانشان بیمه نیستند مشخص و کارفرما را مکلف به این کار کند.
,زنان کارگر، ساعت ها و میان یک زندگی بی آرزو کار می کنند
,بی مناسبت نیست که در اینجا به ماده 75 قانون کار اشاره شود که انجام کارهای خطرناک، سخت و زیان آور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی برای کارگران زن را ممنوع اعلام کرده است؛ این در حالی است که معمولاً کمر درد، گردن درد، دست درد و آرتروز گردن از عارضه های رایج در میان زنان کارگر می باشد؛ زنانی که گاه سرپرست خانواده هستند و با وسایل مکانیکی کار نمی کنند؛ اما در معرض آسیب های جسمی قرار می گیرند.
,

, زنان کارگر، کار می کنند و نان آور خانواده هستند تا بتوانند قسط های زندگی شان را پرداخت کنند و سقفی برای آرزوهای خواهرها و برادرهایشان درست کنند؛ سقفی که با گاه با فوت و بیماری پدر و مادر لرزان است و آن ها مجبور می شوند ساعت ها و میان یک زندگی بی آرزو کار کنند و کار کنند و کار کنند.
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه