آیا آلمانی ها کرمانی هستند
کرمان یا جرمان ، توهمی به وسعت آریایی
نازی ها که هم برای توجیه دروغ تاریخی خود و هم دستیابی به نفت ایران ، تلاش می کردند ، با استفاده از تشابه کلمات جرمن، ژرمن با کرمان تلاش کردند ، تا خود را به تمدن ایران بچسبانند.[
به گزارش "شبکه اطلاع رسانی راه دانا" به نقل از ” بوتیا “، چند روز پیش یکی از دوستان رسانه ای مطلبی به نقل از کتاب تاریخ کرمان تألیف محمود همت کرمانی آورده بود که “اسکندر مقدونی پس از کشور گشایی های بسیار در مراجعت از هندوستان به هر یک از بلاد ایران که می رسید، دستور می داد تا مردمان جنگاور و قوی هیکل آن سرزمین ها را گرفته و آن ها را به اروپا کوچ دهند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بوتیا,از مردم بلوچستان و کرمان در حدود چهار هزار خانوار که جمعیت آن قریب بیست هزار نفر می شد به اروپا فرستاد تا در آنجا ساکن شده و زندگانی کنند. آن ها را کرمانیان می گفتند و از کثرت استعمال به جرمانیان مشهور شدند”
,اما واقعیت چیست؟
, اما واقعیت چیست؟,پس از آنکه هیتلر در آلمان به قدرت رسید برای جبران غرور خرد شده آلمان ها در جنگ جهانی اول ، تصمیم گرفت واژه آریایی را وارد دستور زبان ژرمن ها کند. در تبلیغات نازی ها در سالهای حکمرانیشان(١٩٣٣-١٩۴۵)همواره بر این نکته تاکید شد حال آنکه تا پیش از آن اصلا آلمانها نمی دانستند که آریا چیست!
, ,
,
, همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم رضا خان با شنیدن اخبار پیروزی آلمان ها ، تصمیم گرفت برای حفظ تاج و تخت خود از انگلیسی ها دور به آلمان ها متصل شود. در نتیجه با تبلیغات فراوان تلاش کردند تا خود را به آلمان ها بچسبانند. نازی ها نیز که هم برای توجیه دروغ تاریخی خود و هم دستیابی به نفت ایران ، تلاش می کردند ، با استفاده از تشابه کلمات جرمن، ژرمن با کرمان تلاش کردند ، تا خود را به تمدن ایران بچسبانند.
,نژاد آریایی واقعیت یا توهم
, نژاد آریایی واقعیت یا توهم,
در اروپا و در میانههای سده نوزدهم میلادی و به مقاصد نژادپرستانه و بهرهگیریهای استعماری کلمه آریایی وضع شد و بر روی آن تبلیغات گستردهای انجام گرفت. با اینکه عمر این نظریه در میانههای سده بیستم به پایان رسید و اروپا و دانشمندان جهان از آن دست برداشتند (برای نمونه بنگرید به مدخل Aryan در دانشنامه بریتانیکا)، اما در میان عوام کشورهای شرقی و برای مقاصد استعماری زنده نگاه داشته شده و مورد سوءاستفاده قدرتهای استعماری و نفاقافکنان قرار میگیرد: یک روز آریایی دانستن و بر طبل آن کوبیدن و روز دیگر آریایی ندانستن و در شیپور آن دمیدن. سلطهگران به صلاح خود میدانند که همواره بخشی از مردم خود را آریایی بدانند و بخشی دیگر خود را آریایی ندانند و این تعارض تداوم داشته باشد.
مفهوم نژاد آریایی از فرضیهای سرچشمه میگیرد که بر اساس آن، هندواروپایی زبانانِ اصلی و فرزندان آنان تا عصر حاضر، یک نژاد متمایز بوده و یا زیر مجموعهای از نژاد بزرگتر قفقازی میباشند.
, ,
,
, عبارت «نژاد آریایی» یا معادل آن، در هیچیک از متون ایرانی باستان و میانه، اعم از متون اوستایی، فارسی باستان، پهلوی، سغدی، مانوی و نیز متون ادبیات فارسی بکار نرفته است. افزون بر این، حتی کلمه «آریا» و «آریایی» در شاهنامه فردوسی و تمامی متون تاریخی، اسطورهای و ادبی فارسی مهجور و ناشناخته است. چنانکه این مفهوم واقعیتی عینی داشت (تا حدی که امروزه بدان بها میدهند)، میبایست رد و نشانی از آن در این متون موجود میبود و تا این اندازه در میان مردمانی که به حفظ خاطره تاریخی خویش (حتی به شکل داستانی) پایبند بودهاند، متروک و ناشناخته نمیبود.
,
اصطلاح نژاد آریایی مفهومی است که بدون آنکه ایرانیان یا هندیان در ساخت آن نقشی داشته باشند، در اروپا و در ۱۵۰ سال گذشته وضع شد و به نام آن انسان را و از جمله ایرانیان و هندیان را به زنجیر کشیدند و قربانی کردند. این نامی است که بارها در ترکیب و همزیستی با فاشیسم و نازیسم موجبات رنج انسان و کشتار دستهجمعی نوع بشر در هر چهار قاره جهان را به همراه داشته است.
شایسته است که مردمان جوامع ستمکشیده مشرقزمین بیش از گذشته توجه داشته باشند که اصطلاح «آریا/ آریایی» (همچون شکل امروزی آن یعنی «ایران») در میان فرهنگها و مدنیتهای باستان مفهومی فرهنگی و جغرافیایی داشته و دلالت بر مفاهیم نژادی نمیکرده است. سکوت و بیتوجهی و ریشخند افکار عمومی در قبال تحریکهای استعماری و نژادپرستانه و ناسیونالیستی میتواند آیندهای توأم با همزیستی و همبستگی را برای همگان و برای نسل آینده به ارمغان بیاورد. ( برای مطالعه بیشتر می توانید مراجعه کنید به مقاله “چگونگی پیدایش و گسترش یک فرضیه نژادپرستانه” به قلم دکتر رضا مرادی غیاث آبادی)
,
انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه