فرایند شکل گیری بی وفایی و به دنبال آن خیانت
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو)اگر به وفادارى همسرتان شک دارید،باید تمام توان خود را به کار گیرید تا به واقعیت پى ببرید؛ براى پایان دادن به نگرانى هاى خود،بهتر است هر چه سریع تر براى رفع تردید هاى خود، اقدام کنید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو),مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!

مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
نشانه هاى بى وفایى چیست؟
شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.

- افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
- وجود تغییر در سبک گفتار.
- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
از جمله دلایل مردان:
- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
- نا سازگارى در فعالیت جنسى
- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
- تنوع طلبى
از جمله دلایل زنان:
- فقدان توجه در زندگى زناشویى
- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
- نبود رابطه عاطفى
- به دنبال یه مونس بودن
- احساس جوان شدن
- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
- حد و مرز ها را حفظ کنید.
- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
منابع:
خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
انتهای پیام/ش
مى توانید از نظر احساسى،خود را براى روزى که احتمالا همسرتان شما را ترک کند،مهیا کنید. در غیر این صورت،آسیب شدیدى خواهید خورد.
,مى توانید از آلوده شدن زندگى مشترک تان،جلوگیرى کنید.زیرا، موارد بسیارى دیده شده که جز شک و دلواپسى،چیز دیگرى نبوده،اما موجب متلاشى شدن زندگى خانوادگى شده است.
, .,همچنین، مى توانید به دنبال راه حلى یا قانونى براى رسیدن به حقوق خود باشید و اطلاعلاتى را در این زمینه، به دست آورید.
,اغلب افراد یک شبه به همسرشان بى وفا نمى شوند. ممکن است فرد هنوز در دام بى وفایى گرفتار نشده باشد و تنها فکر آن را در سرش مى پراند.لذا با دانستن نشانه هاى بى وفایى قریب الوقوع، مى توانید از بى وفایى در آینده،جلوگیرى کنید.
,مى توانید توان کنترل را به دست آورید.زیرا،دانش قدرت است؛اگر مطمئن نباشید که چه چیزى روى مى دهد،ممکن است احساس کنید که یک قربانى درمانده هستید.در واقع،با کشف واقعیت ها مى توانید خود را قدرتمند سازید و با داشتن اطلاعات کافى، تصمیم هاى مناسب بگیرید و اوضاع را کنترل کنید و یا حتى، آن را به نفع خود، تغییر دهید.
, .,بى وفایى در زندگى زناشویى چیست؟
,هر نوع پنهان کارى از همسر در مورد روابط خارج از ازدواج،نوعى بى وفایى تلقى مى شود،حتى زمانى که شخص اطلاعات خصوصى خود را با شخص ثالثى در میان بگذارد و آن را از همسرش پنهان کند،نوعى بى وفایى تلقى مى شود.نکته مهم در بى وفایى،پنهان کارى است؛اگر شخصى عملى را در غیاب همسر خود انجام دهد و بداند که در صورت اطلاع همسرش،ناراحت شده و اعتراض خواهد کرد،همچنین،ایجاد رابطه عاطفى با فردى از جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده،مصداق بى وفایى است.بى وفایى،مرحله اى خفیف تر از خیانت است و دست کشیدن از آن،آسان تر است.همچنین،آسیب و عوارض کمترى به همراه دارد و بخشش آن از سوى همسر (به نسبت خیانت) آسان تر است.
, .,خیال پردازى با شخصى غیر از شریک زندگى،نیز نوعى بى وفایى تلقى مى شود.
,بى وفایى براى هر دو جنس،مى تواند ویرانگر باشد؛کشف بى وفایى، فشار زیادى بر قربانى وارد مى کند و بى وفایى منجر به طلاق،این فشار را مضاعف مى کند. البته شخصى که پیشنهاد جدایى مى دهد، کمتر دچار افسردگى شده و سازگارى بهترى دارد!
,و مطالعات نشان مى دهد که یکى از دلایل عمده ى همسر آزارى و همسر کشى در فرهنگ هاى مختلف، بى وفایى است.
,بى وفایى طى چه مراحلى،شکل مى گیرد؟
,مرحله اول:آمادگى ذهنى شخص است،این آمادگى را شخص از محیط، همسالان، رسانه و غیره،کسب مى کند به گونه اى که احساس و نگرشى مثبت به این مسئله پیدا مى کند؛ احساس مى کند مى شود با فردى غیر از همسر خود، صحبت و درد و دل کرد، رابطه داشت و این اشکالى ندارد!
,

, مرحله دوم:ممکن است شخص به فردى،اشتغال ذهنى داشته باشد،در این مرحله،دیدن و بودن نزد آن فرد،هیجان انگیز است؛این فرد در رؤیاى شخص حاضر مى شود و به دنبال بهانه اى براى بودن در کنار او مى گردد. در اینجا ممکن است بى وفایى عاطفى رخ دهد.
,مرحله سوم:در این مرحله،شخص احساس و عاطفه خود را توسعه مى دهد و متوجه آن فرد(خاص) مى کند. مکالمات! قرار ملاقات هاى پنهانى! تماس بدنى سطحى و پراکنده!
,مرحله چهارم:طرفین درگیر رابطه فیزیکى- جنسى با یکدیگر مى شوند و این مصداق خیانت است؛ بى وفایى، زمینه ساز خیانت است.
, .,مرحله پنجم:در این مرحله،شخص با اینکه مى داند چه کارى انجام داده، سعى مى کند به طریقى، آن را توجیه کند؛فقط همین یک بار بود و دیگر اتفاق نخواهد افتاد! ...
,در اینجا لازم است به یک مسئله توجه کرد و آن، پدیده جریان است.
, .,جریان،مجموعه اى از رفتار هاى فردى یا جمعى را پوشش مى دهد که به ظاهر عادى و طبیعى به نظر مى رسد اما در باطن،ویژگى هایى دارد؛شخص پس از ورود به آن،دیگر اراده چندانى از خود نخواهد داشت و جریان موجود، فرد وارد شونده را با خود خواهد برد!
,ورود جریان آسان است و هر فردى مى تواند خود را درگیر آن کند اما،خارج شدن از آن کار چندان ساده و راحتى نیست؛ بسیار قوى و نیرومند است.
,شخص پس از ورود به جریان، احساس مى کند که نسبت به امور موجود، تسلط دارد و هر وقت اراده کند، مى تواند خود را از روند موجود کنار بکشد! در صورتى که توان و اختیارى از خود ندارد تا بتواند کناره گیرى کند؛ فرد وارد جریان رودخانه مى افتد!
,و زمانى ماهیت جریان آشکار مى شود که فرد،متحمل آسیب هاى زیادى مى شود. از عمده عوامل گرایش به سمت آن، ویژگى خوشایند و لذت بخش بودن آن است که نقش قابل توجهى در تداوم آن دارد؛لذت موجود در آن، به مراتب بیش تر از لذت طبیعى آن خواهد بود.زیرا،خارج از هنجار هاى اجتماعى- اخلاقى است.
, .,نشانه هاى بى وفایى چیست؟
,شروع مجموعه اى از نشانه ها در طى مدت زمانى معین که قبلا وجود نداشتند، مى تواند زنگ خطرى براى بى وفایى باشد:
,- وجود حسى که به شما مى گوید بعضى چیز ها به خوبى پیش نمى روند و رابطه، به گرمى قبلى نیست.
, .,- تغییر قابل ملاحظه در رابطه جنسى؛تغییر در کیفیت و دفعات رابطه جنسى با همسر،هشدار دهنده مهمى است.البته خستگى،بیمارى،فشار کارى و اختلاف زن و شوهر،نیز موجب بروز همین نشانه ها مى شود.
, .,

, - افزایش ناگهانى مدت زمانى که شخص خارج از منزل،به سر مى برد و این، بدون بیان شدن دلیل عقلى است.
,- وجود مواردى که شخص احساس مى کند بیش از حد معمول، مورد انتقاد و ایراد همسر خود است.
,- فرد بیش از آنچه معمول است، از همسر خود در مورد برنامه هاى روزانه اش سؤال مى کند تا شاید در برنامه ریزى با شخص مورد نظر خود، دقیق تر و راحت باشد.
, .,- مکالمه ى تلفنى را تنها انجام دهد؛از تماس هاى تلفنى مى هراسد یا دستپاچه مى شود.
,- حواس پرت شده و زیاد اشتباه مى کند؛در خیال پردازى و رؤیا به سر مى برد!
,- وجود تغییر در سبک گفتار.
,- تغییر ناگهانى در وضعیت ظاهر،لباس و استفاده زیاد از مواد معطر و آرایشى.
,- هزینه زیاد مکالمات تلفنى.
,- تلفن شخص بى وفا اغلب در زمان هاى نا مناسب و غیر معمول،زنگ مى زند!
,واکنش زن و مرد به بى وفایى،چگونه است؟
,مردان، معمولا واکنش شدیدى نسبت به زنان، نشان مى دهند( ممکن است انتقام بگیرند) و به خاتمه رابطه زناشویى تمایل داشته و به دنبال جانشین( یافتن معشوقه اى براى خود)مى گردند! در حالى که زنان پس از فهمیدن این مسئله، با همسر خود بحث و گفت و گو مى کنى و سعى مى کنند رابطه زناشویى خود را از " نو " ترمیم کنند و آن را حفظ کنند( با بخشیدن همسر خود)
,برخى زنان زانوى غم در بغل مى کنند و به افسردگى دچار مى شوند.در حالى که مردان،با خشم رفتار کرده و خشم خود را بر سر همسرشان خالى مى کنند.
, .,زنان،رابطه همسر خود با شخصى دیگر را، به بى لیاقتى و عدم جاذبه جنسى خود، نسبت مى دهند(احساس نا امنى و تردید نسبت به خود) و مردان، به عدم لیاقت جنسى خود، نسبت مى دهند.
,زنان و مردان،دلایل متفاوتى براى بى وفایى دارند.
,از جمله دلایل مردان:
,- دلزدگى و ملال در زندگى زناشویى
,- نا سازگارى در فعالیت جنسى
,- فاصله جغرافیایى و جدا بودن از همسر به مدت طولانى
,- تنوع طلبى
,از جمله دلایل زنان:
,- فقدان توجه در زندگى زناشویى
,- نبود هیچ گونه گفت و گو و درک شدن از سوى همسر
,- نبود رابطه عاطفى
,- به دنبال یه مونس بودن
,- احساس جوان شدن
,- اثبات جاذبه هاى جنسى خود
,چگونه مى توان از بى وفایى و به دنبال آن از خیانت،جلوگیرى کرد؟
,- براى شریک زندگى خود، بیش از هر کس دیگر احترام قایل شوید.
,- هرگز به همسر خود اجبار نکنید که مطابق میل شما رفتار کند؛بهانه به دست همسر خود ندهید که بخواهد به شما بى اعتنا باشد یا قصد ترک شما را داشته باشد.
,- ترتیبى دهید که شریک زندگى تان در کنار شما احساس راحتى کند و در کنار شما بودن را ترجیح دهد.
,- هرگز درباره سایر افراد به جز شریک زندگى تان، خیال پردازى، تعریف زیبا شناسانه و غیره نکنید. زیرا او را خشمگین یا تحقیر مى کند.
,- به خود اعتماد کنید،احترام بگذارید و عزت نفس داشته باشید و اهداف هایى در نظر گرفته و براى رسیدن به آن ها،تلاش کنید.
, .,-توانایى ها و شایستگى هاى همسر خود را کشف و به بهانه هاى مختلف از او تعریف کنید، قدر بدانید و به او احترام بگذارید.
, .,- وقت و انرژى خود را به اندازه کافى، در زندگى مشترک صرف کنید؛ همسر خود را فراموش نکنید!
,- حد و مرز ها را حفظ کنید.
,- محیط کار مى تواند یک خطر بالقوه باشد!
,- از صمیمیت عاطفى با دیگرى، اجتناب کنید؛ممکن است که تصور شود که صحبت از مسائل خصوصى با یک غریبه یا همکار،تنها یک بحث عادى است!در حالى که ممکن است مسئله از آن هم فراتر رود.لذا،در محیط کار سعى نکنید روح پژمرده اى از جنس مخالف خود را نجات دهید یا از این فرد دل شکسته،دلجویى کنید.
, .,- اگر قبل از ازدواج به کسى علاقه مند بوده اید، نگذارید عشق کهنه شعله ور شود!
,- اتاق هاى چت اینترنتى مى تواند عامل بى وفایى و جدایى باشد.
,منابع:
,خدمتکار،حسین(1387) بى وفایى همسران
,کاوه،سعید(1387) همسران،بى وفایى و خیانت
,,
انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه