کهکشانی های گیلان؛

محسنی که این بار در رشت شهید شد

محسنی که این بار در رشت شهید شد
“رویا “زنی ۱۹ ساله بود پسری ۸ماهه بنام “امیر”داشت اوبه همراه همسرش “علی” درخانه ای محقردر نزدیکی ژاندارمری رشت زندگی می کردند آنها چندماهی بود که منتظربدنیا آمدن فرزنددیگری بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گیل بانو،بنابر روایات و اسناد تاریخی در منابع شیعه و اهل سنت، حضرت محسن (ع) از فرزندان حضرت امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) بوده و «عمر» یا «قنفذ»، حضرت فاطمه (س) را میان فشار در و دیوار قرار داده و شدّت این کار به حدّى بود که پهلوى آن بانو شکست و بچّه داخل شکم (حضرت محسن) سقط شد.ودردناک ترکه فرزندان دیگرشاهد ماجرا بودند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گیل بانو,

لاله پرپر

, لاله پرپر, لاله پرپر,

 

,

این اتفاق  تاریخی وغم انگیز،سال 1355 دررشت تکرارشد ؛ زنی باردارمیان کوچه به زمین افتاد.

,

رویا درکرج بدنیا آمده بود شایدهرگزگمان نمی کرد روزی عروس گیلان شود.تازه نوجوانی راپشت سرگذاشته بودکه علی به خواستگاری او آمد،علی ازاقوام دورآنها بود جوانی برومند ومهربان،خیاط ماهری بود ودررشت زندگی می کرد.

,

بعدازازدواج درکنارعلی زندگی شادوخوبی داشتند وقتی پسرش بدنیاآمد نامش راامیرگذاشتند ولی وقتی برای گرفتن شناسنامه رفتند اداره ثبت احوال نظام شاهنشاهی ازپذیرش نام امتناع کردند خیلی تلاش کردند امانتوانستند اسم راثبت کنند نهایتا مجبورشدند اسم یکی ازپادشاهان هخامنشی رابرای او ثبت کنند ولی خودشان پسرشان را"امیر"صدامی زدند.

,

رویا زنی صبورومهربان بود . دررشت دوستان زیادی نداشت ومعمولا درخانه گلدوزی ،خیاطی میکرد کارش خوب بود آنقدرکه گاهی سفارش هم میگرفت ولی بیشتراوقاتش راصرف خانه داری ونگهداری ازفرزندش میگذراند .درنزدیکی خانه شان دوستی داشت که اونیز ازتهرن آمده بود باخانواده اش گاهی بدیدن او میرفت واونیز ازبازی با"امیر "لذت می برد .

,

چند ماه ازتولد امیرمی گذشت که خدامژده بدنیا آمدند فرزنددیگری رابه رویا وعلی داد.دیگررویای رویا ،شکل زیباتری به خود گرفت حالامی بایست چندماهی منتظر می ماندند تاخانواده کوچک آنها بزرگترشود.

,

 

,

******

, ******,

دمدمای صبح 28 اردیبهشت سال 55 بود. سروصدای  عجیبی ازکوچه می آمد هواهنوز روشن نشده بود علی ورویا هراسان به داخل کوچه رفتند، رویا امیر رابه آغوش داشت ،ناگهان خانه دوستش رادید که درآتش می سوزد .باوحشت به همسرش گفت باید به کمکشان برویم رویا به شدت نگران دوستش وخانواده آنها بود .

,

درهراس ونگرانی بودند که متوجه حضورنیروهای امنیتی نظام شاهنشاهی (ساواک)شدند که بااسلحه هایشان بطرف آنهاشلیک میکردند .علی خواست رویا رابه داخل خانه ببرد که ناگهان ازروبرو تیری به کتف علی اصابت کرد علی به زمین افتاد وبیهوش شد رویا مات ومبهوت وامیر کوچک درآغوش مادرجیغ میزدناگهان رویا نیز درکنارهمسرش به زمین افتاد.

,

فردای آن روز؛روزنامه رستاخیز نوشت :"تروریست ها یک زن حامله راکشتند"

,

اماعلی به چشم خود دید تیرهای آمده به سمت آنها مستقیم ازطرف ساواک بود.درآن حادثه دلخراش علی و امیر بشدت مجروح شدندو رویا براثرتیری که به شکمش خورده بود به شهات رسید.

,

علی بعدها متوجه شد دوست رویا که ساواک آن روزبه خانه آنها حمله کرده بود ازمبارزان قبل انقلاب بودند وآنجا خانه تیمی آنها بوده .رویا وعلی هرگزگمان نکرده بودند که آنها ازفعالین ضدحکومت نظام سفاک شاهنشاهی هستند.

,

شهیده رویا باقری زنده دل سال 1336 بدنیاآمده بود ودراردیبهشت سال 1355  براثراصابت گلوله ساواک درشهررشت به شهادت رسید .

,

ماحصل گفتگو "گیل بانو"با علی اخترشناس همسر شهیده رویا باقری زنده دل

,

 

,

 

,

 

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه