چمران:
ابهام در مدیریت حریم تهران مانع اجرای آن است
رئیس شورای اسلامی شهر تهران با انتقاد از تداخل حریمهای شهری و خلأهای قانونی موجود، ابهام در مدیریت حریم تهران را مانع اجرای کامل آن دانست و هشدار داد که ادامه این وضعیت، علاوه بر تشدید اختلافات میان شهرهای پیرامونی، زمینه سوءاستفاده سودجویان، زمینخواری و گسترش بیضابطه کالبدی پایتخت را فراهم می کند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حریم تهران طی دو سال اخیر یکی از دغدغههای اصلی مسئولان شهری در توسعه پایتخت بوده است و همواره در مناطقی همانند ری و اسلامشهر اختلافاتی را میان مدیریت شهری و استانداری تهران شکل داده است ،اختلافاتی که به نظر می رسد اینک به گره ای بزرگ بدل شده است.
حال آنکه سخنگوی استانداری تهران هفته گذشته در نشست خبری با خبرنگاران اذعان کرده است که هیچ اختلافی میان این دو نهاد وجود ندارد و قرار است بزودی سند جامع در زمینه کنترل ساخت و سازها در حریم تهران توسط شهرداری تدوین و به استانداری ارسال شود.
در همین ارتباط گفت و گویی تفصیلی با مهدی چمران در استودیوی ایرنا انجام دادیم که مشروح آن را می خوانید:
ایرنا: آقای چمران بفرمایید گره اصلی اختلافات مبحث حریم تهران کجاست و چرا این طرح هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیده است؟ آیا این چالش قدیمی گره «حریم پایتخت» بالاخره حل شدنی است؟ آیا این طرح واقعاً به نتیجه می رسد یا همچنان با موانع روبرو خواهد بود؟
چمران: بگذارید کمی به عقب برگردیم تا درک کنید چرا این موضوع تا این حد حیاتی است. زمانی که ما در سال ۸۲ وارد شورا شدیم، یکی از اولین و مهمترین کارهایی که به عنوان تخصص خودمان انجام دادیم، کلنگ زدن برای تهیه «طرح جامع تهران» بود.
در آن زمان با یک چالش بزرگ روبرو بودیم؛ وزارت مسکن و شهرسازی (وزارتخانه وقت) همکاری لازم را انجام نمی داد و حتی هزینه تهیه طرح را نیز تقبل نمی کرد. از آنجایی که تهیه طرح جامع وظیفه وزارتخانه بود، اما برای پیشبرد کار، ما با شهردار وقت صحبت کردیم و شهرداری پذیرفت که این هزینه سنگین را بپردازد. آن زمان حدود ۱۵ میلیارد تومان هزینه پرداخت شد تا بتوانیم با ۲۶ یا ۲۷ مهندس مشاور متخصص همکاری کنیم.
ما برای هر یک از ۲۲ منطقه تهران، یک تیم مشاوره مجزا در نظر گرفتیم که شامل مشاوران اجتماعی، فرهنگی، ترافیک و یک مشاور مادر بود؛ تا در نهایت تمام این بخشها بتوانند یک طرح جامع، همگن و یکپارچه را ارائه دهند. خوشبختانه، با این اقدام، تهران از آن وضعیت بی برنامگی و بیقواره گی که ناشی از نبود طرح بود، نجات یافت.
آن زمان برخی معتقد بودند که طرح جامع «دست و بال مدیریت شهری را میبندد»، اما ما معتقد بودیم که شهر حتماً باید «قانون» داشته باشد.فرآیند تصویب این طرح هم بسیار دشوار بود؛ برخلاف شهرهای دیگر که طرحشان در یک یا دو جلسه تصویب میشود، طرح جامع تهران به دلیل وسعت و اهمیتش، حدود ۲۴ تا ۲۵ جلسه در شورای عالی معماری و شهرسازی مورد بررسی قرار گرفت تا با حضور نمایندگان شهرداری، شورا و استانداری، نهایتاً به تصویب برسد.
خلاء قانونی داریم ،حریم شهرها گاهی همدیگر را خنثی می کنند
ایرنا: شما به تداخل حریمها اشاره کردید. آیا این موضوع باعث ایجاد بحران در مدیریت مرزهای شهری شده است؟
چمران: بله، دقیقاً همین طور است. مشکل اصلی اینجاست که این حریمها گاهی همدیگر را خنثی میکنند و به جای نظم، مشکل ایجاد میکنند. ما با یک خلأ قانونی روبرو هستیم؛ وزارت کشور و وزارت مسکن در تهیه دستورالعملهای لازم برای این حریمها کوتاهی کردهاند. اگرچه با حضور استاندار جدید و وزیر راه و شهرسازی، تلاشهایی برای ایجاد یک حریم متمرکز در شورای عالی معماری صورت گرفته، اما مشکل اصلی ما هنوز در مجلس است؛ یک بند و سه تبصره در قانون وجود دارد که باعث تداخل حریمها شده است.
نتیجه این تداخل چیست؟ اینکه مثلاً در حریم تهران، ناگهان شهری از دلِ آن بیرون میزند و برای خودش حریمی میخواهد، در حالی که باید از حریم تهران پیروی کند. این اتفاق باعث میشود تهران مثل یک بادکنک مدام بزرگتر و بزرگتر شود و حریمهای اطرافش تحلیل برود.
نکته جالب اینجاست که برخلاف تصور عمومی، ما در طرح جامع تهران، به دنبال گسترش نبودیم؛ ما حتی سعی کردیم محدوده شهر را کوچکتر کنیم تا مدیریت آن قابلکنترل باشد. اما اخیراً حریمی که برای ما در نظر گرفتهاند، حدود یکسوم آن چیزی است که از نظر فنی و اجرایی ممکن است! من به عنوان کسی که سالها در طراحی طرحهای جامعی مثل فرمانفرمایان، مشهد و غیره کار کردهام، میگویم این حریم جدید اصلاً «عملیاتی» نیست. این یک بحث تعصب نیست، یک واقعیت مهندسی است.
کسانی می خواهند از آشفتگی حریم ها سوء استفاده کنند
ایرنا: این عدم انطباق میان قانون و اجرا، چه تأثیری بر ذینفعان و روند توسعه دارد؟
چمران: این وضعیت باعث شده درگیری میان شهرها زیاد شود. ما با شهرها مشکلی نداریم، ما با هم همشهری و رفیق هستیم، اما این ابهام قانونی، فضا را برای کسانی باز کرده که دنبال سودهای نامشروع هستند. کسانی که میخواهند از این آشفتگی حریمها استفاده کنند تا زمینخواری کنند یا با واسطهگری و دلالی، در این پروسه پول درآورند. این کار برخلاف مصالح همه ماست. ما در شورای شهر بحث کردیم که حریم تصویبشده در طرح جامع را با اصلاحاتی برگردانیم و نحوه اداره درست آن را پیشنهاد دهیم. امیدواریم با همکاری وزارتخانهها و استانداری، این گره قانونی باز شود.
رمز اصلی پیشرفت مان در کشور "اتحاد، همدلی و هماهنگی" است
ایرنا: با توجه به سالگرد شهادت برادر بزرگوارتان شهید مصطفی چمران بفرمایید از نگاه شما کدام جنبه از شخصیت وی در روایتهای رسمی کمتر دیده شده است؟
چمران: اگر وی امروز در میان ما بودند، با توجه به جنگ اخیر که بسیار متفاوت از جنگهای زمان وی است، قطعا نگاهی بسیار متفاوت و در عین حال استوار داشتند. من خودم فکر میکنم اگر امروز بودند، حتما به سوی لبنان میرفتند تا در آنجا بجنگند.
باید به این واقعیت توجه کرد که شهید چمران پایه گذار مقاومت اسلامی در لبنان بودند. مقاومت در لبنان از سال ۴۸ و ۴۹ آغاز شد و با تکامل سازمان «عملالله» به «حزبالله» امروزی رسید؛ سازمانهایی که اکنون با یک هماهنگی و تنسیق بالا فعالیت میکنند. امروز ما شاهد شجاعت بینظیر شیعیان لبنان در برابر اسرائیلِ غدار و مکار هستیم؛ دشمنی که نه شرافتی دارد، نه انسانیتی و نه ذرهای اخلاق.
آنچه در لبنان می بینیم، بسیار تکان دهنده است؛ حتی در آنجا، مقاماتی چون رئیس جمهور و نخست وزیر نیز با دشمن همراه شدهاند که این خود نشانه سختی شرایط است.
در ایران، یکی از رموز اصلی پیشرفت ما، این "اتحاد، همدلی و هماهنگی" بوده است. اما در لبنان، به دلیل تنهایی شیعیان، این هماهنگی به سختی برقرار میشود و بدون حمایت ایران، شرایط برای آنها میتواند بسیار کشنده باشد.
باید دانست که شیعیان از زمان ابوذر غفاری که شیعه را به لبنان آوردند، تا به امروز، در برابر موجهای سخت و طوفانهای بیرحم ایستادگی کردهاند. با وجود تمام کشتارها و قتلعامها، آنها همچنان ایستادهاند و امروز هم حرف اول را در لبنان و منطقه میزنند. امیدواریم که هر چه زودتر به پیروزی کامل برسند.
ایرنا: آیا این ادعای اسراییل که گفته می شود نمی خواهد ایران را ترک کرد درست است؟
چمران : ادعای اسرائیل مبنی بر اینکه " نمیخواهد جنوب لبنان را تخلیه کند" ، یک بازی خطرناک است. واقعیت این است که جنوب لبنان باید تخلیه شود؛ یعنی نیروهای اشغالگر باید از آنجا خارج شوند. اگر این اتفاق نیفتد، حملات آنها ادامه خواهد داشت و ما نمیتوانیم این وضعیت را رها کنیم. این یک ضرورت استراتژیک است.
ایرنا: شما به موضوع تخلیه جنوب لبنان اشاره کردید. با توجه به موقعیت حساس منطقه، پیشنهاد یا دیدگاه نهایی شما به عنوان کسی که با این منطقه آشناست چیست؟
چمران: من خود را تصمیم گیرنده نمیدانم، اما به عنوان کسی که مساله و منطقه را میشناسد، می توانم پیشنهادی بدهم. در کنار این گفتگو، اجازه دهید چند مورد از دست نوشتههای ارزشمند شهید چمران را که همراه دارم، با شما در میان بگذارم؛ شاید این کلمات، پاسخِ عمیقتری به تمام پرسشهای ما باشد.
یکی از نوشتههای ایشان در مورد «اللهاکبر» است. من این کلمات را وقتی در میادین شهر و در میان فریادهای «اللهاکبر» میشنوم، با تمام وجود حس میکنم. ایشان دربارهی این واژه نوشته اند؛ واژهای که امروز در «بنت جبیل» (در خط مقدم مقابله با اسرائیل) نیز طنینانداز است.
شهید چمران زمانی که از سوی امام به مقام وزارت دفاع رسید، با نگاهی عارفانه به این تضاد زیبا اشاره کرد. او میپرسید: «چه حکمتی است که عارفی وارسته از دنیا، که سراسر وجودش عشق، محبت و انسانیت است، به فرماندهی نظامی گمارده شود؟» در واقع، اینجا با یک تناقض زیبا روبرو هستیم. ما در تاریخ خود، عارفانی را دیدیم که در میدان جهاد ایستادند، اما این که یک «روح لطیف» و یک «عارف محض» اسلحه به دست بگیرد و در میان غرش تانکها و خروش مسلسلها به استقبال شهادت برود، ویژگیِ منحصربهفرد این مکتب است.
او در نوشتههایش به حوادث کردستان اشاره می کند و می گوید: «این اتفاقات (اتحاد قدرت نظامی و روح معنوی) تنها در سرزمین انقلاب اسلامی ایران ممکن است رخ دهد.» این تنها قدرت ایدئولوژی اسلامی است که میتواند چنین انسانهایی خلق کند. او معتقد بود تنها شیعیانِ پیروِ علی (ع) میتوانند چنین نمونههایی باشند.
وی با اشاره به شخصیت حضرت علی (ع) میگوید: «حضرت علی واقعاً نمونه این “جامعه ” بودند؛ جنگندگی و عرفان، محبت و عشق، عبادت و حکمرانی، و سخنوری در میدان جنگ؛ تمام اینها در یک وجود جمع شده است. و او معتقد بود شهید چمران، از خاکِ پای حضرت علی (ع) بود که توانست این ویژگیها را در خود جمع کند.
او در نهایت می گوید: «متفکران دنیا می گفتند حاکم باید فیلسوف باشد، اما من میگویم فرمانده نظامی باید “عارف” باشد.» این کلمات مرا به یاد شهید حاج قاسم سلیمانی میاندازد؛ کسی که او نیز برخورداری از یک «عرفان عملی» و نگاهی بسیار عمیق داشت.
ارسال دیدگاه