تلگراف»؛ روایتی از تحولات ایران در سالهای مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹
کتاب «تلگراف» تلاشی برای روایت یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر ایران در قالب رمان است؛ روایتی که در کنار جنبههای داستانی، بر گزارشهای تاریخی و منابع پژوهشی نیز تکیه دارد. کتاب «تلگراف» به بررسی بخشی از تاریخ معاصر ایران در فاصله سالهای ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۹ خورشیدی میپردازد و تحولات این دوره را با تمرکز بر نقش انگلستان و همچنین روسیه در مناسبات سیاسی ایران روایت میکند. این اثر، با بهرهگیری از قالب داستانی و مستندات تاریخی، رخدادهایی همچون شکلگیری نهضت مشروطه، مطالبه عدالتخانه، به توپ بستن مجلس، تحولات سیاسی سالهای پایانی حکومت قاجار و کودتای سوم اسفند را مرور میکند. به گفته نویسنده، «تلگراف» تلاشی برای روایت یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر ایران در قالب رمان است؛ روایتی که در کنار جنبههای داستانی، بر گزارشهای تاریخی و منابع پژوهشی نیز تکیه دارد. نویسنده با بهرهگیری از ظرفیتهای روایت داستانی، تلاش کرده است خواننده را در مسیر رخدادهای تاریخی همراه کند و فضایی فراهم آورد که مطالعه تاریخ، علاوه بر جنبه اطلاعرسانی، تجربهای روایی نیز باشد. کتاب در سه دفتر اصلی تدوین شده است که به صورت مرحلهای، تحولات سیاسی و اجتماعی را واکاوی میکند: دفتر اول: انقلاب مشروطه، به بررسی جایگاه ایران در میان روسیه و انگلیس و معرفی و واکاوی مواضع چهرههای شاخصی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان، سید جمالالدین اسدآبادی و شیخ فضلالله نوری و مروری بر رویدادهای مهم از جمله به توپ بستن مجلس و واکنشهای محمدعلی شاه پرداخته است. دفتر دوم: سیاست موازنه، به تحلیل سیاستهای انگلستان پس از سقوط محمدعلی شاه و بررسی قراردادهای پیدرپی، روی کار آمدن احمدشاه و پیامدهای جنگ جهانی اول و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه پرداخته است. دفتر سوم: کودتای سوم اسفند، به واکاوی زمینههای بروز کودتا از جمله کابینههای جوانمرگ، نقش سید ضیاءالدین طباطبایی و چگونگی به قدرت رسیدن رضاخان پرداخته است. قسمتی از متن کتاب همانطور که از مکتوبات و مذاکرات چهرههای شاخص و اعلام همعصر ملکم برمیآید، او در بین اقران روزگار، فرد بیدینی شناخته نمیشده است. یک بار در جلسهای با حضور نوزده نفر از اعیان که دربارۀ نحوۀ ورود مرجعوقت، آیتالله میرزا محمد حسن شیرازی، معروف به میرزای شیرازی، به سیاست و سرنگونی ناصرالدین شاه یا ایجاد تشکیلاتی شبیه واتیکان صحبت میکرده اند، فردی به نام صاحب کمال که از مدافعان قاجار و شخص شاه بوده است، با تعریض به نام ماکم میگوید: «این حرفهای شما به عینه مثل حرفهای قانون [روزنامۀ ملکم] است. چرا حرفهای یک بیدین را برای ما درس دولتخواهی قرار میدهید؟» یکی از حاضران به نام شریعتمدار به دفاع از ملکم برمیخیزد: «مثل جناب شما مومن معقول چرا باید در حق اشخاص غائب مرتکب چنان سوءظن بشود؟» در ادامه، حکیمباشی با اشارۀ تلویحی به تشکلهای آدمیت که مطابق اندیشۀ ملکم شکل گرفته بود پاسخ میدهد: معلوم است از عمل جوامع ما اطلاع ندارید؟ الان در کل ایران هیچ صاحب فهمی نیست که عضو جوامع آدمیت نباشد و کل این جوامع تابع حضرت امجدۀ حجتالاسلام آقامیرزا حسن [شیرازی] هستند. اگر امروز از آن مسند مقدس حکم صادر شود که به این دستگاه ظلم نباید اطاعت کرد و نباید مالیات داد، یقین بدانید که در کل ایران هیچ مسلمانی نخواهد بود که از چنان حکم تمرد نماید. با این همه، ماشاالله آجودانی در مشروطه ایرانی مینویسد: من معتقدم روشنفکری چون او، نه به اسلام و نه به مسیحیت که به هیچ دینی اعتقاد نداشت. وی در عین حال استدلالهای حامد الگار را در رد صمیمی بودن ملکم و پدرش میرزایعقوب در گرویدن از مسیحیت به اسلام سست میداند. (صفحه ۲۴ و ۲۵) «تلگراف»؛ روایتی از تحولات ایران در سالهای مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ جلد کتاب کتاب «تلگراف؛ مروری بر دخالتهای انگلستان در ایران از انقلاب مشروطه تا کودتای سوم اسفند» نوشته محمدحسن صنعتی در ۳۱۱ صفحه، زمستان ۱۴۰۴ توسط نشر بینالملل منتشر شد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ کتاب «تلگراف» به بررسی بخشی از تاریخ معاصر ایران در فاصله سالهای ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۹ خورشیدی میپردازد و تحولات این دوره را با تمرکز بر نقش انگلستان و همچنین روسیه در مناسبات سیاسی ایران روایت میکند.
این اثر، با بهرهگیری از قالب داستانی و مستندات تاریخی، رخدادهایی همچون شکلگیری نهضت مشروطه، مطالبه عدالتخانه، به توپ بستن مجلس، تحولات سیاسی سالهای پایانی حکومت قاجار و کودتای سوم اسفند را مرور میکند.
به گفته نویسنده، «تلگراف» تلاشی برای روایت یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر ایران در قالب رمان است؛ روایتی که در کنار جنبههای داستانی، بر گزارشهای تاریخی و منابع پژوهشی نیز تکیه دارد. نویسنده با بهرهگیری از ظرفیتهای روایت داستانی، تلاش کرده است خواننده را در مسیر رخدادهای تاریخی همراه کند و فضایی فراهم آورد که مطالعه تاریخ، علاوه بر جنبه اطلاعرسانی، تجربهای روایی نیز باشد.
کتاب در سه دفتر اصلی تدوین شده است که به صورت مرحلهای، تحولات سیاسی و اجتماعی را واکاوی میکند: دفتر اول: انقلاب مشروطه، به بررسی جایگاه ایران در میان روسیه و انگلیس و معرفی و واکاوی مواضع چهرههای شاخصی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان، سید جمالالدین اسدآبادی و شیخ فضلالله نوری و مروری بر رویدادهای مهم از جمله به توپ بستن مجلس و واکنشهای محمدعلی شاه پرداخته است.
دفتر دوم: سیاست موازنه، به تحلیل سیاستهای انگلستان پس از سقوط محمدعلی شاه و بررسی قراردادهای پیدرپی، روی کار آمدن احمدشاه و پیامدهای جنگ جهانی اول و انقلاب ۱۹۱۷ روسیه پرداخته است.
دفتر سوم: کودتای سوم اسفند، به واکاوی زمینههای بروز کودتا از جمله کابینههای جوانمرگ، نقش سید ضیاءالدین طباطبایی و چگونگی به قدرت رسیدن رضاخان پرداخته است.
قسمتی از متن کتاب
همانطور که از مکتوبات و مذاکرات چهرههای شاخص و اعلام همعصر ملکم برمیآید، او در بین اقران روزگار، فرد بیدینی شناخته نمیشده است. یک بار در جلسهای با حضور نوزده نفر از اعیان که دربارۀ نحوۀ ورود مرجعوقت، آیتالله میرزا محمد حسن شیرازی، معروف به میرزای شیرازی، به سیاست و سرنگونی ناصرالدین شاه یا ایجاد تشکیلاتی شبیه واتیکان صحبت میکرده اند، فردی به نام صاحب کمال که از مدافعان قاجار و شخص شاه بوده است، با تعریض به نام ماکم میگوید:
«این حرفهای شما به عینه مثل حرفهای قانون [روزنامۀ ملکم] است. چرا حرفهای یک بیدین را برای ما درس دولتخواهی قرار میدهید؟»
یکی از حاضران به نام شریعتمدار به دفاع از ملکم برمیخیزد:
«مثل جناب شما مومن معقول چرا باید در حق اشخاص غائب مرتکب چنان سوءظن بشود؟»
در ادامه، حکیمباشی با اشارۀ تلویحی به تشکلهای آدمیت که مطابق اندیشۀ ملکم شکل گرفته بود پاسخ میدهر.
معلوم است از عمل جوامع ما اطلاع ندارید؟ الان در کل ایران هیچ صاحب فهمی نیست که عضو جوامع آدمیت نباشد و کل این جوامع تابع حضرت امجدۀ حجتالاسلام آقامیرزا حسن [شیرازی] هستند. اگر امروز از آن مسند مقدس حکم صادر شود که به این دستگاه ظلم نباید اطاعت کرد و نباید مالیات داد، یقین بدانید که در کل ایران هیچ مسلمانی نخواهد بود که از چنان حکم تمرد نماید.
با این همه، ماشاالله آجودانی در مشروطه ایرانی مینویسد:
من معتقدم روشنفکری چون او، نه به اسلام و نه به مسیحیت که به هیچ دینی اعتقاد نداشت.
وی در عین حال استدلالهای حامد الگار را در رد صمیمی بودن ملکم و پدرش میرزایعقوب در گرویدن از مسیحیت به اسلام سست میداند. (صفحه ۲۴ و ۲۵«تلگراف»؛ روایتی از تحولات ایران در سالهای مشروطه تا کودتای ۱۲۹
جلد کتاب
کتاب «تلگراف؛ مروری بر دخالتهای انگلستان در ایران از انقلاب مشروطه تا کودتای سوم اسفند» نوشته محمدحسن صنعتی در ۳۱۱ صفحه، زمستان ۱۴۰۴ توسط نشر بینالملل منتشر شد.
ارسال دیدگاه