دانا گزارش می دهد؛
جبهه جدید تلآویو در سوریه؛ آیا رژیم صهیونیستی توان پرداخت هزینه درگیری با ترکیه را دارد؟
تلآویو در حالی برای باز کردن جبههای تازه در سوریه و تقابل احتمالی با ترکیه ریسک میکند که نزدیک به سه سال جنگ فرسایشی، اقتصاد و ارتش رژیم صهیونیستی را زیر فشار برده است.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حمله اخیر رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی ابوالظهور در شمال سوریه و هشدارهای «تام باراک» سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بار دیگر احتمال شکلگیری یک رویارویی مستقیم میان تلآویو و آنکارا را مطرح کرده است؛ سناریویی که اگرچه هنوز به جنگ مستقیم منجر نشده، اما میتواند یکی از پرهزینهترین محاسبات راهبردی رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر باشد.
رژیم صهیونیستی در شرایطی به مواضعی در خاک سوریه حمله کرده که طبق گزارشهای منتشرشده، نگرانی اصلی تلآویو حضور یا احتمال استقرار نیروهای ترکیه در این منطقه بوده است. آمریکا نیز پس از این حمله از احتمال تشدید تنش میان دو طرف ابراز نگرانی کرده و تام باراک درباره خطر کشیده شدن ترکیه به درگیری هشدار داده است.
اما پشت این تحولات یک سؤال مهمتر وجود دارد؛ رژیمی که از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون درگیر جنگی فرسایشی و چندجبههای بوده، تا چه اندازه توان گشودن جبههای تازه در برابر ترکیه را دارد؟
پاسخ به این پرسش صرفاً در قدرت نظامی تلآویو خلاصه نمیشود. اقتصاد، ارتش ذخیره، توان تأمین مهمات، وضعیت اجتماعی و میزان وابستگی به حمایت آمریکا، همگی عواملی هستند که میتوانند تعیین کنند یک عملیات محدود در سوریه به یک بحران گستردهتر تبدیل شود یا خیر.
از غزه تا سوریه؛ جبهههایی که تمام نمیشوند
جنگ پس از هفتم اکتبر، الگوی سنتی جنگهای کوتاهمدت رژیم صهیونیستی را تغییر داد. تلآویو که در دهههای گذشته تلاش میکرد جنگها را در کوتاهترین زمان ممکن به پایان برساند، اکنون با یک وضعیت فرسایشی مواجه است که همزمان هزینههای نظامی، اقتصادی و اجتماعی را افزایش داده است.
جبهه غزه، لبنان، سوریه، یمن و رویارویی مستقیم با ایران، هر یک بخشی از توان نظامی و اقتصادی رژیم را درگیر کردهاند؛ حتی در مقاطعی که شدت درگیری در یکی از جبههها کاهش پیدا میکند، هزینههای آن متوقف نمیشود؛ نیروهای ذخیره همچنان باید در آمادهباش باشند، تجهیزات باید جایگزین شود، سامانههای پدافندی باید شارژ و بازسازی شوند و هزینه حمایت از مناطق آسیبدیده و شهرکهای تخلیهشده نیز بر بودجه تحمیل میشود.
گزارشهای منتشرشده درباره هزینه جنگ نشان میدهد این روند فشار سنگینی بر بودجه رژیم صهیونیستی وارد کرده است. برخی برآوردها نیز هزینه جنگهای اخیر را در ابعادی بسیار بالا ارزیابی کردهاند و حتی برای ادامه وضعیت فعلی، افزایش قابل توجه بودجه نظامی پیشبینی شده است.
هزینه جنگ؛ از میدان نبرد تا بودجه عمومی
جنگ برای رژیم صهیونیستی فقط هزینه خرید جنگنده، موشک و مهمات ندارد؛ فراخوان نیروهای ذخیره، پرداخت غرامت، بازسازی شهرکهای آسیبدیده، حمایت از خانوادههای تخلیهشده، کاهش فعالیت اقتصادی مناطق مرزی و افت بخشی از سرمایهگذاریها، همگی هزینههایی هستند که مستقیماً یا غیرمستقیم به بودجه عمومی منتقل میشوند.
بر اساس برخی گزارشها، هزینه جنگ برای هر شهروند ساکن سرزمینهای اشغالی نیز به دهها هزار شکل رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد هزینه جنگ از سطح بودجه نظامی عبور کرده و به اقتصاد خانوارها نیز رسیده است.
از سوی دیگر، درخواستهای مکرر ارتش برای افزایش بودجه دفاعی نشان میدهد هزینههای جنگ همچنان رو به افزایش است. برخی گزارشهای منتشرشده از درخواست افزایش دهها میلیارد شکل به بودجه دفاعی رژیم حکایت دارد؛ اقدامی که خود به معنای فشار بیشتر بر بودجه عمومی و افزایش نیاز به استقراض است.
به همین دلیل، مسئله امروز تلآویو فقط «توان نظامی» نیست؛ بلکه توان اقتصادی برای حفظ این توان نظامی در یک جنگ طولانیمدت است.
ارتش ذخیره؛ ستون فقرات فرسوده
یکی از مهمترین مشکلات رژیم صهیونیستی، فرسایش ارتش ذخیره است.
مدل نظامی رژیم بر استفاده گسترده از نیروهای ذخیره در زمان جنگ بنا شده است. اما زمانی که جنگ از چند هفته و چند ماه عبور میکند و نیروهای ذخیره بارها فراخوانده میشوند، تبعات آن از پادگانها به اقتصاد منتقل میشود.
کارمند، مهندس، پزشک، مدیر شرکت یا صاحب کسبوکار که برای ماهها در خدمت نظامی قرار میگیرد، دیگر نمیتواند همان نقش اقتصادی سابق خود را ایفا کند.
این وضعیت برای بخش فناوری رژیم که یکی از موتورهای اصلی اقتصاد آن محسوب میشود، اهمیت بیشتری دارد. غیبت نیروهای متخصص و کاهش فعالیت اقتصادی میتواند به کاهش بهرهوری، تأخیر پروژهها و از دست رفتن بخشی از بازارهای خارجی منجر شود.
در کنار این مسئله، بحران خدمت حریدیها نیز همچنان یکی از شکافهای جدی جامعه صهیونیستی است. در شرایطی که ارتش به نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد، اختلافات سیاسی درباره معافیت حریدیها از خدمت، فشار بیشتری بر سایر گروههای جامعه وارد کرده است.
در نتیجه، هر جبهه جدید میتواند به معنای فراخوان بیشتر نیروهای ذخیره و تشدید همان بحرانی باشد که اکنون ارتش با آن دستوپنجه نرم میکند.
آمریکا؛ پشتیبان مهم، اما نه چک سفیدامضا
رژیم صهیونیستی در این شرایط همچنان به حمایت نظامی آمریکا وابسته است.
کمکهای سالانه واشنگتن، بستههای تسلیحاتی و حمایت سیاسی آمریکا بخش مهمی از توان تلآویو برای ادامه جنگ را تشکیل میدهد. با این حال، کمک نظامی نمیتواند تمام هزینههای اقتصادی یک جنگ فرسایشی را پوشش دهد.
هزینه اسکان شهرکنشینان، کاهش تولید، افزایش بدهی، پرداخت غرامت و فراخوان نیروهای ذخیره، مسائلی هستند که با دریافت سلاح بیشتر از آمریکا حل نمیشوند.
از همین رو، هرچه جنگ طولانیتر شود، فشار بر بودجه داخلی رژیم نیز افزایش پیدا میکند.
صنایع نظامی؛ رونق یک بخش در برابر هزینه یک اقتصاد
البته نمیتوان منکر آن شد که جنگ برای صنایع نظامی رژیم صهیونیستی با افزایش سفارش و تقاضا همراه بوده است.
شرکتهای فعال در حوزه پدافند، موشک، پهپاد و صنایع هوافضا از افزایش سفارشهای نظامی بهره بردهاند و برخی شرکتهای این حوزه عملکرد مطلوبی در بازارهای داخلی و خارجی داشتهاند؛ اما این مسئله به معنای سودآوری جنگ برای کل اقتصاد رژیم نیست.
افزایش سفارشهای نظامی عمدتاً از محل بودجه دولت انجام میشود؛ یعنی در نهایت این مالیاتدهندگان و منابع عمومی هستند که هزینه آن را پرداخت میکنند.
به همین دلیل، افزایش فعالیت صنایع نظامی را نمیتوان معادل افزایش ثروت عمومی دانست.
از سوی دیگر، هزینه استفاده از سامانههای پدافندی بسیار بالاست. استمرار حملات موشکی و پهپادی از چند جبهه، ذخایر رهگیرها را کاهش میدهد و دولت را مجبور به خرید و تولید بیشتر میکند.
این همان چرخهای است که جنگ را از یک عملیات نظامی به یک مسئله اقتصادی تبدیل میکند.
ترکیه؛ حریفی متفاوت برای تلآویو
اما مسئله اصلی زمانی جدیتر میشود که پای ترکیه به میان بیاید.
حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه ابوالظهور در سوریه و مواضع مطرحشده درباره احتمال حضور ترکیه در این منطقه نشان داد که اختلاف میان تلآویو و آنکارا در سوریه میتواند وارد مرحله تازهای شود.
ترکیه برخلاف بسیاری از گروهها و بازیگرانی که رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر با آنها درگیر بوده، یک دولت منطقهای با ارتش بزرگ، توان پهپادی، صنایع دفاعی و ظرفیت اقتصادی قابل توجه است.
بنابراین هرگونه درگیری مستقیم میان دو طرف میتواند بسیار متفاوت از جنگ با گروههای مقاومت باشد.
تلآویو در چنین سناریویی باید بخشی از ظرفیت پدافندی خود را در جبهه شمالی متمرکز کند، نیروهای بیشتری در منطقه مستقر کند، سطح آمادهباش را افزایش دهد و برای مقابله با واکنش احتمالی ترکیه، هزینههای بیشتری متحمل شود.
این در حالی است که ارتش رژیم هنوز از فشار جنگهای قبلی خارج نشده است.
یک حمله محدود یا آغاز یک دور جدید از تنش؟
نکته مهم در اظهارات اخیر تام باراک همین جاست.
فرستاده ویژه ترامپ پس از حمله اسرائیل به ابوالظهور نسبت به تشدید تنش ابراز نگرانی کرد و واشنگتن تلاش برای مدیریت اختلاف میان طرفها و جلوگیری از درگیری را در دستور کار قرار داد.
حتی گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد اطلاعاتی که مبنای حمله رژیم صهیونیستی به این پایگاه قرار گرفته بود، از سوی آمریکا مورد تردید قرار گرفته است.
بنابراین، آنچه در سوریه رخ داده را نمیتوان صرفاً یک حمله دیگر در چارچوب عملیاتهای معمول تلآویو دانست؛ زیرا این بار پای یک قدرت منطقهای دیگر به میان آمده است.
مسئله تلآویو؛ توان آغاز جنگ یا توان ادامه آن؟
رژیم صهیونیستی ممکن است همچنان توان اجرای حملات محدود و حتی گسترده را داشته باشد، اما این مسئله با توانایی تحمل تبعات یک جنگ جدید تفاوت دارد.
تلآویو شاید بتواند یک جبهه تازه را باز کند، اما سؤال اصلی این است که آیا میتواند هزینه باز ماندن آن جبهه را نیز پرداخت کند؟
جنگ طولانی، ارتش ذخیره را فرسوده کرده، هزینههای نظامی را افزایش داده و فشار بر بودجه را تشدید کرده است. همزمان، جامعه صهیونیستی با شکافهای سیاسی و اجتماعی بر سر نحوه تقسیم بار جنگ مواجه است.
در چنین شرایطی، درگیری با ترکیه میتواند هزینهای فراتر از یک عملیات نظامی محدود برای رژیم داشته باشد.
تحولات اخیر سوریه نشان میدهد منطقه در برابر یک نقطه عطف جدید قرار گرفته است. رژیم صهیونیستی از یک سو تلاش میکند حضور و نفوذ بازیگران منطقهای در سوریه را محدود کند و از سوی دیگر، با پیامدهای جنگهای چندساله و هزینههای انباشته آن مواجه است.
هشدار تام باراک نیز نشان میدهد واشنگتن نسبت به تبدیل این تنش به رویارویی مستقیم میان تلآویو و آنکارا نگران است.
در این میان، اقتصاد و توان انسانی رژیم صهیونیستی دو متغیر تعیینکننده خواهند بود. هرچه جبهههای بیشتری فعال شوند، فشار بر ارتش ذخیره، بودجه دفاعی و منابع مالی افزایش خواهد یافت.
به همین دلیل، مسئله اصلی در برابر تلآویو دیگر صرفاً این نیست که آیا میتواند به یک هدف در سوریه حمله کند یا نه؛ مسئله این است که اگر این حمله به درگیری با ترکیه منجر شود، آیا توان تحمل هزینههای جبهه جدید را خواهد داشت؟
ارسال دیدگاه