به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ داستان یک سناریوی هماهنگ برای حمله به رسانه ملی از آنجایی آغاز شد که جریانی در دولت که مسئولیت اطلاع رسانی را بر عهده دارد، اظهارات رئیسجمهور در یک جلسه محرمانه را در فضای مجازی منتشر کرد.
پزشکیان در این فیلم با ادبیاتی تند به صدا و سیما حمله کرده و پیمان جبلی، ریاست این سازمان را مخاطب قرار داد.
رئیسجمهور در این فیلم عنوان کرده بود که «من این روزها دیگر اصلاً تلویزیون ایران را تماشا نمیکنم. آنها باعث وحدت در کشور نمیشوند.»
انتشار این اظهارات رئیس جمهور در فضای مجازی، اما اقدامی تامل برانگیز بود زیرا طی چند هفته توانست مقدمه یک موج سواری دنباله دار را فراهم کند.
انتشار این اظهارات موجی از ذوق زدگی را در بین رسانه های صهیونیستی به ویژه اینترنشنال ایجاد کرد.
این، اما باز هم تمام ماجرا نبود. در گام بعدی نهضت آزادی با صدور بیانیه ای، حمله به صدا و سیما را دستاویز قرار داد تا از این طریق حمله به ساختارهای حاکمیتی را به عنوان نسخه پیشنهادی خود برای ایران بپیچد.
صداوسیما بازوی رسانه ای رهبری در ساختار جمهوری اسلامی به شمار می رود از این رو حتی چنانچه نقدی نسبت به عملکرد آن وجود دارد، اما تضعیف آن در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ ترکیبی تمام عیار است، باز کردن میدان برای عملیات روانی دشمن علیه ملت به شمار می رود زیرا مقدمه خواهد بود برای دستاندازی علیه سایر مجموعههای حاکمیتی؛ هدف این موج سواری در حقیقت فرسایش اقتدار و اعتبار نهادهای حاکمیتی به عنوان بازوان رهبری است.
بی اعتبارسازی رسانه ملی به جای نقد صدا و سیما
ماجرا حمله به صدا و سیما، اما به اینجا هم ختم نشد، حسن روحانی به عنوان یک فرد معلوم الحال که بیشترین خسارت به ملت و کشور را در دوران 8 سال سکانداری پاستور وارد کرد هم سر از لاک خود بیرون آورد و فضا را در این بهبوهه جنگ ترکیبی مناسب دید تا به صدا و سیما حمله کند.
روحانی در اظهاراتی در جمع برخی مدیران دولت یازدهم و دوازدهم گفت: صدای ملّی و سیمای ملّی اگر با زبان نرم و لین و در چارچوب درست برای بیدارگری جامعه حرکت نکرد و مرکزی برای اختلاف شد، جایگاهی برای آن شد که گروه کوچکی از آن نفع ببرند و اکثریتی از آن ضرر ببینند، کنار آن صداوسیما کسی قرار نمیگیرد و کسی نمیخواهد این سیما را ببیند و این صدا را بشنود. حالا از رئیسجمهورش گرفته که نمیخواهد تا افراد عادی جامعه.
این پازل با حمله هماهنگ روزنامه های اصلاح طلب به رسانه ملی تکمیل شد تا پروژه بی اعتبار سازی اصل رسانه ملی جایگزین نقد از عملکرد صدا و سیما شود.
حمله هماهنگ به صدا و سیما و مدیریت آن، اما به نظر می رسد واکنش به رویکرد ایستادگی در برابر سهم خواهی های سیاسی است.
پیمان جبلی چندی پیش در سخنانی درباره تداوم ایستادگی صداوسیما بر مدار هویت ایرانی-اسلامی و پایان «هویت های جعلی وسهم خواهی های سیاسی» صحبت کرده بود اظهاراتی که برای این جریان سنگین و غیز قابل تحمل شد تا جایی که واکنش گسترده این جریان را به دنبال داشت.
نزاع اصلی جریان غربگرا بر سر رسانه ملی یا یک فرد بر راس آن نیست؛ بلکه بر سر گفتمانی است که باید بر رسانه ملی حاکم باشد.
صداوسیما بازوی رسانه ای نظام و رهبری است و تضعیف هویت و ماموریت آن، به تضعیف قدرت گفتمان انقلاب در میدان رسانه ای منجر می شود.
موضوعی که در جنگ ترکیبی پیش رو علاوه بر هوشیاری برای مقابله با آن نیازمند مراقبت از هرگونه همصدایی جریان انقلابی با نقد غیر سازنده از رسانه ملی است.
تضعیف جایگاه رسانه ملی، صرفاً تضعیف یک رسانه نیست، بلکه بخشی از فشار برای تغییر نسبت نهادهای حاکمیتی با رهبری است. باید دغدغه مندان نسبت به جمهوری اسلامی نسبت به پشت پرده این موج سواری و پروژه سازی هوشیار باشند.
ارسال دیدگاه