به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روابط عمومی جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، کارگاه تخصصی «از قصه تا سینما» با حضور حامد جعفری دبیر جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان و مدیرعامل بنیاد فارابی، فرهاد توحیدی فیلمنامهنویس، زهرا محسنیفرد پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان، بهمن کامیار تهیه کننده، کارگردان و وکیل دادگستری، علیاصغر عزتیپاک نویسنده کتاب «باغ کیانوش»، محمدجواد موحد تهیهکننده فیلم سینمایی «باغ کیانوش» و همچنین زهرا روشندل مدیر برنامه های جنبی جشنواره روز دوشنبه ۶ مهر در کارستان بهارستان به همت سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان و با مشارکت بنیاد فارابی برگزار شد.
فیلمنامه واقعی از بازنویسی شکل میگیرد
فرهاد توحیدی در بخش ابتدایی این کارگاه با عنوان «ساختار فیلمنامه نویسی در اقتباس» با تشریح مراحل نوشتن فیلمنامه گفت: در شیوه حرفهای، ابتدا ایده در قالب خلاصه کوتاه داستان شکل میگیرد، سپس به سیناپس، طرح فیلمنامه و سکانسبندی تبدیل میشود و در ادامه نسخه نخست فیلمنامه نوشته میشود. این مراحل به نویسنده کمک میکند مشکلات اثر را پیش از رسیدن به مراحل پرهزینه تولید شناسایی و اصلاح کند.
این فیلمنامهنویس با تأکید بر اهمیت بازنویسی مطرح کرد: نسخه اول، نسخه نهایی فیلمنامه نیست و فیلمنامه واقعی از بازنویسی شکل میگیرد.
فیلمنامهنویس «مست عشق» محیط زندگی روزمره، انسانها، اخبار، تصاویر و اتفاقات اجتماعی را از مهمترین منابع ایده دانست و گفت: فیلمنامهنویس باید بتواند از دل اتفاقات معمولی، موقعیتهای داستانی پیدا کند. حتی یک خبر، یک عکس، یک رفتار یا جمله میتواند جرقه شکلگیری یک فیلمنامه باشد. فیلمنامهنویس باید اهل تجربه، سفر و کشف جهان پیرامون خود باشد و نسبت به اتفاقات جامعه آگاهی داشته باشد.
وی در ادامه، اقتباس را یکی دیگر از منابع مهم شکلگیری ایده دانست و بیان کرد: گنجینه ادبیات و آثار هنری منبعی گسترده برای اقتباس است و این اقتباس تنها به رمان و داستان کوتاه محدود نمیشود بلکه میتوان از نمایشنامه، ترانه، داستان، فیلم و دیگر آثار هنری نیز بهره گرفت.
سپس زهرا محسنیفرد پژوهشگر حوزه کودکونوجوان در کارگاه «از قصه تا سینما» با تأکید بر ضرورت دیدن جهان از زاویه نگاه نوجوان اظهار کرد: در فرایند خلق یک اثر باید مشخص باشد که روایت از منظر چه کسی شکل میگیرد و مخاطب آن کودک است یا نوجوان چراکه نمیتوان این ۲ گروه را یکسان در نظر گرفت.
وی با بیان اینکه مخاطب نوجوان یک گروه یکدست نیست، عنوان کرد: تفاوت در علایق، سبک زندگی، دغدغهها و محیط اجتماعی، موجب شکلگیری گروههای متنوعی از نوجوانان شده است.
این پژوهشگر حوزه کودکونوجوان با اشاره به نمونههایی از علایق متفاوت نوجوانان گفت: برای مثال در میان نوجوانان گروهی به فرهنگ کره جنوبی علاقهمند هستند، گروهی با این جریان همراه نیستند.
وی با اشاره به در نظر گرفتن مولفه های مختلف تصریح کرد: توجه به جنسیت به معنای تولید اثر صرفاً برای یک جنس نیست بلکه ملاحظات اجتماعی و فرهنگی مرتبط با جنسیت باید در خلق شخصیت و طراحی روایت مورد توجه قرار گیرد.
نویسنده بر کیفیت تولید محصول اقتباس شده تاثیر دارد
در ادامه علی اصغر عزتیپاک نویسنده کتاب «باغ کیانوش» با اشاره به تجربه تبدیل داستان «باغ کیانوش» به فیلم سینمایی، گفت: در سینما معمولاً قدرت، امکانات و سرمایه بیشتری از ادبیات وجود دارد؛ به همین دلیل، در بسیاری از موارد نویسنده در فرایند اقتباس در موضعی منفعل قرار میگیرد. با این حال، اگر رفتار حرفهای باشد، میتوان میان همه این مسائل تجمیع ایجاد کرد. کسی که میخواهد داستانی را به یک نسخه سینمایی تبدیل کند، میتواند ارتباط مناسبی با نویسنده اثر برقرار کند.
وی با بیان اینکه گفتگو میان نویسنده و فیلمساز بخش مهمی از فرایند اقتباس است، تصریح کرد: ادبیات و سینما ۲ مقوله متفاوت هستند و قرار است یک اثر از یک فضای هنری به فضای دیگری منتقل شود. وقتی یک داستان که حاصل خلاقیت نویسنده است، قرار است در قالب سینما بازآفرینی شود، باید گفتگویی شکل بگیرد. در مورد «باغ کیانوش» چنین اتفاقی رخ نداد.
اقتباس فرصتی برای تعامل ادبیات و سینما
موحد در این نشست با تأکید بر اهمیت اقتباس از ادبیات گفت: معتقدم بخش قابلتوجهی از آثار مهم سینمای جهان اقتباسی هستند. پیوند ادبیات، بهویژه رمانهای قصهمحور و جذاب، با سینما میتواند به ارتقای کیفیت آثار سینمایی کمک کند. در اقتباس، بخشی از مسیر قصه از قبل طی شده و سینماگر میتواند با افزودن زبان تصویر، آن را به یک اثر سینمایی تبدیل کند.
وی ادامه داد: یکی از چالشهای اصلی اقتباس این است که نویسنده کتاب به عنوان خالق اثر، نسبت به جزئیات آن حساسیت طبیعی دارد و ممکن است تغییر برخی عناصر برایش دشوار باشد. در حالی که فیلمساز گاهی تنها بخش محدودی از یک اثر را برای ساخت فیلم انتخاب میکند و بر اساس آن، اثری جدید میسازد.
تهیهکننده فیلم «باغ کیانوش» با اشاره به دشواری تبدیل داستان به فیلمنامه گفت: یکی از مهمترین کارهایی که در فرایند طولانی نگارش فیلمنامه انجام دادیم، گسترش شخصیتها و خردهروایتها بود. در کتاب چهار شخصیت نوجوان داشتیم، اما برای فیلم تعداد شخصیتها را افزایش دادیم تا امکان ایجاد موقعیتها و روایتهای بیشتری فراهم شود.
قوانین حقوقی اقتباس باید رعایت شود
در ادامه این نشست بهمن کامیار درباره حقوق اقتباس در سینمای ایران اظهار کرد: اقتباس اگرچه یک مسئله هنری است، اما در نهایت یک بسته حقوقی است و باید روابط میان مؤلف و اقتباسکننده از منظر حقوقی بررسی شود. حقوق مؤلف به ۲ بخش حقوق مادی و معنوی تقسیم میشود. حقوق مادی مانند نشر، عرضه، پخش و اکران قابل انتقال است، اما حق انتساب اثر به پدیدآورنده از حقوق معنوی است و قابل انتقال نیست.
وی افزود: در زمان اقتباس باید ابتدا مشخص شود صاحب فعلی حقوق اثر چه کسی است؛ زیرا همیشه پدیدآورنده صاحب حقوق مادی نیست و ممکن است این حقوق به ناشر، شخص ثالث یا ورثه منتقل شده باشد.
کامیار تصریح کرد: صرف دریافت حق اقتباس به معنای اجازه ایجاد هر نوع تغییر در اثر نیست. حذف یا اضافه کردن شخصیت، ادغام شخصیتها، تغییر پایانبندی، زمان و مکان داستان و سایر تغییرات در عناصر خلاقانه باید در قرارداد مشخص شود.
وی در پایان با اشاره به پرونده فیلم «قهرمان» گفت: داستانهای واقعی و موضوعاتی که در اختیار عموم قرار گرفتهاند، لزوماً در انحصار فردی که پیشتر درباره آنها اثری تولید کرده است، نیستند و میتوان از آنها برای خلق اثر جدید استفاده کرد؛ البته نشر اکاذیب، افترا و توهین، موضوعی جداگانه است و میتواند مسئولیت حقوقی ایجاد کند. البته صرف شباهت ۲ اثر برای اثبات سرقت ادبی کافی نیست و باید عناصر خلاقانه آنها بررسی شود. هر اثر کپی اقتباس است، اما هر اقتباسی کپی نیست.
ارسال دیدگاه