به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در تاریخ ۹ مهر ۱۴۰۵ (اول اکتبر ۲۰۲۶) با اطمینان کامل اعلام کرد که با تحویل آخرین محمولههای نفت ایران به چین و محدود شدن دسترسی به منابع ارزی، اقتصاد کشور ظرف دو هفته به نقطه فروپاشی خواهد رسید . او در این باره گفته بود که در آن زمان، حدود ۱,۵۰۰ میلیون بشکه نفت ایران روی آب باقی مانده و با تحویل این محمولهها، «ایران دیگر نفت قابل فروشی نخواهد داشت» و اقتصادش فرو خواهد پاشید .
این پیشبینی در حالی مطرح شد که واشنگتن همزمان با آن، عملیات «اقتصاد پاکسازی» (Operation Economic Outcast) را کلید زده بود؛ عملیاتی که بر اساس آن، هر شرکتی که به هواپیمای ایرانی سوخت بدهد، خدمات زمینی ارائه کند یا بخشی از عملیات تجاری آن را بر عهده بگیرد، ممکن است دسترسی خود به نظام مالی آمریکا را از دست بدهد .
اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان داد.
دلار ۱۳ هزار تومان عقب نشست؛ بازار ارز برخلاف انتظار واشنگتن حرکت کرد
در حالی که بسنت برای فروپاشی اقتصاد ایران زمانبندی دقیق ارائه کرده بود، بازار ارز در روزهای منتهی به پایان این مهلت، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت:
| شاخص | قبل از مهلت | بعد از مهلت | تغییر |
|---|---|---|---|
| نرخ دلار (بازار آزاد) | حدود ۲۷۰ هزار تومان | حدود ۲۵۷ هزار تومان | کاهش ۱۳ هزار تومانی (حدود ۴.۸ درصد) |
این عقبنشینی دلار، درست در پایان مهلتی که بسنت تعیین کرده بود، رخ داد و بهطور غیرمستقیم نشان داد که بازار ارز روایت فروپاشی فوری را تأیید نکرده است.
نکته کلیدی: کاهش نرخ دلار را نمیتوان صرفاً به پایان ضربالاجل بسنت نسبت داد. عرضه و تقاضا، سیاستهای بانک مرکزی، انتظارات معاملهگران و شرایط تجارت خارجی همگی در شکلگیری نرخ ارز نقش دارند. اما در ارزیابی ادعای بسنت، یک واقعیت روشن است: مهلت دو هفتهای تمام شده، بیآنکه نتیجهای که او وعده داده بود، در موعد اعلامشده رخ دهد.
ورود بازارساز
در این مدت، بانک مرکزی نیز برای مهار نوسانات بازار ارز وارد عمل شد. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، اعلام کرده که مداخله این نهاد توانسته روند صعودی نرخ ارز را متوقف کند و از احتمال کاهش بیشتر قیمتها سخن گفته است.
بر اساس اظهارات همتی، افراد بالای ۱۸ سال میتوانند با ارائه کد ملی تا سقف ۱۰ هزار دلار ارز خریداری کنند. به گفته او، میانگین خرید در این طرح حدود ۵ هزار دلار بوده است. هدف از این سازوکار، پاسخگویی به بخشی از تقاضای بازار و ساماندهی معاملات ارزی عنوان شده است.
رئیس کل بانک مرکزی همچنین از آمادگی برای مداخله تا سقف ۲ میلیارد دلار خبر داده است. این رقم، سقف اعلامشده برای ظرفیت مداخله بانک مرکزی است و به معنای تزریق قطعی تمام این مبلغ به بازار نیست.
تفسیر: ورود بازارساز یکی از عواملی است که باید در تحلیل افت اخیر دلار در نظر گرفته شود. سیاستگذار داخلی، برخلاف تصویر سادهای که از اقتصاد تحت فشار ترسیم میشود، همچنان ابزارهایی برای مدیریت بازار در اختیار دارد.
معماری پنهان تجارت نفت ایران؛ چرا پیشبینی بسنت شکست خورد؟
برای درک چرایی شکست پیشبینی بسنت، باید به معماری پنهان تجارت نفت ایران نگاهی انداخت. بسنت تصور میکرد که با مسدود کردن مسیرهای رسمی فروش نفت، ایران به زودی به نقطه فروپاشی میرسد. اما آنچه او در محاسبات خود نادیده گرفته بود، شبکههای موازی و مکانیسمهای دور زدن تحریم بود که ایران طی سالهای گذشته ایجاد کرده است.
بر اساس گزارشهای معتبر بینالمللی:
۱. سامانه تهاتر کالا با نفت: ایران از یک مکانیسم مبادله مخفی با چین استفاده میکند که بر اساس آن، نفت خود را با اعتبار خرید کالاهای چینی مبادله میکند. این مکانیسم به تهران امکان میدهد که درآمدهای نفتی خود را بدون نیاز به انتقال پول نقد، مستقیماً صرف واردات کالا کند .
۲. سهم بیش از ۸۰ درصدی چین: چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند. این وابستگی متقابل، به ایران اهرم فشار قابل توجهی در برابر تحریمهای آمریکا میدهد .
۳. تسویه به یوان و ریال: بر اساس اسناد رسمی خود وزارت خزانهداری آمریکا، فروش نفت ایران «عمدتاً به یوان چین» تسویه میشود و این مکانیسم، دور از دسترس سیستم بانکی آمریکا قرار دارد .
۴. زیرساخت CIPS: سیستم پرداخت بینبانکی چین (CIPS) با بیش از ۱۸۵۳ مشارکتکننده در ۱۹۲ کشور و منطقه، بستری امن برای تسویه تراکنشهای ایران فراهم کرده است .
این معماری، نه یک شعار، بلکه یک واقعیت عملیاتی است که در سالهای گذشته شکل گرفته و به ایران امکان داده تا حداقل بخشی از تجارت خارجی خود را حفظ کند.
نظر کارشناسان؛ چرا پیشبینی بسنت شکست خورد؟
اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران، در واکنش به ادعای بسنت گفت که این اظهارات «فاقد منطق عقلانی» است و آمریکا بهعنوان طرف متخاصم، چنین ادعاهایی را مطرح میکند که «شایسته توجه جدی نیست» . وی یادآوری کرد که بسنت در روزهای ابتدایی جنگ ۱۲ روزه نیز پیشبینی کرده بود که ایران ظرف کمتر از دو روز به فروپاشی اقتصادی میرسد، اما این پیشبینی محقق نشد .
مهدیار سپهوند، مشاور پیشین بانک مرکزی ایران، نیز با احتیاط بیشتری به این موضوع نگاه کرده و گفته است: «باید نسبت به این دیدگاه که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است، احتیاط کرد.» به گفته او، «فروشگاهها همچنان مواد غذایی و اقلام ضروری دارند و هیچگونه هجوم برای خرید دیده نمیشود» .
تحلیلگران اقتصادی نیز معتقدند که پیشبینی بسنت، بیشتر یک ابزار فشار روانی بوده تا یک تحلیل اقتصادی دقیق. توماس رایت، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، در این باره میگوید: «اعلام زمان دقیق فروپاشی یک اقتصاد، بیشتر شبیه به یک تاکتیک مذاکرهای است تا یک پیشبینی علمی. اقتصادها معمولاً در یک بازه دو هفتهای فرو نمیپاشند، مگر اینکه یک شوک خارجی عظیم رخ دهد.»
نقدینگی کنترل شد؛ اما چالشهای ساختاری باقی است
در کنار مدیریت بازار ارز، کنترل رشد نقدینگی و اصلاح وضعیت بانکهای ناتراز از محورهای سیاست پولی بانک مرکزی است. بر اساس آمار اعلامشده از سوی همتی، رشد دوازدهماهه نقدینگی از ۵۶.۴ درصد در خرداد ۱۴۰۵ به ۵۱.۶ درصد در شهریور همان سال رسیده است. رشد ماهانه نقدینگی نیز در شهریور ۱.۳ درصد گزارش شده است.
البته کاهش نرخ رشد نقدینگی به معنای کاهش حجم پول موجود در اقتصاد نیست؛ بلکه نشان میدهد نقدینگی نسبت به دوره مشابه سال قبل با سرعت کمتری افزایش یافته است. برای مشخص شدن آثار این روند بر تورم و بازار ارز نیز باید آمار ماههای بعد بررسی شود.
ناترازی بانکها هم همچنان از مسائل ساختاری اقتصاد ایران است. این مشکل میتواند از مسیر اضافهبرداشت بانکی و افزایش پایه پولی، فشارهای تورمی را تشدید کند. بنابراین، عقبنشینی دلار بهتنهایی برای اعلام موفقیت پایدار سیاستهای اقتصادی کافی نیست.
اعتبار بسنت ریخت، اما مشکلات باقی است
به گزارش راه دانا؛ آنچه در دو هفته گذشته رخ داد، یک درس روشن داشت: پیشبینی فروپاشی یک اقتصاد، آن هم با تعیین زمان دقیق، بیشتر یک شوی سیاسی است تا یک تحلیل اقتصادی. اقتصاد ایران همچنان با تورم، ناترازی بانکی و محدودیتهای تحریمی روبهروست و افت مقطعی دلار این مشکلات را پاک نمیکند. اما این واقعیتها هم نتیجه پیشبینی مشخص بسنت را تغییر نمیدهند؛ مهلتی که او برای فروپاشی تعیین کرده بود، به پایان رسید و آن اتفاق در موعد مقرر رخ نداد.
نکات کلیدی:
| شاخص | قبل از مهلت | بعد از مهلت |
|---|---|---|
| نرخ دلار | ۲۷۰,۰۰۰ تومان | ۲۵۷,۰۰۰ تومان |
| رشد نقدینگی (خرداد ۱۴۰۵) | ۵۶.۴٪ | - |
| رشد نقدینگی (شهریور ۱۴۰۵) | - | ۵۱.۶٪ |
پاسخ به پرسش اصلی: اگر قرار بود اقتصاد ایران ظرف دو هفته به نقطه فروپاشی برسد، چرا این اتفاق در مهلت اعلامشده رخ نداد؟ پاسخ این سؤال را نمیتوان صرفاً با اشاره به ادامه تحریمها کنار گذاشت. تحریمها میتوانند هزینه تجارت را بالا ببرند، دسترسی به منابع را محدود کنند و فشار اقتصادی ایجاد کنند؛ اما از وجود فشار تا اعلام زمان قطعی فروپاشی، فاصله زیادی وجود دارد.
بسنت برای اقتصاد ایران ساعت شنی گذاشته بود؛ حالا شنهای ساعت تمام شده، اما فروپاشی موعود هنوز از راه نرسیده است.
ارسال دیدگاه