وبلاگ پلاک شهادت/
3 ساله خطا نکردم
امروز توفیق شد مهمون سفره امام زمان بودیم ..پامنبری بودیم و حاج آقا خاطره ای از خودشون رو گفتن .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا سایت حرف تو به نقل از وبلاگ پلاک شهادت نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, حرف تو , پلاک شهادت,یه سال من با کاروان راهیان نور دانشگاه همراه بودم،یکی از بچه ها از اول سفر درخواست یه جلسه خصوصی باهام داشته باشه.
,
اردو تمام شد و هیچ وقت دورم خلوت نشد تا فرصت بشه اون دانشجو باهام حرف بزنه تااینکه...
,
در مسیر برگشت در یک مسجد نزدیک اصفهان توقف داشتیم.
اون موقع سال هوا سرد بود و عصر همون روز بارون هم اومده بود .اون شب به شدت سرد بود.
دانشجو ازم تقاضای وقت خصوصی کرد در بیرون از مسجد که خلوت باشه با 3 پتو زیر پا و 3 پتو روی خودمون انداختیم و ساعتها در اون هوای سرد با هم صحبت می کردیم.
, اون موقع سال هوا سرد بود و عصر همون روز بارون هم اومده بود .اون شب به شدت سرد بود.
دانشجو ازم تقاضای وقت خصوصی کرد در بیرون از مسجد که خلوت باشه با 3 پتو زیر پا و 3 پتو روی خودمون انداختیم و ساعتها در اون هوای سرد با هم صحبت می کردیم.
,
,
دانشجو می گفت:
من فرزند طلاق هستم.پدرم مردی هرزه و مادرم فاحشه است.
خانه مادرم مردهایی که وضع آن چنانی دارن رفت و آمد دارن..
پدرم هم هرزه است و تو خونه اش زن های بدکاره رو میاره..
پدرم از این زن های بدکاره رو میاره پیش من تا منم گناه کنم..
الان 3 ساله.. هر سال با بچه های دانشگاه میام راهیان نور تا شهدا دستمو بگیرن و خطا نکنم..
و دلم طرف گناه نره. 3 ساله که با اومدن به اینجا مقاومت کردم.
شهدا دستمونو بگیرید که خیلی تو این دوره و زمونه محتاج تونیم..
, من فرزند طلاق هستم.پدرم مردی هرزه و مادرم فاحشه است.
خانه مادرم مردهایی که وضع آن چنانی دارن رفت و آمد دارن..
پدرم هم هرزه است و تو خونه اش زن های بدکاره رو میاره..
پدرم از این زن های بدکاره رو میاره پیش من تا منم گناه کنم..
الان 3 ساله.. هر سال با بچه های دانشگاه میام راهیان نور تا شهدا دستمو بگیرن و خطا نکنم..
و دلم طرف گناه نره. 3 ساله که با اومدن به اینجا مقاومت کردم.
شهدا دستمونو بگیرید که خیلی تو این دوره و زمونه محتاج تونیم..
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه