شیخ "سنگ قلابی" قم را بشناسید
به هر یک از مبارزان انقلابی قم که میرسی از لابهلای خاطراتشان از یک شیخ سخن میگویند، شیخی که به معنای واقعی مبارز و نترس بود، و همه بیادعا به او میگویند شیخ" سنگ قلابی"![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، به هر یک از مبارزان انقلابی قم که میرسی از لابهلای خاطراتشان از یک شیخ سخن میگویند، شیخی که به معنای واقعی مبارز و نترس بود، اما بیادعا به او میگویند شیخ" سنگ قلابی" زیرا در برابر نیروهای تادندانمسلح گارد سلطنتی رژیم طاغوت از چنان ایمانی برخوردار بود که میدانست با یک سنگ و قلاب اگر ایمان و توکلی پشت آن نهفته باشد میتوان پیروز شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا,شیخ علی اوسطی سنگر شکنی تمام عیار
, شیخ علی اوسطی سنگر شکنی تمام عیار,ابوالفضل الماسی یکی از مبارزان انقلابی قم می گوید: شیخ علی اوسطی به مبارزان روحیه میداد و همیشه در خط اول مبارزه همراه بقیه مبارزان بود، سنگهایی که پرتاب میکرد به خطا نمیرفت، وقتی نیروهای طاغوت رودرروی مردم میایستادند سنگ و قلاب را برمیداشت به بچهها میگفت پنجمی را میبینی سرش؛وقتی همه به فرد موردنظر نگاه میکردند سنگ را به سر او میزد میگفت حالا سومی زانو؛ همه به سومی نیروی گارد نگاه میکردند و سنگ را به زانویش میزد اینگونه نظم نیروهای شاه به هم میریخت و درنهایت ما شعارهای خود رامی دادیم و فرصت پیدا میکردیم پراکنده شویم.
,زندگی نامه این شهید
, زندگی نامه این شهید,شیخ علی اوسطی در سال 1309 در مسگر آباد تهران در خانوادهای روحانی متولد شد. در جوانی برای تأمین معاش زندگی در معادن سنگ و آهک کار می کرد. در سال 1329 ازدواج کرد. دروس علوم دینی را پس از کار و بعد از ظهرها در مدرسه حاج ابوالفتح تهران شروع کرد. در سال 1342 برای ادامه تحصیل علوم دینی عازم قم شد. آشنایی نزدیک با محرومیتهای اجتماعی و نیز هواخواهیاش از آیین اسلام از او مبارزه جدی ساخت. در سال 1357 که روند مبارزه اوج گرفت یکی از سران تظاهرات در قم بود. او با فلاخن خود در میان ماموران رژیم شاه مشهور بود.
,شیخ علی اوسطی در رأی گیری برای روی کار آمدن حزب رستاخیز، برای آگاه ساختن مردم از باطل بودن اهداف شوم این حزب گفت: اگرکسی دراین رأی گیری شرکت کند، باید جوابگوی خون شهدا از صدر اسلام تاکنون باشد.
,نحوه شهادت شیخ علی اوسطی
, نحوه شهادت شیخ علی اوسطی,
سیدمحمدحسین رحمتی عکاس انقلاب در قم درباره نحوه شهادت شیخ علی اوسطی می گوید:تنها خاطره تلخی که دارم مربوط به روز شهادت شیخ علی اوسطی است. روز عید فطر که مردم با شادی و نشاط برای خواندن نماز عید فطر گردهم میآمدند دوباره سر خیابان چهارمردان درگیری شروع شد. یک روحانی به نام شیخ علی اوسطی بود که چون بچه روستا هم بود سنگ را با قلاب به خوبی پرتاب میکرد.
جیبهایش را پر از سنگ کرده بود، صورتش را هم پوشانده بود با این قلابها به کماندوها سنگ میزد و چند نفر را هم زخمی کرده بود. آنها ساعت یک بعدازظهر روز عید فطر سال 57 وی را جلوی خانه آیتالله گلپایگانی با گلوله شهیدش کردند چراکه داشت خیلی معروف میشد و جلوه جالبی پیدا میکرد.
وی ادامه داد: تا ما آمدیم وارد درگیری شویم دیدیم شیخ را زدند. من آنقدر از این واقعه ناراحت شدم که سوار دوچرخهام شدم به خانه برگشتم و دیگر نتوانستم در آنجا بمانم. کمکم این فرد برایمان الگو شده بود اما متأسفانه بعد از انقلاب آنچنان که باید در حق این شهید کار تبلیغی و فرهنگی انجام نشد. البته گاهی عکسهایش در گوشه وکنار دیده میشود لکن حقش این بود که بیش از این برای معرفی اش کار فرهنگی انجام شود.
,
,
,
,
متن نامه نگاری ساواک بعد از شهادت شیخ علی اوسطی
, متن نامه نگاری ساواک بعد از شهادت شیخ علی اوسطی,بطوریکه مدیر دبستان روستای مسگرآباد در این باره اظهار می کرد:چون شیخ علی اوسطی که اخیراً در قم کشته شده است از اهالی روستای مسگرآباد است لذا تاکنون برادران و فامیل و بستگان شیخ متوفی که همگی در روستای مذکور ساکن هستند هر روز بر در و دیوارمعابر این روستا بخصوص بر دیوار دبستان شعارهای ضد میهنی مینویسند و در روز جمعه 57/6/17 کلیه اهالی این روستا (مردها) به شهر مراجعه و جزو متحدان علامه نوری به تظاهرات پرداخته و غروب به روستا برگشتهاند.
,نظریه شنبه: نسبت به محو شعارها اقدامات لازم معمول گردیده است.
,نظریه یکشنبه: مسگرآباد حوزه استحفاظی این سازمان نمیباشد علیهذا مراتب باطلاع فرمانده ژاندارمری شهر ری رسانیده شد.
,پاسداری نظریه سهشنبه: نظریه یکشنبه مورد تائید است. شاهد نظریه 20 هـ ر: نظریه سهشنبه مورد تائید است.
,خبر شهادت شیخ علی در شهر پیچید و مأموران ساواک از ترس این که تشییع جنازه وی به قیامی مردمی بر ضد رژیم پهلوی تبدیل شود پیکرش را ربودند. پس از چند روز تحصن و پیگیری مردم، رژیم مجبور شد پیکر شیخ علی را تحویل دهد. حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، به محض اطلاع، در جلو صفوف تشییع کنندگان حضور یافتند. مردم در حالی که شعارهای ضد رژیم سر می دادند، برای طواف پیکر شهید وارد حرم حضرت معصومه (س) شدند. سپس حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی سخنرانی کوبنده و افشاگرانه ای برضد سردمداران پهلوی ایراد فرمودند و بعد از این که بر جنازه ی شهید نماز خواندند،اعلام کردند: بدانید علمدار دسته از بین ما رفت.
,فرازی از وصیتنامه
, فرازی از وصیتنامه,«خدایا! در شهادت چه لذتی است که مخلصان تو به دنبال آن هستند. خدایا! تو جانم دادی و جانم خواهی گرفت، مرا در آن صراطی گذار که هیچگاه از لحظه جان دادن غفلت نکنم. خدایا! میدانم آنچه را بخواهی انجام میدهی، پس مرا بر آن راهی بگذار که مصلحت توست».
, ».,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه