مقاله/

کتاب؛ مظلوم فرهنگی

کتاب؛ مظلوم فرهنگی
کتاب باید والاترین جایگاه را در گستره‌های فردی و اجتماعی دارا باشد؛ حال آنکه دردمندانه و به دلایلی گوناگون، اکنون کتاب از چنین موقعیتی به شایستگی در جامعۀ ما برخوردار نیست و هنوز مطالعه به عنوان یک نیاز دایمی برای همگان مطرح نمی‌باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سراب خبر، کتاب دریچه‏ یی است به سوی روشنایی و وسیله‏ی ارتباط و انتقال فرهنگ میان انسان‏ها و نسل‏ها؛ تجربه نشان داده است که کتاب و رونق چاپ کتاب موجب رونق بازار فرهنگ می‏شود و جامعه یی که فرهنگ مطالعه در آن رشد داشته، پیشرفت و ترقی نیز داشته است. به عبارتی دیگر ضرورت ترویج کتابخوانی و تولید و نشر کتاب را به تعبیری می توان یکی از نمودهای مهم رشد فرهنگی یک جامعه دانست. تلاش برای ترویج و توسعه ی فرهنگ کتاب و کتابخوانی یک سرمایه گذاری فرهنگی برای رشد جامعه و گره گشای بسیاری از مشکلات آن در عرصه علمی و فرهنگی خواهد بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
 
,
خوشبختانه برخورداری فرهنگ ارزشمند ما از ریشه‌های قوی و ماندگار، نگرشها و پویش های فرهنگی ما را قدرت و استحکام  فزاینده‌ای می‌بخشد؛ زیرا ما با فرهنگی ایم که تمامی جلوه‌های افتخارآفرین‍َش، نمودهای راستین فرهنگی‌اند. نخستین جلوۀ باشکوه چنین ارزشی را می‌توان در ابتدای برنامه‌های پیامبر عظیم‌الشأن اسلام یافت، که رسالتش را با فرمان‌ِ «خواندن» از سوی خداوند آغاز می‌کند و پی می‌گیرد. در همین فرهنگ مقدس است که خداوند یگانه، به قلم و حرمت آن سوگند یاد می‌کند و معجزۀ جاودانۀ آخرین سفیر الهی را یک کتاب آسمانی تشکیل می‌دهد.
,
 
,
این نشانه‌های روشن، به افزودۀ پیشینۀ پ‍ُربار فرهنگی ما، یعنی شمار کتابها و کتاب‌خانه‌ها و کتاب‌نگاران، و ظهور و وجود بزرگان و نام‌آوران و اهالی دانش و اندیشه و بینش در عرصۀ شکوفایی تمدن و گسترش فرهنگ مطلوب، ما را متقاعد می‌سازد که «کتاب» را یکی از برترین، زیباترین و مهم‌ترین تجلیات فرهنگی بدانیم و آن را از گران‌سنگ‌ترین پدیده‌ها و میراث بشری به شمار آوریم.
,
 
,
کتاب، حتی در روزگار پیشرفت های چشمگیر بشر در عرصه‌های دانش و نوآوری و فرهنگ، نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، که ابعاد گسترده‌تر و تازه‌تر و جلوه‌هایی پایدارتر یافته است. بی‌گمان، آنان که گامهای بلندی در وادی پیشرفتهای گوناگون برداشته‌اند، هرگز با کتاب و کتابخوانی بیگانه نبوده‌اند ؛ بلکه مطالعه را به عنوان یک عنصر اصلی و ضروری در زندگی خود دانسته‌اند.
,
 
,
کتاب باید والاترین جایگاه را در گستره‌های فردی و اجتماعی دارا باشد؛ حال آنکه دردمندانه  و به دلایلی گوناگون، اکنون کتاب از چنین موقعیتی به شایستگی در جامعۀ ما برخوردار نیست و هنوز مطالعه به عنوان یک نیاز دایمی برای همگان مطرح نمی‌باشد. این مسئله، با توجه به چنان پیشینۀ درخشان و درک ضرورتها و نیازهای این زمان، درخور تأمل فراوان است و بازنگری آن باید از اولویتهای زندگانی ما باشد.
,
 
,
کمی نه چندان دور برای بچه ها هنگام شب قصه می گفتند و کتاب می خواندند تا او خوابش ببرد. اکنون برای آنها هدفون یا سرگرمی های الکترونیکی می خرند تا قبل از خواب با آنها سرگرم باشد . در آن زمان به بچه ها یاد داده بودند که اگر می خواهید در آینده دکتر یا مهندس شوید باید راه درس و کتاب و مدرسه را دنبال کنید الآن باور آنها این است که اگر دستی در بازار داد و ستد داشته باشند ، طلا خرید و فروش کنند و کنار دست فلان کارخانه دار باشند ، به مراتب بیشتر از یک دکتر ومهندس و... می توانند بار خود را ببندند و با این باور، کتاب و درس در درجه دوم قرار می گیرد. به آنها تفهیم شده که آنچه پولدار شدن آدمها را تضمین می کند فقط درس و کتاب و دانشگاه نیست بلکه جسارت در فعالیتهای کاذب، بعضاً می تواند کارسازتر باشد. اتفاقاً جوان کنجکاو، درستی این باور را در بعضی جلوه های دیگر زندگی می بیند. مثلا به راحتی به چشم خود می بیند که درآمد یک کارمند ویا دبیرتحصیلکرده و مجرّب کمتر از درآمد یک کارگر یا بنّای ساختمانی است و یا درآمد یک پزشک فوق تخصص کمتر از درآمد یک شخص بساز و بفروش است . به این دلیل جوان امروز وقتی در برابر این پرسش قدیمی و اصیل قرار می گیرد که علم بهتر است یا ثروت تقریباً تردیدی نمی کند که بگوید : در شرایط فعلی ثروت .
,
 
,
  قشر تحصیلکرده کشور که کتابخوانی در آنها نهادینه شده پس از فارغ التحصیل شدن از درس و دانشگاه مجالی جز فکر کردن به معاش خود و خانواده اش را ندارد . این قشر مجبور است مسائل اقتصادی را در اولویت قرار دهد . به عبارت دیگر نویسنده ما مشکل اقتصادی و مالی دارد. در نتیجه کتابی می نویسد که فروش کند. در چنین شرایطی به بازار کتاب و مشتری بیشتر بها می دهد تا غنای علمی کتاب . از طرفی ناشر برای اینکه از عهده مشکلات مالی خود برآید  به دنبال کتابی می گردد که کمتر هزینه برده و بیشتر سود داشته باشد. در نتیجه کتابی چنین نازل فاقد شاخص های علمی و فرهنگی خواهد بود و قشر فرهیخته را مجاب به خرید نمی کند . از طرفی خریدار کتاب در چنین فضایی یا باید قید قیمت بالا را بزند و هزینه ای گزاف برای کتاب مورد نظر خود بپردازند یا به خرید کتابی که از سطحی سخیف و نازل برخوردار است، تن دهد . طبعا در فرض بحث که شرایط مالی خریدار دچار لغزش است قطعاً گزینه دوم را انتخاب خواهد کرد .
,
 
,
منابع جایگزین مثل اینترنت ، میزان نیاز به کتاب را کاهش می دهد . این در حالی است که هنوز به نسل جوان آموزش لازم داده نشده که اینترنت نمی تواند همه نیازهای فکری آنان را برآورده سازد . زیرا اولا بسیاری از کتب طبق قانون کپی رایت روی اینترنت قرار نمی گیرد و ثانیاً در اینترنت به دلیل آنکه نظارتی وجود ندارد مطالب درست و نادرست توام باهم به چشم می خورد و ناتوانی در تشخیص صحیح و ناصحیح بعضاً سبب انحراف کاربر می شود . در حالی که کتاب در داخل کشور از فیلترهای علمی می گذرد و از غنای تایید شده تری نسبت به اینترنت برخوردار است . بنابراین این نگرش را تفهیم کرد که اینترنت حتی اگر غنی باشد مرجع کامل و قابل تاییدی برای جوابگویی به همه انتظارات نیست و برای دریافت پاسخ جامع و کامل ، به کتاب نیز باید مراجعه کرد. نکته دیگر اینکه کتاب نفساً با آموزش و اطلاعاتی همراه است و غیر از آن کاربرد دیگری از آن انتظار نمی رود ، ولی رایانه فاقد چنین کارکردی است. علاوه بر این رایانه به عنوان ابزارهایی چون ارتباط و تبلیغات نیز کاربرد دارد که این امر به روحیه پرسشگری و پژوهشی یک دانشجو لطمه خواهد زد و وی را به عدم تحرک و فعالیت سوق خواهد داد .
,
 
,
علت های بسیاری دیگری را در این  امر برشمرد ؛ از جمله :گران بودن کتاب، فقدان وقت کافی برای مطالعه، سرگرم شدن افراد به مسایل جانبی، نبود کتاب و کتاب فروشی های مناسب برای سلیقه های مختلف، کاهش گفتمان در فضای انتشاراتی کشور، ممیزی کتاب، کیفیت پایین کتاب های چاپ شده، دسترسی آسان نداشتن به کتاب،  فقر کتاب‌خانه‌ها،  انحصار تبلیغات، عدم وجود هماهنگی در بخش تولید، ضعف توزیع و...
,
 
,
انتهای پیام/پ
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه