یادداشت//

کاروان علم و دانش به کجا می رود؟

کاروان علم و دانش به کجا می رود؟
جایگاه واقعی علم و دانش و حکمت و فلسفه و هنر و ادبیات آنچنان رفیع و بلند است که از زمان آفرینش بشر همپای همه ی تحولات طبیعی و تاریخی و اجتماعی و مدنی و اقتصادی توانسته است حرکت کرده و انسان را به مراحل بالاتر پیشرفت از هر حیث برساند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از هریس پویا، جایگاه واقعی علم و دانش و حکمت و فلسفه و هنر و ادبیات آنچنان رفیع و بلند است که از زمان آفرینش بشر همپای همه ی تحولات طبیعی و تاریخی و اجتماعی و مدنی و اقتصادی توانسته است حرکت کرده و انسان را به مراحل بالاتر پیشرفت از هر حیث  برساند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, هریس پویا,

زندگی انسان تا حد بسیار بالایی مرهون همین علم و دانش و حکمت و هنر و فلسفه است و بزرگان این عرصه نقش عمده ای در رهانیدن انسان از بیراهه های توحش و بدویت و ارتجاع و بربریت بازی کرده و خدمات ارزنده ای را به جامعه ی بشری کرده اند.

,

بدیهی است که هر زمان انسان از علم و معرفت و دانش رویگردان و دور شده، به مراتب از انسانیت و مدنیت و مهر و محبت و نیکی فاصله گرفته و مرتکب فجیع ترین جنایت ها و خشونت ها گشته است. علم و دانش اگر در مسیر درست و طبیعی خود پیش رفته و موجب زیر پاگذاشتن اصول انسانی و معنوی نشود، جوامع بشری و انسانها را تعالی می بخشد و این مسئله ای است که تاریخ گواه و شاهد آن است و ما با مطالعه تاریخ بشری و تاریخ جوامع مختلف این حقیقت را در می یابیم و می بینیم.

,

در کشور خودمان هم که مهد تمدن و علم و دانش و حکمت و معرفت و فلسفه است، هماره بیرق پیشرفت علمی و حکمی و فلسفی در اهتزاز بوده و بزرگان و عالمان و عارفان و فیلسوفان و حکیمان زیادی در ترقی و پیشرفت علمی و معنوی و روحی مردم میهنمان کوشیده اند. دانش و معرفت همواره در پیش اهالی این عرصه عزیز و محترم بوده و انسانهای عالم و دانشمند و فرزانه و حکیم از احترام فوق العاده ای برخوردار بوده اند. کارهای بزرگ به افراد کاردان و عالم و حکیم سپرده می شد و احترام و حرمت معرفت و دانش و حکمت همیشه و در همه حال محفوظ بود.

,

اما متأسفانه در حال حاضر وضعیت تدریس و تحصیل و فراگیری علم و دانش روی هم رفته مطلوب نیست. من پیشرفتهای علمی و فنی و تکنولوژیکی کشورمان را که مرهون تلاشها و مجاهدتهای فرزندان خلف این مرز و بوم است انکار نمی کنم. روی سخن من با وضعیت نامطلوب تحصیل وتدریس در مدارس و دانشگاههاست.

,

می توانم ادعا کنم که تقریبا ۸۰ درصد دانش آموزان و دانشجویان صرفا و از روی علاقه و نیاز درونی و باطنی دنبال علم و سواد و دانش و معرفت نیستند. بلکه بیشترشان برای گرفتن مدرک و عقب نماندن از قافله ی مدرک بگیران عمرشان را صرف نشستن پشت صندلی می کنند. باز هم می گویم که کاری با تعداد اندک دانشجویان و دانش آموزان خوب و تلاشگر و مستعد و علاقمند به تحصیل علم و دانش و فناوری ندارم. این عزیزان سرمایه ها ی ملی و آینده سازان واقعی میهنمان هستند. اما باید قبول کنیم که سیاستهای غلط و آسانگیریها و روی آوردن به افزایش بی کیفیت مدرک گیری و افزایش دانشجو به هر قیمتی و پر کردن فضای جامعه از کارجویان تحصیل کرده، ضربه ی هولناکی بر پیکر علم اندوزی و دانش طلبی و آموزش صحیح وارد آورده است.

,

وضعیت تدریس و آموزش هم چندان مطلوب نیست. دانش آموزان و دانشجویان به راحت طلبی و تلاش نکردن و بیعاری و بطالت عادت داده شده اند. آنها دنبال تحقیق و پژوهش و تلاش علمی نیستند. همه دغدغه آنها برای نوشتن حداقل یک مقاله و مطلب درباره موضوعی خاص، مراجعه به اینترنت و کپی کردن مطالب و پرینت گرفتن از آن و ارائه به معلم یا استاد است و معلم یا استاد هم بدون اینکه آن را خوانده و درستی و صحت و سقم مطالب و موضوعات، املا و نگارش صحیح، رعایت شدن اصول و قواعد مقاله نویسی و غیره را در نظر داشته باشد، نمره ی مورد نظر را را برای آنان در نظر می گیرد.

,

تدریس اساتید دانشگاه (مخصوصا در شهرهای کوچک) هم دیکته کردن مطالب از روی جزوه و نوشتن دانشجویان و در آخر هم امتحانی نمایشی گرفتن و ختم ماجراست و دیگر توجه نمی شود که دانشجویان در واحدهایی که انتخاب کرده و تحصیل می کنند چیزی در مورد درس مورد نظر یاد گرفته اند یا نه؟ و این البته علل و عوامل خاص خود را دارد و در بعضی موارد هم به کم توجهی دولت به وضعیت معیشتی و حقوق ماهانه و یا حق التدریس استادان بر می گردد که باید زمینه های دیگر را هم در نظر گرفت که در این موضوع دخیل هستند.

,

تازگی ها شگرد خاصی هم از سوی برخی رؤسای دانشگاهها مشاهده می شود که در نوع خود ابتکاری و بی نظیر است. این موضوع بیشتر در واحدهای دانشگاهی تازه تأسیس شده و در شهرهای کم جمعیت و کوچک مصداق دارد. یعنی رؤسای دانشگاهها برای بالا بردن تعداد دانشجویان دانشگاه خود، در امتحانات و نمره دادن به دانشجویان راه مدارا و تساهل و الطاف کریمانه ی ریاستی و استادی را پیش می گیرند تا دانشگاه و نفوس دانشجویی از لحاظ کمیت به مراتب بالاتری صعود کند و کاری به کیفیت تحصیل و تدریس استادان ندارند.

,

انتخاب استادان و اعضای هیئت علمی نیز بیشتر از روی رابطه و خویشاوندی و دوستی رؤسا با افراد خاص است، نه در نظر گرفتن مدرک و سواد و اطلاعات و درجات علمی و پژوهشی آنان!

,

و هم اینگونه است که اکثر کسانی که دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس و … هستند، سواد و اطلاعاتشان در مورد رشته تحصیلیشان خیلی پایین و گاهی هم در حد صفر است. بیشتر دانشجویان توان این را ندارند که درباره موضوعی، خودشان حداقل ده سطربا دست و سواد و اطلاعات خود مطلبی بنویسند که مطابق با شأن دانشجو و قواعد و اصول نوشتن و نگارش و دستور باشد. استادان در کلاسها از دانشجویان خود کار نمی کشند و ذهن آنان را آماده پژوهش و نوشتن و تحقیق نمی کنند. برخی از دانشجویان حتی اسم درس خود را نیز نمی توانند به درستی تلفظ کنند. من خودم از دانشجویی پرسیدم که اسم درسی که امتحان می دهی چیست؟ و او به جای اینکه بگوید «اقتصاد خُرد»، در جواب گفت « اقتصاد خِرَد» یعنی (خ) با کسره و (ر) با فتحه.

,

بدیهی است که دانشجو و استاد آن ارج و قرب و حرمتی که قبلا داشت، الان ندارد و تنها اسم دانشجو و استاد را یدک می کشند و این مسئله البته برای کسانی که دغدغه علم و دانش و پیشرفت علمی دارند، درد آور و آزار دهنده است. برای این مسائل و بالا بردن کیفیت تحصیل و تدریس باید چاره ای اندیشیده شود و صرف مدرک گرفتن و بالا بردن تعداد دانشجو و استاد و دانشگاه نه تنها کمکی به بهبود وضعیت علمی و پیشرفت کشور نمی کند، بلکه موجب تباهی و افسردگی علم و دانش و معرفت و حکمت گردیده و خسارتهای جبران ناپذیری به ساحت مقدس علم و دانش و معرفت و حکمت وارد کرده و موجبات افول دانش و آگاهی و تمدن و پیشرفت را فراهم می آورد.

,

به امید روزی که حرمت و ارزش علم و دانش و حکمت و معرفت همانند گذشته حفظ شود و همه ما قدر دانش به معنای واقعی کلمه را بدانیم و در اعتلای آن از جان و دل بکوشیم و البته دولتها نیز باید زمینه های ارتقاء سطح کیفی تدریس و تحصیل و پژوهش را برای علاقمندان و دانشجویان فراهم آورند.

,

نویسنده: مقصود تقی زاده هریس

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه