جشن کشف حجاب در قم!
در همین قم - مرکز روحانیت - نمی دانید چه بساطی اینها درست کردند و زن ها را چطور بیرون آوردند که بروند جشن بگیرند! با زور بروند جشن برای کشف حجاب بگیرند. نمی دانید اینها با ما چه کرده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، رضاخان تلاش می کرد تا ایران را به اصطلاح کشوری مدرن سازد. کشف حجاب نیز اگر چه به ظاهر به نام پیشرفت و ترقی ملت ایران انجام شد، اما از آنجا که با بنیان های اعتقادی جامعه آن روز ایران در تضاد بود، با مقاومت مردمی مواجه و منجر به فاجعه گوهر شاد شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پایگاه خبری تحلیلی کریمه,گفتنی است یکی از شهرهایی که گرفتار این خواست غرب گرایانه ی رضاشاه شده بود؛ قم بود.
, گفتنی است یکی از شهرهایی که گرفتار این خواست غرب گرایانه ی رضاشاه شده بود؛ قم بود.,آری، رضا شاه پس از تنها سفر خارجیاش به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، تحت تأثیر اقدامات غربگرایانه آتاتورک قرار گرفت. وی که که شدیداً تحت تأثیر بیحجابی زنان ترکیه قرار گرفته بود، بعد از این سفر تجددگرایی را در مخالفت با حجابی دید که فرهنگ مردم ایران بود.
,بدین منظور و برای رسمیت یافتن کشف حجاب، قانون اتحاد شکل البسه و تبدیل کلاه در چهار ماده و هشت تبصره در جلسه ۶ دی ۱۳۰۷ و در سومین سال پادشاهی رضاخان، به تصویب رسید و در ۱۷ دی ماه رسما اجرا شد.
,امّا اجرای این قانون با مقاومت گستردهای در تهران و چند شهر دیگر روبرو شد و روحانیون نیز پیشتاز این مخالفتها بودند.
,«ما که از اول اطلاع داریم و شاهد قضایا بودیم و در قم بودیم و دیدیم در اولی که اینها آمدند روی کار و رضاخان آمد روی کار با این مردم چه کرد، با همین ملت قم چه کرد، با بانوان ما چه کرد، با علمای ما چه کرد، با طلّاب ما چه کرد، اینها قضایایی است که اگر بخواهد کسی بنویسد باید یک کتاب بنویسد.
,
من گاهی که مباحثه داشتم در مدرسه فیضیه و چند نفری بودند یک روز دیدم که یک نفر هست؛ پرسیدم، گفت: قبل از آفتاب اینها باید بروند و در باغات برای این که مأمورین می آیند دنبالشان و آنها را می گیرند! قبل از آفتاب می رفتند و در باغات شهر و بعد آخرهای شب برمی گشتند به محل ما. خودمان اگر یک جلسه خصوصی می خواستیم داشته باشیم، به طور متفرق و از کوچه پس کوچه ها باید برویم و چند نفر باهم مجتمع بشویم و درد دل بکنیم.
شما نمی دانید که با بانوان قم چه کردند اینها، یک رئیس نظمیه بود - که نمی دانم حالا هست یا از بین رفته است - که آن طور با بانوان عمل می کرد که - از قراری که گفتند یک روز دماغش خون آمده و نشسته بود، خون دماغش داشت می چکید؛ چشمش افتاد به یک زنی که چادر دارد یا روسری دارد؛ اعتنا به خون نکرد و پرید به او! این طور با [مردم ] عمل می کردند. و شما شاهدید که در این آخر اینها با این ملت چه کردند، چه کشتارهایی در تمام شهرستان ها کردند، در خود قم چه مصیبت هایی به بار آوردند.» ( زندگینامه میرزا صادق آقا تبریزی در مجموعه آثار کنگره توسط محقق گرامی حجةالاسلام سید ابراهیم سید علوی به نگارش در آمده است، ج 6، ص 422)
,
, شما نمی دانید که با بانوان قم چه کردند اینها، یک رئیس نظمیه بود - که نمی دانم حالا هست یا از بین رفته است - که آن طور با بانوان عمل می کرد که - از قراری که گفتند یک روز دماغش خون آمده و نشسته بود، خون دماغش داشت می چکید؛ چشمش افتاد به یک زنی که چادر دارد یا روسری دارد؛ اعتنا به خون نکرد و پرید به او! این طور با [مردم ] عمل می کردند. و شما شاهدید که در این آخر اینها با این ملت چه کردند، چه کشتارهایی در تمام شهرستان ها کردند، در خود قم چه مصیبت هایی به بار آوردند.,
«در زمان رضاخان که شاید اکثر شما یادتان نباشد، ما شاهد چه صحنه ها بودیم در همین قم و نسبت به بانوان محترم این قم و در همه شهرها نسبت به بانوان محترم شهرها. او به تبع کسانی که تعلیم به او می دادند، به اسم «کشف حجاب»، هتک حرمت اسلام، هتک حرمت مؤمنین، هتک حرمتِ بانوان ما را چقدر کرد! و مأمورهای او با خانم ها و با مخدرات ما چه کار کرده اند؛ چه سلوک کردند؛ چه قدر پاره کردند چادرهای آنها را. چه قدر به یغما بردند چادرها و روسری های آنها را، ما شاهد اینها بودیم...» ( زندگینامه میرزا صادق آقا تبریزی در مجموعه آثار کنگره توسط محقق گرامی حجةالاسلام سید ابراهیم سید علوی به نگارش در آمده است، ج 6، ص 357، (سخنرانی، 17/12/1357، در جمع بانوان قم)
,«خیال نکنید که شما برادرهای اهل سنتِ ما مبتلا بودید، ماهم مبتلا بودیم در شهرها، در دهات، در قصبات. اطلاعاتی که گفتنی نیست. توجه کنید، توجّه کنید، اطلاعاتی ما داشتیم که گفتنی نیست. بانوان ما اطلاعاتی داشتند که روی تاریخ را سیاه کرده است.
, ،,نمی دانید چه قضایایی در این جا واقع شده است. در همین قم - مرکز روحانیت - نمی دانید چه بساطی اینها درست کردند و زن ها را چطور بیرون آوردند که بروند جشن بگیرند! با زور بروند جشن برای کشف حجاب بگیرند. نمی دانید اینها با ما چه کرده اند». (زندگینامه میرزا صادق آقا تبریزی در مجموعه آثار کنگره توسط محقق گرامی حجةالاسلام سید ابراهیم سید علوی به نگارش در آمده است، ج 7، ص 76، (سخنرانی، 1/2/1357، در جمع نمایندگان روحانی کرد)
, ,
,
, جشن کشف حجاب در قم
, جشن کشف حجاب در قم, جشن کشف حجاب در قم,«و بحمدالله در شهر مقدس قم آن چنان پایداری کردند خانم ها و بانوان که مشت به دهن آنها زدند...» ( زندگینامه میرزا صادق آقا تبریزی در مجموعه آثار کنگره توسط محقق گرامی حجةالاسلام سید ابراهیم سید علوی به نگارش در آمده است، ج 17، ص 359، (سخنرانی، 22/12/1361)
, «و بحمدالله در شهر مقدس قم آن چنان پایداری کردند خانم ها و بانوان که مشت به دهن آنها زدند...»,گفتنی است که آیتالله سیدرضا زنجانی که زمانی در قم تصّدی کارهای حاج شیخ را بر عهده داشته است (درباره او بنگرید: روزی مردی برخاست، ص203) میگوید، در جریان کشف حجاب یک روز حاج شیخ به خانه ما آمد. این زمانی بود که حاج آقا حسین قمی قصد داشت تا از روی اعتراض به کشف حجاب از مشهد به تهران بیاید.
,وقتی مرحوم حائری به خانه ما آمد، گفت: «آقا! من خیلی فکر کردم. این مردک (رضاخان) چادرها را بر میدارد، عمامهها را هم بر میدارد؛ این ریشها را میزند»...؛ همه اینها واقعیت دارد و باید در حدود توان کاری کرد... ولی اینجا (حوزه علمیه قم) هنوز ثابت و استوار نشده است.
,ما کوشش کردیم که پایگاه را از نجف به اینجا بیاوریم. شما آقا، اعتقاد ندارید به این که امیرالمومنین (علیه السلام) در پاسخ به تظلم خانم فاطمه زهرا (علیهاالسلام)، وقتی که صدای اذان را از مأذنه شنید که شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر میداد، گفت: فاطمه جان! اگر میخواهی این صدا باقی بماند، باید یک مقدار صبر کنی.» حاج شیخ اینها را میگفت و همینطور گریه میکرد و از محاسنش اشک میریخت.
, .,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه