به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سیاسی صبح قزوین، آیت الله باریک هادی بین، امام جمعه قزوین از شخصیت های تاثیرگذاری می باشد که سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی همگام با دیگر حوزویان کشور به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین,در این نوشتار گفتگویی صمیمی با نماینده ولی فقیه در استان قزوین صورت گرفته است.
,در زمان آغاز نهضت روحانیت ، علمای شاخص قزوین چه کسانی بودند ؟
,آیت الله باریک بین: از علما شاخص و ممتاز آیه اله حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی بودند که نسبت به بقیه برجستگی ویژه ای داشتند؛ ایشان از شاگردان شاخص موسسِ حوزه ی علمیه ی قم، حضرت آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیز استاد فلسفه حضرت امام خمینی بودند که امام چهارسال تمام، شرح منظومه فیلسوف بزرگ، حاج ملاهادی سبزواری را نزد ایشان خواندند.
,علامه رفیعی از مراجعی بود که بعد از دستگیری امام، وقتی که علماء بزرگ شهرستان ها و مراجع قم و مشهد در تهران اجتماع کردند تا برای آزادی امام تدبیری و اقدامی داشته باشند، به تهران مهاجرت و همراه مهاجرین از امام حمایت کردند؛ ضمن اینکه ایشان استاد فلسفه خیلی از فلاسفه کشور بودند. امثال حضرات آیات آقا جلال آشتیانی، حسن زاده آملی اخوان، مهدوی کنی، اویسی، ابراهیمی دینانی، دکتر نصر و … از شاگردان ایشان بودند.
, ,
,
, بعد از ایشان که در سال ۴۳ برای همیشه به تهران مهاجرت می کنند، حضرات آیات و حجج السلام آقایان حاج میرزا نصراله شهیدی، حاج میرزا رحیم سامت، حاج آقا بزرگ علوی، حاج سید ابوتراب ابوترابی، حاج سیدعباس ابوترابی، حاج میرزا عبداله شهیدیِ امام جمعه، حاج شیخ محمود شریعت مهدوی، حاج شیخ محمد عین اویسی، حاج سید حسین زرآبادی، حاج شیخ احمد تائبی، حاج شیخ هادی سلیمانی، حاج شیخ محمد خیارجی، آقایان علوی ها، سید جواد و سید علی اصغر و سیدعلی اکبر تقوی، حاج سید حسن موسوی شالی و بعدها حضرات آقایان حاج شیخ محمد مظفری و حاج سید نورالدین اشکوری نیز از نجف مراجعت کرده و به قزوین می آیند.
,در سال ۵۷ که اوج مبارزه بود، اعلامیه ها را حدود ۱۵ نفر از علماء با اختلاف مراتبی که داشتند امضاء می کردند البته اگر کسی از علما را زندانی و تبعید می کردند تعداد امضاء کننده ها کمتر می شد؛ اگر کسی را از قلم انداختم به حساب پیری و ضعف حافظه بگذارید.
,در سال های آغازین نهضت فضای کشور چگونه بود؟
,امام جمعه قزوین: ایران سلطنتی اداره می شد و در راس فردی با عنوان شاه قرار داشت که نمونه ای از بی لیاقتی، بی کفایتی، فساد در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و شهوترانی بود به تبَع شاه، تمامی خانواده سلطنتی، ارکان دولت و کارگزاران مهم حکومتی همه فاسد بودند و بدتر از همه این بی کفایتی ها، وابستگی ایران و شاه به غرب به ویژه آمریکا و انگلیس بود که شاه نقش حافظ منافع آن ها را در ایران بازی می کرد و ژاندارم منطقه شده بود؛ لازمه چنین ماموریتی برای شاه، تاسیس و توسعه ساواک بود که هر مخالفی را سرکوب و زندان ها را مملو از زندانی کند از طرفی حضور هزار و ششصد مستشار آمریکایی در ایران، آمریکا را از تامین منافعش در کشورمان مطمئن می ساخت.
,اولین برخورد امام و روحانیت با اعمال شاه، در موضوع لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی بود که در آن حکومت عقب نشینی کرد. امام به این پیروزی اکتفا نمی کنند و مبارزه را ادامه می دهند چون هدف را بزرگتر و بالاتر می دانستند.
,در تصویب قانون کاپیتولاسیون که توسط شورا و سنا صورت گرفت و به آمریکایی ها مصونیت کامل می داد که در ایران هر تجاوزی و جنایتی بکنند و دادگاه های ایران حق بازخواست و محاکمه آن ها را نداشته باشند، امام که مترصد فرصت برای رویارویی تمام عیار با سلطنت بود فریادی برآورد که شما ملت و مملکت ایران را فروختید! این غریو بلند در دنیا پیچید و موجب آگاهی و بیداری مردم گشت؛ البته باعث تبعید امام شد چون که دیدند امام دیگر قابل تحمل نیست و باید تبعید شود.
,در عصر عاشورای ۴۲ امام در مدرسه فیضیه به علت آن سخنرانی شدید علیه شاه، آمریکا و اسرائیل زندانی شد، چرا که هیچ کس نباید به این ها کوچکترین اهانتی می کرد امام تبعید شد چرا که ایران ایالتی از آمریکا بود و کسی ولو یک مرجع تقلید حق نداشت به آمریکا توهین کند، اگر کرد باید زندانی و یا تبعید شود.
,آن ها امام را به ترکیه و سپس به عراق تبعید کردند تا ایشان از حافظه ایرانیان حذف و فراموش شوند ولی قرآن می فرماید: “یریدون لیطفوا نوراله بافواههم و ا… متم نوره و لوکره الکافرون”. آن ها اراده کردند تا صدای امام را خاموش کنند، لیکن خداوند اراده کرد که امام را بر همه کافران بزرگ شرق و غرب پیروز کند و کرد.
, ,
,
, امامی که در حوزه قم و ایران اسلامی درخشیده بود حالا ماموریت الهی دارد که حوزه نجف را بیدار کند و در تبعید، مبارزه با شاه را ادامه دهد که می دهد و از عراق هم بیرون اش می کنند کویت علیرغم دادن ویزا، امام را راه نمی دهد و امام به پاریس می روند و از خانه دشمن بزرگ، ضربه نهایی را به دشمن کوچک که شاه باشد می زند و کار را تمام می کند. “و لوکره الکافرون”!
,شما چه فعالیت هایی در آن سال ها داشتید؟
,آیت الله هادی باریک بین: با آغاز نهضت امام خمینی، تعداد کثیری از شاگردان امام وظیفه خود می دانستند تا به نحوی که می توانند در تعمیق و گسترش آرمان های امام و آگاهی هر چه بیشتر مردم و پیروی آنها از امام تلاش و کوشش کنند.
,حقیر هم طبیعی بود که از این مجموعه شاگردان باشم در تابستان های سال های آغازین که به قزوین می آمدم این تکلیف را در حد مقدور و توان انجام می دادم.
,بعد از افشاگری و اعتراض شدید امام در عصر عاشورا سال ۴۲ و بازداشت ایشان در مدرسه فیضیه، عکس العمل هایی در همه شهرها از جمله قزوین صورت گرفت. فضلاء، طلاب و روحانیون حوزه علمیه قزوین هم تلگرافی خطاب به امام خمینی فرستادند. مضمون نامه این بود: “پیشگاه مقدس مرجع عالیقدر شیعیان، حضرت مستطاب کریمه العظمی آقای حاج آقا روح اله خمینی، از ارادتمندان شما، طلاب حوزه علمیه قزوین، مستفسر سلامتی حضرت آیه اله هستند و از ذات اقدس ربوبی نیل به زیارت آن وجود مبارک را خواستار می باشند”.
,این تلگراف که به عنوان درخواست برای ملاقات با امام در زندان است و با تعبیر مرجع عالیقدر شیعیان، حضرت آیه اله العظمی حاج آقا روح اله خمینی بیان شده است، همگام با کل روحانیت کشور و مراجع عظام در مقام تثبیت مرجعیت امام که قانونا دارای مصونیت هستند، فرستاده شد و حدود ۶۰ نفر از روحانیون حوزه علمیه قزوین آن را امضاء کردند.
,حقیر هم یکی از امضاء کنندگان آن بودم شهربانی قزوین با حساسیتی که به این جانب داشت ذیل تلگراف می نویسد: “امضاء هادی باریک بین و ۶۱ امضاء دیگر در تلگراف درج شده است.”
,در سال ۴۳ به قزوین آمدم، همراه با فعالیت های سیاسی و مبارزاتی اقدام به تعمیر و بازسازی مدارس متروکه و اشغال شده شیخ الاسلام، سردارین و صالحیه گرفتم و آیت اله شالی را که قصد داشت در عصمت آباد بوئین زهرا مدرسه علمیه تاسیس کند منصرف و ایشان را به قزوین دعوت کردم.
,چون مدرسه، مشکلات عدیده ای را در زمینه تامین استاد داشت از آنجایی که زمینه تلاش و فعالیت تا حدود زیادی آماده بود به همراه آیت اله شالی مدارس مذکور را بازسازی و احیاء نمودیم و طلاب متعهد و انقلابی را پذیرش کردیم و حضرات آقایان اشکوری و امیری را هم برای مدیریت و تدریس طلاب مدارس مذکور دعوت کردیم.
,در مجموع اقدامی اساسی و با برکت بود که هنوز هم ادامه دارد من خود در مدرسه شیخ الاسلام حضور و تدریس داشتم و در مسجد شیخ الاسلام اقامه نماز جماعت می کردم؛ در آن زمان مسجد شیخ الاسلام مرکز اجتماع جوانان انقلابی بود در کنار فعالیت های علمی و سیاسی، صندوقی را به نام حضرت ولی عصر عج در سال ۵۱ تشکیل دادم که علاوه بر پرداخت قرض الحسنه به مردم نیازمند به افراد انقلابی هم به صورت وام کمک می کرد که الحمدلله باقیات صالحاتی بود.
,یکی از کارهای خوب این صندوق در سال ۵۷ بود که کارخانجات در اعتصاب بودند و کارگران ماه ها حقوق نگرفته بودند ترتیبی اتخاذ شد که کارگران هر کارخانه ای محصول کارخانه را به امانت به این صندوق تحویل داده و معادل ارزش آن کالاها، وام از صندوق دریافت و به کارگران به عنوان حقوق، پرداخت کنند تا اگر در موعد مقرر و سررسید وام، اصل وام را مسترد کردند کالاهای خود را بردارند و در صورت عدم پرداخت صندوق از طریق فروش کالاها، طلب خود را وصول کنند.
,این کار شاید در کشور نمونه بود و باعث تداوم اعتصابات گسترده کارگری شد و در مجموع کمر رژیم شکست؛ از دیگر فعالیت ها، دعوت سخنرانان خط امام از تهران بود که در بیداری مردم بسیار تاثیر گذار بودند بخصوص در سال ۵۶، بعد از شهادت حاج آقا مصطفی، اجتماعات پی در پی به عنوان فاتحه با حضور سخنرانان انقلابی فراگیر شد و حضور مردم در خیابان ها و تظاهرات و شعار علیه نظام سلطنتی شدت گرفت طوری که دیگر رژیم نتوانست این حضور گسترده و فراگیر مردم را مهار کند.
,شکل گیری این اجتماعات بود که باعث شد پی به مقصود جمله حکیمانه امام ببریم که فرمودند: ” فوت مصطفی از الطاف خفیه الهی بود” که واقعا هم از الطاف خفیه و سپس جلیله الهی بود. اگر شهادت حاج آقا مصطفی نبود انقلاب به این زودی ها فراگیر نمی شد و مجالس و اجتماع زنجیره ای و پی در پی تشکیل نمی شدند.
,علاوه بر اجتماعات فوق، مجالسی به مناسبت سالگرد حجه الاسلام شهید انصاری، بزرگداشت مرحوم کافی، ترحیم آیه اله آخوند همدانی و شهدای شهرستانها بصورت متوالی برگزار می شد در دی ماه ۵۷ که مبارزات به اوج رسیده بود، مرحوم فاخر خراسانی در مسجد النبی سخنرانی می کرد.
,ما با علما در منزل آقای علوی جلسه داشتیم و معمولا جلسات تا بعد از ظهر طول می کشید که ناگهان روزی غریو شلیک توپ و تانک فضای شهر را پر کرد. نظامیان از شمال شهر تا جنوب شهر را مورد حمله و شبیخون قراردادند و تا نیمه های شب همه مردمی که خارج از خانه خود بودند نتوانستند به خانه های خود بروند.
,مردم از هر طرف محاصره شده بودند و همه بیرون ماندند. الحمدلله کسانی که در خانه ها بودند درب منازلشان را باز کردند و همه را پناه و اسکان دادند؛ ما هم در آن شب به همین وضع دچار بودیم و شب را در منزل آقای حاج عباس وحدانی بسر بردیم بعدها مشخص شد که این سرکوب گسترده در قزوین، مشهد و کرمانشاه، آزمایشی بود تا اگر جواب داد در سایر شهرها هم تکرار شود. ولی مردم مومن ایران، فردای آن شبیخون نه تنها عقب نشینی نکردند بلکه بیشتر از روزهای اول به خروش درآمدند و سیل کمک های نقدی و غیر نقدی خود را به آسیب دیدگان قزوینی و دو شهر دیگر فرستادند.
,چگونه شما به سردشت تبعید شدید؟
,آیت الله هادی باریک بین: طبیعی بود که ساواک و فرمانداری نظامی اشخاص فعال در انقلاب را تحمل نکند، لذا بنده در ۲۱/۱/۵۷ برای ۱۸ ماه محکوم به تبعید به سردشت کردستان شدم، آقای اشکوری هم به همین مدت به دره گز تبعید شد و آیه اله ابوترابی در ۲۳/۵/۵۷ دستگیر و به کمیته مشترک فراخوانده شد. بقیه علماء هم در فشار بودند. الحمدلله با مقاومت مردم، تمامی این توطئه ها را خنثی شده و بنده با دفاع آقای دکتر سید احمد صدر و حاج سیدجواد سالار در دادگاه تبرئه و در مجموع بیش از شش ماه در سردشت نماندم. تبعید دیگر علما نیز همانند بنده چندان به درازا نینجامید.
,در سال های ۵۶ و ۵۷ که فعالیت ها بیشتر شده بود اعلامیه ها چگونه به قزوین می رسید و پخش می شد؟
,آیت الله هادی باریک بین: ما از طریق آقای خوئینی ها با تهران ارتباط داشتیم که از دوستان حاج سید احمد آقا بود. آقایان شیخ حسین علیخانی و شیخ قدرت اله علیخانی نیز با آقای خوئینی ها ارتباط داشتند.
,آقای غفارزاده که برادر خانم ایشان بود و منزل اش مرکز فعالیت شده بود، به صورت مداوم با پاریس ارتباط داشت. آقایان همافر، درافشانی، مافی، اصفهانی، تبسمی، فیاضی و دیگر دوستان در زمینه های مالی و اقتصادی و توزیع کمک ها و رسیدگی به مردم فعال بودند، چرا که بازار مدت زیادی بود که اعتصاب کرده بود و باید به نیازمندان رسیدگی می شد.
,در ابعاد سیاسی و تبلیغاتی هم جوانان مسلمان در گروه های مختلف فعالیت می کردند. امثال آقایان انبار لوئی، نیکویه، شهید ابوالفضل خوئینی ها، شهید داوودی، ملکی نژاد به همراه دانشجویان و فرهنگیان فعالیت گسترده ای داشتند. از دیگر مبارزین شهید قدرت اله چگینی و مرحوم سید عبداله هجرتی در آموزش و پرورش، نصری، فیاضی، موسوی، حاج شفیعی ها، میرزا ابوطالبی و بسیاری دیگر بودند که همه را به خاطر ندارم.
,از وقایع ۶ و ۷ دی چیزی به خاطر می آورید؟
,آیت الله هادی باریک بین: دی ماه و بهمن ماه ۵۷ در همه شهرهای کشور هر روز حادثه ای رخ می داد، چرا که اوج انقلاب بود. در ششم دی ماه چهار نفر از خانواده محمودیان شهید می شوند تظاهرات پرشوری همراه با شعارهای تند برای تشیع جنازه های محمودیان در هفتم دی ماه برگزار می شود که چند نفر در درگیری ها شهید می شوند.
,در ۱۱ دی ماه، آن حمله تاریخی و بی سابقه، قزوین را به کربلایی دیگر تبدیل کرد در ۱۴/۱۰/۵۷ برای تظاهرات از مسجد النبی به خیابان امام آمده بودیم که آقای حاج شیخ حسین علیخانی اطلاع دادند که هیئت آمریکایی با سرپرستی رفری کلارک به تهران آمده اند و آقای صدر و حاج سیدجوادی آن ها را به قزوین آورده اند تا به طور مستقیم از اتفاقات چند روز پیش قزوین مطلع شوند.
,جلسه با هیئت آمریکایی را در منزل آقای پورزرشکی(دامادم) گذاشتیم که جای امنی بود در آن جلسه من و آقای اشکوری و مرحوم سید علی اکبر ابوترابی و چند تن از دوستان بازاری بودیم، در جلسه من به آن ها تذکر دادم که بعد از مراجعت به آمریکا از ملتشان بخواهند که کارتر را تحت فشار گذاشته تا از یک دیکتاتور خون آشام حمایت نکند.
,سرپرست هیئت آمریکایی گفت: مردم ما با ملت شما فرق دارند آنها در فکر رفاه خود هستند تا آزادی ملتها! بعدها مشخص گردید که ماموریت این هیئت این بود که وضع ارتش را بررسی کنند که اگر دستور کودتایی به ارتش داده می شود اجرا می کنند یا خیر؟ ظاهرا طی بررسی هاشان به این نتیجه رسیده بودند که مجموعه ارتش از امام فرمانبری دارد تا شاه و فقط عده ای از فرماندهان سطح بالا، مزدور و فرمانبر شاه هستند! دو تن از همین فرماندهان، تیمسار معتمدی فرماندار نظامی قزوین و تیمسار منوچهر ملک بودند که توسط پرسنل لشگر ۱۶ زرهی قزوین دستگیر و تحویل کمیته انقلاب مدرسه شیخ الاسلام شدند.
, ,
,
, در تاریخ ۱/۱۲/۵۷ من در معیت امام جمعه شهیدی و آقایان علیخانی و درافشانی این دو مزدور را به تهران برده و تحویل مدرسه رفاه و آیه اله خلخالی دادیم و کیفر آن همه جنایت و آدم کشی را با اعدام خود دیدند.
,اگر در پایان اگر صحبتی مانده است بیان فرمایید؟
,آیت الله هادی باریک بین: اشاره ای به استقبال از امام بکنم که حسن ختام این گفتگو باشد به همراه جمعی از علماء به تهران رفته و شب را در منزلی که کمیته استقبال تدارک دیده بود ماندیم صبح اطلاع دادند که دولت بختیار فرودگاه را بسته است.
,من به اتفاق آقایان علیخانی ها به مدرسه رفاه رفتیم و دیدیم که بزرگانی از علماء در حال مذاکره و تماس با پاریس هستند.
,تا جایی که به خاطر می آورم شهید مطهری، شهید بهشتی، آیه اله منتظری و چند نفر دیگر در جلسه حضور داشتند بعد از جلسه تصمیم بر این شد که به عنوان اعتراض به دانشگاه تهران برویم و تحصن کنیم؛ انتخاب دانشگاه هم موضوعیت داشت.
,به همراه بقیه به دانشگاه رفتیم و متحصن شدیم با شروع تحصن هر لحظه بر تعداد متحصنین از شخصیت های بزرگ روحانی افزوده می شد که بازتاب بسیار مثبتی در داخل و خارج داشت.
,تحصن تا روز ۱۲ بهمن که روز تاریخی ورود امام بعد از ۱۴ سال دوری از ایران و ملت اش بود ادامه داشت، به همراه متحصنین به فرودگاه رفتیم و در مراسم تاریخی، مسرت بخش و در عین حال همراه با اضطراب استقبال از پیشوای انقلاب اسلامی و زعیم بزرگ شرکت کردیم که روزی تاریخی و به یادماندنی بود.
,آری! این فرموده قطعی خداوند در قرآن است که: “الذین آمنوا و هاجرو و جاهدو فی سبیل اله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عداله و اولئک هم الفائزون” (سوره توبه ۲۰). به شرایط و ترتیب آیه توجه کنید که همه در امام جمع شده بود، ایمان، هجرت ۱۴ ساله، جهاد و مبارزه بی امان فقط در راه خدا، با مال و جان و تقدیم آیه اله حاج آقا مصطفی که برای پدر از جان عزیزتر بود و آن همه شهید که همه فرزندان امام بودند. این ها اعظم درجه عنداله می باشند. تقدیر و پاداشی از این بالاتر نمی شود! آن هم از جانب حضرت حق جل و علا! هم الفائزون! این ها فائز و رستگار، پیروز و نائل به همه خیرات هستند.
,در پایان از خداوند که این نعمت عظیم و بی نظیر را به رهبری کسی که واقعا روح اله است به ما داده، می خواهم که نعمت جمهوری اسلامی را متداوم بدارد.
,شهداء والامقام را که خود وعده داده نزد خود روزی فراوان می دهد متعالی بگرداند و جانبازان را شفا عنایت فرماید و خانواده شهداء، جانبازان و ایثارگران و همه ملت ما را صبر و تحمل بخشد. حضرت باری تعالی، خواستِ الهی امام را که نظام شاهنشاهی باید از بین برود، عملی کردند و انشاء اله با حمایت مردم و هدایت رهبری معظم (دام ظله) این امانت بی بدیل را به دست مولایمان حضرت ولی عصر و الزمان تحویل و تقدیم کنیم تا روح بلند امام در ملکوت اعلی هر چه بیشتر خوشحال شود.
,منبع: مجله سوره قزوین
, مجله سوره قزوین,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه