معاون توسعه ناحیه 1 آموزش و پرورش اردبیل در گفتگو با امید آینده؛
پدرم من را برای شرکت در راهپیمایی ها تشویق می کرد
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل گفت: خانواده و مخصوصا پدرم مرا برای شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات تشویق می کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا اسماعیل ابراهیمی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار امید آینده گفت: زمان انقلاب بنده در دبیرستان ابومسلم در میدان عالی قاپو در مقطع اول دبیرستان مشغول به تحصیلی بودم که همان دبیرستان بهار فعلی است اوایل سال تحصیلی که تقریبا جریان انقلاب شروع شده بود ماهم همانند و همراه ملت در جریان راهپیمایی و تظاهراتی که برگزار می شد شرکت می کردیم .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, امید آینده,وی افزود: در دی ماه سال 57 نزدیکی پیروزی انقلاب بود ما همیشه در دبیرستان ابومسلم در حیاط مدرسه راهپیمایی وتظاهرات می کردیم و به ترتیب با دانش آموزان به طرف میدان عالی قاپو حرکت می کردیم و در این اسنی اکثرا نیروهای نظامی مقابله می کردند و ما در اولین فرصت که حمله می کردند به حیاط مدرسه برمی گشتیم تقریبا ما این کار را هر روز دنبال می کردیم اگر الان هم دقت کنید در جلوی مدرسه ابومسلم باز هم جای گلوله ها باقی مانده که الان جای آن پیچ بستند ولی دقیقا مشخص است .
ابراهیمی اظهار داشت: اعلامیه ها و نوارهای کاست را اکثرا دانش آموزانی که از ما سنشان بیشتر بود در مدرسه پخش می کردند و ماهم در کنار آنها کمک می کردیم تا اینکه اواخر دی ماه مدارس تعطیل ما به مدرسه نرفتیم. اما راهپیمایی ها را در سطح شهر انجام می گرفتو همیشه شرکت می کردیم .
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل گفت: دقیقا یادم هست اربعین آن سال بود من به همراه برادر و سایر امت حزب الله، از مسجد حسینیه به طرف میدان قیام در حال حرکت بودیم و شعار های مذهبی و انقلابی می دادیم و نهایتا تمام این تظارهرات و راهپیمایی ها و به حمله نیروهای نظامی منجر می شد و نهایتا تظاهرات خاتمه می گرفت و برای فرصت های بعدی می ماند.
اسماعیل ابراهیمی افزود: تعدادی از دوستان ما در آن زمان زخمی و دستگیر شدند در آن زمان معمولا مردم درهای منزل خود را باز می گذاشتند که در زمان حمله، مردم و جوانان برای اینکه به دست نظامی ها دستگیر نشود در منزل انها پنهان شوند و وقتی که اوضاع آرام می شد بیرون می آمدند و حتی چند نفر از دوستان ما بودند که زمان حمله نیروهای نظامی در خانه های مردم قائم می شدند. آن زمان یکی از دوستان بنده که همیشه باهم در تظاهرا و راهپیمایی ها شرکت می کردیم آقای عسگر عظیم زاده بودند که الان بازنشسته شدند و قبلا در فرمانداری شاغل بودند. که دوستس ما هنوز هم ادامه دارد.
وی گفت: خاطرم هست قبل از تعطیلی مدارس یعنی سال57 اوایل سال تحصیلی بود که اکثر معلمان ما به مدرسه نمی آمدند. و اگرهم می آمدند ضد نظام صحبت می کردند ولی آن زمان معلمی داشتیم که ما را مجبور می کرد که به مدرسه برویم و تاکید داشت که کلاس درس تشکیل شود تا به نوعی ما را سرگرم کند و ما نتوانیم در تظاهرات و شرکت کنیم که بعد از انقلاب این معلم از سیستم آموزش و پرورش خارج شد.
ابراهیمی ادامه داد: بعد از اینکه انقلاب پیروز شد تقریبا اسفند ماه سال 57 اوضاع ارام شد و مدارس باز شد و ما دوباره به مدارس بازگشتیم در آن زمان گروهک هایی ایجاد شد بود و دانش آموزان هر یک در گروه و حزبی که عضو بودند در وسط زنگ تفریح اعلاینیه های خود را پخش می کردند و حزب و توده های خود را تبلیغ می کردند تا دانش اموزان را جذب گروه های خود کند که در این رابطه انجمن اسلامی دانش اموزان تازه تاسیس بشده بود اکثرا در مقابل این حزب و توده قرار می گرفت و من نیز عضو انجمن اسلامی بودم.
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل افزود: در آن زمان تازه انقلاب پیروز شده بود قانون خاصی نبود و دولت نیز ممانعت نمی توانست بکند و برخی از توده ها نیز ماهیتشان معلوم نبود شاید با نام انقلابی می آمدند و در اصل هدفهای حزب خود را دنبال می کردند .
وی خاطر نشان کرد: اما بعد از گذشت زمان این وضع سامان یافت و اجازه ندادند داخل مدرسه اعلامی ای پخش شود و برخی نیز که هویت آنها معلوم شد به خاطر توطئه بر علیه نظام و انقلاب دستگیر شدند و از عاقبت انها خبری نداشتیم .
ابراهیمی افزود: الان با آن زمان قابل مقایسه نیست . از لحاظ سیستم آموزشی که کتابها در آن زمان نظام گذشته تدوین شده بودند به تدریج تغییر پیدا کرد و ماهیت اسلامی پیدا کرد وهم نیروهای آموزش و پرورش ، که دبیرانی که الان شاغل هستند واقعا نیروی انقلابی و در خدمت انقلاب هستند والان نیروهای آموزش و پرورش نیروهای انقلاب و متولد انقلاب هستند و در خدمت انقلاب هستند .از نظر سیستم نرم افزاری هیچ امکانات آن زمان نبود و تنها تدریس در کلاس و محتوای کتاب درسی بوده وبا این زمان اصلا قابل مقایسه نسیت از لحاظ نرم افزاری الان اکثر مدارس ما هوشمند هستند دانش اموزان الان یکدست هستند و هم آگاهی آنها به حمدالله زیاد شده است و هم معضلاتی که دانش اموزان را هر حزب و توده ای به طرف خود می کشیدند وجود ندارد همه در یک خط هستند و در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران در حال تحصیل هستند . ارتقای علمی بسیار زیادی اتفاق افتاده است در آن زمان آموزش فقط محدود به کتابهای درسی بود الان تغییراتی که در محتوای کتابهای درسی اتفاق افتاده و محتوای آموزشی از نظر نرم افزاری و سخت افزاری که افزایش یافته است الان می توانیم بگوییم که 40 درصد مدارس ما هوشمند است.
وی یادآور شد: پدرم که الان به رحمت خدا رفته خاطرم است که دویا سه سال از قبل از انقلاب که اصلا بویی که از تغییر رژیم و انقلاب نبود .با دامادمان بر علیه شاه حرف می زدند از ظلم هایی که شاه و امریکا به مملکت ما می کنند حرف می زدند من هم که سن زیادی نداشتم تعجب می کردم که چرا پشت سر شاه حرف می زدند چون سن کمی داشتم و ظلم های شاه و امریکا را درک نمی کردم . الان هم حرف های پدرم یادم مانده است خدا او را بیامورزد.
ابراهیمی افزود: خانواده من علاوه بر اینکه جلوی من را برای شرکت در راهپیمایی ها نمی گرفتند بلکه تشویق هم می کردندحتی پدرم که آن زمان سن زیادی داشتند باز هم به راهپیمایی می رفتند .و شرکت می کردند و آن را وظیفه خود می دانستند و به من هم تاکید می کردند که شرکت در راهپیمایی یک وظیفه دینی است و همیشه می گفتند رژیمی که حاکم است بر ایران، رژیم اشغالی است و به ملت ما ظلم می کند و مملکت مان را دربست در اختیار امریکا گذاشته است. بنابراین همیشه من را تشویق می کردند برای شرکت در راهپیمایی و تظاهرات .
انتهای پیام/پ
وی افزود: در دی ماه سال 57 نزدیکی پیروزی انقلاب بود ما همیشه در دبیرستان ابومسلم در حیاط مدرسه راهپیمایی وتظاهرات می کردیم و به ترتیب با دانش آموزان به طرف میدان عالی قاپو حرکت می کردیم و در این اسنی اکثرا نیروهای نظامی مقابله می کردند و ما در اولین فرصت که حمله می کردند به حیاط مدرسه برمی گشتیم تقریبا ما این کار را هر روز دنبال می کردیم اگر الان هم دقت کنید در جلوی مدرسه ابومسلم باز هم جای گلوله ها باقی مانده که الان جای آن پیچ بستند ولی دقیقا مشخص است .
ابراهیمی اظهار داشت: اعلامیه ها و نوارهای کاست را اکثرا دانش آموزانی که از ما سنشان بیشتر بود در مدرسه پخش می کردند و ماهم در کنار آنها کمک می کردیم تا اینکه اواخر دی ماه مدارس تعطیل ما به مدرسه نرفتیم. اما راهپیمایی ها را در سطح شهر انجام می گرفتو همیشه شرکت می کردیم .
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل گفت: دقیقا یادم هست اربعین آن سال بود من به همراه برادر و سایر امت حزب الله، از مسجد حسینیه به طرف میدان قیام در حال حرکت بودیم و شعار های مذهبی و انقلابی می دادیم و نهایتا تمام این تظارهرات و راهپیمایی ها و به حمله نیروهای نظامی منجر می شد و نهایتا تظاهرات خاتمه می گرفت و برای فرصت های بعدی می ماند.
اسماعیل ابراهیمی افزود: تعدادی از دوستان ما در آن زمان زخمی و دستگیر شدند در آن زمان معمولا مردم درهای منزل خود را باز می گذاشتند که در زمان حمله، مردم و جوانان برای اینکه به دست نظامی ها دستگیر نشود در منزل انها پنهان شوند و وقتی که اوضاع آرام می شد بیرون می آمدند و حتی چند نفر از دوستان ما بودند که زمان حمله نیروهای نظامی در خانه های مردم قائم می شدند. آن زمان یکی از دوستان بنده که همیشه باهم در تظاهرا و راهپیمایی ها شرکت می کردیم آقای عسگر عظیم زاده بودند که الان بازنشسته شدند و قبلا در فرمانداری شاغل بودند. که دوستس ما هنوز هم ادامه دارد.
وی گفت: خاطرم هست قبل از تعطیلی مدارس یعنی سال57 اوایل سال تحصیلی بود که اکثر معلمان ما به مدرسه نمی آمدند. و اگرهم می آمدند ضد نظام صحبت می کردند ولی آن زمان معلمی داشتیم که ما را مجبور می کرد که به مدرسه برویم و تاکید داشت که کلاس درس تشکیل شود تا به نوعی ما را سرگرم کند و ما نتوانیم در تظاهرات و شرکت کنیم که بعد از انقلاب این معلم از سیستم آموزش و پرورش خارج شد.
ابراهیمی ادامه داد: بعد از اینکه انقلاب پیروز شد تقریبا اسفند ماه سال 57 اوضاع ارام شد و مدارس باز شد و ما دوباره به مدارس بازگشتیم در آن زمان گروهک هایی ایجاد شد بود و دانش آموزان هر یک در گروه و حزبی که عضو بودند در وسط زنگ تفریح اعلاینیه های خود را پخش می کردند و حزب و توده های خود را تبلیغ می کردند تا دانش اموزان را جذب گروه های خود کند که در این رابطه انجمن اسلامی دانش اموزان تازه تاسیس بشده بود اکثرا در مقابل این حزب و توده قرار می گرفت و من نیز عضو انجمن اسلامی بودم.
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل افزود: در آن زمان تازه انقلاب پیروز شده بود قانون خاصی نبود و دولت نیز ممانعت نمی توانست بکند و برخی از توده ها نیز ماهیتشان معلوم نبود شاید با نام انقلابی می آمدند و در اصل هدفهای حزب خود را دنبال می کردند .
وی خاطر نشان کرد: اما بعد از گذشت زمان این وضع سامان یافت و اجازه ندادند داخل مدرسه اعلامی ای پخش شود و برخی نیز که هویت آنها معلوم شد به خاطر توطئه بر علیه نظام و انقلاب دستگیر شدند و از عاقبت انها خبری نداشتیم .
ابراهیمی افزود: الان با آن زمان قابل مقایسه نیست . از لحاظ سیستم آموزشی که کتابها در آن زمان نظام گذشته تدوین شده بودند به تدریج تغییر پیدا کرد و ماهیت اسلامی پیدا کرد وهم نیروهای آموزش و پرورش ، که دبیرانی که الان شاغل هستند واقعا نیروی انقلابی و در خدمت انقلاب هستند والان نیروهای آموزش و پرورش نیروهای انقلاب و متولد انقلاب هستند و در خدمت انقلاب هستند .از نظر سیستم نرم افزاری هیچ امکانات آن زمان نبود و تنها تدریس در کلاس و محتوای کتاب درسی بوده وبا این زمان اصلا قابل مقایسه نسیت از لحاظ نرم افزاری الان اکثر مدارس ما هوشمند هستند دانش اموزان الان یکدست هستند و هم آگاهی آنها به حمدالله زیاد شده است و هم معضلاتی که دانش اموزان را هر حزب و توده ای به طرف خود می کشیدند وجود ندارد همه در یک خط هستند و در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران در حال تحصیل هستند . ارتقای علمی بسیار زیادی اتفاق افتاده است در آن زمان آموزش فقط محدود به کتابهای درسی بود الان تغییراتی که در محتوای کتابهای درسی اتفاق افتاده و محتوای آموزشی از نظر نرم افزاری و سخت افزاری که افزایش یافته است الان می توانیم بگوییم که 40 درصد مدارس ما هوشمند است.
وی یادآور شد: پدرم که الان به رحمت خدا رفته خاطرم است که دویا سه سال از قبل از انقلاب که اصلا بویی که از تغییر رژیم و انقلاب نبود .با دامادمان بر علیه شاه حرف می زدند از ظلم هایی که شاه و امریکا به مملکت ما می کنند حرف می زدند من هم که سن زیادی نداشتم تعجب می کردم که چرا پشت سر شاه حرف می زدند چون سن کمی داشتم و ظلم های شاه و امریکا را درک نمی کردم . الان هم حرف های پدرم یادم مانده است خدا او را بیامورزد.
ابراهیمی افزود: خانواده من علاوه بر اینکه جلوی من را برای شرکت در راهپیمایی ها نمی گرفتند بلکه تشویق هم می کردندحتی پدرم که آن زمان سن زیادی داشتند باز هم به راهپیمایی می رفتند .و شرکت می کردند و آن را وظیفه خود می دانستند و به من هم تاکید می کردند که شرکت در راهپیمایی یک وظیفه دینی است و همیشه می گفتند رژیمی که حاکم است بر ایران، رژیم اشغالی است و به ملت ما ظلم می کند و مملکت مان را دربست در اختیار امریکا گذاشته است. بنابراین همیشه من را تشویق می کردند برای شرکت در راهپیمایی و تظاهرات .
انتهای پیام/پ
وی افزود: در دی ماه سال 57 نزدیکی پیروزی انقلاب بود ما همیشه در دبیرستان ابومسلم در حیاط مدرسه راهپیمایی وتظاهرات می کردیم و به ترتیب با دانش آموزان به طرف میدان عالی قاپو حرکت می کردیم و در این اسنی اکثرا نیروهای نظامی مقابله می کردند و ما در اولین فرصت که حمله می کردند به حیاط مدرسه برمی گشتیم تقریبا ما این کار را هر روز دنبال می کردیم اگر الان هم دقت کنید در جلوی مدرسه ابومسلم باز هم جای گلوله ها باقی مانده که الان جای آن پیچ بستند ولی دقیقا مشخص است .
ابراهیمی اظهار داشت: اعلامیه ها و نوارهای کاست را اکثرا دانش آموزانی که از ما سنشان بیشتر بود در مدرسه پخش می کردند و ماهم در کنار آنها کمک می کردیم تا اینکه اواخر دی ماه مدارس تعطیل ما به مدرسه نرفتیم. اما راهپیمایی ها را در سطح شهر انجام می گرفتو همیشه شرکت می کردیم .
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل گفت: دقیقا یادم هست اربعین آن سال بود من به همراه برادر و سایر امت حزب الله، از مسجد حسینیه به طرف میدان قیام در حال حرکت بودیم و شعار های مذهبی و انقلابی می دادیم و نهایتا تمام این تظارهرات و راهپیمایی ها و به حمله نیروهای نظامی منجر می شد و نهایتا تظاهرات خاتمه می گرفت و برای فرصت های بعدی می ماند.
اسماعیل ابراهیمی افزود: تعدادی از دوستان ما در آن زمان زخمی و دستگیر شدند در آن زمان معمولا مردم درهای منزل خود را باز می گذاشتند که در زمان حمله، مردم و جوانان برای اینکه به دست نظامی ها دستگیر نشود در منزل انها پنهان شوند و وقتی که اوضاع آرام می شد بیرون می آمدند و حتی چند نفر از دوستان ما بودند که زمان حمله نیروهای نظامی در خانه های مردم قائم می شدند. آن زمان یکی از دوستان بنده که همیشه باهم در تظاهرا و راهپیمایی ها شرکت می کردیم آقای عسگر عظیم زاده بودند که الان بازنشسته شدند و قبلا در فرمانداری شاغل بودند. که دوستس ما هنوز هم ادامه دارد.
وی گفت: خاطرم هست قبل از تعطیلی مدارس یعنی سال57 اوایل سال تحصیلی بود که اکثر معلمان ما به مدرسه نمی آمدند. و اگرهم می آمدند ضد نظام صحبت می کردند ولی آن زمان معلمی داشتیم که ما را مجبور می کرد که به مدرسه برویم و تاکید داشت که کلاس درس تشکیل شود تا به نوعی ما را سرگرم کند و ما نتوانیم در تظاهرات و شرکت کنیم که بعد از انقلاب این معلم از سیستم آموزش و پرورش خارج شد.
ابراهیمی ادامه داد: بعد از اینکه انقلاب پیروز شد تقریبا اسفند ماه سال 57 اوضاع ارام شد و مدارس باز شد و ما دوباره به مدارس بازگشتیم در آن زمان گروهک هایی ایجاد شد بود و دانش آموزان هر یک در گروه و حزبی که عضو بودند در وسط زنگ تفریح اعلاینیه های خود را پخش می کردند و حزب و توده های خود را تبلیغ می کردند تا دانش اموزان را جذب گروه های خود کند که در این رابطه انجمن اسلامی دانش اموزان تازه تاسیس بشده بود اکثرا در مقابل این حزب و توده قرار می گرفت و من نیز عضو انجمن اسلامی بودم.
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل افزود: در آن زمان تازه انقلاب پیروز شده بود قانون خاصی نبود و دولت نیز ممانعت نمی توانست بکند و برخی از توده ها نیز ماهیتشان معلوم نبود شاید با نام انقلابی می آمدند و در اصل هدفهای حزب خود را دنبال می کردند .
وی خاطر نشان کرد: اما بعد از گذشت زمان این وضع سامان یافت و اجازه ندادند داخل مدرسه اعلامی ای پخش شود و برخی نیز که هویت آنها معلوم شد به خاطر توطئه بر علیه نظام و انقلاب دستگیر شدند و از عاقبت انها خبری نداشتیم .
ابراهیمی افزود: الان با آن زمان قابل مقایسه نیست . از لحاظ سیستم آموزشی که کتابها در آن زمان نظام گذشته تدوین شده بودند به تدریج تغییر پیدا کرد و ماهیت اسلامی پیدا کرد وهم نیروهای آموزش و پرورش ، که دبیرانی که الان شاغل هستند واقعا نیروی انقلابی و در خدمت انقلاب هستند والان نیروهای آموزش و پرورش نیروهای انقلاب و متولد انقلاب هستند و در خدمت انقلاب هستند .از نظر سیستم نرم افزاری هیچ امکانات آن زمان نبود و تنها تدریس در کلاس و محتوای کتاب درسی بوده وبا این زمان اصلا قابل مقایسه نسیت از لحاظ نرم افزاری الان اکثر مدارس ما هوشمند هستند دانش اموزان الان یکدست هستند و هم آگاهی آنها به حمدالله زیاد شده است و هم معضلاتی که دانش اموزان را هر حزب و توده ای به طرف خود می کشیدند وجود ندارد همه در یک خط هستند و در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران در حال تحصیل هستند . ارتقای علمی بسیار زیادی اتفاق افتاده است در آن زمان آموزش فقط محدود به کتابهای درسی بود الان تغییراتی که در محتوای کتابهای درسی اتفاق افتاده و محتوای آموزشی از نظر نرم افزاری و سخت افزاری که افزایش یافته است الان می توانیم بگوییم که 40 درصد مدارس ما هوشمند است.
وی یادآور شد: پدرم که الان به رحمت خدا رفته خاطرم است که دویا سه سال از قبل از انقلاب که اصلا بویی که از تغییر رژیم و انقلاب نبود .با دامادمان بر علیه شاه حرف می زدند از ظلم هایی که شاه و امریکا به مملکت ما می کنند حرف می زدند من هم که سن زیادی نداشتم تعجب می کردم که چرا پشت سر شاه حرف می زدند چون سن کمی داشتم و ظلم های شاه و امریکا را درک نمی کردم . الان هم حرف های پدرم یادم مانده است خدا او را بیامورزد.
ابراهیمی افزود: خانواده من علاوه بر اینکه جلوی من را برای شرکت در راهپیمایی ها نمی گرفتند بلکه تشویق هم می کردندحتی پدرم که آن زمان سن زیادی داشتند باز هم به راهپیمایی می رفتند .و شرکت می کردند و آن را وظیفه خود می دانستند و به من هم تاکید می کردند که شرکت در راهپیمایی یک وظیفه دینی است و همیشه می گفتند رژیمی که حاکم است بر ایران، رژیم اشغالی است و به ملت ما ظلم می کند و مملکت مان را دربست در اختیار امریکا گذاشته است. بنابراین همیشه من را تشویق می کردند برای شرکت در راهپیمایی و تظاهرات .
انتهای پیام/پ
وی افزود: در دی ماه سال 57 نزدیکی پیروزی انقلاب بود ما همیشه در دبیرستان ابومسلم در حیاط مدرسه راهپیمایی وتظاهرات می کردیم و به ترتیب با دانش آموزان به طرف میدان عالی قاپو حرکت می کردیم و در این اسنی اکثرا نیروهای نظامی مقابله می کردند و ما در اولین فرصت که حمله می کردند به حیاط مدرسه برمی گشتیم تقریبا ما این کار را هر روز دنبال می کردیم اگر الان هم دقت کنید در جلوی مدرسه ابومسلم باز هم جای گلوله ها باقی مانده که الان جای آن پیچ بستند ولی دقیقا مشخص است .
ابراهیمی اظهار داشت: اعلامیه ها و نوارهای کاست را اکثرا دانش آموزانی که از ما سنشان بیشتر بود در مدرسه پخش می کردند و ماهم در کنار آنها کمک می کردیم تا اینکه اواخر دی ماه مدارس تعطیل ما به مدرسه نرفتیم. اما راهپیمایی ها را در سطح شهر انجام می گرفتو همیشه شرکت می کردیم .
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل گفت: دقیقا یادم هست اربعین آن سال بود من به همراه برادر و سایر امت حزب الله، از مسجد حسینیه به طرف میدان قیام در حال حرکت بودیم و شعار های مذهبی و انقلابی می دادیم و نهایتا تمام این تظارهرات و راهپیمایی ها و به حمله نیروهای نظامی منجر می شد و نهایتا تظاهرات خاتمه می گرفت و برای فرصت های بعدی می ماند.
اسماعیل ابراهیمی افزود: تعدادی از دوستان ما در آن زمان زخمی و دستگیر شدند در آن زمان معمولا مردم درهای منزل خود را باز می گذاشتند که در زمان حمله، مردم و جوانان برای اینکه به دست نظامی ها دستگیر نشود در منزل انها پنهان شوند و وقتی که اوضاع آرام می شد بیرون می آمدند و حتی چند نفر از دوستان ما بودند که زمان حمله نیروهای نظامی در خانه های مردم قائم می شدند. آن زمان یکی از دوستان بنده که همیشه باهم در تظاهرا و راهپیمایی ها شرکت می کردیم آقای عسگر عظیم زاده بودند که الان بازنشسته شدند و قبلا در فرمانداری شاغل بودند. که دوستس ما هنوز هم ادامه دارد.
وی گفت: خاطرم هست قبل از تعطیلی مدارس یعنی سال57 اوایل سال تحصیلی بود که اکثر معلمان ما به مدرسه نمی آمدند. و اگرهم می آمدند ضد نظام صحبت می کردند ولی آن زمان معلمی داشتیم که ما را مجبور می کرد که به مدرسه برویم و تاکید داشت که کلاس درس تشکیل شود تا به نوعی ما را سرگرم کند و ما نتوانیم در تظاهرات و شرکت کنیم که بعد از انقلاب این معلم از سیستم آموزش و پرورش خارج شد.
ابراهیمی ادامه داد: بعد از اینکه انقلاب پیروز شد تقریبا اسفند ماه سال 57 اوضاع ارام شد و مدارس باز شد و ما دوباره به مدارس بازگشتیم در آن زمان گروهک هایی ایجاد شد بود و دانش آموزان هر یک در گروه و حزبی که عضو بودند در وسط زنگ تفریح اعلاینیه های خود را پخش می کردند و حزب و توده های خود را تبلیغ می کردند تا دانش اموزان را جذب گروه های خود کند که در این رابطه انجمن اسلامی دانش اموزان تازه تاسیس بشده بود اکثرا در مقابل این حزب و توده قرار می گرفت و من نیز عضو انجمن اسلامی بودم.
معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل افزود: در آن زمان تازه انقلاب پیروز شده بود قانون خاصی نبود و دولت نیز ممانعت نمی توانست بکند و برخی از توده ها نیز ماهیتشان معلوم نبود شاید با نام انقلابی می آمدند و در اصل هدفهای حزب خود را دنبال می کردند .
وی خاطر نشان کرد: اما بعد از گذشت زمان این وضع سامان یافت و اجازه ندادند داخل مدرسه اعلامی ای پخش شود و برخی نیز که هویت آنها معلوم شد به خاطر توطئه بر علیه نظام و انقلاب دستگیر شدند و از عاقبت انها خبری نداشتیم .
ابراهیمی افزود: الان با آن زمان قابل مقایسه نیست . از لحاظ سیستم آموزشی که کتابها در آن زمان نظام گذشته تدوین شده بودند به تدریج تغییر پیدا کرد و ماهیت اسلامی پیدا کرد وهم نیروهای آموزش و پرورش ، که دبیرانی که الان شاغل هستند واقعا نیروی انقلابی و در خدمت انقلاب هستند والان نیروهای آموزش و پرورش نیروهای انقلاب و متولد انقلاب هستند و در خدمت انقلاب هستند .از نظر سیستم نرم افزاری هیچ امکانات آن زمان نبود و تنها تدریس در کلاس و محتوای کتاب درسی بوده وبا این زمان اصلا قابل مقایسه نسیت از لحاظ نرم افزاری الان اکثر مدارس ما هوشمند هستند دانش اموزان الان یکدست هستند و هم آگاهی آنها به حمدالله زیاد شده است و هم معضلاتی که دانش اموزان را هر حزب و توده ای به طرف خود می کشیدند وجود ندارد همه در یک خط هستند و در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران در حال تحصیل هستند . ارتقای علمی بسیار زیادی اتفاق افتاده است در آن زمان آموزش فقط محدود به کتابهای درسی بود الان تغییراتی که در محتوای کتابهای درسی اتفاق افتاده و محتوای آموزشی از نظر نرم افزاری و سخت افزاری که افزایش یافته است الان می توانیم بگوییم که 40 درصد مدارس ما هوشمند است.
وی یادآور شد: پدرم که الان به رحمت خدا رفته خاطرم است که دویا سه سال از قبل از انقلاب که اصلا بویی که از تغییر رژیم و انقلاب نبود .با دامادمان بر علیه شاه حرف می زدند از ظلم هایی که شاه و امریکا به مملکت ما می کنند حرف می زدند من هم که سن زیادی نداشتم تعجب می کردم که چرا پشت سر شاه حرف می زدند چون سن کمی داشتم و ظلم های شاه و امریکا را درک نمی کردم . الان هم حرف های پدرم یادم مانده است خدا او را بیامورزد.
ابراهیمی افزود: خانواده من علاوه بر اینکه جلوی من را برای شرکت در راهپیمایی ها نمی گرفتند بلکه تشویق هم می کردندحتی پدرم که آن زمان سن زیادی داشتند باز هم به راهپیمایی می رفتند .و شرکت می کردند و آن را وظیفه خود می دانستند و به من هم تاکید می کردند که شرکت در راهپیمایی یک وظیفه دینی است و همیشه می گفتند رژیمی که حاکم است بر ایران، رژیم اشغالی است و به ملت ما ظلم می کند و مملکت مان را دربست در اختیار امریکا گذاشته است. بنابراین همیشه من را تشویق می کردند برای شرکت در راهپیمایی و تظاهرات .
انتهای پیام/پ
وی افزود: در دی ماه سال 57 نزدیکی پیروزی انقلاب بود ما همیشه در دبیرستان ابومسلم در حیاط مدرسه راهپیمایی وتظاهرات می کردیم و به ترتیب با دانش آموزان به طرف میدان عالی قاپو حرکت می کردیم و در این اسنی اکثرا نیروهای نظامی مقابله می کردند و ما در اولین فرصت که حمله می کردند به حیاط مدرسه برمی گشتیم تقریبا ما این کار را هر روز دنبال می کردیم اگر الان هم دقت کنید در جلوی مدرسه ابومسلم باز هم جای گلوله ها باقی مانده که الان جای آن پیچ بستند ولی دقیقا مشخص است .
,ابراهیمی اظهار داشت: اعلامیه ها و نوارهای کاست را اکثرا دانش آموزانی که از ما سنشان بیشتر بود در مدرسه پخش می کردند و ماهم در کنار آنها کمک می کردیم تا اینکه اواخر دی ماه مدارس تعطیل ما به مدرسه نرفتیم. اما راهپیمایی ها را در سطح شهر انجام می گرفتو همیشه شرکت می کردیم .
,معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل گفت: دقیقا یادم هست اربعین آن سال بود من به همراه برادر و سایر امت حزب الله، از مسجد حسینیه به طرف میدان قیام در حال حرکت بودیم و شعار های مذهبی و انقلابی می دادیم و نهایتا تمام این تظارهرات و راهپیمایی ها و به حمله نیروهای نظامی منجر می شد و نهایتا تظاهرات خاتمه می گرفت و برای فرصت های بعدی می ماند.
,اسماعیل ابراهیمی افزود: تعدادی از دوستان ما در آن زمان زخمی و دستگیر شدند در آن زمان معمولا مردم درهای منزل خود را باز می گذاشتند که در زمان حمله، مردم و جوانان برای اینکه به دست نظامی ها دستگیر نشود در منزل انها پنهان شوند و وقتی که اوضاع آرام می شد بیرون می آمدند و حتی چند نفر از دوستان ما بودند که زمان حمله نیروهای نظامی در خانه های مردم قائم می شدند. آن زمان یکی از دوستان بنده که همیشه باهم در تظاهرا و راهپیمایی ها شرکت می کردیم آقای عسگر عظیم زاده بودند که الان بازنشسته شدند و قبلا در فرمانداری شاغل بودند. که دوستس ما هنوز هم ادامه دارد.
,وی گفت: خاطرم هست قبل از تعطیلی مدارس یعنی سال57 اوایل سال تحصیلی بود که اکثر معلمان ما به مدرسه نمی آمدند. و اگرهم می آمدند ضد نظام صحبت می کردند ولی آن زمان معلمی داشتیم که ما را مجبور می کرد که به مدرسه برویم و تاکید داشت که کلاس درس تشکیل شود تا به نوعی ما را سرگرم کند و ما نتوانیم در تظاهرات و شرکت کنیم که بعد از انقلاب این معلم از سیستم آموزش و پرورش خارج شد.
,ابراهیمی ادامه داد: بعد از اینکه انقلاب پیروز شد تقریبا اسفند ماه سال 57 اوضاع ارام شد و مدارس باز شد و ما دوباره به مدارس بازگشتیم در آن زمان گروهک هایی ایجاد شد بود و دانش آموزان هر یک در گروه و حزبی که عضو بودند در وسط زنگ تفریح اعلاینیه های خود را پخش می کردند و حزب و توده های خود را تبلیغ می کردند تا دانش اموزان را جذب گروه های خود کند که در این رابطه انجمن اسلامی دانش اموزان تازه تاسیس بشده بود اکثرا در مقابل این حزب و توده قرار می گرفت و من نیز عضو انجمن اسلامی بودم.
,معاون توسعه و پشتیبانی ناحیه 1 آموزش و پرورش استان اردبیل افزود: در آن زمان تازه انقلاب پیروز شده بود قانون خاصی نبود و دولت نیز ممانعت نمی توانست بکند و برخی از توده ها نیز ماهیتشان معلوم نبود شاید با نام انقلابی می آمدند و در اصل هدفهای حزب خود را دنبال می کردند .
,وی خاطر نشان کرد: اما بعد از گذشت زمان این وضع سامان یافت و اجازه ندادند داخل مدرسه اعلامی ای پخش شود و برخی نیز که هویت آنها معلوم شد به خاطر توطئه بر علیه نظام و انقلاب دستگیر شدند و از عاقبت انها خبری نداشتیم .
,,
ابراهیمی افزود: الان با آن زمان قابل مقایسه نیست . از لحاظ سیستم آموزشی که کتابها در آن زمان نظام گذشته تدوین شده بودند به تدریج تغییر پیدا کرد و ماهیت اسلامی پیدا کرد وهم نیروهای آموزش و پرورش ، که دبیرانی که الان شاغل هستند واقعا نیروی انقلابی و در خدمت انقلاب هستند والان نیروهای آموزش و پرورش نیروهای انقلاب و متولد انقلاب هستند و در خدمت انقلاب هستند .از نظر سیستم نرم افزاری هیچ امکانات آن زمان نبود و تنها تدریس در کلاس و محتوای کتاب درسی بوده وبا این زمان اصلا قابل مقایسه نسیت از لحاظ نرم افزاری الان اکثر مدارس ما هوشمند هستند دانش اموزان الان یکدست هستند و هم آگاهی آنها به حمدالله زیاد شده است و هم معضلاتی که دانش اموزان را هر حزب و توده ای به طرف خود می کشیدند وجود ندارد همه در یک خط هستند و در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران در حال تحصیل هستند . ارتقای علمی بسیار زیادی اتفاق افتاده است در آن زمان آموزش فقط محدود به کتابهای درسی بود الان تغییراتی که در محتوای کتابهای درسی اتفاق افتاده و محتوای آموزشی از نظر نرم افزاری و سخت افزاری که افزایش یافته است الان می توانیم بگوییم که 40 درصد مدارس ما هوشمند است.
,وی یادآور شد: پدرم که الان به رحمت خدا رفته خاطرم است که دویا سه سال از قبل از انقلاب که اصلا بویی که از تغییر رژیم و انقلاب نبود .با دامادمان بر علیه شاه حرف می زدند از ظلم هایی که شاه و امریکا به مملکت ما می کنند حرف می زدند من هم که سن زیادی نداشتم تعجب می کردم که چرا پشت سر شاه حرف می زدند چون سن کمی داشتم و ظلم های شاه و امریکا را درک نمی کردم . الان هم حرف های پدرم یادم مانده است خدا او را بیامورزد.
,,
ابراهیمی افزود: خانواده من علاوه بر اینکه جلوی من را برای شرکت در راهپیمایی ها نمی گرفتند بلکه تشویق هم می کردندحتی پدرم که آن زمان سن زیادی داشتند باز هم به راهپیمایی می رفتند .و شرکت می کردند و آن را وظیفه خود می دانستند و به من هم تاکید می کردند که شرکت در راهپیمایی یک وظیفه دینی است و همیشه می گفتند رژیمی که حاکم است بر ایران، رژیم اشغالی است و به ملت ما ظلم می کند و مملکت مان را دربست در اختیار امریکا گذاشته است. بنابراین همیشه من را تشویق می کردند برای شرکت در راهپیمایی و تظاهرات .
,انتهای پیام/پ
,,
,
]
ارسال دیدگاه