خاطرات مبارز دامغانی از روزهای اتفلاب؛
بر سر کماندو های شاه گچ و آب می ریختیم
نماینده مردم دامغان در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی گفت :کماندوها در روزهای نخست آن "در " پشتی را کشف نکرده بودند و کار ما این بود که شب در تاریکی 10 - 20 تا از این کیسههای گچ را آماده میکردیم و بر روی مأمورهای شاه میانداختیم تا آنها متوجه شوند که کیسهها از کدام طرف بر سرشان ریخته میشد، از همان در پشتی مدرسه خان فرار میکردیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی تیتریک ، حجتالاسلام حسن ملکمحمدی در برنامه شبی با خاطره در حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) دامغان اظهار داشت: حدود 14- 15 سال داشتم که در مدرسه حوزه علمیه دامغان مشغول به تحصیل علوم دینی بودم؛ بعد از رحلت آیتالله سید محمد حسین شاهرودی با نام امام خمینی (ره) آشنا شدیم در حقیقت از رساله امام خمینی (ره) تقلید را آغاز کردم البته بر روی جلد رساله ایشان، اسم و عکس مرحوم آیتالله شریعتمداری بود چرا که با وجود شرایط اختناق آن زمان، مزدوران شاه اگر متوجه میشدند که متن آن رساله به فتوای حضرت امام خمینی (ره) است، آن را از ما ضبط میکردند و طبعاً توسط آنها شکنجه میشدیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک , امام خمینی,وی افزود: در سال 1355 بود که برای نخستین بار عکس و تمثال امام خمینی (ره) را به دست آوردیم و ایشان را از طریق عکس زیارت کردیم؛ در سال 56 ـ57 در مدرسه حجتیه قم به ادامه تحصیل مشغول بودم که انقلاب روز به روز شعلهورتر میشد و تظاهرات سراسری با شهادت شهدا در استانهای مختلف همچنین شهادت پسر امام (ره) شهید مصطفی خمینی و مصادف شدن با اربعین حسینی شدت گرفت؛ ما نیز در قیام «19 دیماه 56 » قم در کنار مردم فداکار قم در در خیابانها به مبارزه با مزدوران ساواک پرداختیم.
, ,نماینده مردم دامغان در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی بیان داشت: هر شب در مدرسه اعظم قم اجتماع میکردیم و از آن محل شعارهای مرگ بر شاه را سر میدادیم؛ یک سرهنگ به نام کامکار درهای حرم حضرت معصومه (س) و مسجد را میبست و تا آنجا که میتوانست او به همراه دیگر مأمورها ما را کتک میزدند بعضیها هم از راهها و طرقی که امکانپذیر بود فرار میکردند؛ چند نوبت در این جنگ و گریز دستگیر شدم و مورد شکنجه قرار گرفتم اما به دلیل اینکه سن کمی داشتم و هیچ مدرکی از بنده به دست نیاوردند مرا آزاد کردند.
,وی ادامه داد: یکبار هم در حین دستگیری از دست مأموران شاه فرار کردم؛ در شب دستگیرم در خیابان ارم قم که در نزدیکی حرم بود به همراه عدهای از دوستانم در چنگال کماندوهای شاه گرفتار شدیم؛ خیلی کتک خوردیم اما با وجود آن همه کتک، با زرنگی که داشتیم، توانستیم خود را از زیر مشت و لگدهای آنها نجات دهیم و به بالای بام مدرسه خان فرار کنیم.
,حجتالاسلام ملک محمدی بیان داشت: یکی از کارهای هر شب ما این بود که در بالای بام مدرسه خان کیسههای گچ و آب درست کنیم که به وزن 2 - 3 کیلو میشد و از آن بالا، آنها را بر سر کماندوهای شاه میریختیم، این کار برای ما بسیار لذت بخش بود چرا که سرتاپای آنها غرق گچ میشد طوری که جلوی انظار رسوا میشدند.
,وی افزود: مدرسه خان که به عنوان مدرسه آیتالله بروجردی هم نامیده میشود، یک "در "، در خیابان ارم دارد یک "در " در بازارجه خان و "در " دیگری هم به سمت پشت مدرسه بود که منتهی میشد به مسجد فاطمیه که آیتالله عظمی بهجت (ره) در آنجا نماز میخواندند؛ کماندوها در روزهای نخست آن "در " پشتی را کشف نکرده بودند و کار ما این بود که شب در تاریکی 10 - 20 تا از این کیسههای گچ را آماده میکردیم و بر روی مأمورهای شاه میانداختیم تا آنها متوجه شوند که کیسهها از کدام طرف بر سرشان ریخته میشد، از همان در پشتی مدرسه خان فرار میکردیم.
, , ,حجتالاسلام ملکمحمدی ادامه داد: به دلایل فراگیر شدن شعله خشم ملت فداکار ایران و وسعت مبارزات که دامنه آن در تمام شهرهای ایران کشانده شده بود، به زادگاهم دامغان برگشتم؛ در آنجا نیز شبهابه همراه جوانان با ایمان، فداکار و عاشقان امام خمینی (ره) بر سر جاده آتش روشن میکردیم و تمام عشقمان این بود جلوی اتوبوسهایی که از طرف تهران به سمت مشهد در حرکت هستند را بگیریم؛ اگر آن اتوبوسها عکس امام خمینی (ره) را به شیشه چسبانده بودند، مجوز عبور به آنها میدادیم اما اگر عکس نداشتند آنها را نگه میداشتیم و به آنها عکس امام خمینی (ره) را میدادیم.
, امام خمینی,سرگرد نسیم به سزای عملش رسید
,وی خاطر نشان کرد: در نهایت در روز 21 بهمن ماه 57 به همراه چند تن از دوستانم و با کمک مردم از دیوارهای شهربانی دامغان بالا رفته و به آنجا حملهور شدیم،تعداد 100 نفر از پاسپانهای زمان شاه در شهربانی دامغان مستقر بودند؛ من نگهبان جلوی در شهربانی را خلغ سلاح کردم و ژ3 او را گرفتم و به همراه دوستانم بر بالای بام رفتیم؛ بدون اینکه به کسی آسیبی برسانیم با تفنگهایمان مأمورها را تهدید کرده و شهربانی را به تسخیر درآوردیم.
, , , ,عضو سابق کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: تنها فرمانده آنها که سرگرد نسیم نام داشت را دستگیر کرده و تحویل دادیم؛ یکی از کارگران ذوبآهن شرق اهل دامغان بود که در روز یازدهم محرم سال 57 توسط اسلحهای که سرگرد نسیم بر روی شقیقه او گذاشته بود به شهادت رسید همچنین شهید گردویی، امینیان، و اختری نیز به دست او به شهادت رسیدند؛ پس از دستگیری سرگرد نسیم، صاحبان خانوادههای شهدا تقاضای اعدام او را کردند و اعدام شد.
,حجتالاسلام ملکمحمدی در پاسخ به این پرسش که چه مسئلهای موجب شد تا جوانیتان را در این راه صرف کنید، گفت: خداوند عشق امام خمینی (ره) را در قلبهای ما قرار داده بود چرا که در قرآن میفرماید «کسانی که ایمان به خدا داشته و عمل صالح انجام دهند خداوند مودت و دوستی آنها را در قلب مومنین قرار میدهد» بنابراین قلبهای ما مالامال از عشق امام خمینی (ره) بود که بلاها را برای ما از عسل شیرینتر میکرد و آتشهای مزدوران شاه را برای عاشقان امام خمینی (ره) گلستان میکرد؛ به همین علت است که هنوز پس از 32 سال که از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد، نام امام خمینی (ره) بر تارک تاریخ میدرخشد و قلبها را به تسخیر در میآورد.
, ,نماینده سابق مردم دامغان در مجلس تصریح کرد: در 22 بهمن امام خمینی (ره) بذری را افشاند که در این سالها در سراسر جهان شاهد به شکوفایی رسیدن آن هستیم؛ یکی از این شکوفهها در تونس و دیگری در مصر و یمن است و در اردن این شکوفه کمکم تبدیل به گل میشود چرا که اساس بیداری مسلمانان جهان از انقلاب اسلامی و از فکر بکر خلاق امام خمینی (ره) بود که همه را بیدار کرده است و ما روز به روز شاهد مجد و عظمت اسلام، اسلاگرایی و خاورمیانه اسلام در منطقه هستیم و امیدواریم که بزودی شاهد نابودی اسرائل، آمریکا و حاکمیتهای اسلام در سراسر جهان باشیم.
,وی خطاب به جوانان گفت: جوانان باید شاکر خداوند بوده و نعمت ولایت مطلقه فقیه و رهبری معظم و حکیم فرزانه انقلاب اسلامی را قدر بدانند؛بر جوانان لازم است تا با حفظ وحدت، با تمام قوا در راه کسب علم و دانش و فتح قلههای علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهان تلاش کنند و این را بدانند که چشم همه مستضعفان و آزادگان جهان به این انقلاب اسلامی ایران است بنابراین همه باید در حفظ و نگهداری آن کوشا باشیم.
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه