مبارز انقلابی شهرستان شاهرود:

انجام 90 نوع شکنجه بر روی زندانیان/"آپولو" یکی از معروفترین شکنجه های ساواک

انجام 90 نوع شکنجه بر روی زندانیان/"آپولو" یکی از معروفترین شکنجه های ساواک
در اتاق بازجویی 90 نوع شکنجه متفاوت در انتظار افراد تحت بازجویی بود، یکی از شکنجه ها این بود که پای زندانی را در فلک گذاشته و دو نفر آن را نگه می داشتند و یک نفر به کف پا شلاق می زد بعد از مدتی پای زندانی را از فلک باز کرده و زندانی را مجبور می کردند حدود یک ساعت در جا قدم بزند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نسل شاهوار مهدی زرگری معروف به زرگران در سال 1326 در شاهرود متولد شد در سال 47 یکی از بستگان مادری را که روحانی و از عراق اخراج شده بود (قبل از سال 47 کشور عراق ایرانی های ساکن آنجا را بیرون کرد ) ملاقات کرد و با توجه به ارتباط نزدیکی که با وی داشت با دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) آشنا و مقلد ایشان شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , نسل شاهوار ,

, ,

رساله حضرت امام را به صورت مخفیانه از قم وارد شاهرود می کردیم

, رساله حضرت امام را به صورت مخفیانه از قم وارد شاهرود می کردیم, رساله حضرت امام را به صورت مخفیانه از قم وارد شاهرود می کردیم,

وی با بیان اینکه در آن زمان حضرت امام خمینی (ره) را آقا خطاب می کردیم گفت: لازم بود که دیدگاه های امام را به بقیه مردم ابلاغ کنیم و برای این کار شروع به پخش دیدگاه های ایشان بین کارگران ذغالسنگ البرز شرقی و دانش آموزان کردیم و بعد از مدتی که افراد از نظر فکری آزمایش و آماده می شدند رساله حضرت امام را در اختیار شان قرار می دادیم.

,

این مبارز دوران انقلاب با ذکر این نکته که در آن زمان رساله ها را به صورت مخفیانه از قم وارد می کردیم و اعلامیه ها از نجف وارد می شد اظهار کرد: برای تهیه اعلامیه ها و رساله های حضرت امام به کسانی که آن ها را در اختیار داشتند مراجعه می کردیم و با زحمت زیاد و به سختی اعلامیه ها را تکثیر و در بین مردم پخش می کردیم.

,

اعلامیه را به صورت دست ساز تکثیر می کردیم

, اعلامیه را به صورت دست ساز تکثیر می کردیم, اعلامیه را به صورت دست ساز تکثیر می کردیم,

زرگران با یادآوری این مطلب که در آن زمان هر کس که دستگاه پلوکپی خریداری می کرد هنگام خرید توسط ساواک شناسایی می شد افزود: به همین دلیل خرید دستگاه پلوکپی برای ما مقدور نبود و برای تکثیر به صورت دست ساز اعلامیه ها را آماده می کردیم و در مساجد پخش می کردیم یا در مدارس زیر میز بچه ها قرار داده و برای افراد سرشناس پست می کردیم.

,

وی یاد آور شد: تا سال 53 با این روش فعالیت خود را انجام می دادیم تا اینکه خبرچین ها آمار ما را دادند و توسط ساواک شاهرود دستگیر شدم بعد از بازجویی و شکنجه در شهربانی قدیم ما را به سمنان اعزام کردند و در آنجا بعد از بازجویی و گرفتن تعهد آزاد شدم.

,

, ,

در محل ساواک تهران (موزه عبرت فعلی) باز جویی شدم

, در محل ساواک تهران (موزه عبرت فعلی) باز جویی شدم, در محل ساواک تهران (موزه عبرت فعلی) باز جویی شدم,

مبارز انقلابی شهرستان شاهرود گفت: حدود یک سال بعد در شهریور 54 روی پشت بام منزل خوابیده بودم که دیدم یک نفر دارد از خواب بیدارم می کند وقتی بیدار شدم دیدم با اسلحه بالای سرم ایستاده اند، پس از دستگیری من همان نیمه شب مغازه را بازرسی کردند و بنده را برای بازجویی به شهربانی بردند، زمانی که دیدند مانند سال قبل چیزی عایدشان نمی شود پس از هماهنگی با ساواک تهران گروهی که از تهران آمده بودند در حالی که چشمانم بسته بود به تهران منتقل شدم.

,

زرگران بیان کرد: پس از رسیدن به ساواک تهران (موزه عبرت فعلی) به اتاق بازجویی و بازجو تحویل داده شدم و فردی که به دکتر جلالی معروق بود چند ورقه جلوی من گذاشت و گفت: "هر چی لازمه بنویس"، من هم چیزهای معمولی نوشتم که جلالی با خواندن آن با کابل های ضخیم شروع به کتک زدن من کرد و بعد از مدتی که از کتک زدن دست کشید گفت: "دوباره بنویس" و برای اینکه اعتراف کنیم این کار ادامه داشت.

,

90 نوع شکنجه متفاوت در انتظار افراد تحت باز جویی بود

, 90 نوع شکنجه متفاوت در انتظار افراد تحت باز جویی بود, 90 نوع شکنجه متفاوت در انتظار افراد تحت باز جویی بود,

وی با بیان اینکه در اتاق بازجویی 90 نوع شکنجه متفاوت در انتظار افراد تحت بازجویی بود یاد آور شد: یکی از شکنجه ها این بود که پای زندانی را در فلک گذاشته و دو نفر آن را نگه می داشتند و یک نفر به کف پا شلاق می زد بعد از مدتی پای زندانی را از فلک باز کرده و زندانی را مجبور می کردند حدود یک ساعت در جا قدم بزند.

,

این مبارز انقلابی افزود: اگر قدم نمی زدیم کف پاها ورم می کرد و دیگر نمی توانستند فلک ببندند و شلاق بزنند چون کف پاها می ترکید و در حقیقت با قدم زدن خود را برای دفعه های بعدی فلک بسته شدن آماده می کردیم.

,

یکی از بازجویان شکنجه را توسط نیروهای اسرائیل آموزش دیده بود

, یکی از بازجویان شکنجه را توسط نیروهای اسرائیل آموزش دیده بود, یکی از بازجویان شکنجه را توسط نیروهای اسرائیل آموزش دیده بود,

زرگران بیان کرد: یکی از بازجوها که به معنای واقعی جلاد بود حسینی نام داشت و توسط اسرائیل به طور کامل دوره دیده بود و در اتاقی که به نام خودش "آقای حسینی" بود و در آن انواع و اقسام شکنجه موجود بود (همان 90 نوع شکنجه) زندانیان را به بدترین وضع شکنجه می داد.

,

وی با یاد آوری این مطلب که یکی دیگر از شکنجه های آن زمان "آپولو" نام داشت که روی خود وی نیز انجام شده بود گفت: در این شکنجه زندانی را روی یک صندلی پشتی دار به اندازه یک و نیم متر که دو دسته داشت می بستند (البته این ها احساس بنده است چون چشمانم بسته بود) و یک کلاهی روی سر زندانی می گذاشتند که تا روی شانه هایش می آمد دو تا گیره داشت که روی دستان زندانی قرار می دادند و دو گیره دیگر هم روی مچ پا که انتهای صندلی بود قرار داده و شروع به شکنجه دادن و شلاق زدن و سفت کردن گیره ها می کردند که اگر چپ دست بودی دست چپ کمتر سفت می شد و برعکس تا بتوانی بنویسی و اگر فریاد می کشیدی صدا داخل کلاه می پیچید و بسیار آزار دهنده بود.

,

مبارز انقلابی شهرستان شاهرود با نشان دادن آثار گیره هایی که روی مچ پایش باقی مانده بود و حتی استخوان پایش صدمه دیده بود یادآور شد: این یکی از شکنجه های ساواک و جیره هر روز زندانی ها بود.

,

همزمان با پیروزی انقلاب زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند

, همزمان با پیروزی انقلاب زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند, همزمان با پیروزی انقلاب زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند,

زرگران بیان کرد: حدود 3 سال و 3 ماه و 7 روز در زندان بودم (البته این آماری است که نیروهای ساواک دادند چون مقداری از مدت حبس را آنها به حساب نمی آوردند) و با پیروزی انقلاب از زندان آزاد شدم، البته اگر انقلاب نمی شد ساواک زندانیان سیاسی را حتی بعد از تمام شدن مدت حبس شان آزاد نمی کرد و می گفتند: " این داره ملی کشی می کنه".

,

, ,

تشکیل ستاد کمیته انقلاب اسلامی در شاهرود

, تشکیل ستاد کمیته انقلاب اسلامی در شاهرود, تشکیل ستاد کمیته انقلاب اسلامی در شاهرود,

وی اظهار کرد: بعد از پیروزی انقلاب و آزای زندانیان سیاسی هر کسی به شهر خود برگشت و بنده هم به شاهرود باز گشتم و با اینکه مغازه داشتم باز هم به فعالیت های خود در رابطه با انقلاب ادامه دادم، برای این کار با عده ای از بزرگان شهر مجموعه ای را به نام "ستاد کمیته انقلاب اسلامی" در مدرسه قلعه شاهرود تشکیل دادیم که در راس آن آیت الله توحیدی بود که مصوبات اصلی نظام را در شهر به اجرا می گذاشت.

,

این مبارز انقلابی در بیان خاطره ای از دوران زندان خود گفت: اوایلی که وارد زندان شدیم مذهبی و غیر مذهبی همه با هم بودند اما بعد که خیانت سازمان مجاهدین مشخص شد مذهبی و غیر مذهبی از هم جدا شده و هر کدام به چندین گروه تبدیل شدند، گروه ما متشکل از 30 نفر بود که افرادی از جمله آقای نعیم آبادی امام جمعه فعلی بندر عباس، شهید رجایی، بهزاد نبوی که وزیر صنایع سنگین دوره ریاست جمهوری شهید رجایی بود و بنده در یک گروه بودیم.

,

زرگران افزود: من و یکی از بچه ها مسئول آشپزخانه شدیم و تصمیم گرفتیم که برای عید حلوا درست کنیم و این حلوا را به صورت مشترک برای همه افراد حاضر در زندان (مذهبی و غیر مذهبی)پختیم شهید رجایی وقتی از این قضیه مطلع شد گفت: "این حلوا را که با آنها پختید فقط به آنها (غیر مذهبی ها) بدهید و برای خودمان حلوای جداگانه درست می کنیم" که این نشان از حساسیت شهید رجایی داشت که حتی حاضر نبود غذایی را به صورت مشترک با بیگانگان استفاده کند.

,

انتهای پیام/ص

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه