مزاج خود را بشناسیم (۱)
حُکما، طب را صناعتی میدانند که به بدنهای مردم عنایت دارد و به ان سلامتی میبخشد و به وسیله آن بیماریهای مردم تشخصی داده شده و بر اساس مبانی و اصول به درمان آن پرداخته میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سفیرافلاک، دکتر حسین بازوند، عضو موسسه تحقیقات حجامت ایران، طی یاداشتی در خصوص طب سنتی و شناخت طبعهای غالب بدن گفت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیرافلاک,حُکما، طب را صناعتی میدانند که به بدنهای مردم عنایت دارد و به ان سلامتی میبخشد و به وسیله آن بیماریهای مردم تشخصی داده شده و بر اساس مبانی و اصول به درمان آن پرداخته میشود.
,حُکمای قدیم، طب را به دو دسته نظری و عملی تقسیم کردهاند. در طب نظری فرد باید مجموعه دانشهای پایهای را بداند تا بتواند وضعیت کلی بیمار را تشخیص دهد. اما در طب عملی این دانش باید در کلاس آموخته شود که به وسیله دستورات و نسخهها، بیمار هدایت شود.
,در قدیم طبیبان مریضی را اینگونه بیان میکردند که «هرگاه فعلی از مجرای طبیعی انجام نشود مرض رخ داده است.
,امور طبیعیه ازارکان، امزجه، اخلاط، اندام، ارواح، قوی و افعال تشکیل شده است.
,هرگاه مرضی در بیمار رخ میداد؛ طبیب با تجربهای که داشت به نوع اختلال در قوی، ارواح، اندام، اختلاط، امزجه و ارکان بیمار پی میبرد.
,سپس با تغییر دادن ارکان بیمار توسط غذاها، داروها، حجامت، فصد و زالو درمانی اقدام به بهبود وضعیت بیمار میکرد.
,این روند به کمک توجه به دلایل و علایم بیماری و اسباب و علل آن امکان پذیر است.
,بررسی عناصر و اختلاط
,عناصر اربعه از آتش- گرم و خشک-، هوا- گرم و تر-، خاک- سرد و خشک- و آب -سردو تر- تشکیل شده است.
,بدن انسان نیز مانند سایر موجودات و کاینات از این چهار عنصر تشکیل شده است. بدن انسان از چهار خلط: صفرا-گرم و خشک-، دَم یا خون-گرم و تَر-، سودا -سرد و خشک- و بلغم-سرد و خشک- تشکیل شده که در هر انسانی تناسب و تعادل این چهار خلط متفاوت است. تعادل این چهار خلط در بدن هر کس به مفهوم برابری کمی این چهار خلط نیست بلکه منظور تناسبی است که به مزاج و طبع وراثتی فرد بستگی دارد.
,تعریف مزاجها
,مزاج عبارت از چنان کیفیتی است که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد به وجود میآید مانند اختلاط هوا با آب، یا آتش با خاک و... که حاصل این اختلاط میتواند همان پیدایش گرما، سرما، خشکی، تری در طبیعت ما باشد.
,به عبارت دیگر از اختلاط فیزیکی و شیمیایی این عناصر ساده طبیعت با یکدیگرکیفیتی به نام مزاج به وجود میآید.
,هرگاه حاصل این اختلاط کیفی متضاد - گرمی، سردی، خشکی و تَری- در ترکیب خود با یکدیگر مساوی باشد مزاج معتدل به وجود میآید؛ اما اگر در ترکیب نامساوی باشد، مزاج غیر معتدل خواهد شد.
,به عنوان مثال: مزاج سودا که در آن سردی بیشتر از گرمی و خشکی بیشتر از تَری است مزاجی سرد و خشک محسوب میشود.
,اگر چه از ترکیب این کیفیات متضاد میتوان بینهایت طبح و مزاج استخراج کرد ولی به وطر خلاصه انسان یا طبع معتدل دارد و یا طبع دَمَوی، سودایی، بلغمی، صفرایی و یا ترکیبی از این دو به دو و یا سه به سه دارد که در این صورت طبع و مزاج شخص به سمت پیچیدگی و اختلال پیش میرود.
,در صورت عدم رعایت اصول سالم زیستن مانند تغذیه نامناسب، حرکت و سکون نامناسب، خواب و بیداری نامناسب و... با غلبه یک یا چند خلط در بدن مواجه میشویم که علایم غلبه اخلاط فوق را در بدن انسان در زیر میآوریم.
,۱-غلبه صفرا:
,در این غلبه فرد علایم مانند: باریک بودن بدن، گرمی زیاد از حد، سر کوچک، شانههای جمع شده، پوست خشک، بینی بزرگ، کم مو، پوست متمایل به زرد، عدم تمایل به شیرینی جات و چربیها، تمایل به ترشی جات، آکنههای پوستی زیاد، احساس خشکی در بینی، تشنگی مفرد، سوزش سر دل، بروز لکههای سفید و قوهای در صورت و بدن، علاقه به خوردن یخ وآب یخ، تند خویی و بهانه گیری و حس بویایی و چشایی قوی و علائم دیگر دارد که مانند آتش است و فرد مبتلا به غلبه صفرا بیقرار، خروشان، گرم و خشک میشود که برای اعتدال آن باید سرد وتر تجویز کرد.
,۲-غلبه دَم:
,در این غلبه فرد علایم مانند: سرخی رنگ و رخسار و زبان، پوستی گرم و مرطوب، وجود دمل و جوش در بدن، سرعت رشد مو زیاد، تمایل به خوردن گوشت و شیرینی، سنگینی سرو بدن، احساس خستگی، خواب زیاد، اندام درشت، ناسازگار با محیطهای گرم، قوای بالای جنسی و جسمی، ریزش مو در وسط سر، علاقه به ترشی جات، خون ریزی لثه و وجود جوشهای ریز در پیشانی و گرده و علائم دیگر دارد.
,۳-غلبه سودا
,در این غلبه فرد علایم مانند: موهای فرفری ریز و خشک، کمتر تاس میشوند، بینی کوچک، ناخنهای خشک، تیرگی دور چشم، تمایل به شوری جات، شکاک و وسواسی، اهمیت افراطی به ظاهر خود، درون گرا، پوست خشک و تیره، سفیدی زود رس موها، توان جنسی کم، بینشاط و یبوست شدید، سوزش هنگام ادرار و فکر زیاد و برخی علایم دیگررا دارد.
,۴-غلبه بلغم:
,در این غلبه فرد علایم مانند: رنگ روشن پوست، سفیدی و نرمی پوست و بدن، سردی و رطوبت پوست، عرق سرد، سردی دست و پا، زود سفید شدن موها، میل جنسی ضعیف، جاری شدن آب دهان در هنگام خواب، تنگی نفس، تپش قلب، ریزش مو، خستگی زودرس، سرما گریز و تمایل به شیرینی جات و برخی علائم دیگر را دارد.
,۵-غلبه توام اخلاط
,حالت پنجمی هم وجود دارد که امروز به دلیل تهامهای فرهنگی، غذایی، آلودگی هوا، انسان دچار نوعی اختلاط اخلاط با یکدیگر شده و فرد دچار نوعی شخصیت مجهول جسمی و روحی میشود که وقتی به تنهایی بررسی میشود با هیچ کدام از غلبههای چهار گانه قبلی انطباق کامل و جز به جز ندارد.
,اما وقتی دو به دو یا سه به سه بررسی میکنیم میبینیم که از هر یک از اخلاط مطرح شده چیزی در وجودمان است. مهمترین کار این است که بررسی شود بیمار سردی طبع دارد و یا گرمی و سپس بررسی شود تَر مزاج است و یا خشک مزاج و در نهایت بهترین بررسیها برای تشخیص طبع، شناخت طبع غالب اشخاص است و اینکه ببینیم کدام خلط در بدن غلبه دارد که بقیه به آن اندازه غلبه ندارند؛ آنگاه شروع به درمان خلط غالب مینماییم.
,۶-اعتدال مزاج:
,اینگونه افراد سراسر وجودشان در اعتدال است. دفع مواد زاید در آنها معتدل است و از مجرای عادی خود بیرون میریزند.
,اعتدال در لامسه، گرمی، سردی، خشکی، تری، نرمی، سختی، سفیدی مایل به سرخی، فربهی، لاغری ولی اندکی گرایش به فربهی دارند.
,رگهای شخص معتدل مزاج نه بسیار برجسته و نه فرو رفته در گوشت است. موهای این افراد از نظر پر پشتی، کمی، تجعد و صافی معتدل است. خواب و بیداری شخص معتدل است و حرکت اندامها با سهولت انجام میگیرد. انسانهای معتدل مزاج فوق العاده کم پیدا میشوند و بر اساس نظریاتی، تمامی انسانها گرایش به یک مزاج دارند و در قالب مزاج خود میتوانند به اعتدال برسند.
,راههای آسان برای تشخیص طبع غالب:
,در مطالب فوق یاد گرفتیم که بعد از چهار طبع، صفرا، دَم، سودا و بلغم طبع پنجمی نیز وجود دارد که به آن طبع معتدل گفته میشود و بیشتر این طبع در افراد خاص معنوی و وابستگان به درگاه الهی دیده میشود.
,حال چه اشخاصی سرد مزاج و چه افراد گرم مزاج هستند؟ در بین گرم مزاجان کدام گروه صفراوی مَزاج و کدام گروه دموی مزاج هستند؟ در بین سرد مزاجان کدام گروه بلغمی مزاج و کدام گروه سوداوی هستند؟
,باید در شورع کار سرد مزاجی را از گرم مزاجی تفکیک کنیم. بعضی از مردم فکر میکنند سرد مزاجی همان است که انسان میل جنسیاش کم باشد و با اینکه وقتی سردی میخورد حالشان بدتر میشود یعنی خوردن سردی به آنها نمیسازد یا اینکه انگشتانشان دایم سرد است؛ ولی وقتی خوب فکر میکنند میبینند که از حالات گرمی نیز چیزهایی در وجودشان دیده میشود. به عنوان مثال گاهی با خوردن گرمی حالشان بد میشود و میپرسند بالاخره ما گرم مزاج هستیم و یا سرد مزاج؟
,اینک روشی را به شما یاد میدهیم که در ابتدا تشخیص سردی مزاج از گرمی مزاج را برای شما آسانتر میکند این است که، آیا در بیشتر حالات شما، لباس زیاد میپوشید با خیر؟ (به خصوص در زمستان) زیرا کسانی که طبع سرد دارند تحمل سرما را ندارند و کسانی که طبع گرم دارند تحمل گرما را ندارند؛ لذا بر این اساس سه دسته افراد را میتوان شناسایی کرد:
,۱-افرادی که به طور واضح سرد مزاجند و معمولا بیشتر از دیگران لباس میپوشند.
,۲-افرادی که گرم مزاجند و کمتر از دیگران لباس میپوشند.
,۳-بالاخره افرادی که در زمستان لباس زیاد و در تابستان لباس کم میپوشند.
,حال با توجه به این تقسیمات، گروه اول به طور واضح گرم مزاج، و گروه سوم هم به طور واضح فقط در فصل زمستان و پاییز سرد مزاج محسوب میشوند؛ زیرا گرم مزاجها در همه فصول طبعی گرم دارند و در زمستان هم نمیتوانند لباس زیادی بپوشند.
,پس نتیجه میگیریم، سرد مزاج کسی است که یا به طور واضح و در همه فصول طبعی سرد دارد و یا اینکه در فصول سرد، طبعی سرد دارد. گرم مزاج نیز کسی است که در همه فصول طبع گرمی دارد و در اکثر اوقات سال لباس زیادی نمیپوشد.
,حال در بین سرد مزاجها، گروه بلغمی کسانی هستند که در چهار فصل احساس سرما میکنند؛ ولی گروه سوداوی مزاج، خیلی احساس سردی نمیکنند و در برخی از فصول سال حالت سرما دارند.
,در بین گرم مزاجها، گروه صفراوی مزاج، همیشه و در چهار فصل حرارت بدنش بالاست و همیشه از گرما شاکی است؛ اما گروه دموی مزاج، فقط در فصول بهار و تابستان از گرما شاکی هستند و در مابقی سال احساس بدی ندارند.
,۱-صفراویها در تمام فصول سال، به خصوص در فصل تابستان حرارت بدنشان بالاست، آن قدر که در هیچ فصلی نیاز به پوشیدن بدن خود ندارند.
,۲-دمویها فقط در فصول گرم سال (تابستان) حرارت بدنشان بالاست ولی در پاییز و زمستان به لباس گرم احتیاج پیدا میکنند.
,۳-بلغمیها افرادی هستند که در تمام فصول سال به خصوص زمستان احتیاج مبرم به پوشیدن لباس گرم دارند (زیرا مزاج زمستان سرد وتر است(.
,۴-سوداویها هم مثل دمویها فقط در فصول سرد سال یعنی پاییز و زمستان به لباس گرم احتیاج دارند و در سایر فصول بر خلاف بلغمیها، خیلی احساس سردی نداشته و حالت عادی دارند.
,۵-بالاخره گروه پنجمی وجود دارد که اگر چه با یکی از شرایط گفته شده فوق منطبق است. اما قسمتی از بدنشان (مانند نوک انگشتان دست) همیشه سرد و یا همیشه گرم (مثل کف پا) است.
,ادامه دارد....
,انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه